تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۷۳۵۴۷

گروه ایران
تدبیر امام‌گونه رهبر معظم انقلاب در برخورد با شبه کودتای 18 تیر 78، تلولو دیگری از هنر رهبری و هدایت ایشان است. حادثه‌ای که با طراحی نیروهای خارجی و صحنه گردانی اپوزیسیون داخلی و بازیگری گروهی از اراذل و اوباش و تعدادی دانشجونما که بازیچه سیاست‌بازان حرفه‌ای شده بودند، اتفاق افتاد اما با اقتدار و تدبیر رهبری، بساط آن برچیده شد تا آرامش و امنیت به جامعه اسلامی ‌مان لبخند زند.
حادثه 11 سپتامبر و متعاقب آن حمله آمریکا به افغانستان و عراق هم از دیگر بحران‌هایی بود که نظام ما به سلامت از آن عبور کرد. پس از حادثه 11 سپتامبر و تشکیل ائتلافی موسوم به ائتلاف ضد تروریست و تعیین محورهای شرارت و شعار هر که با ما نیست برماست که با هدف ایجاد رعب و وحشت در ملل مسلمان و تغییر مرزهای دنیای اسلام طراحی شده بود و در برهه‌ای که قدرت‌های بزرگی چون روسیه و چین نیز از ترس برخورد، راه مماشات و همراهی را با سواره نظامان صلیبی در پیش گرفته بودند، غرش رعدآسای رهبری در شکستن صفوف جبهه متحد غرب و نشان دادن ریشه تروریسم در زائده چرکینی به نام رژیم صهیونیستی و دولت استکباری آمریکا، بیداری و خیزش دنیای اسلام را در برابر این توطئه شوم به ارمغان آورده است. در آن روزها، چه بسیار افراد و جریان‌های سیاسی بودند که در مسیر امواج اغواگرانه رسانه‌های غربی، برای رفع اتهام از خود و پرهیز از درگیری با آمریکا، پیشنهاد مذاکره و همراهی با لشکرکشی‌های آمریکا را می‌دادند و امروز پس از شکست‌ها و ناکامی‌های مستمر آمریکا در منطقه، سرافکنده از آن همه ترس و وحشت و تحلیل‌های ناروا، سر در گریبان فرو برده‌اند.
نمی ‌از یم
صیانت از آرای مردم و حفاظت از حقوق و آزادی‌های مشروع آنان در برابر خودمحوری‌ها و خودکامی‌های گروههای سیاسی و دفاع از اقلیت در برابر سلطه گری اکثریت، از دیگر هنرهای بی‌بدیل رهبری است که مانع تمرکز قدرت در یک شخص یا نهاد یا جریان خاص سیاسی شده است، حادثه‌ای که بنیان آن دربرهه‌هایی از تاریخ انقلاب توسط حزب کارگزاران و سپس حزب مشارکت پیچیده شد، اما با انگشت اشاره رهبری در هم پیچید. ارائه تعاریف جدیدی از دمکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، جامعه مدنی و...، که در سایه هوشمندی رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظری و ایدئولوژیک شیفتگان نظام لیبرال دمکراسی را به یک فرصت تازه برای نظام اسلامی ‌تبدیل کرد تا از بطن آن مفاهیم بلندی چون مردمسالاری دینی، جامعه مدنی نبوی و اصولگرایی اصلاح‌طلبانه، در خدمت تحکیم مبانی انقلاب اسلامی ‌خلق شود. مروری گذرا برفراز و نشیب‌ها و تهدید و توطئه‌های صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهی براین مدعاست که حجاب معاصرت باعث گردیده تا تنها «نمی‌ از یم» ویژگی‌ها و ظرفیت‌های شگرف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را با پوست و گوشت خود احساس کرده باشیم.
