هرچه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیکتر میشویم، بار دیگر نگرانیها نسبت به سلامت روند برگزاری انتخابات مشهودتر میشود هرچند که فعالان سیاسی اصلاحطلب معتقدند باور تاریخ از این نگرانیها عرصه را برای حضوری منسجم و موثر فراهم کرده است. در این راستا اسماعیل جبارزاده نماینده ادوار مختلف مجلس معتقد است که اصلاحطلبان با معرفی کاندیدای واحد و ارائه برنامههای خوب و اجرایی میتوانند مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند و هرچند که وی تشکیل شورای حکمیت را برای تحقق این هدف مهم میداند ولی به انتقاد از رسانهای شدن رایزنیهای جریانهای اصلاحطلب برای تشکیل این شورا میپردازد. از سوی دیگر او در پاسخ به انتقاداتی که به اعلام کاندیداتوری مهدی کروبی بیان میشود، معتقد است که باید به قدردانی از جسارت و مسئولیتپذیری او پرداخت نه اینکه به بهانههای واهی و غیرمنطقی چنین حرکتی را نکوهش کرد. او حتی تاکید کرد که امیدوار است دیگر بزرگان نیز مشابه چنین حرکاتی را انجام دهند.
*به نظر شما آیا عرصه برای ورود اصلاحطلبان به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم مناسب است؟
**فعالیت سیاسی و مبارزه انتخاباتی جزو ذات جریانات سیاسی است و احزاب و تشکلها در همه عرصههای سیاسی که انتخابات هم بخشی از آن است ملزم به حضور و فعالیت هستند و اما جواب سوال شما که آیا عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم برای ورود اصلاحطلبان مناسب است، باید عرض کنم که عرصه همیشه توسط رقیب انتخاباتی تنگ میشود و طبیعی است که جریان سیاسی حاکم حداکثر تلاش خود برای کمرنگ کردن حضور رقبا را انجام دهد. معتقدم اگر وضعیت موجود را مطلوب نظام کشور و مردم نمیدانیم باید در تغییر آن تلاش کرد و در این مقطع مهمترین کاری که باید در دستور کار تشکلهای سیاسی مخالف وضعیت موجود قرار گیرد مناسب کردن عرصه برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم است. یعنی اگر عرصه را برای حضور مطلوب نمیبینند باید در بهبود آن تا آنجایی که در توانشان هست تلاش کنند.
*با توجه به تغییری که در فضای سیاسی کشور روی میدهد برخی نسبت به برگزاری انتخابات آینده نگران هستند. شما فکر میکنید که عرصهای برای رقابت برابر اصلاحطلبان و اصولگرایان فراهم باشد؟
**برگزاری انتخابات سالم همیشه از دغدغههای مسئولان کشور و سیاسیون بوده و هست و خواهد بود چرا که همیشه برگزارکنندگان انتخابات تعلق سیاسی خاص خود را داشته و جریان رقیب نگرانی از اعمال سلیقه و دخل و تصرف در آرای مردم دارند. آنچه که میتواند سلامت انتخابات را تضمین کند حضور حداکثری مردم و نظارت گسترده از طرف مراجع ذیصلاح و نمایندگان کاندیداها در مراکز شمارش و ثبت آرا و نیز امانتداری رای مردم توسط مجریان است. معتقدم تغییر نتیجه آرا و خدای نکرده دخل و تصرف در آرا در حضور حداقلی مردم امکان پذیر است. آنچه سلامت انتخابات را بیمه میکند، حضور حداکثری و سرازیر شدن مردم پای صندوقهای رای است که همانند سیلی خروشان هر پاره سنگ و مانعی را از سر راه برمیدارد. یادآور میشوم انتخابات 2 خرداد سال 1376 را که حضور پرشور مردم اجازه فکر اخلال در انتخابات را از سرها بیرون کرد هرچند آقای هاشمی ریاست جمهوری وقت نیز حساسیت لازم و کافی در این موضوع را داشتند. امیدوارم در انتخابات آینده نیز چنین اتفاق مبارکی به وقوع بپیوندد.
