تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۷۳۳۷۶
گفت‌وگو با حسن بیادی سخنگوی جمعیت آبادگران جوان؛
آزاده محمدحسین مقدمه: ورود مهندس حسن بیادی به عرصه سیاسی از انتخابات شورای دوم آغاز شد. چهره ناشناخته ای که با حضور در لیست آبادگران به سمت نایب رئیس شورای شهر رسید، اکنون از منتقدان تشکل حامیان دولت تحت عنوان رایحه خوش خدمت است و آن را خطرناک و رفرا ندومی زودرس برای دولت می داند. نایب رئیس شورای شهر بزرگ ترین دستاورد شورای دوم را تغییر رویکرد بدنه شهرداری نسبت به خدمت رسانی به مردم دانسته و دو شهردار منتخب این شورا را کارآمد و اصولگرا معرفی می کند. او معتقد است: <تلاش کردیم تعامل خوبی با دولت داشته باشیم، البته یک تشکل حامی صرف دولت نیستیم.> او می گوید: <معتقدم آقای احمدی نژاد در انتخابات آتی در قالب حزب و گروه نمی آید و در واقع مثل انتخابات سال 84 عمل می کند و اگر برخی اصولگرایان می خواهند روی فردی به غیر از احمدی نژاد اجماع و از فرد دیگری حمایت کنند، باید هرچه زودتر تصمیم خود را بگیرند.>او پیش بینی می کند اصلاح طلبان و اصولگرایان در انتخابات آتی ریاست جمهوری با دو کاندیدا وارد عرصه خواهند شد. گفت وگو با حسن بیادی نایب رئیس شورای شهر تهران و سخنگوی جمعیت آبادگران جوان را با هم می خوانیم.

* بد نیست از اینجا شروع کنیم که ارزیابی شما از فضای سیاسی اجتماعی فعلی کشور چیست؟ به نظرتان فضا برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم مناسب است؟
** هر چه به انتخابات نزدیک تر می شویم شور و حال مردم، گروه ها و احزاب برای حضور در انتخابات بیشتر می شود و این تجربه را در سی سال گذشته شاهد بوده ایم. هر سال که می گذرد این شور و شوق بیشتر می شود که شاید یکی از دلایل آن موقعیت جهانی ایران و تهدیدهای موجود علیه ما و همچنین رشد فکری، اجتماعی و سیاسی کشور در سی سال گذشته باشد. از یک سو مردم همیشه در صحنه بوده اند و از سوی دیگر دنیا به خاطر استقلال و عدم وابستگی ما نیز دست از سرمان بر نخواهد داشت، زیرا استکبار به دنبال دهکده جهانی است و اگرچه در تحقق این اهداف تاکنون شکست خورده است، اما همچنان به دنبال این است که هدف خود را محقق کند. به این دلیل فکر می کنم با توجه به روحیه استکبارستیزی و انقلابی مردم ایران، آنان همواره در صف مبارزه با ما خواهند بود. به همین دلیل مردم ما هم همیشه در صحنه حضور دارند و خیلی کم پیش آمده که به انتخابات بی رغبتی نشان دهند، فقط در انتخابات شورای دوم شهر حضورشان کم فروغ بود، آن هم به این دلیل که در شورای اول علی رغم همه محاسنی که وجود داشت، در سال سوم به دلیل ورود به مسائل جناحی، حزبی، گروهی و سیاسی به صحنه شورا و بی توجهی به حقوق مردم و نیز انحلال شورای شهر تهران، مردم تهران رغبتی به حضور پرشور در صحنه انتخابات شورا نشان ندادند. الان هم فضای انتخاباتی بسیار مناسب تر است و نسبت به دوره های گذشته از لحاظ اخلاق سیاسی هم تا اینجا بهتر بوده است. الان تخریب کمتر از دوره های گذشته است و بیشتر انتقاد و نقد انجام می شود، که این نقادی هم برای مسئولان و مدیران اجرایی جامعه مفید است. ریاست جمهوری متعلق به مردم است و ملت باید فرد را انتخاب کنند، اینگونه نیست که بگوییم ریاست جمهوری مانند انرژی هسته ای حق مسلم کسی است. این حقوق را نمی شود از افراد دیگر سلب کرد و این یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است. البته باز بودن دایره کاندیداها نیز خوب نیست، باید تعداد معقولی برای کاندیداتوری وجود داشته باشند تا مردم هم گیج و سردرگم نشوند.
