*اخیرا در خبرها آمده بود که یکی از رهبران معارض دولت لیبی از حیات امام صدر و از زندانی بودن ایشان در یکی از شهرهای آن کشور سخن گفته است. تفصیل ماجرا چیست؟
**محتوای خبر همین است که شما مطرح کردید. یکی از رهبران معارض لیبیایی به نام «عیسی عبدالمجید منصور» مدعی شده است که امام صدر و همراهانشان زنده و در جایی در شهر «سبها» واقع در جنوب لیبی زندانی هستند. البته این آقا الآن این خبر را منتشر نکرده است. مصاحبه ایشان در روز چهارم ژانویه سال میلادی جاری (2008) انجام شده است و این متأسفانه ما هستیم که پس از حدود ده ماه تأخیر از آن مطلع شدیم!
* صحت و سقم این خبر چگونه است؟
**نمیدانم! مثل خیلی خبرهای دیگر که از صحت و سقم آن بیاطلاع هستیم. قاعدتاً این وزارت اطلاعات است که باید در این خصوص پاسخگو باشد. به هر حال یکی از معارضان لییبایی خبری را دال بر حیات امام صدر منتشر کرده است. اسم و رسم این آقا شناخته شده است و حتی شماره تلفن و ایمیل وی نیز اعلام شده است. آقایان قاعدتاً باید پیگیری و صحت و سقم خبر را تحقیق کنند.
* آیا خانواده امام صدر درباره صحت و سقم این خبر تحقیق کرده است؟
**تا جایی که اطلاع دارم، آنها در طول سه دهه گذشته آنقدر خبرهای امیدوارکننده از منابع مختلف خارجی دریافت کردهاند، که مساله حیات امام صدر همواره برای شان محرز و عادی بوده است.
*پس باز هم خبرهای امیدبخشی که بر حیات امام صدر دلالت دارد، وجود دارد؟
** بله، و تعدادشان هم کم نیست.
* خوشحال میشویم که بعضی از این خبرها را برای ما بازگو کنید.
** به عنوان مثال یک خبرنگار غربی به نام «پیتر سِروُا» چند سال پس از ربوده شدن امام صدر به نقل از برخی مقامات لیبیایی که معمولاً اطلاعات محرمانه نفتی را از آنها دریافت میکرده است، اعلام کرد، که امام صدر زنده و در شهر کُفرا واقع در جنوب شرقی لیبی زندانی است ...
* مقامات لیبیایی مورد اشاره این خبرنگار چه کسانی بودند؟
** این آقا هویت منابع خود را فاش نکرد و البته واضح است که هرگز نیز چنین نخواهد کرد. اما همان زمان این را نیز گفت که تاکنون هر خبری از منابع لیبیایی خود دریافت داشته، بیاستثناء دُرست از کار درآمده است.
* برخی در ایران معتقدند معقول نیست که دولتی انسانی را برباید و 30 سال تمام وی را دور از انظار دیگران در زندان زنده نگاه دارد! آنها میگویند اگر امام صدر طی این 30 سال زنده بود، به هر حال خبری از ایشان به بیرون زندان درز میکرد و مساله رسوا و برملا میشد.
** طبیعتاً رفتار معقول را از انسانهای معقول میتوان انتظار داشت! اجازه دهید سوال شما را با خبری پاسخ دهیم که شنیدنش شهید بزرگوار آیتالله سیدمحمدباقر حکیم را منقلب کرد. بنیاد خیریه معمر قذافی با ابتکار فرزندش سیفالاسلام در سپتامبر سال 2000 به طور ناگهانی تعداد 117زندانی لیبیایی و غیر لیبیایی را از زندانهای آن رژیم آزاد کرد که بین 18 تا 31 سال در زندان بودند.
وجوه مشترک همه این زندانیان آن بود که اول سیاسی بودند؛ دوم مدت زندانشان طولانی بود و سوم، هرگاه بستگانشان برای پیگیری وضعیت آنها به دوایر حکومتی رژیم قذافی مراجعه میکردند، پاسخ منفی دریافت میکردند. به این معنی که رژیم قذافی وجود آنها را در زندان به کلی انکار و از وضعیت و حتی موقعیت آنها به شکل مطلق ابراز بیاطلاعی میکرد. این 117 نفر سالیان سال مفقودالاثر محسوب شدند و حتی بسیاری از بستگان و دوستانشان با مرور زمان از حیات آنها قطع امید کرده بودند، اما اراده خداوند چنین تعلق گرفت و آنها یک مرتبه آزاد شدند. این ماجرا نشان داد که زندانهای طویلالمدت و بیخبریهای چندین دهه از زندانیان سیاسی، در لیبی یک روش جاری است و اینطور نیست که رژیم قذافی همه مخالفان خود را به قتل برساند.