*شما به برگزاری انتخابات سالم خوشبین هستید؟
**من قلبا آدم خوشبینی هستم و مجریان انتخابات اعم از وزارت کشور و شورای نگهبان را افرادی متدین و با وجدان میدانم. تصور نمیکنم حق یک کاندیدا را ناحق و آرای او را به نام دیگری ثبت کنند یا آرا را نخوانند و در شمارش ملحوظ نکنند. هر فرد مسلمانی معتقد است خداوند بصیر، شاهد و ناظر همه اعمال ما است و در محضر خدا دخل و تصرف در آرای مردم ذنب لایغفر است. امیدوارم دستاندرکاران موضوع و اهمیت قضیه حفاظت از رای مردم را که امانتی است در دست مجریان انتخابات به آنان تذکر دهند و از طریق همه ابزارهایی که قانون تعیین کرده است بر رفتار و عملکرد آنان نظارت و کنترل دقیق داشته باشند.
*این فضای سیاسی آرای مردم به نفع کدام جناح سیاسی است. آیا مردم نسبت به اصلاحطلبان تمایل دارند یا خیر؟
**مردم ما ثابت کردهاند اصلا اهل تعارف و رودربایستی نیستند. میزان برای مردم عملکردها است نه شعار و وعدههای توخالی. ثابت کردهاند جریان حاکم را بر اساس عملکردش میسنجند. اگر نمره قبولی آورد، مجددا انتخاب میکنند وگرنه به سراغ دیگری خواهند رفت همچنان که در گذشته این کار را بارها و بارها تکرار کردهاند. در شرایط فعلی تصور میکنم عملکرد دولت نهم را با وعدههای انتخاباتی دوره گذشته آقای احمدینژاد مقایسه خواهند کرد و نیز عملکرد این دولت را با دولت قبلی یعنی دولت آقای خاتمی و گروهی نیز که سنشان اقتضا میکند با دولت سازندگی آقای هاشمی و حتی دوران آقای مهندس موسوی و زمان جنگ قیاس خواهند کرد. به این صورت که دولت نهم در چه شرایط اقتصادیای روی کارآمد و عملکردش چه بود و دولتهای آقایان خاتمی، هاشمی و موسوی چه زمانی به قدرت رسیدند و وضعیت کشور در چه حالی بود، چه کارهایی انجام دادند و سادهتر بگویم مقایسه میکنند که با نفت بالای یکصد دلار کشور چگونه اداره شد و وضع معاش مردم چگونه بود و در دوران بازسازی اقتصادی و سیاسی و دوران جنگ چگونه زندگی میکردند؟ از هر شهروند منصفی سوال کنید، قاعدتا جواب خواهید شنید که وضع ما در دولتهای قبلی بهتر از دولت حاضر است. لذا من فکر میکنم در انتخابات آینده اگر اصلاحطلبان منسجم و با برنامه در صحنه حاضر شوند، مورد اقبال مردم قرار گیرند.
*این روزها بسیاری مطرح میکنند که انسجام اصلاحطلبان و ارائه کاندیدای واحد از سوی آنها منجر به موفقیت قطعی آنها خواهد شد. آیا شما به این امر معتقد هستید؟
**منطقا معرفی کاندیدای واحد و با برنامه خوب و اجرایی و واقعبینانه کار مردم را راحت میکند و انتخاب را برای آنان آسان میکند. قبول میفرمایید تعدد کاندیدا قبل از اینکه به نفع رقیب سیاسی باشد کار انتخاب توسط مردم را مشکل میکند و از طرفی اگر همه اصلاحطلبان در یک نفر به توافق برسند، طبیعی است که از تفرق نیروها جلوگیری شده و قدرت رقابت بالا میرود. اما اینکه کاندیدای واحد منجر به موفقیت قطعی میشود را من قبول ندارم. در عالم سیاست و مخصوصا از نوع جهان سومیآن چیز قطعیای نداریم. موفقیت الزامات دیگری هم دارد که بخشی از آن در دست سیاسیون و بخش دیگر آن خارج از حیطه تصمیم و نفوذ آنان است. لذا معتقدم کاندیدای واحد شانس موفقیت را بالا میبرد.