* با این حساب، آیا با تعداد چهره هایی که تاکنون مطرح شده اند، محدودیت مورد نظر شما تامین شده است؟
** ممکن است 200 نفر ثبت نام کنند، اما آیا باید همه آنان را کاندیدا کنیم؟ طبیعی است که این کار منطقی و عقلایی نیست و در هیچ جای دنیا هم اتفاق نیفتاده است. در کشور ما هم نباید اتفاق بیفتد.
* منظور من این است که از مجموع دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا چند نفر در نهایت کاندیدا خواهند شد؟ مثلااز جناح شما چه کسانی به عنوان کاندیدای نهایی معرفی می شوند؟
** من جناح ندارم، اصولگرا هستم.
* به هرحال اصولگرایی یک جریان فکری است و شما هم به این جریان پایبندید.
** من به جریان حزبی وصل نیستم، تفکر را قبول دارم. به هر حال نظر شخصی من این است که هم جریان اصولگرایی، دو نفر کاندیدای نهایی خواهد داشت و هم جریان اصلاحات.
* این افراد چه کسانی هستند؟
** هنوز دقیقا مشخص نشده است. افرادی که از جریان اصولگرایی مطرح هستند، آقایان احمدی نژاد، چمران، قالیباف، پورمحمدی، جهرمی و ابوترابی هستند. البته آقای احمدی نژاد مثل قبل در قالب هیچ حزب و گروهی نخواهد گنجید؛ یعنی قبول نخواهد کرد که از طریق حزب و گروه خاصی بیاید.
* ولی ممکن است شما درباره ایشان به اجماع برسید؟
** شاید هم برسند.
* ببینید آقای بیادی، شما عضوی از جریان فکری اصولگرا هستید...
** من دارم شخصی مصاحبه می کنم.
* به هرحال آقای حسن بیادی تعلق فکری به جریان اصلاح طلب که ندارند، دارند؟
** خیر، ولی الان به عنوان یک کارشناس سیاسی در اینجا حضور دارم.
* بسیار خب، ولی کارشناسی که تفکر اصولگرایی دارد.
** بله.
* بنابراین از اخبار و تصمیم های این جریان فکری آگاهید. با این حساب اصولگرایان بیشتر درباره چه کسی وحدت نظر دارند؟
** هنوز به نتیجه نرسیده اند. به مصادیقی در این حد که نام شان مطرح شود رسیده اند ولی به این مرحله که کدام یک از این افراد مناسب ترند، نرسیده اند. هیچ گروهی به این مرحله نرسیده است. گروه های اصلاح طلب و اصولگرا، رقیب یکدیگرند و با رصد همدیگر، متناسب با یکدیگر و با محاسبه، فرد مورد نظرشان را انتخاب می کنند و وارد صحنه انتخابات می شوند، چون هر کس که می آید باید صاحب رای باشد. اگر قرار است انتخابات برگزار شود، آزاد هم برگزار شود کسی که می آید باید رای بیاورد. اینکه چه کسی خوب و محبوب است یک شاخصه است، اما نکته مهم میزان رای آوری اوست. مردم شاید خیلی ها را دوست داشته باشند ولی حاضر نباشند به ریاست جمهوری آنها رای مثبت دهند. این موضوع هم در اصولگرایان هست، هم در اصلاح طلبان.
