تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۳۳۴۸

رانی امیری
مترجم: مهشید بابایی
با از بین رفتن امید برای برقراری مجدد آتش بس میان حماس و اسرائیل - حتی با این فرض که تحریم غذا، سوخت و دیگر کمک های بشردوستانه به غزه که از چندین ماه قبل از پایان آتش بس، نقض مفاد آن نبوده - قبل از آغاز حملات هوایی به غزه، از گزارش ها چنین بر می آمد که دولت ایهود اولمرت به طور فزاینده خود را برای تهاجمی زمینی به غزه آماده می کند. قبل از حمله خبرگزاری آسوشیتدپرس، به نقل از مقامات وزارت جنگ اسرائیل که نخواسته اند نامی از آنها برده شود گزارش داد اگر به خاطر هوای نامساعد نبود، حملات هوایی و بعد از آن تهاجم زمینی به غزه شروع شده بود.
با توجه به احتمال چنین تهاجمی، مارکوس برای سرمقاله ای که در روزنامه هاآرتص نوشت این عنوان را برگزید:”آیا سیاستمدارانی که برای جنگ غزه فشار می آورند افتضاح لبنان را فراموش کرده اند؟”
در واقع تردیدی نیست که سیاستهای دوره انتخابات و جنگ 33 روزه ژوئیه 2006 لبنان در هر تصمیم گیری نظامی در اسرائیل اثر گذار است.
رقبای اصلی انتخابات فوریه 2009 اسرائیل، برای جانشینی اولمرت مستعفی، بنیامین نتانیاهو از حزب لیکود وتزیپی لیونی وزیر امور خارجه فعلی از حزب کادیما هستند.
درست مانند سالهای گذشته، معیاری که کاندیداهای تمام انتخابات در اسرائیل با آن ارزیابی می شوند، سوابق امنیتی (یعنی جنگی) آنها است. اما چهره های راست افراطی مثل نتانیاهو نیازی ندارند که سوابق جنگی خود را به رخ کسی بکشند، چرا که عمری را به جنگ و خونریزی سپری کرده و از این راه نان خورده اند.
آنهایی که در این خصوص سوابق کمتری دارند هم - مثل لیونی- به همان اندازه خطرناک هستند، چرا که باید ثابت کنند آنها هم می توانند قوانین بین المللی را به رخ دیگران بکشند اما خودشان اراضی دیگران را غصب کنند، و بگویند بلایی که بر سر مردم تحت اشغال می آید تقصیر خودشان است و مهمتر از همه اینکه باید نشان بدهند می توانند به راحتی خون فلسطینیان را بریزند. حالاکه این طور است پس چه میدان آزمایشی بهتر از غزه؟
سوالی که در عنوان سرمقاله مارکوس مطرح می شود پرسش معقولی است که باید در مورد جنگ 33 روزه از دولت اسرائیل پرسید. تلاش این رژیم در تابستان سال 2006 برای نابودی حزب الله یک اشتباه بسیار بزرگ و شکستی تمام عیار بود. چون نه تنها حزب الله توانست در برابر حمله اسرائیل مقاومت کند، بلکه محبوبیت این جنبش در جهان عرب بیش از پیش شد. برعکس به همان اندازه خرد شدن تصویر غیرقابل شکست بودن نظامی اسرائیل برای این رژیم زیان آور بود.
اولمرت که قطعا شکست مفتضحانه در جنگ لبنان را فراموش نکرده است. در واقع، او این شکست را خیلی هم خوب به یاد دارد. خود همین ممکن است دلیل دیگری برای حمله به غزه باشد: یعنی آبروئی رفته که باید احیا شود.
او مصمم است از هر فرصتی برای جبران اشتباهات 2006 خود استفاده کرده و جایگاه سابق نیروهای مسلح اسرائیل - و خودش - را در داخل و خارج باز می گرداند.
اولمرت فکر می کند که این بار شرایط فرق دارد. اول به خاطر اینکه تصور می کند حماس به اندازه حزب الله سازمان یافته، منظم و به لحاظ نظامی توانا نیست. دوم آنکه او فکر می کند بعد از ماهها محاصره شدید، غزه به اندازه کافی برای حمله نرم شده و مردم آن که در این مدت از غذا، دارو و سوخت محروم بوده اند توان مقاومت نخواهند داشت.لیونی اخیرا به مصر رفته بود تا به بهانه بحث در باره تمدید توافق آتش بس با حسنی مبارک گفتگو کند. در آن دیدار بعد از آنکه اسرائیل تقاضای نیم بند مبارک برای تمدید آتش بس را رد کرد، او مودبانه از اسرائیل خواست تا در قبال غزه از خود “خویشتن داری” نشان دهد.
معمولاو در ظاهر، رهبران عرب به خاطر تحریم جنایتکارانه بر این باریکه از دیدار با یک مقام بلند پایه دولت اسرائیل بیزارند چه رسد به اینکه در کلام حرمت آنها را هم نگهدارند. اما مصر نه تنها با مسدود نگاه داشتند مرز خود با غزه در رفح، با اسرائیل در محاصره مردم مظلوم این منطقه همدست بوده، بلکه ظاهرا برای حمله به غزه به اسرائیل چراغ سبز هم نشان داده است.
به گزارش روزنامه القدس العربی چاپ لبنان، عمر سلیمان، رئیس سازمان جاسوسی و اطلاعات مصر، به تازگی با آموس گیلاد، رئیس اداره دیپلماتیک - امنیتی وزارت جنگ اسرائیل ملاقات کرده است. سلمان به گیلاد گفته که مصر با تهاجم محدود اسرائیل به داخل خاک غزه با هدف سرنگونی حماس مخالفت نخواهد کرد.
بدین ترتیب صحنه برای حمله هوایی و تعرض زمینی به غزه آماده شد.
در اسرائیل توان رهبری با ریختن خون فلسطینیان نشان داده می شود. با حمله به غزه، اسرائیل قصد دارد وجهه مخدوش نیروهای مسلح خود را بازسازی کند، اگر چه این تهاجم علیه جمعیتی تحت محاصره و گرسنگی کشیده صورت می گیرد. مصر هم مانند دیگر سران عرب کناری ایستاده و با تحسین نظاره گر کشتار مردم بی دفاع غزه است. و نهایتا توان قابل ملاحظه روح انسان برای مقاومت در برابر تعرض و اشغال پیروز خواهد شد.