*برخی این روزها مطرح میکنند که عملکرد نامناسب دولت نهم سبب شده حتی منتقدان اصلاحات به این جریان رای دهند. حتی آرای خاموش نیز در سبد اصلاحطلبان جای گیرد. نظر شما در اینباره چیست؟
**اگر اصلاحطلبان موفق به دعوت مردم پای صندوق رای شوند این اتفاق میافتد ولی اگر به هر دلیلی مردم از حضور در پای صندوق خودداری کنند یا حضور کمرنگ شود طبیعتا انتظار چنین حالتی بعید است. لذا مشارکت حداکثری و تشویق مردم به حضور، رسالت بسیار بزرگی است که جریانات سیاسی میهن دوست عهده دارند.
*تشکیل شورای حکمیت تا چه اندازه به انسجام اصلاحطلبان کمک میکند؟
**از طرح این موضوع در اخبار و رسانهها بسیار متاسفم چرا که معتقدم تشکیل شورای حکمیت و یا هر روش دیگر که منجر به رسیدن به کاندیدای واحد شود بحث درون تشکیلاتی و درون سازمانی است. این اخبار و توفیق یا عدم توفیق آن و کشمکشها و بحثها و مناظرات داخل گروههای اصلاحطلب بیشتر از آنکه طرفداران اصلاحات را خوشحال کند مطمئنا رقیب را امیدوار میکند. اگر به حافظه خود مراجعه کنید از بحثهای داغ و چانهزنیهای داخلی جریان راست و اصولگرا معمولا خبری به بیرون درز نمیکند و اگر هم اخباری علنی شود در جهت گمراه نمودن جریان رقیب است. لذا معتقدم بحث شورای حکمیت از رسانهای بودن خارج شود و در داخل گروههای اصلاحطلب موضوع پیگیری و نتیجه حاصله جهت اطلاع افکار عمومی، اعلام شود.
*این روزها برخی در میان اصلاحطلبان به انتقاد از عملکرد حزب اعتماد ملی میپردازند و معتقدند که اعلام کاندیداتوری دبیر کل حزب اعتماد ملی باعث بروز اختلاف در میان اصلاحطلبان و تعدد کاندیدا میشود. آیا شما این انتقادات را وارد میدانید؟
**به نظرم فلسفه تشکیل حزب، حضور کامل در عرصه سیاست با شناسنامه مشخص، برنامه، اهداف و مرامنامه است؛ کاری که در نظام پارلمانی از اوجب واجبات است. متاسفانه در کشور ما این مهم را عدهای اعتقاد ندارند و عده دیگر در مواقع نیاز از آن بهره جسته و بعد از عبور... از پل آن را بد میدانند و از آن برائت میجویند. اگر از من سوال شود بزرگترین مشکل سیاسی کشور و عدم توفیق و علت عدم پاسخگویی مسوولان در قبال عملکردشان چیست، من خواهم گفت نبودن چند حزب قدرتمند و پای کار در کشور است. انتظار این است که بزرگان قوم و عالم سیاست که تعدادشان هم خیلی زیاد نیست جمع شوند و متناسب با افکار و سلایق خود دو الی سه حزب قوی و مقتدر و پاسخگو تشکیل دهند و هر کدام بالا سر حزبی بایستند و با اعلام برنامه و مرام خود به مردم فعالیت شان را آغاز کنند. مطمئنم که آن موقع وضع کشور از اینکه هست بهتر خواهد بود. حداقل نفع آن این است که هر حزب قویترین و کارآمدترین مهرههایش را به صحنه رقابتهای انتخاباتی وارد میکند. با این تفاسیر اگر اینک کسی در این وادی سخت قدم نهاده و مسئولیت پذیرفته و خطر کرده و حزبی تشکیل داده و در راس آن قرار گرفته و آماده حضور و پاسخگویی است آیا باید از چنین اقدامی تشکر و قدردانی کرد یا به بهانههای واهی و غیرمنطقی چنین حرکت مبارکی را نکوهش نمود؟
