تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۷۳۵۶۶
سیدرضا میرمحمدی مقدمه: پس از پایان عمر جهان دو قطبی که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 واقعیت پیدا کرد، گرایش به سمت تأسیس و فعالیت سازمانهای منطقه‌ای نسبت به دهه‌های قبل تشدید شد. اگرچه در آن دوره نیز سازمان‌های منطقه‌ای زیادی تولد یافتند و با رویکردهای مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی فعالیت می‌کردند، ولی بعد از افول ستاره عمر ابرقدرت شرق، انگیزه همگرایی‌های منطقه‌ای در میان برخی از دولت‌ها و ملت‌ها بنا به دلایل مختلفی بیش از پیش قوت گرفت. یکی از دلایل عمده این رویکرد پر کردن خلأ ناشی از فروپاشی شوروی و ایجاد چتر امنیتی جدید در دنیای تازه بود. برخی دیگر از کشورها با هدف تحکیم موقعیت بین‌المللی خود در نظام بین‌الملل یک ـ چند قطبی تمایل خد را به تشکیل سازمانهای همکاری منطقه‌ای نشان دادند و در راه تحقق آن گام برداشتند. در واقع این کشورها به دنبال جهان چند قطبی بوده و تأسیس برخی سازمانهای منطقه‌ای قوی و پرظرفیت را مقدمه شکل‌گیری چنین جهانی به حساب می‌آوردند. شاید بتوان ایجاد سازمان همکاری‌های منطقه‌ای شانگهای در سال 1996 به رهبری روسیه و چین و عضویت کشورهای آسیای مرکزی را نمونه بارز این رویکرد به حساب آورد. در مواردی دیگر، گاه برخی از کشورهای یک حوزه مشخص جغرافیایی صرفاً با انگیزه تأمین منافع خود بویژه در عرصه اقتصاد و تجارت، اقدام به تشکیل سازمان منطقه‌ای کرده و با وضع قوانین و مقررات خاص در درون مجموعه خود، به تبادل همکاری می‌پردازند. مثال روشن این نوع از همکاری‌های منطقه‌ای در حال حاضر، سازمان همکاری منطقه‌ای جنوب شرق آسیا موسوم به «آ.سه.آن» است. این سازمان به رغم اینکه در سالهای اول تشکیل خود، در سده شصت میلادی، رویکردهای سیاسی و امنیتی داشته، ‌ولی در مقطع فعلی گرایش آن بیشتر در زمینه همکاری‌های تجاری و اقتصادی است. در حوزه جمهوری‌های شوروی، علاوه بر تشکیل جامعه کشورهای مشترک‌المنافع (CIS) که تنها اسمی از یک سازمان منطقه‌ای را یدک می‌کشد و فقط محملی برای روسیه به عنوان وارث اتحاد جماهیر شوروی است تا همچنان دل خود را به اینکه در رأس یک مجموعه‌ای سیاسی است، خوش کند، تأسیس «سازمان توسعه دموکراسی و اقتصادی گوآم» نمونه یک سازمان منطقه‌ای است که با اهداف و جهت‌گیری‌های خاص تأسیس شده و فعالیت می‌کند. اینکه سازمان گوآم چه نوع سازمانی است و در دسته‌بندی‌های موجود کجا قرار می‌گیرد، موضوع این نوشته مختصر و تحلیلی است و تلاش شده تا در آن، انگیزه‌های شکل‌گیری و جهت‌گیری‌های کاری و عملی آن در میدان فعالیت، بصورت موجز و گذرا مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد:

* شکل‌گیری و تأسیس گوآم

سازمان منطقه‌ای گوآم متشکل از چهار کشور گرجستان، اوکراین، جمهوری آذربایجان و مولداوی است که همگی از جمهوری‌های شوروی هستند و در منطقه قفقاز و جنوب غرب فدراسیون روسیه واقع شده‌اند. در سال 1997 رهبران این چهار کشور تازه استقلال یافته طی نشستی در حاشیه اجلاس سران شورای اروپا در استراسبورگ فرانسه، با صدور بیانیه‌ای تصمیم و توافق خود را مبنی بر ایجاد یک سازمان همکاری منطقه‌ای بنام گوآم اعلام کردند.

واژه گوآم ترکیبی از حروف اول چهار کشور گرجستان، اوکراین، جمهوری آذربایجان و مولداوی براساس ترتیب حروف الفبای روسی است.