* واکنش آیتالله حکیم در برابر شنیدن این خبر چه بود؟
** ایشان خیلی تحتتأثیر قرار گرفتند. چنان که بارها اشک شوق در چشمانشان حلقه زد و تا پایان دیدار و حتی وقتی ما را بدرقه میکردند، چندین بار تذکر دادند که با هر یک از مقامات کشور که دیدار کردیم، حتماً این خبر را بازگو کنیم. ایشان تأکید داشتند که شنیدن این خبر در درمان روحیه یأس و ناامیدی مقامات کشور نسبت به حیات امام صدر مؤثر خواهد بود.
* شما این خبر را به مسئولان کشور منتقل کردید؟
**ما این خبر را همان زمان بر روی سایت اطلاعرسانی مؤسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام صدر قرار دادیم و برای خبرگزاریها، سایتهای خبری و مطبوعات نیز ارسال کردیم.
* از واکنش مسئولان و دیگر شخصیتها در برابر این خبر چه خاطرهای دارید؟
**یادم هست در دیداری که در پاییز سال 1380 به اتفاق آقای سیدصدرالدین صدر با آیتالله سید محمد حسین فضلالله در بیروت داشتیم، این خبر را بازگو کردیم. میدانید که آقای فضلالله همواره از طرفداران نظریه شهادت امام صدر شمرده میشده و حتی این جمله ایشان معروف است که «امام صدر ربوده نشد تا زنده بماند!» ایشان نیز وقتی این خبر را شنیدند، بسیار تعجب کردند؛ لحظاتی در فکر فرو رفتند و سپس تصریح کردند: «همین خبرهاست که نمیگذارد امیدهایمان به طور کامل قطع شود». بعد هم به آقای صدر تأکید کردند: «بیت و دفتر من متعلق به شماست؛ هر کاری که تشخیص میدهید در راه پیگیری مسأله امام صدر از دست من بر میآید، فوراً خبر کنید تا بلافاصله اقدام کنم.»
* دیگر چه خبرهایی را طی سالیان اخیر در خصوص حیات امام صدر دریافت کردید؟
**از این خبرها زیاد است. همانطور که احتمالاً شنیدید، برخی از همان زندانیان سیاسی که سال 2000 از زندانهای رژیم قذافی آزاد شدند، به نقل از بعضی زندانبانان خود تصریح کردند که امام صدر زنده است و در سلولی انفرادی نگه داشته میشود و قبل از ماه رمضان همان سال از زندان ابوسلیم شهر طرابلس به نقطه دیگری انتقال یافته است...
*این خبر را چگونه دریافت کردید؟
**بعضی سایتهای اینترنتی معارض رژیم قذافی، از جمله سایت «جبهه نجات ملی لیبی»، این اخبار را به نقل از زندانیان آزاد شده منتشر کردند. سایتهای مزبور همگی هم آدرس دارند، و هم هویت مدیرانشان کاملاً مشخص است.
* آیا خانواده امام صدر درباره صحت و سقم خبرهایی که طی سالیان اخیر دریافت کرده است، تحقیق نیز کرده است؟
** تا جایی که اطلاع دارم، خانواده محترم امام صدر طی این سه دهه برخی موارد را دنبال و حتی نمایندگانی را به آفریقا، اروپا و دیگر کشورها اعزام کرد؛ برخی را نیز طبیعتاً دنبال نکرده است! علت هم کاملاً روشن است. مسأله امام صدر و اخبار مرتبط با حیات و وضعیت ایشان یک موضوع بسیار پیچیده و صد در صد امنیتی است. امکانات و مقدورات یک خانواده، آن هم خانوادهای که مانند خود امام صدر به هیچ کجا وابسته نیست، در این حوزه بسیار اندک و محدود است.
* آیا هیچگاه بر آن شدهاید تا مجموعه خبرهای مثبت و منفی دریافت شده را کنار هم بگذارید و آنها را تجزیه و تحلیل کنید؟
**بله؛ ما یک بار در حدود سالهای 1368 و 1369، کلیه اطلاعات آشکار را، یعنی اطلاعاتی که تا آن موقع در باره چگونگی اختفاء امام صدر در مطبوعات و رسانههای خبری دنیا منتشر شده بود، گردآوری و از جنبههای مختلف با نگاهی آماری تجزیه و تحلیل کردیم...
