تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۳۳۴۷
گفتگوی از رسالت با علی‌اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور مطرح شد:

 محمدعلی حکیم
* یکی از ضعف های بلاانکار دولت نهم ضعف در عرصه اطلاع رسانی است. آیا به نظر شما دولت نهم یک دولت رسانه گریز است یا اینکه ما شاهد پدیده ای تحت عنوان رسانه های دولت گریز هستیم؟
** دولت نهم اصولایک دولت پرکار است و عناصر اصلی آن نیز بیشترین اهتمام و تلاش خود را برای به نتیجه رساندن تصمیمات و پی جویی انجام بهینه اقدامات به کار می بندند لذا وقت و انرژی چندانی برای بیان و انعکاس رسانه ای کارهای انجام شده، نه باقی می ماند و نه آنها تمایلی از خود برای این منظور نشان می دهند. آنها ذاتا اهل تبلیغ و تبیین و ارتباط با دستگاه های خبری و تبلیغاتی نیستند و بیشتر دوست دارند فرصت ها را صرف به سرانجام رساندن کارهای بر زمین مانده بکنند. آقای خاتمی تجربه مدیریتی قبل از ریاست جمهوری را در دوران تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کسب کرده بود و عناصری که بعدا با او همراه شدند عموما افرادی از بخش های مطبوعاتی و رسانه ای این وزارتخانه بودند و به همین دلیل مشاهده کردیم که کار رسانه ای در دولت آقای خاتمی بسیار بیش از نیاز واقعی دولت و مردم بود و البته این کار رسانه ای به دلیل عدم مراقبت به سرعت تبدیل به کار سیاسی شد و رسانه هایی که باید در خدمت مردم باشند عملادر خدمت یک جریان سیاسی یا افراد وابسته به یک جریان سیاسی قرار گرفتند و همین رسانه ها امروز به جای اطلاع رسانی درباره خدمات و فعالیت های گسترده دولت نهم، مردم را از دانستن اخبار و گزارش های مربوط به کارهای دولت محروم می کنند و چون در موضع مخالفت با دولت قرار گرفته اند، عملارسالت و وظایف خویش را نیز فراموش کرده و دیگر نمی توانند در نقش یک رسانه ارتباط جمعی، ظاهر شوند.
* اساسا در منظومه فکری دولت نهم چه تعریفی از رسانه ها و مطبوعات وجود دارد؟
** مطبوعات در زمره وسایل ارتباط جمعی محسوب می شوند و یک مسئولیت مهم و خطیر ملی برعهده آنها نهاده شده است. در واقع ملت ایران برای تصمیم گیری درباره سرنوشت خود نیازمند کسب اخبار و اطلاعات صحیح و دقیق از نحوه فعالیت مجموعه دستگاه ها و نهادهایی است که هرکدام از آنها مامور به انجام بخشی از امور کشور هستند و مهمترین و اصلی ترین رکن در نظام اسلامی که ماموریت های گسترده و سنگینی برعهده آن گذاشته شده، قوه مجریه است. مردم رئیس جمهور را انتخاب می کنند و دولت با رای نمایندگان مردم تشکیل می شود و ثروت ملی و سرمایه های عمومی برای انجام یکسری وظایف مهم و کلان در اختیار دولت گذاشته می شود. مردم حق دارند بدانند که منتخبین و نمایندگان آنها وظایف و مسئولیت های خود را چگونه به انجام می رسانند؟ چه کارهایی صورت گرفته و چه نتایجی در برداشته اند یا به عنوان مثال، برای آینده جوانان در زمینه های مختلف چه تصمیماتی اتخاذ شده است؟ بنابراین هزاران نوع اطلاعات وجود دارد که مردم حق دارند به آنها دسترسی داشته باشند تا بتوانند اولاامور عادی زندگی خود را تنظیم کنند و ثانیا در بزنگاه های مختلف براساس این اطلاعات به اتخاذ تصمیم درباره سرنوشت خود بپردازند. نظر به اهمیت و ضرورت این موضوع، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آزادی عمل مطبوعات مورد تاکید قرار گرفته است.
این آزادی از آن جهت مورد تضمین قرار گرفته است که رسانه های ارتباط جمعی بتوانند به صورت آزاد و فقط در چارچوب حفظ منافع ملی و رعایت حقوق مردم، به نشر اخبار و انعکاس گزارش های مربوط به فعالیت های دستگاه های مختلف بپردازند و اطلاع رسانی به مردم به شکل صحیح، دقیق، صریح، صادقانه، بی طرفانه و فارغ از تمایلات جناحی و سیاسی، انجام شود. به این ترتیب می خواهم تاکید و تصریح نمایم که اصلی ترین کار یک رسانه ارتباط جمعی یا یک روزنامه، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به مردم، آن هم بر پایه دفاع از منافع ملی و حقوق مردم است و از آنجا که دولت اصلی ترین تولیدکننده اطلاعات در کشور محسوب می شود و منشا انجام فعالیت های گسترده ای در کشور است به طور طبیعی باید در مسیر تعامل با رسانه های ارتباط جمعی قرار گیرد اما متاسفانه شاهد آن هستیم که طیف مهمی از رسانه های خبری کشور به جای انجام رسالت و وظیفه ملی خود در انعکاس فعالیت های دولت، در برابر آن صف آرایی کرده اند. ما فکر می کنیم که چنین رفتاری، رسانه ارتباط جمعی را با بحران هویت مواجه می کند و اصالت و ماهیت آن را به چالش می کشد.