تسلط و احاطه بی‌نظیر معظم‌له بر اموری همچون مسایل نظامی، تهدیدات دشمنان، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، نیازهای نسل جوان، مطالبات و نیازهای دانشگاهها، بایسته‌های حوزه‌های علمیه، شناخت دغدغه‌های نیروهای انقلاب و درک شایسته از بایسته‌های نظام اسلامی ‌و... باعث گردیده تا حتی بدخواهان نظام نیز از این همه وسعت و جامعیت و احاطه ایشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجید و تجلیل بگشایند. هیچ فرد منصفی نمی‌تواند منکر این مهم شود که دستاوردهای نظام درعرصه‌هایی چون پیشرفت‌های هسته‌ای، موشکی، سلول‌های بنیادی، تولید داروها و واکسن‌های مهارکننده بیماری‌هایی چون ایدز و برخی سرطان‌ها، ترمیم ضایعات نخاعی، دستیابی به فناوری شبیه‌سازی، به راه افتادن نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری در حوزه و دانشگاه، دمیده شدن روحیه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرایی و... در گرو دغدغه‌ها و پیگیری‌های مستمر ایشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجویان کشور به صراحت فرمودند: اگر بودجه‌بندی کشور در دست من بود، مهمترین چیزی که من به عنوان اولویت اول به آن نگاه می‌کردم، همین مسئله پژوهش بود. امروز دنیا به پژوهش به عنوان زیربنای پیشرفت و تعالی یک جامعه نگاه می‌کند. از زمان فروپاشی ساختار نظام بین‌الملل به واسطه سقوط و اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی، منطقه خاورمیانه و رخدادهای جهانی تحولات پرآشوبی را پشت سر گذاشت. در اکثر این تحولات، ایران، یکی از حلقه‌های کلیدی آن محسوب می‌شد. عبور از گردونه‌های بسیار سخت تحولات مرهون تدابیر بسیار هوشمندانه نظام جمهوری اسلامی ‌ایران بود. در واقع بحران‌ها و رخدادهای متوالی که در طی این سالها برای جمهوری اسلامی ‌ایران رخ داد فوق‌العاده قابل توجه و بسیار حساس بود. اگر فضای تصمیم‌گیری را در سه دسته الف) سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده، ب) استراتژیک، ج) بحرانی تقسیم‌بندی کنیم، جمهوری اسلامی ‌همواره در فضای بحرانی به سر می‌برد. بنابراین تصمیم‌گیری در چنین شرایطی بسیار حساس و نیازمند تصمیم‌گیران آگاه، هوشمند، مدبر و جامع‌نگر و شجاع می‌باشد. عبور موفقیت‌آمیز از این بحرانها و تبدیل کردن آنها به فرصت‌های مغتنم از شاخص‌های بارز دیپلماسی جمهوری اسلامی ‌ایران بوده است. کنکاش در خصوص این مدیریت موفقیت آمیز نشان می‌دهد که رهبر معظم انقلاب مهمترین و بیشترین نقش را داشته است. امروز کسی تردیدی ندارد که مواضع و رویکردهای رهبر معظم انقلاب در خصوص رویدادهای مهمی‌ مانند 11 سپتامبر، حمله آمریکا به افغانستان و عراق، مقدمه‌سازی برای حمله و سرنگونی جمهوری اسلامی ‌ایران، تحریم‌ها و فشارهای ارعاب‌آمیز و دهها رخداد دیگر، نه تنها جمهوری اسلامی ‌ایران را از تهدیدات بالقوه و بالفعل دور ساختند بلکه موقعیت و جایگاه ایران را در مراتب قدرت و ثبات چه در بعد داخلی و خارجی به شدت افزایش داده‌اند.
سبک هدایت و مدیریت تحولات
با نگاهی به ویژگی‌ها و مختصات واکنش‌های رهبر معظم انقلاب نسبت به رویدادها و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی می‌توان رمز موفقیت‌های جمهوری اسلامی ‌ایران در حوزه خارجی و به ویژه عبور پیروزمندانه از بحرانها را دریافت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1ـ واکنش واقع‌گرایانه:
یکی از ویژگی‌های رهبر معظم انقلاب در واکنش به تحولات منطقه‌ای و جهانی واقع‌گرایی معظم‌له است. نمونه‌ها و مصادیق مختلفی از تحولات در طی این دوران رخ داد که در واکنش به آن دیدگاه و مواضع مختلفی از سوی گروهها و شخصیت‌های سیاسی مطرح گردید.