* چند خبر را بررسی کردید؟
**الان دقیقاً حضور ذهن ندارم. اینطور که در ذهنم باقی مانده است، بیش از چهل خبر و سناریو بود...
* آیا کسی یا نهادی از شما خواسته بود که چنین کنید؟
**نخیر؛ من خود شخصاً به فکر افتادم که با همکاری بعضی دوستان این بررسی را انجام دهیم.
برادر بزرگوار جناب آقای محمدعلی مهتدی که آن موقع معاون مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه بودند، محبت کردند و صدها برگ کپی روزنامههای عربی را که به مسأله امام صدر اختصاص داشت، در اختیارم گذاشتند. همین آقای پیتر سِرُوا نیز کتابی نوشته بود به نام «ناپدید شدن اسرارآمیز امام موسی صدر» که همان ایام از آقای مهدی فیروزان ـ داماد محترم امام صدر ـ امانت گرفته بودم. نشستیم و چند هفتهای اسناد و مدارک را با دقت خواندیم و بر این اساس گزارشی تهیه کردیم...
* نتایج مهمی که بدست آوردید، چه بود؟
** سه نتیجه اساسی از این بررسیها به دست آمد:
اول اینکه بیش از دو سوم سناریوهای طرح شده، مخالف فرضیه شهادت بودند؛ دوم اینکه اغلب سناریوهای مؤید فرضیه شهادت، وقوع حادثه را به حداقل سه سال پس از ربوده شدن امام صدر نسبت داده بودند و سوم اینکه هر قدر زمان سپری میشد، از مؤیدان فرضیه شهادت کاسته و بر مؤیدان فرضیه حیات افزوده شده بود.
* یعنی تقویت امید به حیات امام صدر؟
**دقیقاً! روح حاکم بر این سه نتیجه یک چیز بود: بر خلاف آن «اولین حدس» که به ذهن هر انسان خطور میکند و متأسفانه بسیاری بزرگان ما بر همان باقی ماندند، «امام صدر ربوده نشده بود تا بلافاصله به شهادت برسد»...
*قاعدتاً کسی که سه سال پس از ربوده شدن زنده نگه داشته شده است، سالهای دیگر نیز میتواند زنده نگاه داشته شود!
**آفرین. و این خیلی نکته مهمی است. شبیه این جمله را از شهید چمران نیز دیدم که عدهای نقل کردهاند. امام صدری که سه سال تمام به دور از انظار دیگران و به رغم آن همه فشار بر رژیم قذافی، در زندان نگاه داشته شده بود، سالیان خیلی بیشتر نیز میتوانست در زندان نگاه داشته شود؛ بویژه که در سالیان بعد دیگر عملاً فشاری نیز بر رژیم قذافی وجود نداشت! برای اینکه لبنان مجدداً درگیر جنگ با اسرائیل و همچنین جنگهای داخلی شده بود و در ایران نیز مسأله امام صدر لااقل برای سالها فراموش شد...
* آیا شما نتایح این بررسی را به مقامات مسئول کشور منتقل کردید؟
** بله؛ آن موقع چهار نسخه از این گزارش پرینت گرفته شد. اولین نسخه را همان وقت به آقای سیدصدرالدین صدر دادم. ایشان آن زمان معاون امور بینالملل جمعیت هلال احمر بود. یک نسخه را خود شخصاً در محل حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خدمت آیتالله تسخیری دادم تا به مقام معظم رهبری برسانند. تصورم این بود که آقای تسخیری به سبب علاقه و دِینی که به شهید بزرگوار آیتالله سیدمحمدباقر صدر دارند، درباره سرنوشت امام صدر نیز قاعدتاً دلسوز خواهند بود...
* پاسخ آیتالله تسخیری چه بود؟
** آقای تسخیری گفتند که من همین امشب که آقا را میبینم، گزارش شما را به ایشان تحویل خواهم داد...
*آیا برای مسؤولان دیگر نیز گزارش را فرستادید؟
**بله؛ دو نسخه دیگر را نیز دوست ارجمندم جناب آقای دکتر محمدرضا بهشتی به آقایان هاشمیرفسنجانی و فلاحیان، رئیسجمهور و وزیر اطلاعات وقت تحویل دادند...