در سال 1999 جمهوری ازبکستان نیز به عضویت این سازمان درآمد و با این اقدام، گوآم حوزه جغرافیایی خود را به شرق دریای خزر یعنی آسیای مرکزی هم گسترش داد. اما عضویت این کشور چندان پایدار نبود و این کشور ظاهراً به علت آشکار شدن هر چه بیشتر ماهیت این سازمان از یک سو و دخالت مستقیم آمریکا به عنوان حامی گوآم در بروز انقلاب‌های رنگی از سوی دیگر، که تاشکند را هم در سال 2005 تا آستانه انقلاب رنگی پیش برد، از آن خارج شد و رسماً در همین سال جدایی خود را از گوآم اعلام کرد.

بدنبال نشست‌های پراکنده‌ای که مقامات کشورهای عضو گوآم از سال تأسیس آن در سال 1997 به بعد داشته‌اند، در ماه می سال گذشته میلادی (2006) اولین اجلاس سران چهار کشور عضو در شهر «کیف» برگزار شد. در این نشست علاوه بر رهبران گرجستان، اوکراین، جمهوری آذربایجان و مولداوی مقامات برخی دیگر از کشورها، بویژه چند کشور شرق اروپا از جمله لهستان، رومانی و بلغارستان و همچنین نمایندگانی از سایر سازمانها و مجامع بین‌المللی حضور داشتند.

در 19 ژوئن سال جاری دومین نشست سران کشورهای عضو گوآم در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان برگزار شد که علاوه بر رهبران کشورهای عضو، روسا و مقامات شش کشور اروپایی (لهستان، رومانی، بلغارستان، لیتوانی، لتونی و استونی)، هیئت‌های نمایندگی آمریکا و ژاپن و نیز نمایندگانی از برخی مجامع و سازمان‌های بین‌المللی نظیر سازمان ملل، پارلمان اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز در آن شرکت کردند، بطوری که مجموع تعداد هیئت‌های نمایندگی حاضر در اجلاس بنا بر گزارش رسانه‌های باکو (محل برگزاری نشست) به حدود سی هیئت و نمایندگی رسید.

در اجلاس ماه می 2006، ریاست دوره‌ای سازمان گوآم برای مدت یک سال در اختیار اوکراین قرار گرفته بود که با انقضای آن، در اجلاس اخیر این ریاست برای دوره یک ساله جدید به عهده جمهوری آذربایجان گذاشته شد.

دبیرخانه دائمی این سازمان طبق توافق اعضاء در کی‌یف، مرکز اوکراین واقع شده و دبیر کل فعلی آن نیز «والری چچلاشویلی» اوکراینی است.

عنوان این تشکیلات از سازمان همکاری‌های منطقه‌ای گوآم در ابتدای تأسیس به «سازمان توسعه دموکراسی و اقتصادی گوآم» تغییر یافت و در حال حاضر با این اسم و عنوان معرفی و شناخته می‌شود.

* محورها و زمینه‌های همکاری و همگرایی اعضا

اجتماع و همکاری چند کشور در قالب یک تشکل منطقه‌ای مستلزم داشتن زمینه‌ها و محورهای مشترک برای تعامل و همکاری سازنده است. طبیعتاً سازمان گوآم نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و پرواضح است که کشورهای عضو این اتحادیه بنا بر نیازها، هدفها و دغدغه‌های مشترکی که دارند، گرد هم جمع شده و فعالیت‌هایی را در پیش گرفته‌اند.

مهمترین محورها و زمینه‌های همکاری و مشارکت جمعی اعضای این مجموعه در موارد زیر دسته‌بندی و خلاصه می‌شود:

1- دغدغه تامین امنیت و حفظ تمامیت ارضی

سه کشور از چهار کشور عضو گوآم با مسئله جدایی‌طلبی دست به گریبانند و دغدغه حفظ تمامیت ارضی کشورشان درد مشترکی است که آنها را دور هم جمع کرده تا با همفکری، همکاری و تلاش جمعی بر این تهدید امنیتی فائق آیند.

جمهوری آذربایجان درگیر مناقشه و جدایی‌طلبی منطقه خودمختار قره‌باغ است و از سال 1992 بر سر حاکمیت این منطقه با همسایه خود ارمنستان جنگ و اختلاف دارد. البته ارامنه ساکن این منطقه که در عین داشتن خودمختاری در ترکیب جغرافیای سیاسی جمهوری آذربایجان قرار داشتند، از سال 1988 ادعای جدایی از حاکمیت باکو را مطرح کردند و بر آن پای فشردند. در ادامه این روند سیاسی، دولت ایروان به حمایت از آنان برخاست و در نتیجه، دو کشور، درگیر جنگی تمام عیار شدند. این مناقشه پس از گذشت 19 سال از آغاز آن هنوز راه‌حلی پیدا نکرده است و به رغم فعالیت 15 ساله گروه میانجی مینسک و سپری شدن 13 سال از آتش‌بس میان دو کشور، همچنان معضل بزرگ و بحران اول قفقاز جنوبی به حساب می‌آید.