* ولی اصلاح طلبان دست کم تا الان، بر سه نفر بیش از بقیه تاکید دارند...
** درست است، البته یک نکته را باید یادآور شوم که من آقای کروبی را اصولگرا می دانم زیرا ایشان جزو نیروهای اصلی انقلاب ما هستند. فکر می کنم از جریان اصلاح طلبی فعلاآقای خاتمی مطرح هستند. من حتی آقای میرحسین موسوی را مانند آقای کروبی جزو نیروهای انقلاب و اصولگرا می دانم.
* یعنی معتقدید اگر این دو نفر در نهایت در صحنه انتخابات بمانند و کاندیدا شوند، اصولگرایان پشت سر آنها قرار می گیرند؟
** احتمال دارد میرحسین موسوی را اصولگراها هم مطرح کنند، اگر بخواهد بیاید ؛چون آقای موسوی خادم انقلاب و این ملت بوده و مردم از زمان نخست وزیری ایشان خاطره های خوشی دارند؛ مخصوصا رزمندگان و بسیجی ها. همینطور احتمال دارد از آقای کروبی هم برخی اصولگراها حمایت کنند. به هر حال در جامعه ایشان را افرادی اصلاح طلب نمی دانند، البته ممکن است به اسم گروه خاص اصولگرا هم نشناسند اما به هر حال تفکر هر دو این بزرگواران تفکر امام(ره) است و شاگردان امام اکثرا اصولگرا هستند و به قول مقام معظم رهبری اصولگرای اصلاح طلبند.
* اگر بر فرض آقایان خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی کاندیدا شوند، وضعیت جبهه اصولگرایی چه خواهد شد؟
** با توجه به مجموعه برداشت های من تصور می کنم اصلاح طلبان اگر آقای خاتمی نیاید، یک فرد معتدل مثل میرحسین موسوی را انتخاب می کنند. میرحسین فردی معتدل است و شاید آن ائتلاف ملی که گروهی مطرح می کنند، با حضور ایشان محقق شود.
* پس شما معتقدید امکان دارد حضور فردی مثل میرحسین منجر به تشکیل کابینه وحدت ملی شود؟
** البته شاید بعضی ها این نظر را نداشته باشند، ولی بالاخره این نظر وجود دارد.
* با این حساب طرح تشکیل <دولت وحدت ملی> پیشنهاد بدی نیست؟
** نه، اصلا.
* پس دلیل این همه مخالفت با آن چیست؟
** من مخالفتی ندیدم!
* ولی بسیاری از همفکران شما از اساس طرح چنین پیشنهادی را مطرود دانستند و حتی در بعضی اظهارنظرها از آن به توطئه هم تعبیر کرده اند؛ در حالی که اولین بار چنین طرحی را آقای ناطق نوری مطرح کردند.
** من هم قبلاچنین پیشنهادی را داده بودم؛ طرح تشکیل کمیته ائتلافی. من این کمیته را برای انتخاب مصداق پیشنهاد کردم و گفتم باید مورد حمایت همه احزاب و گروه ها باشد و کسی که در این کمیته انتخاب می شود باید به اهداف این کمیته ائتلافی متعهد باشد، نه اینکه انتخاب شود و برود.
* این کمیته که هیچ وقت تشکیل نشد؟
** خیر، متاسفانه.
* فکر می کنید زمینه ساز تشکیل چنین کمیته ای چیست؟
** با توجه به نیازهای جدی به این مساله باید این تفکر شکل بگیرد و فرهنگ آن جا بیفتد و لازم است از مدیریت های اتوبوسی پرهیز کنیم.
* به نظر شما احزاب و گروه های سیاسی ما چنین ظرفیتی دارند که به سمت تشکیل این ائتلاف ها بروند.