* واکنش آقای هاشمی چه بود؟
** آقایهاشمی در دیدارشان با آقای دکتر بهشتی گفته بودند که هشتاد درصد احتمال شهادت میدهند و بیست درصد احتمال حیات! آقای بهشتی هم پاسخ داده بودند که بیست درصد احتمال حیات خیلی قابل توجه است. آیا نمیخواهید یک اقدام جدی کنید؟ آقایهاشمی گفته بودند، گزارش را مطالعه و آقای فلاحیان را مأمور خواهند کرد تا مسأله امام صدر را پیگیری کند. حدود یک ماه بعد بود که آقای بهشتی نامهای را به من نشان دادند که از طرف آقای دکتر میرمحمدی ـ رئیس دفتر وقت رئیسجمهور و نماینده سابق قم در مجلس شورای اسلامی ارسال شده بود. آقای میرمحمدی در نامه نوشته بود که رئیسجمهور گزارش را بررسی و در هامش آن وزارت اطلاعات را مأمور کردند تا مسأله را دنبال کند. در دستخط آقای هاشمی به آقای فلاحیان قید شده بود که در مسیر پیگیری مسأله امام صدر از تهیهکنندگان گزارش نیز استفاده شود.
*بازگردیم به مقوله اطلاعات آَشکار در این مساله، اگر باز خبرهایی به یاد دارید که بر حیات امام صدر دلالت دارد، شنیدن آن برای خوانندگان جذاب و مغتنم خواهد بود.
**خاطره دیگری دارم که به دیدار پاییز سال 1380 هیاتهای مدیره دو مؤسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام صدر در ایران و لبنان با آقای سید سن نصرالله مربوط است ...
* در آن جلسه چه کسانی حضور داشتند؟
** آقایان سید صدرالدین صدر و مهدی فیروزان حضور داشتند؛ اگر اشتباه نکنم، آقای سیدحمید صدر ـ آقازاده کوچکتر امام صدر ـ هم حضور داشتند...
* آیا خود شما هم حضور داشتید؟
** بله! و من خود این جریان را از آقای سیدحسن نصرالله شنیدم. ایشان تعریف کردند که چند هفته پیشتر از آن ایمیلی را از یک شهروند عرب دریافت کردهاند. فردی که ایمیل را ارسال کرده بود، تبعه یکی از کشورهای همسایه لیبی بود...
*چه کشوری؟
**الآن نمیخواهم اسم ببرم. طرف در نامه خود به آقای سیدحسن نصرالله تصریح کرده بود که سالها یکی از عناصر تیم حفاظت از امام صدر بوده است. گفته بود که اطلاعات و خاطرات زیادی از سالهای اسارت امام صدر در لیبی دارد و اگر آقای سیدحسن نصرالله امنیت وی و خانوادهاش را تضمین کند، به لبنان نقل مکان خواهد کرد و همه اطلاعات خود را در اختیار آن بزرگوار قرار خواهد دا ...
* پاسخ آقای سیدحسن نصرالله چه بود؟
** همین را از ایشان سؤال کردم. گفتند دستور دادم برادران در مورد هویت این فرد تحقیقات بیشتری به عمل آورند. برای اینکه تأمین امنیت افراد در شرایط کنونی لبنان کار بسیار مشکلی است و من اگر چنین کاری را متعهد شوم، حتما باید بدان عمل کنم.
بنابراین تنها زمانی چنین مسئولیتی را متقبل میشوم، که اطمینان حاصل کنم طرف راست میگوید و اطلاعاتش قابل اطمینان است.
* خبرهای دیگری که فرضیه حیات امام صدر را قوت میدهند کدامند؟
** همانطور که گفتم، تعداد این خبرها زیاد و بازگو کردن حتی بخش کوچکی از آنها از حوصله این جلسه خارج است. باز به خاطر دارم که آقای ابویاسر ـ نماینده حرکت امل در ایران ـ سه چهار سال پیش شبی در منزل آقای فیروزان برای ما تعریف کردند که مدتی پیشتر از آن، دو رزمنده فلسطینی، که مزدور رژیم قذافی بودند و ظاهراً مدتها مسئولیت حفاظت از امام صدر را در لیبی بر عهده داشتند، در آلمان با یک تاجر ایرانی تماس گرفته بودند تا به واسطه وی با مسؤولان سفارت ایران در آن کشور دیدار کنند. یکی از این دو فلسطینی از قدیم با آن تاجر ایرانی دوست بود و میدانست که وی با مسؤولان جمهوری اسلامی و از جمله با مسئولان وقت سفارت رابطه نزدیک دارد. این دو تن ظاهرا از لیبی فرار کرده بودند و وقتی نیز با آن تاجر ایرانی صحبت میکردند، بسیار مضطرب و نگران بودند.