اکنون که فارغ از فضای پیچیده زمانی آن تحولات شده‌ایم، آشکار شده است که در صورت عدم تدبیر هوشمندانه رهبر فرزانه و اتکا به مواضع برخی از شخصیت‌ها و گروههای سیاسی، معلوم نبود که چه پیامدهای منفی متوجه جمهوری اسلامی ‌ایران می‌گردید.
یکی از این نمونه‌ها حمله آمریکا به عراق برای آزادسازی کویت بود که در آن هنگام برخی از سیاسیون چپ سیاسی کشور پیشنهاد همراهی با صدام علیه آمریکا می‌دادند. در چنین شرایطی رهبر معظم انقلاب با درک صحیح تحولات منطقه و با معیار اصول‌گرایی موضع بی‌طرفی ایران را رسما اعلام کرد. البته این بی‌طرفی به معنای سکوت در برابر جنایات ناشی از جنگ نبود بلکه در عین حال بی‌طرفی انتقادی را برگزید. بعدها اسنادی که منتشر شد نشان داد که این جنگ سناریوی تعریف شده آمریکا برای اهداف چند منظوره بود.
نمونه دیگر حادثه 11 سپتامبر بود. اکنون که مواضع اتخاذ شده از سوی گروهها و شخصیت‌های مختلف در آن زمان مورد بررسی قرار می‌گیرد کاملا نشان می‌دهد که رویکرد رهبر معظم انقلاب چقدر مدبرانه بوده است. جریانات سیاسی به اصطلاح اصلاح‌طلب اصرار داشتند که ایران از این فرصت استفاده کند و وارد گفتگو با آمریکا شده و در ائتلاف بزرگ ضد تروریستی شرکت نماید. در حالی که رهبر معظم انقلاب از ظاهر این تحول گذشته و درونی‌ترین انگیزه این تحولات و روندهای آن را هدف قرار داده بودند و بر این اساس سکان سیاست خارجی کشور را به سمت عدم ائتلاف و مخالفت با سیاست‌های تهاجمی‌پس از 11 سپتامبر هدایت کردند. اکنون همه افکار عمومی ‌جهان و حتی در داخل آمریکا نیز به رویکردی که ایران انتخاب کرده بود رسیدند و این نشان‌دهنده تدبیر و آینده‌نگری در حوزه دیپلماسی است.
در همین راستا اقدام آمریکا علیه افغانستان و سپس علیه صدام نیز جالب توجه است بسیاری در داخل به این اقدامات مثبت می‌نگریستند و برخی از اصلاح‌طلبان افراطی نیز پا را فراتر گذاشته و جنگ جدید آمریکا را جنگ تمیز یاد می‌کردند. با این حال در جریان جنگ آمریکا در خاورمیانه سه پیشنهاد مورد توجه بود: 1ـ تعقیب استراتژی انزواطلبی 2ـ مدل الحاق و پیوستن به ائتلاف بزرگ 3ـ رویکرد بی‌طرفی مثبت و فعال. در شرایط چنین گفتمانهایی رهبر معظم انقلاب راهبرد دو لایه‌ای را اتخاذ کردند که از یک سو به لحاظ دیپلماتیک بی‌طرف مثبت و فعال اتخاذ شد و از سوی دیگر راهبرد فرصت‌سازی برای ارتقای منافع ملی مورد توجه قرار گرفت که اکنون آثار و برکات آن را بوضوح مشاهده می‌کنیم. آنچه در نمونه‌های بالا ملاحظه شد دقیقا بیانگر واکنش‌ها و رویکردهای واقع‌گرایانه نسبت به تحولات منطقه‌ای و جهانی بوده است.