* آیا اهتمام ویژه ای در دولت نهم نسبت به نشریات استانی و تخصصی وجود دارد و هدف اصلی از آن چیست؟
** نشریات استانی یا محلی نیز سهم در خور توجهی در فضای اطلاع رسانی کشور برعهده گرفته اند و به نظر می رسد که آنها بیش از نشریات سراسری نیازمند حمایت هستند. وضعیت حقوق خبرنگاران و گزارشگران این نشریات بسیار ناچیز است. البته توجه داشته باشید که مسئولیت سازماندهی این مسائل با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و اکنون زمان آن فرا رسیده است که مسئولان ذیربط در این وزارتخانه، برای حمایت از نشریات محلی و خبرنگاران آنها، به اتخاذ تصمیم بپردازند.
* نوع رفتار دولت را با نخبگان رسانه ای و روزنامه نگاران چطور ارزیابی می کنید؟
** نخبگان رسانه ای اصطلاح جدیدی است که در سوال شما به چشم می خورد و مفهوم روشنی را به دست نمی دهد. دولت و رسانه ها، اعضای یک خانواده اند. ما روزنامه نگاران خوب و توانمندی در کشور داریم که باید مجال بروز و ظهور استعداد و ظرفیت های قلمی خود را پیدا کنند. روزنامه نگار باید آزاداندیش و مستقل از جریان های سیاسی و گروهی باشد تا بتواند به درستی بیندیشد و بهترین و ناب ترین اندیشه ها را برای رشد و شکوفایی فکری جامعه ارائه کند.
* اخیرا مقام معظم رهبری از بی بند و باری نقدهای علیه دولت بخصوص در مطبوعات گلایه کردند. به نظر شما این فضای بی بند و بار متاثر از چه عواملی است؟
** شاید بتوان گفت که سرمنشا بی بند و باری در حرف زدن، نوشتن و موضع گیری در برابر دولت، به رفتار و هویت برخی از جریان های سیاسی و گروهی بر می گردد، جریان هایی که می خواهند یک شبه ره صدساله را طی کنند. آنها تصور می کنند که در این کشور می توان با یک چشم برهم زدن به قدرت دست یافت. بنابراین با هیاهو، هوچی گری و جنجال سیاسی و تبلیغاتی در صدد تضعیف دولت و تقویت به اصطلاح موقعیت خود بر می آیند.
البته از احزاب و گروه ها انتظار نداریم که دولت را مورد حمایت قرار دهند اما رفتار اغلب آنها در قبال دولت، قابل دفاع نیست. تقریبا تمامی احزاب و گروه های سیاسی دارای روزنامه هستند، بنابراین وقتی رفتار مخالفت آمیز آنها در برابر دولت، ماهیت رسانه ای پیدا می کند، با یک بی بند و باری در حرف زدن و نوشتن مواجه می شویم که به طور طبیعی مایه نگرانی و دغدغه خاطر بزرگانی مانند رهبر عزیز انقلاب را فراهم می سازد.
این باور و برداشت که احزاب و جریان های سیاسی به طور ذاتی و ماهیتی حق دارند بر سر هر موضوعی با دولت مخالفت کنند، صحیح نیست. این نگاه حتی در کشورهای مادی گرای غربی نیز اعمال نمی شود. من تصور می کنم که برخی جریان ها و افراد، هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده اند و به همین دلیل آنها یک بی بند و باری رفتاری و گفتاری را از خود بروز می دهند.
* ظهور روزنامه های نو پدید اصولگرای حامی دولت حاوی چه پیامی است؟ و آیا دولت در کارکردهای رسانه ای خود در حال تجدید نظر کردن است؟
** همان قدر که رفتار روزنامه های مخالف دولت را نمی پسندم، با شکل گیری روزنامه های حامی دولت نیز موافق نیستم. اگر این روش پسندیده و موثر بود، روزنامه ها و روزنامه نگاران پرتعداد حامی دولت آقای خاتمی باید می توانستند نظر مردم را با نامزد مورد علاقه دولت همراه کنند و دیدیم که چنین نشد. رسالت و ماموریت روزنامه، بسیار مهمتر و ارزشمند تر از وظایف و رسالت یک حزب برای دستیابی به قدرت است. روزنامه کارش مخالفت یا حمایت از دولت نیست. کارش اطلاع رسانی دقیق، درست، شفاف، جامع، بی طرفانه و سریع درباره رویدادهای مختلف است و اصحاب رسانه نباید نظرات خود را در فرایند اطلاع رسانی دخالت دهند. این امر به معنای آن نیست که آنها نظر خود را منعکس نکنند بلکه به معنای آن است که ستون سرمقالات یا یادداشت سردبیر یا صفحه مقالات محل مناسبی برای انعکاس دیدگاه مسئولان رسانه درباره مسائل مختلف است.