به هر حال تلفنی به وی اطلاع داده بودند که درباره امام صدر اطلاعات ذیقیمتی دارند و میخواهند از طریق وی آنها را به مقامات کشورمان انتقال دهند. در همان تماس تلفنی اشاره کرده بودند که تحت تعقیب و در معرض خطر قرار دارند و به همین جهت مایل هستند تا هر جه زودتر این ملاقات صورت گیرد. قرار گذاشته میشود که آن تاجر ایرانی صبحِ روز بعد آن دو فلسطینی را در هتلشان ملاقات و از همانجا جلسه دیدار با مسئولان سفارت را هماهنگ کند. وقتی صبح روز بعد تاجر ایرانی به محل ملاقات میرود، میبیند جمعیت زیادی جلوی هتل جمع شده است. دوست فلسطینی وی دقایقی پیشتر از طبقات بالای هتل سقوط کرده و در جا کشته شده بود و از رزمنده دوم فلسطینی نیز هیچ اثری نبود! ...
*شما چه راههایی را برای پیگیری اطلاعاتی مساله امام متصور هستید؟
**ببینید! تجربه هشت سال دفاع مقدس این را دیگر به ما آموخته است که تحقق هر پیروزی کوچک و بزرگ مستلزم آن است که یک سری عملیات دقیق اطلاعاتی و شناسایی پیشتر انجام گیرد. اول از همه باید صورت مسأله، منطقه، عِدّه و عُدّه دشمن، تجهیزات و برنامههای او را شناخت و تازه پس از آن است که میتوان عملیات اصلی را طراحی، برنامهریزی و نهایتاً اجرا کرد. این یک اصل کلی است و هیچ فرقی هم ندارد که ماهیت عملیات اصلی نظامیباشد، امنیتی باشد یا حتی سیاسی.
راههای متعددی وجود دارد. سادهترین راه، پیگیری صحت و سقم خبرهای آشکار و غیر آشکار دریافتی است. نفس این کار حتی اگر در مواردی نیز به نتیجه نرسد، دنیایی از اطلاعات مفید و قابل استفاده به همراه خواهد داشت. راه ساده دیگر، مبادله اطلاعات با کشورهای مطلع است...
* آیا از نظر شما به جز لیبی کشورهای دیگری نیز هستند که درباره سرنوشت امام صدر اطلاعات دارند؟
** قطعاً! شما مطمئن باشید که آمریکاییها، حتی اگر دولت آقای کارتر در اصل ماجرا نقشی ایفا نکرده باشد که البته این را بعید میدانم، اما بیشک سالهاست که از حقیقت ماجرا اطلاع دارند. شما مطمئن باشید که اسرائیلیها، حتی اگر دولت مناهیم بگین در اصل ماجرا نقشی ایفا نکرده باشد که این را نیز بعید میدانم، اما بیشک سالهاست که از حقیقت ماجرا اطلاع دارند. مگر ممکن است که امروز خدای ناکرده برای آقای سید حسن نصرالله اتفاق مشابهی رخ دهد، اما آمریکاییها و اسرائیلیها سالها از جزئیات آن بیاطلاع بمانند؟!
همچنین یقین داشته باشید که کشورهای عمده بلوک شرق، خصوصا شوروی و آلمان شرقی، از حقیقت ماجرا اطلاع داشتند. برای اینکه اصلاً راهاندازی، سازماندهی و آموزش تشکیلات امنیتی لیبی با این دو کشور بود. اطلاعات این دو کشور امروز در اختیار چه کسانی قرار دارد؟ روسیه و آلمان! همچنین ما که اکنون سالهاست با روسیه و آلمان روابط نزدیک اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی داریم؛ آیا نمیتوانستیم و نمیتوانیم از این فرصتهای طلایی برای کسب اطلاعات درباره مسأله امام صدر استفاده کنیم؟!
* آیا این مسائل را با مقامات مسئول نیز در میان گذاشتید؟
** بله؛ در همان دیداری که اشاره کردم در پاییز سال 1380 با آقای سیدحسن نصرالله داشتیم، من موضوع آلمان و اسرائیل را به ایشان پیشنهاد کردم ...