** به نظر من در کشور ما گروه های اتوبوسی و چپ و راستی جواب نداد. مثلادر سال های اول ریاست جمهوری آقای خاتمی، هزاران نفر را جابه جا کردند که آسیب بزرگی به سرمایه های نیروی انسانی کشور خورد. زمان آقای احمدی نژاد هم همین اتفاق افتاد؛ با اندکی کم و زیاد. به نظر من صاحبان تفکری که بخواهد سرمایه های نیروی انسانی را از بین ببرد، نباید روی کار بیایند؛ مگر خودشان را اصلاح کنند و اصلاحات شان را هم به مردم اعلام کنند و بگویند در چه مواردی اشتباه کرده اند. کسانی که می خواهند نامزد ریاست جمهوری شوند باید اهداف شان را براساس سند چشم انداز بیان کنند و به آن پایبند باشند، در حالی که متاسفانه تاکنون اینگونه بوده که می آمدند اهداف را می گفتند اما به آن پایبند نبودند. در حال حاضر نیز اوضاع بهتر از قبل نیست و عدم پایبندی به برنامه محسوس است.
* حالاچه ضمانتی وجود دارد که کاندیدای ریاست جمهوری دهم به اهداف سند چشم انداز پایبند باشد؟
** کمیته ای که من پیشنهاد کرده بودم برای همین ضمانت ها بود. تا زمانی که رابطه قانونمند بین چنین کمیته هایی و کاندیداها وجود نداشته باشد، هدف مورد اشاره ما محقق نمی شود. یک دلیل هم می تواند این باشد که هنوز در کشور ما علی رغم اینکه مساله تحزب نیاز جامعه ماست احزاب و گروه ها نتوانسته اند جایگاه ویژه خود را به دست بیاورند. فکر می کنم اگر خیلی خوشبینانه به این قضیه نگاه کنیم 20 درصد از جایگاه احزاب محقق شده است. درواقع افراد با یک گروه خاص سر کار می آیند ولی هر کاری که خودشان می خواهند، می کنند. مجلس هم همینطور است. شاید بخشی از این ایراد هم به مجلس برمی گردد، چون مجلس هم با برنامه ها پیش نمی رود و گاهی در مقابل بی برنامگی ها واکنش مناسب نشان نمی دهد.
* برگردیم به بحث انتخابات. آرایش سیاسی گروه های اصولگرا چگونه است؟
** من هم به اصولگرایان انتقاد دارم، هم به اصلاح طلبان. معتقدم این گروه ها برنامه ارائه نمی دهند، در حالی که لازم است برای ورود به صحنه انتخابات حتی افراد کابینه را هم معرفی کنند و بگویند با چه برنامه هایی می خواهند بیایند. برنامه ها نباید رویایی و واهی بوده و باید براساس سند چشم انداز باشد.
* به نظر می رسد در جریان اصولگرا تعدد کاندیدا مشکل ساز شده است...
** شاید یک دلیل آن این باشد که آقای احمدی نژاد در این جریان نمی گنجد، به همان دلیل که آقای کروبی در بین اصلاح طلبان نمی گنجد.
* اجازه بدهید، سوال من چیز دیگری است؛ ضمن اینکه در افکار عمومی آقای احمدی نژاد به عنوان یک چهره اصولگرا شناخته می شود، نه اصلاح طلب. سوال من این بود که آیا با این تعداد کاندیدا، اصولگرایان به اجماع می رسند؟
** درباره دو نفر به اجماع می رسند.
* فکر می کنید حتما یکی از آن دو نفر آقای احمدی نژاد است؟
** بله.
* یک نفر دیگر چه کسی است؟
** فعلا نمی شود گفت.
* اما وقت چندانی برای معرفی یک کاندیدای دیگر نمانده است.