گرجستان با مشکل جدایی‌طلبی اوستیای جنوبی و آبخازیا رودررو بوده و سالهاست که بر سر حاکمیت این دو جمهوری و منطقه خودمختار، با روسیه در تنش و کشمکش به سر می‌برد. تفلیس مسکو را به حمایت از جدایی‌طلبان این دو منطقه متهم می‌کند و خواستار عدم دخالت روسیه و ایجاد شرایط و زمینه‌های تسلط و حاکمیت سیاسی خود بر این مناطق است.

در کنار این دو مناقشه فرسایشی و به تعبیری منجمد شده، مولداوی عضو دیگر این سازمان نیز با همین معضل گریبانگیر است و منطقه روس‌نشین «پری دنییسترویه» با ساز جدایی‌طلبی خود سالهاست که مشکل اول این جمهوری در تامین امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی به حساب می‌آید. بی‌تردید یکی از دلایل اصلی اجتماع این کشورها در قالب یک سازمان همکاری منطقه‌ای وجود این درد مشترک و مواجه بودن آنها با مسئله جدایی‌طلبی است تا با به کارگیری توان و امکانات مشترک خود همدیگر را در جهت حل این مشکل و رهایی از تبعات سایسی، امنیتی و اقتصادی آن یاری نمایند.

نکته مهمی که در این رابطه لازم به اشاره است اینکه هر سه کشور یاد شده در بحث جدایی‌طلبی بخشی از خاک خود، به نوعی با روسیه طرف مقابل هستند و خود را با یک دشمن مشترک رودررو می‌بینند. گرجستان و مولداوی مستقیماً و جمهوری آذربایجان هم غیرمستقیم مسکو را متهم به ایجاد این مناقشات توان‌فرسا و عامل اصلی ایجاد چنین بحرانی را رهبران روسیه قلمداد می‌کنند.

2- نارضایتی از جامعه کشورهای مشترک‌المنافع (CIS)

هر چهار کشور گرجستان، اوکراین، جمهوری آذربایجان و مولداوی از کارآیی و عملکرد جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع (همسود) که به زعم مسکو جانشین اتحاد جماهیر شوروی شده، در خصوص پرداختن به مسائل و مشکلات اعضاء و تلاش در راستای حل معضلات ناراضی‌اند و وجود آن را چندان ضروری به حساب نمی‌آورند. این سازمان که در سال 1991 م و به دنبال فروپاشی شوروی با پرچم‌داری و زعامت روسیه تشکیل شد، نتوانسته تاکنون انتظارات اعضاء بخصوص آنهایی که با مشکلات بزرگی نظیر کشورهای مورد بحث مواجهند را برآورده ساخته و باری از دوش آنان بردارد.

رهبران چهار کشور عضو گوآم بارها از جامعه کشورهای مشترک‌المنافع به رهبری روسیه انتقاد کرده و فلسفه وجودی آن را زیر سؤال برده‌اند. آنان روسیه را به تک‌روی و انحصارگرایی در درون جامعه مشترک‌المنافع متهم کرده و سیاست‌های خودمحورانه مسکو را عامل ناکامی و بن‌بست موجود در این مجموعه سیاسی می‌دانند.

بنابراین تأسیس گوآم را از جهتی می‌توان نوعی واکنش به ناکارآمدی CIS و تلاش در جهت خروج از انفعال بوجود آمده در سایه عملکرد بی‌خاصیت آن تلقی می‌کنند.

3- ظرفیت‌ها و امتیازات ژئوپلتیک منطقه

موقعیت فوق‌العاده مهم و ژئواستراتژیک قفقاز جنوبی و حوزه دریای سیاه که کشورهای عضو گوآم در آن قرار گرفته‌اند، نقش کلیدی و غیرقابل انکاری در خطوط ارتباطی و شاهراههای مواصلاتی بین شرق و غرب و شمال و جنوب ایفا می‌کند. این موقعیت کم نظیر جغرافیایی، شرایط بسیار مطلوبی در امر حمل و نقل و ترانزیت کالا و تعامل تجاری و اقتصادی کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن را بوجود آورده بطوری که در اجلاس باکو سران کشورهای عضو، یکی از اساسی‌ترین محورهای همکاری را موضوع حمل و نقل عنوان و بر گسترش خطوط مواصلاتی بویژه احداث و گسترش راه‌آهن تأکید کردند. اجرایی کردن لایحه احداث راه‌آهن باکو ـ تفلیس ـ قارص یکی از مصادیق این بخش از همکاری است که به احتمال زیاد در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت.          ادامه دارد...