تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۷۳۶۳۷

دکتر حسن روحانی
مساله هسته‌ای یکی از مشکلاتی است که به امنیت ملی ما برمی‌گردد. آیا در مساله هسته‌ای و حل و فصل آن از مسیر تقابل زودتر به نتیجه می‌رسیم یا تعامل به نظر می‌رسد هر راهی را می‌شود پیمود اما باید دید کدامیک نزدیک‌تر و با هزینه کمتری به سرانجام می‌رسد. حتی در معضلاتی که وجود دارد باز هم باید مسیر تعامل را انتخاب کرد و این بدان معنی است که اصولمان را حفظ کرده و به دنبال اهداف خود باشیم و معلوم نیست که تقابل ما را سریعتر به نتیجه برساند.
البته همواره در برابر توطئه‌های احتمالی طراحی و ایجاد شده علیه ما، بایستی از طریق ایجاد قدرت ملی رفع کنیم و بنابراین راه آینده ما راه تقابل نیست. بلکه راه تعامل مقتدرانه با حفظ اصول و توجه به اهداف مدنظر ماست. قدرت‌های بزرگ همواره نسبت به منافع ملی ما خیانت کرده‌اند. در دوران روسیه تزاری و در دوران عثمانی تجاوزهایی به کشور صورت گرفت و کشورهای اروپایی از قبیل انگلیس هم به منافع ملی ما تجاوز کردند. آمریکا نیز در دهه‌های قبل از پیروزی در ایران از کودتا تا دخالت‌های مستمر داشته است و بنابراین سوابق تاریخی می‌گوید، ایران در جایگاهی نیست که بتواند با دنیا تعامل داشته باشد و این تعامل به ضرر منافع ملی ما تمام می‌شود. کشورهایی که امروز با دنیا حتی با دنیای غرب یعنی آمریکا و اتحادیه اروپا در تعامل هستند آیا در برابر غرب همه تسلیم هستند و استقلال خود را فروخته‌اند، و هویت ملی برای آن‌ها ارزشی ندارد؟ تلاش باید این باشد که تهدیدها را به سمت تبدیل شدن به فرصت هدایت کنیم. آیا در دنیای امروز ما به خاطر سوابق بد تاریخی که قدرت های بزرگ با ما داشتند با دنیا به خصوص دنیای غرب جهت تقابل داشته باشیم یا این که تعامل در دنیای امروز درست است که جهان و نظام بین‌الملل به فکر یکسان‌سازی فرهنگی است و به فکر گسترش لیبرال دموکراسی است و همچنان خوی استعماری و استثمار خود را به طور کامل فراموش نکرده است، اما آیا می‌توانیم مسیر انزوا را در دنیای امروز طی کنیم یا این که در مقطع فعلی روابط را با دنیا با حفظ اصول نزدیکتر کنیم. طبیعی است کشوری که همواره تهدید داشته و دارد رشد و توسعه‌اش قدرت محور و عدالت گستر باشد. ما در رشد و توسعه باید مسیری را انتخاب کنیم که به قدرت ملی بیشتر برسیم. راهی که اکثر کشورها انتخاب کرده‌اند. دستیابی به قدرت ملی در سایه ثروت ملی است و نمونه‌هایی که امروز نظیر چین و مالزی می‌بینیم به ما می‌گوید این مساله امکان‌پذیر است. البته ساده نیست و راه پرپیچ و خمی دارد. چگونه می‌توانیم به ایران پیشرفته و آباد برسیم آیا بدون سرمایه‌گذاری خارجی امکان‌پذیر است. سرمایه داخلی ما برای تحقق صنعتی ما کافی نیست. ناچاریم سرمایه دیگران را جذب کنیم همان گونه که امروز در برخی کشورها بین 50 تا 60 میلیارد دلار سرمایه خارجی را جذب می‌کنند. آیا اقتصاد درون محور می‌تواند ما را به رشد و توسعه قابل قبول برساند؟ راه رشد و توسعه تعامل با دیگران است. آیا می‌توان از تحولات علمی بی‌خبر بود یا این که راه توسعه فرهنگی از مسیر تعامل با دیگران می‌گذرد.