** هنوز وقت هست و گروه های هر دو طرف تا یک ماه دیگر تکلیف خود را روشن می کنند.
* اصولگرایان به سازوکار مشخصی برای اجماع رسیده اند؟ چیزی شبیه مدل 665 یا مدل های دیگر؟
** بالاخره گروهی شکل خواهد گرفت، گروهی مثل 443 یا 552، ولی هنوز شکل نگرفته است.
* اخیرا در بین اصولگرایان، بحث عبور از احمدی نژاد هم مطرح شده است و به نظر می رسد این جریان فکری و دست کم بخشی از آن به این نتیجه رسیده که می شود به کسی به جز احمدی نژاد هم فکر کرد. آبادگران جوان با این موضوع چگونه برخورد می کنند؟
** به نظر من بحث عبور، جالب نیست. تا وقتی انتخابات ما آزاد است، عبور یعنی چه؟ هر که صلاحیت دارد باید کاندیدا شود. اگر می دانند آقای احمدی نژاد مناسب است، باید اجماع کنند و او را نگه دارند، اگر قبول ندارند، می توانند یک نفر دیگر را هم معرفی کنند. در بین اصلاح طلبان هم همین گونه است. به نظر من عبور کلمه خوبی نیست، اگر عبور از کنار باشد، کار درستی است ولی اگر قرار باشد با تخریب و کوچک کردن از روی کسی عبور کنیم، کار درستی نیست.
* منظور من این است که به جز احمدی نژاد به فرد دیگری هم فکر می کنید؟
** اگر فکر کنیم منجی کشور یک نفر است که به بن بست رسیده ایم. در حال حاضر در بین اصولگرایان ظرفیت های زیادی برای احراز پست ریاست جمهوری ایجاد شده است و افراد توانمندی داریم که می توانند در این پست انجام وظیفه کنند ولی به هر حال انتخاب نهایی با مردم است که همه باید از این رای شرعا و عرفا حمایت و حفاظت کنند.
* آبادگران جوان از چه کسی حمایت می کند؟
** هنوز به مصداق مشخصی نرسیده ایم، ولی احتمال دارد به فردی به جز آقای احمدی نژاد هم برسیم.
* جایگاه تشکل آبادگران جوان در نمودار گروه های اصولگرا کجاست؟
** جمعیت آبادگران جوان یک نهال است و نمی توان از آن انتظارات زیادی داشت، هر چند که در چند انتخابات گذشته اثرات زیادی داشته است. طبیعتا این تشکل که سه سال است پا گرفته نمی تواند همپای تشکل هایی که 50 سال، 20 سال، 10 سال و... سابقه دارند عمل کند. گروه هایی مثل موتلفه اسلامی، جمعیت ایثارگران، جامعه اسلامی مهندسین و جبهه پیروان خط امام و رهبری سال هاست که دارند کار حزبی می کنند ولی ما تازه شروع کرده ایم و متاسفانه هنوز مجوزمان را هم نداده اند و می گویند باید نام تشکل را عوض کنید.
* راستی، چرا از آبادگران زمان شوراها جدا شدید؟
** جدا نشدیم. آن آبادگران تشکل نداشت؛ تفکر بود. زمان شوراها یک گروه جمع شدند و نام شان را گذشتند ائتلاف آبادگران. الان هم از آن گروه فقط من در آبادگران جوان حضور دارم.
