تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۷۳۳۶۵

محمدعلی سبحانی سفیر پیشین ایران در لبنان
برای ترسیم سفر میشل سلیمان رئیس‌جمهور لبنان در جغرافیای سیاسی این کشور به ایران باید بازگشتی به وضعیت لبنان در طول سالیان اخیر داشته باشیم. سال 1975 میلادی به دنبال اختلافاتی که در لبنان در اثر وجود گروه‌ها و فرقه‌های مختلف احزاب سیاسی، حضور فلسطینی‌ها و تاثیر این حضور در مسائل قومیتی رخ داد، جنگ داخلی نیز شروع شد که صدمات و لطمات جبران‌ناپذیری را به لبنان وارد آورد و در مدت بسیار کوتاهی بیروت بسیار زیبا و دل‌انگیز را به مخروبه‌ای تبدیل کرد. در این جنگ تاسیسات گردشگری و تفریحی مغازه‌ها و ساختمان‌ها از بین رفت. این جنگ داخلی تبعات دیگری نیز داشت و منجر به جنگ 1982 اسرائیل شد؛ چرا که اسرائیلی‌ها معمولا زمانی به لبنان حمله می‌کنند که احساس کنند لبنان در آتش جنگ و اختلافات داخلی سوخته است. در سال 1982 دو سوم لبنان به اشغال اسرائیل درآمد و لبنان از یک سو در جنگ داخلی سوخت و از سوی دیگر در یک جنگ نابرابر صدمه دید.
تشکیل مقاومت مردمی ‌و ملی که در راس آن ‌حزب‌الله حضور داشت باعث شد اسرائیلی‌ها از بخش عظیمی ‌از سرزمین لبنان خارج شوند اما هنوز لبنانی‌ها به انسجام نرسیده بودند تا اینکه در سال 1990 طائف عربستان میزبان همه گروه‌های لبنان بود تا این گروه‌ها خود را بازسازی کنند. با این توافقنامه جنگ داخلی به پایان رسید و لبنان دوباره تلاش کرد جایگاه خود را در جهان عرب و خاورمیانه و نقطه مرکزی اتصال شرق و غرب بازیابد. در سال 1990 میلادی لبنان در وحدت به سر برد و دوباره به لبنان دل انگیز تبدیل شد تا جایی که از نتایج مثبت این چند سال وحدت و یکپارچگی در سال 2000 میلادی، خروج اسرائیل از لبنان بود تا آنجا که ثمره شیرین وحدت در کنار سازندگی‌ها و زیبایی‌هایی دوباره در لبنان به دست آمد. ثمره شیرین این وحدت پیروزی دوباره لبنان بود و آنجا بود که اسرائیل در حقیقت غیر از اینکه از فشارهای مقاومت تحت فشار بود ناامیدی از تفرقه در لبنان او را به سمت خروج از لبنان کشید. این راه درست اما تا زمانی ادامه پیدا کرد که رفیق حریری ترور شد.
ترور رفیق حریری که قبلا در یادداشتی 11سپتامبر خاورمیانه تعبیر شد، به اختلافات منطقه‌ای و لبنانی دامن زد و به دنبال این مساله، سوریه متهم شد. در پی این واقعه، سوریه نقشی که در ایجاد توازن در لبنان داشت را از دست داد و با خسارت‌هایی لبنان را ترک کرد. با خروج سوریه، لبنانی‌ها تجربه جدیدی را بدون سوریه آغاز و سعی کردند وحدت خود را به دست بیاورند.
به جای وحدت اما اختلاف‌ها شعله‌ور شد و اسرائیل از این اختلاف‌ها شبیه با تجربه جنگ سال 1382 استفاده و به لبنان حمله کرد. حمله اسرائیلی‌ها هرچند با توجه به آمادگی ‌حزب‌الله نتوانست برای آنان دستاوردهایی را داشته باشد ولی کیست که نداند چه خسارت بزرگی بر لبنانی‌ها وارد شد. اختلاف‌نظر‌ها تا توافقنامه دوحه قطر ادامه یافت. توافقنامه‌ای که می‌توان آن را طائف 2 یا مکمل طائف دانست. پیمان قطر توانست دوباره وحدت را به لبنانی‌ها بازگردانده و رئیس‌جمهوری را براساس توافق و تفاهم همه گروه‌ها انتخاب کند. آثار این توافقنامه را می‌توان در اتفاقات اخیر لبنان نیز شاهد بود؛ از جمله اینکه سعد حریری به عنوان بزرگ‌ترین قدرت گروه 14 مارس با سیدحسن نصرالله که تا دیروز با هم اختلاف داشتند دیدار می‌کند. به این ترتیب لبنانی‌ها به طور جدی به دنبال حفظ وضعیت جدید خود هستند تا اجازه ندهند اختلافات داخلی بهانه‌ای برای نیروهای خارجی باشد. همان وضعیتی که متاسفانه در این چند ساله اتفاق افتاده و نیروهای اثرگذار خارجی، لبنان را به صحنه رقابت و حتی درگیری خود تبدیل می‌کردند و فشارهای آمریکایی‌ها برای آرامش نیافتن بر همگان روشن شد. با این تجربه میشل سلیمان رئیس‌جمهور و سیاستمداران لبنان در کنار گفت‌وگوهای داخلی برای تکمیل وحدت داخلی و برای ایجاد بسترهای مناسب برای پیشرفت در لبنان به یک دیپلماسی بین‌المللی و منطقه ای دست زده‌اند. در دیپلماسی بین‌المللی طبیعتا لبنان سعی می‌کند به جهان نشان دهد که مستقل عمل می‌کند و دولت لبنان نه تنها دولت گروهی و حزبی و تحت تاثیر یک جریان نیست بلکه یک دولت ملی است.
این توفیقی است که لبنانی‌ها توانسته‌اند در سطح بین‌المللی به دست بیاورند. این کشور در سطح منطقه‌ای نیز رویکرد جالبی را طراحی کرده است. لبنان با نگاه به مهم‌ترین و تاثیرگذارترین قدرت‌ها در تحولات خاورمیانه سفر به کشورهای منطقه از جمله ایران، عربستان سعودی، سوریه، مصر و ایران را در دستور کار خود قرار داده تا به همه نشان دهد که با هیچ کشوری مخالفتی ندارد و کمک همه کشورهای منطقه را برای ثبات و توسعه آرامش می‌خواهد. سفر میشل سلیمان به ایران نیز در این شرایط سیاسی، اجتماعی و تاریخی انجام می‌شود. از سوی دیگر ایران نیز طبیعتا از وجود آرامش و وحدت در لبنان استقبال می‌کند. هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران با آرامش و وحدت لبنان مخالفتی داشته باشد. ممکن است گاهی تاکتیک‌های اشتباهی را در چند سال گذشته شاهد بوده باشیم اما به طور کلی سیاست ایران در جهت وحدت لبنان گام برداشته است. ایران همواره به دنبال این بوده که صرفا با شیعیان لبنان دوستی نداشته باشد و علاوه بر این شیعیان لبنان نیز با همه گروه‌ها روابط حسنه‌ای داشته باشند. در چنین شرایطی منافع ایران و لبنان بیشتر تامین می‌شود. آنچه می‌توان در این میان توجه داشت این است که لبنان می‌تواند ثبات و امنیت را به منطقه ارزانی دهد یا حداقل به این ثبات کمک کند.