2ـ تشخیص به موقع رویدادها و روندهای سیاسی:
دومین ویژگی مهم در مدیریت رهبری معظم انقلاب در حوزه سیاست خارجی است. گفته می‌شود درک تهدید نقش‌محوری در نوع واکنش و تصمیم دارد و در واقع درک تهدید متغیری میانجی بین حادثه یا رویداد و واکنش نسبت به آن به شمار می‌آید. هر قدر درک و تشخیص رویدادها و روندها واقعی‌تر و هوشمندانه‌تر باشد واکنش‌های اتخاذ شده درست‌تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهای به موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات و روندهای سیاسی نقش حیاتی در عبور موفقیت‌آمیز از بحرانها داشته است. این موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد. هشدار رهبری در خصوص شبیخون فرهنگی در اوایل دهه 1370، افشای سناریوی یلتسینی کردن ایران (فروپاشی از درون)، افشای سیاست‌های پنهان آمریکا در خاورمیانه، هشدار نسبت به سناریوی اختلاف افکنی بین اقوام و مذاهب ایرانی از یک سو و راه انداختن جنگ شیعی و سنی از سوی دیگر. بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام هراسی و اسلام‌ستیزی غرب و... نمونه‌هایی از درک سریع و به موقع تهدیدات و واکنش مناسب نسبت به آن بوده است.
3ـ هدایت دیپلماسی هوشمندانه:
شاخص دیگری از مدیریت رهبر معظم انقلاب، هدایت دیپلماسی هوشمندانه در عرصه سیاست خارجی است. در دیپلماسی هوشمندانه، درک صحیحی از تهدیدات و فرصت‌ها و قوت‌ها و ضعف‌ها وجود دارد. در مواجهه با بحرانها و تهدیدات همواره دیدگاههای مختلفی از سوی جریانات سیاسی وجود داشته و اصرار بر اجرایی شدن آن دیدگاهها بوده است لکن پس از گذشت سالها اکنون به خوبی می‌توان ملاحظه کرد آن دیدگاهها تا چه میزان ضعیف و غیرعالمانه و عاقلانه بوده است در حالی که اگر هدایت‌های هوشمندانه مقام رهبری نبود خساراتی جدی بر منافع و مصالح کشور وارد می‌شد. یکی از مهمترین عرصه‌های تجلی این دیپلماسی در موضوع هسته‌ای ایران است. همه متفق‌القولند که سکان‌دار اصلی تحولات هسته‌ای ایران چه در بعد فنی و چه در ابعاد سیاسی و دیپلماتیک آن رهبر معظم انقلاب بوده است. در ابتدای بحران هسته‌ای که جامعه دو قطبی شده و یک طرف بحث واگذاری و تسلیم را مطرح و دیگری مقابله و جنگ را پیشنهاد می‌داد، رهبر معظم انقلاب مسیر عقلانی و هوشمندانه‌ای را اتخاذ کردند که ایران را از آن فضای سنگین بین‌المللی خارج ساخت. معظم له با پرهیز از افراط گری و تفریط گرایی، متناسب با شرایط که شامل چهار عنصر تهدید، فرصت، قوت و ضعف بوده است، رویکردهای معقولانه و هوشمندانه‌ای را تجویز می‌کردند. اکنون تردیدی نیست که چنانچه مشی و رویکرد و هدایت‌های معظم‌له نبود، پرونده هسته‌ای ایران از دو حال خارج نبود یا کاملا تسلیم محض می‌شد و یا منهدم می‌گردید. اما در حال حاضر، نه تنها تسلیم نشدیم بلکه مقاومت بی‌نظیری را بر جای گذاشتیم و به میزان زیادی خصم را از بعد سیاسی و حقوقی و فنی خلع سلاح کردیم و همه اینها مرهون هدایت صحیح و شجاعانه رهبر معظم انقلاب بود.