* ائتلاف آبادگران زمان شوراهای دوم به سرعت شکل گرفت، فعال شد و درنهایت هم توانست در انتخابات شوراها، آنگونه که می خواست موفق شود. اما الان این گروه ها نفوذ آن زمان را ندارد. چرا؟ آیا می تواند به این دلیل باشد که گروهی از آنها وارد مجلس شده و تعدادی نیز به دولت راه یافته اند؟
** به نظرم بسیاری از آنها که از طریق آبادگران به مجلس و دولت راه پیدا کرده اند از این تفکر خوب استفاده نکرده اند اما در شورا از این تفکر استفاده شد و اثرات آن نیز کشوری بود. همین اندازه که نمایندگان شورا (آبادگران) توانستند آمار شکایت های مردمی را پایین بیاورند و روحیه خدمت و خدمتگزاری را در جامعه رواج دهند، رضایت عمومی مردم را جلب کنند و تفکر و رویکرد مردم را به شهرداری و مدیریت شهری عوض کنند کار بزرگی بود. هنوز هم اگر آن تفکرات در مسائل اجرایی وارد شود، بسیار تاثیرگذار خواهد بود. در شورای دوم، دو شهردار انتخاب کردیم که هر دو نیز به لحاظ انجام امور شهری موفق بودند. این نشان می دهد که آن تفکری که وجود داشت درست بوده، یعنی احساس را کنار گذاشته و واقعیت ها را در نظر گرفته است. اگر قرار بود احساساتی عمل کنیم، نباید آقای قالیباف را که رقیب کاندیدای ما بود انتخاب می کردیم؛ در حالی که ایشان برای شهردار شدن شاخص های مناسب بسیاری داشت. مجموعا شورای دوم حرکت های ارزنده بسیاری داشت که تا شورای سوم هم ادامه یافته است. در شورای سوم علی رغم اینکه افرادی از تفکرات مختلف را درون خود جای داده اما مانند گذشته بدون تخریب و اختلاف بنیادی به خدمت رسانی ادامه می دهد.
* باز هم برگردیم به اردوگاه اصولگرایان. به نظر می رسد در مقایسه با سال 83 و آماده سازی فضا برای انتخابات ریاست جمهوری نهم، امسال تشتت میان اصولگرایان بیشتر شده است؟
** به نظر من اینطور نیست. در آبان سال 83 هم اصولگرایان درباره 4 کاندیدا توافق کرده بودند، الان هم تعدادی از کاندیداهای احتمالی مطرح شده اند.
* ولی 4 نفر سال 83 کاملاقطعی شده بودند، در حالی که الان اینگونه نیست و فقط نام هایی مطرح می شوند.
** آن موقع 4 نفر مطرح شدند که البته در اصول انتخاباتی 4 نفر هم عدد خوبی نیست ولی درنهایت 2 نفر به نفع بقیه کنار رفتند؛ در حالی که در اردوگاه اصلاح طلبان همه کاندیداها باقی ماندند که طبیعتا کار درستی هم نبود و بعدها متوجه شدند اشتباه کرده اند. با این تفسیر، به عقیده من این دوره تشتت کمتر از دوره های قبل خواهد بود و همانطور که گفتم اصولگرایان به دو نفر می رسند، اصلاح طلبان هم همینطور.
* به نظر شما مدل پیشنهادی جبهه پیروان خط امام و رهبری برای انتخابات مجلس هشتم می تواند برای انتخابات ریاست جمهوری دهم هم پاسخگو باشد؟
** اصلا. من قبلاهم گفته ام که آن گروه 6655) موفق نبودند و اگر دوباره وارد صحنه شوند، به دلیل سهم خواهی به طور قطع ضریب موفقیت برای اجماع کمتر خواهد شد.
* مدل موفق نبود یا گروه؟
** هر دو. به نظر من کمیته ائتلافی پاسخگو خواهد بود. اگر احیانا گروهی هم بخواهد شکل بگیرد، باید از افرادی باشد که در جامعه اثرگذار بوده و مردم آنها را قبول داشته باشند و به آنها اعتماد کنند.
* آیا شخصا با پیشنهاد کابینه ائتلافی موافقید؟
** اگر چنین دولتی براساس تفکر واقعی اصولگرایی، آنچنان که مقام معظم رهبری می فرمایند پا بگیرد، مناسب است. دولت ائتلافی نباید سهمیه ای باشد و فردی هم که قرار است روی کار بیاید علاوه بر تعهد به تفکر واقعی اصولگرایی و تلاش برای احقاق حق ملت، باید براساس شایسته سالاری انتخاب شود.