اعتقاد دارم جسارت و مسئولیتپذیری جناب آقای کروبی قابل تحسین است. انشاءالله که دیگر بزرگان نیز مشابه چنین حرکتی که منجر به تاسیس حزب و فعالیت سرسختانه آن در وادی سیاست باشد را ادامه دهند اما اینکه حرکت جناب آقای کروبی باعث اختلاف در بین اصلاحطلبان شده را نمیپذیرم. شترسواری دولادولا نمیشود؛ حزب باید در عرصه سیاست حضور قوی داشته باشد و از نشانههای حضور جدی و مقتدرانه آن معرفی کاندیدا است. جریانات سیاسی مجاز به سردرگم کردن مردم نیستند. جریانات سیاسی مجاز به بلاتکلیف نگهداشتن مردم نیستند. موکول کردن حضور و یا عدم حضور به دهها اما و اگر نشانه ضعف کاندیدا و یا ضعف تشکل سیاسی است. مرد و مردانه هر حزبی اگر به نفوذ خود در بین مردم و به برنامههای خود و اقبال مردم از خود، یقین دارد باید خود را به جامعه و افکار عمومی عرضه کند. حرکت جناب آقای کروبی را بنده از این جنس میدانم و با تمام وجود به تصمیم ایشان و شهامتشان احترام میگذارم. اگر دیگر دوستان اصلاحطلب نیز چنین شرایطی در خود احساس میکنند موظف به اعلام هستند. بنده به عنوان فردی اصلاحطلب از شنیدن این خبر یعنی کاندیداتوری جناب آقای کروبی خوشحال شدم چرا که حداقل یک نفر رسما به میدان آمده و صحنه رقابت خالی نیست. اخبار واصله از دیگر عزیزان هر روز دچار تغییر است. روزی میشنویم آمدن قطعی شد و روز دیگر عکس آن. به هر حال اگر لطف خداوند بزرگ شامل حال شد و تعداد کاندیداهای اصلاحطلب از یک نفر بیشتر شد آن موقع زمان رایزنی درون سازمانی و درون تشکیلاتی اصلاحطلبان فرا میرسد که براساس بررسیهای میدانی و صرفه و صلاح کشور و ملت و دیگر مصلحتها که رعایت آنها اجتنابناپذیر است باید جملگی از کاندیدای واحدی حمایت کنیم که شانس بیشتری برای موفقیت و کسب آرای مردم دارد.
*نظر شما درباره اعلام کاندیداتوری جناب آقای کروبی چیست؟
**همان طوری که عرض کردم، امر مبارکی است. من سالها افتخار همکاری ایشان را داشتم و با روحیات فردی، عشق به امام(ره) و نظام و انقلاب این بزرگوار آشنایی کامل دارم. عشق این مرد بزرگ امام(ره) و راه امام(ره) است. ایشان تعامل بسیار خوبی با همه نیروهای انقلاب دارند. در مجلس ششم شاهد بودم که چقدر با نمایندگان عضو جناح اقلیت مجلس ضمن حفظ مواضع سیاسی صمیمیبودند. منش سیاسی ایشان را اعتدال و حفظ ارزشهای انقلاب و خدمت خالصانه به مردم دیدم. معتقدم چنین تفکری میتواند از همه پتانسیلهای کشور بدون سیاه و سفید کردن و خود و غیرخودی دانستن افراد استفاده کند سعهصدر ایشان الگویی است برای همه کسانی که آقای کروبی را میشناسند.
*به نظر شما انسجام اصلاحطلبان چه تاثیری بر آرایش سیاسی اصولگرایان دارد؟
**طبیعتا آرایش سیاسی و وحدت اصلاحطلبان اثر مستقیم در وحدت جناح راست خواهد داشت. همان طوری که بعضی از اعضای منتخب به این جریان نیز اعلام کردهاند و من وحدت و تمرکز جناح رقیب را هم خیر میدانم هر چه رقابت سیاسی جدیتر باشد و طرفین محکم و منسجم عمل کنند به نفع کشور است چرا که در این صورت هر دو جریان سیاسی کشور سعی میکنند قویترین و کارآمدترین نفر خود را معرفی کنند و به این ترتیب، در صورت پیروزی هر یک از آنها حداقل میتوان مطمئن شد که فرد کاردان و لایق و شایستهروی کار آمده است هر چند سلیقه سیاسی با طرف مقابل متفاوت باشد. به عبارت دیگر پیروزی رقیب سیاسی قدر و توانمند بهتر است از پیروزی فردی ضعیف و نالایق هر چند همسو و هم اردوگاه سیاسی ولی مملکت بر باده ده.