4ـ ترکیب آرمانگرایی و واقع‌گرایی:
مقام معظم رهبری همچون امام راحل آرمانگرایی و واقع بینی را با هم مدنظر قرار می‌دهد، توانست در عرصه عمل این دو را با هم تلفیق نماید. در سالهای گذشته متاسفانه عده‌ای عرصه اجرایی کشور را برعهده گرفته بودند که به واسطه ضعف باورها و شدت فشارهای بیرونی آرمانها را فدای واقعیات آن هم واقع گرایی از نوع رئالیستی محض کردند. در همین حال برخی افراد نیز بودند که توجهی به واقعیات نداشتند و به هر قیمتی و علی‌رغم شرایط و بسترها، تاکید بر آرمانها می‌کردند اما رهبر معظم انقلاب فارغ از چنین گفتمانهایی که هر یک به نوبه خود فشارهای سنگینی را وارد می‌کردند، موضع اعتدال و نگاه توامان آرمانگرایانه ـ واقع‌گرایانه داشتند. تاکید معظم‌له بر سه اصل عزت و حکمت و مصلحت در واقع ترکیب آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی است. «عزت این است که جامعه و نظام اسلامی ‌در هیچ یک از برخوردهای بین‌المللی خود نباید طوری حرکت کند که منتهی به ذلیل شدن اسلام و مسلمین شود» (9/11/68)
«حکمت یعنی حکیمانه و سنجیده کار کردن، هیچ‌گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هر آنچه مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است راه داد.» «و اما مصلحت یعنی مصلحت انقلاب و این مصلحت همه‌جانبه است یعنی از رفتار شخصی ما: به خصوص شما: شروع می‌شود.» (18/4/70)
5ـ اصول‌گرایی در سیاست خارجی:
نگاهی به مواضع و رویکردهای مقام معظم رهبری از 1368 تاکنون نشان می‌دهد که اصول‌گراترین شخصیت در این عرصه بوده ودر همین حال تنها مانع انفعال و تحجر در جهت‌گیری خارجی می‌باشد. در واقع رهبر معظم انقلاب همانطور که خود را وفادار آرمانهای امام راحل(ره) می‌دانستند در عمل نیز مشی اصولی آن عزیز سفر کرده را حفظ کرده و توسعه دادند. موضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب نسبت به آمریکا و استکبار جهانی و حمایت قاطع و صریح از ملل مستضعف و به ویژه فلسطین و ضدیت پایدار نسبت به رژیم صهیونیستی و اعتقاد به صدور و انتقال ارزشهای اسلامی ‌همچنان یادآور مواضع حکیمانه امام راحل(ره) است. در واقع همانطور که معظم‌له به همه آحاد مردم و گروههای سیاسی توصیه کردند که مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیک باید حفظ شود، خود در عرصه داخلی و خارجی به تمام و کمال رعایت کردند. یادمان نمی‌رود که بسیاری از جریانات دوم خرداد که خود را حافظ میراث حضرت امام (رحمت‌الله علیه) می‌دانستند چگونه ارزشها و آرمانهای امام(ره) را حداقل در حوزه خارجی نادیده گرفته بودند.
سناریو‌های تحت عنوان تابوشکنی رابطه با آمریکا، ایدئولوژی‌زدایی از سیاست خارجی و طرحهای مبنی بر اینکه فلسطین را به خود فلسطینی‌ها واگذاریم و کاری به اسرائیل غاصب نداشته باشیم عناوینی بود که در طی این سالها مطرح و پیگیری می‌شد. اما حضور فعال و تعیین‌کننده رهبر معظم انقلاب در مسند ولایت، باعث شد که این آرمانهای امام(ره) ذبح نگردد. در همین راستا معظم‌له تاکید داشتند: "مقبولیت جهانی بسیار خوب است، اما نه به بهای دست برداشتن از اصول جمهوری اسلامی ‌که هویت ملی و جمعی ماست." (29/5/82)
اکنون کسی نمی‌تواند شک نماید که نفوذ و قدرت ایران به واسطه مشی اصول‌گرایانه که ریشه در منش و رفتار امام راحل(ره) داشت، در سراسر منطقه به شدت تعمیق یافته است. نفوذی که رعب در دل دشمنان ما انداخته است.