* به نظر شما وضعیت اصلاح طلبان چگونه خواهد بود؟
** به نظرم اصلاح طلبان به دو گزینه می رسند؛ یکی آقای کروبی و یک نفر دیگر از اصلاح طلبان.
* فکر می کنید رقابت در انتخابات ریاست جمهوری بین دو اصولگرا باشد یا یک اصولگرا و یک اصلاح طلب؟
** نمی توانم پیش بینی کنم ولی عقلایی این است که رقابت بین یک اصولگرا و یک اصلاح طلب باشد.
* آیا شرایط و امکانات برگزاری انتخابات برای هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا یکسان است؟
** حتما این طور نیست؛ همانطور که در زمان آقای خاتمی نبود. یعنی هر که دولت در دستش است، امکانات در دستش است.
* ولی یکی از مهم ترین امکانات رسانه ملی است که عمدتا دست یک گروه خاص است.
** البته همیشه هم داشتن امکانات عامل موفقیت نیست، همانطور که برای اصلاح طلبان در دوره ای اینگونه نبود، مانند انتخابات شوراها که همه امکانات دست شهرداری و روزنامه های دوم خردادی بود اما نتوانستند پیروز شوند. در حالی که ما مجموعا 70 عدد بنر بزرگ در تهران زدیم و تمام هزینه تبلیغات ما 15 نفر در سال 81، به100 میلیون تومان هم نرسید اما موفق شدیم. مردم ما باهوشند فقط به امکانات توجه ندارند. گاهی تبلیغات و مظلوم نمایی ها نتیجه عکس می دهد.
* در میان اصولگرایان چه کسانی کاندیدای نهایی خواهند بود؟
** آقایان قالیباف، چمران و احمدی نژاد.
* شانس رای آوری این افراد بیشتر است یا شانس حمایت گروه های اصولگرا از آنان؟
** شانس رای آوری شان. چون جایگاه احزاب و گروه ها آنچنان که گفتیم 20 درصد محقق شده است.
* گفته می شود یکی از مکانیسم های انتخابات کاندیدای نهایی این است که گروه ها و احزاب اصولگرا کاندیدای خود را انتخاب و آنها را به جبهه پیروان خط امام و رهبری معرفی کنند. درنهایت این جبهه کاندیدای نهایی را معرفی کند. شما با این فرآیند موافقید؟
** من چنین چیزی نشنیده ام. اگر این تصمیم اتخاذ شده، باید به ما هم اعلام شود. ضمن اینکه سیستم اینچنینی را اصلاقبول ندارم.
* برویم سراغ عملکرد دولت نهم. عملکرد این دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟
** دولت نهم زمانی وارد صحنه شد که نیاز بود اما متاسفانه بعد از شش ماه، مسیر دولت عوض شد. اگر مسیر تفکری دولت عوض نمی شد، بسیار موفق بود، چون آن گروهی که برای این دولت کار کرده بودند، برنامه های ویژه ای داشتند، آن برنامه ها اجرا نشد، نتیجه آن این شد که می بینیم مثلاموضوع سهمیه بندی بنزین که هیچ کدام از اهداف آن به نتیجه نرسید، مانند کاهش آلودگی هوا، افزایش حمل ونقل عمومی، کاهش مصرف انرژی یا مثلاکاهش نرخ بیکاری، کاهش تورم که برعکس حتی در بعضی موارد قیمت ها 4 تا 5 برابر شد، کوچک سازی دولت و انجام کارهای بزرگ و بنیادین با توجه به سند چشم انداز. اکنون تثبیت قیمت ها هم بی معنی شده که هم باید دولت نهم و هم مجلس هفتم پاسخگو باشند.