* واکنش ایشان چه بود؟
** گفتند پیشنهاد خوبی است. آن را در دفتر یادداشت خود ثبت کردند و بعد نیز گفتند که آن را با برادران شورای مرکزی حزبالله بررسی خواهند کرد ...
روزنامه «وطن امروز» انشاءالله قرار است روزنامهای اصولگرا و ارزشمدار باشد. حال که دامنه صحبت به اینجا کشید، اجازه میخواهم که با اندکی صراحت بیشتر، کمیدرد دل کنم ...
*بفرمایید ...
**حقیقت آن است که من در آلمان به دنیا آمدهام و 10 سال اول زندگی را در آنجا گذراندم. خانواده پدریام ایرانی (قمی) و خانواده مادریام آلمانی هستند. وقتی کوچک بودم، قصههای پدرم در باره عدالتطلبی، مردانگی و شجاعت امام علی(ع) بود که من را شیفته آن حضرت، تشیع و اهل بیت(ع) کرد. به همین جهت نیز همواره آرزو داشتم به ایران مهاجرت و در این کشور امام زمان(عج) زندگی کنیم. در ایران نیز که مستقر شدیم، بویژه از همان بدو پیروزی انقلاب، این مواضع حقطلبانه، با صلابت و مخلصانه امثال امام راحل(ره)، شهید بهشتی، شهید چمران و آقایان طالقانی، خامنهای و هاشمیرفسنجانی بود که علاقه و ارادت من را به تشیع، روحانیت و انقلاب، عمیقتر و ریشهدارتر کرد. درست مثل همه جوانان آن وقت کشور.
خدا میداند که اکنون چند سالی است که هر بار روند پیگیری مسأله امام صدر در ایران را مرور میکنم، دلم آتش میگیرد! چنان شرمنده میشوم و چنان غوغایی در دلم برپا میشود
* آینده روند پیگیری مسأله امام صدر توسط دولت نهم و مجلس هشتم را چگونه پیشبینی میکنید؟
** والله با توجه به فضای منفی موجود، من هیچ امیدی به ایجاد گشایش در بحران پیگیری مسأله امام صدر توسط این عزیزان ندارم. کاش کسانی مثلا آقای دکتر علی مطهری، در کمیته پیگیری مسأله امام صدر در مجلس هشتم حضور داشتند و لااقل میتوانستیم به اصولگرایی و پایمردی امثال ایشان دل ببندیم! من از مجموعه قرائن و شواهد موجود اینطور میفهمم که اغلب مسؤولان ذیربط کشور، مسأله امام صدر را تحت تأثیر جنگ روانی رژیم قذافی، تمام شده تلقی میکنند.
برخی از آنها به این بهانه هرگونه پیگیری را بیهوده میدانند و بعضی نیز متأسفانه به نام مصلحتاندیشی فراتر رفته و حتی دنبال آن هستند تا با مختومه اعلان کردن پرونده امام صدر، زمینه عادیسازی روابط رژیم قذافی با ایران و شیعیان لبنان را فراهم سازند. علائم این حرکت را در خارج از کشور نیز مشاهده میکنیم.
*چگونه؟
**پببینید! از واقعه قتل رفیق حریری به این طرف، نیروهای مخالف و موافق سوریه در لبنان آشکارا مقابل یکدیگر صفآرایی کردند. جبهه مخالف سوریه که همان گروه 14 مارس است، از سوی آمریکا، فرانسه، عربستان سعودی و مصر حمایت شد. جبهه موافق سوریه نیز که عمدتاً شیعیان لبنان و بویژه حرکت امل و حزبالله هستند، از سوی خود سوریه و ایران حمایت شد. خب! همه میدانند که سوریها برای تقویت جبهه خود در جهان عرب و نیز به منظور ایجاد پراکندگی در میان گروههای جریان 14 مارس، به همسویی رژیم قذافی و بویژه نقشآفرینی مجدد آن در عرصه داخلی لبنان نیازمند است.
طبیعتاً بازگشت رژیم قذافی به لبنان و بازیگری مجدد آن در عرصه داخلی آن کشور نیز امکانپذیر نیست، مگر آنکه مسأله امام صدر با رضایت شیعیان و حرکت امل و حزبالله حل و لذا برای همیشه مختومه گردد. به همین جهت این نگرانی به طور جدی وجود دارد که مسأله امام صدر قربانی یا وجهالمصالحه بحران سیاسی لبنان و نیز بحران بزرگتر خاورمیانه شود، درست همانطور که خود آن بزرگوار سی سال پیش قربانی همین بحرانها گردید.