دستاوردهای بی‌نظیر سیاست خارجی ایران
محصول ویژگی و مختصات گفته شد و یکسری ویژگی‌های دیگر که مجال بررسی آن در این مقاله نیست، چه تاثیری بر سیاست خارجی ایران و یا اساسا جایگاه، جمهوری اسلامی ‌ایران گذاشته است؟ واقعیت امر این است که موقعیت ایران در طی این دوران به شدت تحکیم یافته و در کلاس‌بندی قدرت به رتبه‌های بالایی دست یافته است. در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1ـ افزایش اقتدار و نفوذ ایران:
یکی از دستاوردهای مهم هدایت‌ها و رهنمودهای خارجی رهبر معظم انقلاب، افزایش اقتدار و نفوذ ایران است. اکنون اکثر مقامات سیاسی و نظامی ‌غرب بر این باورند که جمهوری اسلامی ‌ایران قدرت بلامنازع در خاورمیانه پیدا کرده‌است. رومانو پرودی نخست‌وزیر ایتالیا در مصاحبه با روزنامه مصری "اخبارالیوم" گفت که ایران کشور کلیدی در صحنه سیاسی خاورمیانه است. همین موضع را خاویر سولانا معاون هماهنگ‌کننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا مطرح کرد مبنی بر اینکه ایران در جریان بازی قدرت این قدر برگ برنده در دست دارد که به یک قدرت درجه اول در جهان تبدیل شود. مسلما این نفوذ و قدرت جنبه سخت‌افزاری ندارد. بلکه این نفوذ و اقتدار ناشی از منابع معنوی و دیپلماتیک هوشمندانه ایران و مواضع شجاعانه و عدالت‌خواهانه و اسلام‌خواهانه در منطقه است که افکار عمومی ‌منطقه را در سطوح توده‌ای و نخبگی به خودش جذب و جلب کرده است. موسسه سلطنتی امور بین‌الملل انگلیس در گزارشی با عنوان ایران، همسایگان و بحرانهای منطقه‌ای نوشت که: آمریکا برای جلوگیری از افزایش قدرت منطقه‌ای ایران به همسایگان آن متوسل شده است. اما ایران با موفقیت در روابط خود با کشورهای همسایه حتی آن دسته از کشورهای عربی و سنی مذهب که از نفوذ آن بیم دارنده سود جسته و به موقعیت قابل توجهی در منطقه رسیده است.
با این حال اکنون هیچ مقامی‌ و تحلیل‌گری وجود ندارد که به قدرت و نفوذ ایران اذعان نکرده و معتقد به این نباشد که کلاس‌بندی قدرت در خاورمیانه بطور بنیادی بهم خورده است و ایران در راس هرم قدرت منطقه‌ای قرار گرفته است. در واقع بر اثر وجود چنین واقعیتی است که آمریکا تن به مذاکره با ایران را برای برون رفت از چالش عمیق در عراق داد و اساسا جنبش مذاکره با ایران در داخل آمریکا که اوج تجلی آن را در مناظره‌های کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا مشاهده می‌کنیم، ناشی از افزایش اقتدار و نفوذ ایران است و شکی نیست که این نفوذ بر اثر درایت و خردورزی رهبر فرزانه انقلاب بوده است وگرنه در صورت تداوم سیاست تساهل و تسامح و یا در صورت اعمال دیدگاههای برخی از جریانات سیاسی میانه‌رو یا اصلاح‌طلب هرگز چنین موقعیتی نصیب ایران نمی‌شد.
2ـ تبدیل شدن ایران به یک کشور شکست‌ناپذیر و مقاوم:
هدایت و مدیریت رهبر معظم انقلاب در عرصه سیاست خارجی که خود تداوم‌دهنده مشی اصولی و شجاعانه امام راحل(ره) بوده است کشور ایران را به یک دژ مستحکمی ‌تبدیل کرد که هر قدر ضربه به آن زده می‌شود قوی‌تر می‌گردد. اکنون اعتراف صریح مقامات ارشد و استراتژیست‌های کشورهای جهان از جمله غرب است که استحکام ایران نسبت به گذشته و ابتدای انقلاب فوق‌العاده افزایش یافته است. هفته‌نامه آمریکایی تایمز طی گزارشی با توجه به یافته‌های کمیته مطالعات بیکر همیلتون نوشته بود که ایران به محکمی‌ در سنگر خود قرار گرفته و به هیچ عنوان در معرض تغییرات بنیادین انقلاب قرار ندارد. (روزنامه جمهوری اسلامی ‌13/1/85) به واسطه چنین شرایطی پروژه حمله نظامی ‌(چه تمام‌عیار و چه نقطه‌ای) آمریکا یا رژیم صهیونیستی برای همه امری نشدنی و اساسا غیر خردمندانه تلقی شده است. هرگاه طرح اقدامات نظامی ‌در رسانه‌ها اوج گرفت همه شاهد بودیم که رهبر معظم انقلاب با تمام صلابت پاسخ قاطعی را می‌دادند.