* مهم ترین مشکل دولت نهم را چه می دانید؟
** احساسی تصمیم گرفتن و بی برنامگی، داشتن برنامه های احساسی و پوپولیستی عمل کردن.
* به نظر می آید برنامه های اقتصادی و مشکلات مربوط به آن پاشنه آشیل دولت نهم است، فکر می کنید با این احساسی عمل کردن و بی برنامگی به قول شما، مردم باز هم به دولت نهم رای خواهند داد؟
** فکر می کنم یکی از کارهای بدی که در این دولت رواج پیدا کرده این است که همه رضایت مردم را در پول دادن به آنان جست وجو می کنند. این پول دادن ها و رواج این تفکر، اقدام بسیار نامناسبی است. انگار همه مردم فقیرند و باید به آنان پول داد و کمیته امدادی دیدشان. البته برخی جاها مثل موضوع هسته ای به مردم غرور هم داده شده است. دولت در این موضوع سیاسی بازی نکرد و جلوی زورگویی ها ایستاد و از حق هسته ای ایران دفاع کرد. البته برخی کارهای دولت نهم هم قابل دفاع بوده ازجمله دور اول سفرهای استانی که کار قشنگی بود، در دوره های قبل گردش نخبگان نبود، در دولت نهم گردش نخبگان هم اتفاق افتاده اما با شایسته سالاری همراه نیست.
* اما دولت نهم در بسیاری موارد حذفی عمل کرد...
** من گفتم که سیستم اتوبوسی و حذفی را قبول ندارم، هر چند در دولت نهم کمتر اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است که بگویم حتی بسیاری از وزیران و مدیران و استانداران فعلی و معاونان شان به احمدی نژاد رای نداده بودند و من شک ندارم که در انتخابات آتی هم رای نخواهند داد.
* شما برای انتخابات آتی با گروه هایی مثل موئتلفه در جبهه اصولگرایان مذاکره خواهید کرد؟
** با همه مذاکره خواهیم کرد.
* به نظر می آید نقش جامعه روحانیت در بین اصولگرایان به سمت سکوت پیش می رود، با توجه به گرایش فکری و عقیدتی شما، به نظرتان برای انتخابات دهم، این گروه ها از حاشیه بیرون خواهند آمد؟
** مطمئنا اینگونه نخواهد شد. به نظر من درباره روحانیت کمی جفا شده است. بالاخره روحانیت در بین مردم جایگاه ویژه ای داشته اند، آنها تکیه گاه معنوی مردم هستند اما متاسفانه مسوولان اجرایی کمی بی توجهی کردند. روحانیون بعد از انقلاب در کارهای اجرایی حرکت های بزرگی کردند، اقدامات قابل توجهی داشتند اما در این چند سال به روحانیت بی توجهی شد. به نظر من دستی در کار است که بین روحانیت و مسوولان اجرایی فاصله بیندازد. حتی در دولت نهم بسیاری از مراجع از برخی رفتارها، عملکردها و منش ها اعلام نارضایتی کردند و اینها مساله ای نیست که به سادگی از کنار آن بگذریم. بالاخره روزی آثار سوء آن نمایان خواهد شد.
* وضعیت انتخاب اصلاح طلبان را چگونه ارزیابی می کنید؟ به نظر شما آمدن خاتمی اصولگرایان را در یک جبهه واحد می کند؟
** به نظر من آقای خاتمی را باید به دو گروه تقسیم کرد، خاتمی با جبهه مشارکت یا با گروه های دوم خردادی؛ این دو گونه است. آقای خاتمی با جبهه مشارکت نه تنها در بین مردم که در بین گروه های دوم خردادی هم جایگاهی ندارند، جایگاه آقای خاتمی بدون مشارکت جایگاه قابل توجهی است. البته بسیاری از اعضای کابینه آقای خاتمی از چهره های ارزشمند، ولایی و اصولگرا بودند و هنوز هم هستند.
* صریحا بفرمایید به نظر شما آمدن خاتمی اصولگرایان را به وحدت می رساند؟
** معتقدم در هر صورت اصولگرایان با دو کاندیدا می آیند.