معظم‌له همانطور که در گذشته از جمله در سال 1370 اعلام کرد که "به حول و قوه الهی اعتقادم از بن دندان این است که آمریکا اگر تمام نیروهایش را برای ضربه زدن به این انقلاب بسیج کند، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند." (28/6/70) در سالهای اخیر نیز با همان صلابت اعلام کردند که اگر دشمنان تعرضی به خاک ایران بکنند تمام منافع آنها در سراسر جهان هدف قرار خواهد گرفت. این نوع موضعگیری در واقع ناشی از قدرت و توانایی‌های جمهوری اسلامی ‌ایران از یک سو و ضعف و پوشالی بودن ابهت قدرت‌هایی مثل آمریکا است. چنانکه ریچاردهاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا تصریح کرد گزینه تغییر رژیم ایران (چه سخت و چه نرم) تحقق یافتنی نیست. به همین ترتیب نتیجه صلابت و استحکام جمهوری اسلامی ‌است که شاهد تغییرات پی در پی سیاست‌های غرب علیه ایران هستیم.
3ـ شکسته شدن مجدد ابهت آمریکا و متحدینش:
دیپلماسی هدایت شده توسط رهبر معظم انقلاب راهبردها و سیاست‌های آمریکا در منطقه را با شکست سختی مواجه ساخت. این سخن ریچاردهاوس شنیدنی است که در مجله فارین افرز نوشته شد: با جنگ اول خلیج فارس عصر آمریکایی در خاورمیانه آغاز شد اما با جنگ دوم شاهد پایان عصر آمریکایی هستیم. در واقع مدیریت منطقه‌ای ایران که با رهنمودهای مقام معظم رهبری صورت گرفته تمام طرحهای این کشور را در خاورمیانه با شکست مواجه ساخت به گونه‌ای که مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا به کاخ سفید اعلام کرد: ایران قدرت اول منطقه است و آمریکا باید بداند که کلید حل معمای خاورمیانه به ویژه عراق در دست ایران است. درخواست آمریکا برای مذاکره با ایران در شرایطی رخ داد که همه به ضعف و ذلالت آمریکا پی برده و رادیکالهای جامعه آمریکا این اقدام را سرافکنی بزرگ نام نهادند. در همین حال ایران با تدبیر مقام معظم رهبری درخواست مذاکره با آمریکا را به خاطر وضعیت شیعیان عراق و پیشنهاد آنها در اوج اقتدار پذیرفت.
4ـ تعمیق منطقه ژئواستراتژیک ایران:
سیاست حمایت از نهضت‌های رهایی‌بخش و کمک به مسلمانان از تاکیدات جدی رهبر معظم انقلاب بوده‌ است، به عنوان نمونه معظم له در سال 80 فرمودند: "دفاع از مظلوم، همیشه یک نقطه درخشان است. کنار نیامدن با ظالم، رشوه نپذیرفتن از زورمند و زرمند، پافشردن بر حقیقت، اینها چیزهایی است که هیچ وقت در دنیا کهنه نمی‌شود، اینها را باید دنبال کنیم، اصول اینهاست." (16/8/80) این سیاست که با امام راحل(ره) شروع شده و جزو اصول و ارکان قانون اساسی جمهوری اسلامی ‌ایران (اصول 2 و 3 و 11 و 152 و 153 قانون اساسی) می‌باشد توسط رهبر معظم انقلاب با تمام قوت پیگیری شد و اکنون ثمره آن را ملاحظه می‌کنیم. اتفاقی که در لبنان و فلسطین، عراق و افغانستان و... رخ داده است نتیجه استقامت در پیگیری این اصول از سوی رهبری انقلاب بوده است. تاکید اخیر از این بابت است که در سالهای گذشته کسانی بودند که با چنین رویکردی مخالفت می‌ورزیدند. با این حال این سیاست با وجودی که ریشه در اصول و باورهای اسلامی ‌و انقلابی دارد، نتایج ژئواستراتژیکی نیز برای ایران داشته است. این سیاست مناطق ژئواستراتژیک ایران را توسعه داد. منطقه ژئواستراتژیک منطقه‌ای است که یک بازیگر در خارج از محیط ملی خود تعریف نموده و با ایفای نقش موثر در آنجا و ایجاد مشکل برای رقبای خود توجه ایشان را از عطف به مسائل داخل خویش منحرف ساخته و یا حداقل شدت آن را تخفیف می‌دهد. (افتخاری، 1380)
فرهنگ‌سازی‌ها
از دیگر ابتکارات تاثیرگذار ایشان، نامگذاری سال‌ها به عناوینی همچون سال پیامبر اعظم(ص)، رفتار علوی، حماسه حسینی، سال امام خمینی، پاسخگویی مسئولان، انضباط اجتماعی، خدمتگزاری به مردم، عدالتخواهی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی ‌است، نامگذاری‌هایی که در واقع یک نوع فرهنگ‌سازی در جامعه اسلامی ‌بوده است.
بازگشت اصولگرایان به صحنه قدرت که با تدابیر ویژه و فرهنگ‌سازی‌های مستمر ایشان در قالب گفتمان عدالتخواهی و اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، فساد و تبعیض صورت پذیرفت، از دیگر تدابیر سرنوشت‌ساز ایشان است که پرداختن به آن مجال واسع‌تری را طلب می‌نماید. آینده‌نگری و پیگیری‌های مستمر و مستدام ایشان باعث گردید مسئولان نظام، سندی به عنوان سند 20 ساله را تدوین نمایند که براساس آن، نظام اسلامی ‌در سال 1404 هجری خورشیدی باید در زمینه علمی، فناوری و اقتصادی به قدرت اول آسیای جنوب غربی (خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز) تبدیل گردد. از دیگر ابتکارات ایشان، احیای اصل 44 قانون اساسی است که کارشناسان از آن به عنوان یک انقلاب و جهش اقتصادی نام می‌برند. با اجرای اصل 44، از تصدی‌گری دولت در مناصب اقتصادی کاسته شده و بخش خصوصی و تعاونی‌ها، چرخه تولید و تجارت کشور را به حرکت در خواهند آورد.
تدابیر دیگر ایشان در طول هجده سال گذشته با مشکلات و معضلاتی همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، کاهش قیمت نفت به زیر 10 دلار، پرونده انفجار آمیا، تحریک قومیت‌ها و اقلیت‌های دینی، گشایش سفره بحران و ناامنی در کشور، تحریم‌های شدید اقتصادی، قطعنامه‌های شورای امنیت، دادگاه میکونوس، کنفرانس برلین، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمایندگان مجلس ششم، جنگ 33 روزه حزب‌الله لبنان با رژیم صهیونیستی، صدور حکم حکومتی در تایید صلاحیت مصطفی معین و... نشان می‌دهد، که انقلاب چه نگین ارزشمندی را بر رکاب خود نشانده است. تزریق امید به ارکان دولت و مردم در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین شرایط، از دیگر هنرهای ناب رهبری ایشان در طول 19 سال گذشته بوده است، به گونه‌ای که در بحرانی‌ترین شرایط فرموده‌اند: "من خود را غرق در عنایات و نعمات خداوند متعال می‌دانم. اگر هر مدیر و مسئولی صرفا کار خود را خوب انجام دهد، دیگر هیچ نگرانی و دلهره‌ای ندارم." این مهم را باید بدانیم که اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهایی "دفاع مقدس"، برای حفظ موجودیت و بقای خود می‌جنگیدیم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمریکا و متحدانش که در گذشته‌ای نه چندان دور با تفرعن از تغییر جغرافیای سیاسی در جهان اسلام و تشکیل خاورمیانه جدید می‌گفتند، اینک از ظهور و تولد خاورمیانه جدید با محوریت ایران اسلامی ‌سخن می‌گویند و ایرانی که زمانی بانک مرکزی تروریسم و محور شرارت نام گرفته بود، اینک به محور امید و رهایی آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین و منطقه خاورمیانه تبدیل شده است.
دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (حفظه‌الله تعالی) باید بدانند و نیک هم می‌دانند که این دو گوهر ناب،" یک حقیقت با دو تجلی" هستند که وظیفه همه ما، درک و معرفی شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهی به جامعه اسلامی ‌و بشریت تشنه امروز و فردا است.