استیفن گاونز
برگردان: پوراندخت مجلسی
واشنگتن و سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و انگلیس،ایران را زیر فشار قرار داده اند تا از حقی که قرارداد عدم گسترش سلاحهای هستهای (NPT) به آن میدهد، صرفنظر کند، یعنی حق غنی سازی اورانیوم برای استفاده صلحآمیز واشنگتن میگوید ایران مخفیانه برای ساخت سلاحهای اتمی تلاش میکند. در حالی که قدرتهای هستهای برخلاف وظیفه خود که با پیوستن به پیمان عدم گسترش سلاحهای هستهای به آن ملزمند، برای خلع سلاح هستهای خود اقدامی نمیکنند. آمریکا از امضا پیمان منع آزمایشهای اتمی نیز خودداری میکند تا در مورد گسترش سلاحهای اتمی هیچ نوع قیدو بندی نداشته باشد.
بدتر این که آمریکا یک شرط ضروری پیمان عدم گسترش سلاحهای هستهای را که عدم تهدید کشورهای غیرهستهای با سلاحهای هستهای است،ندیده گرفته است. از طرفی،اسرائیل که پیمان مذکور را امضا نکرده است و آشکار شده است که حدود 200 کلاهک هستهای دارد و با پشتیبانی آمریکا کشورهای خاورمیانه را مورد تهدید قرار داده است،به هیچ وجه زیر فشار قرار ندارد که توانایی هستهای خود را متوقف کند. در واقع، مردم در غرب هیچ اطلاعی از توانایی هستهای اسرائیل ندارند.
رفتار خشونت بار اسرائیل و سرانجام، تهاجم آمریکا و انگلیسبه عراق براساس اسناد جعلی، مشکل میتواند تمایل به عدم گسترش سلاحهای هستهای را افزایش دهد. « ژاپن تایمز»در تاریخ 23 نوامبر 2005 از قول یک سیاستمدار آمریکایی مینویسد: تهاجم آمریکا به عراق نشان داد که خطر برای یک کشور ضعیف نداشتن سلاحهای کشتار جمعی است، نه دارا بودن آن.
طی چند هفته گذشته، کشورهای سه گانه اروپایی با آژانس بینالمللی هستهای کلنجار داشتند که راه را برای فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت و برقراری تحریمهای تنبیهی در مورد ایران هموار کند و مهمترین دستاورد این مدت، تحت فشار قرار دادن ایران، در نظر گرفتن روسیه به عنوان شریک آلمان،فرانسه و بریتانیا بوده است(نیویورک تایمز23 نوامبر 2005).
غرب لازم دیده است دراین قضیه نقشی هم به روسیه بدهد، چون این کشور از حقوتو در شورای امنیت برخوردار است و میتواند با استفاده از این حق، هر راه حلی را که به شورای امنیت پیشنهاد شود، بیاثر گرداند. (چین هم یک کشور برخوردار از حق وتو در شورای امنیت است که این امر هم باید در نظر گرفته شود). برای کسب حمایت روسیه، گروه ترویکای اروپایی پیشنهاد کرده است تاسیسات درآمدزایی برای غنی سازی اورانیوم،در روسیه ایجاد شود. در صورت تحقق این امر،از غنیسازی اورانیوم سودهای کلانی نصیب سرمایهگذاران در روسیه خواهد شد. در ضمن،کشورهایی که انحصارگران هستهای در نظر دارند آنها را مجبور به چنین وابستگی دائمی کنند نیز در فهرست مشتریان این تاسیسات قرار خواهند گرفت.
ایران این پیشنهاد را- همانطور که آمریکا انتظار داشت – رد کرده است ولی مقام ارشدی که به شدت در این طرح درگیر است اظهار داشت« چون سطح انتظارات ما پایین است، ایرانیان این طرح را خواهند پذیرفت».
(نیویورک تایمز 10 نوامبر 2005 )،آنچه ایران را از بسیاری از کشورها متمایز میکند،استقلال آن از کنترل و سلطه قدرتهای خارجی است ولی اگر طرح سه کشور اروپایی پذیرفته شود،با سپردن نیروی محرکه صنعتی ایران ودادن اختیار گشودن و بستن آن به روسیه،استقلال ایران در طولانی مدت به ضعف میگراید.
پیشنهادهایی که به کره شمالی شد تا صنایع هستهای آن را برچینند هم به همین ترتیب، کنترل انرژی را در دست قدرتهای خارجی قرار میدهد.
تحریمها،تهدید به تحریمهای بیشتر،تهدید به جنگ، محاصره اقتصادی و مذاکره که همزمان جریان دارد،همه به خاطر واردار کردن ایران به وابستگی و اطاعت است.
آمریکا برای اجرای تهدیدات خود نیاز به نیروی نظامی ژاپن دارد.
بنا به نوشته واشنگتن پست در تاریخ 23 نوامبر 2005،حزب لیبرال دموکرات حاکن در ژاپن به تحریک واشنگتن، راه را برای تفسیر بازتری از قانون اساسی خود گشوده است که اجازه میدهد به بعضی عملیات نظامی عنوان «دفاع جمعی» یا کمک نظامی به سایر کشورها داده شود. به احتمال بسیار زیاد، آمریکا که نزدیکترین متحد ژاپن است، بیشترین سود را از این امر خواهد برد.
امنیت جمعی عملیات نظامی ژاپن را محدود به شرکت عملیات گروهی برای هر نوع هدف سودمند میکند. نتیجه ،ائتلاف به رهبری آمریکا خواهد بود.
از طرف دیگر، محدود کردن ژاپن به شرکت در عملیات امنیت جمعی از این که این کشور به تنهایی دست به عملیات نظامی بزند، جلوگیری میکند یا به عبارت دیگر، از دست زدن به عملیات نظامی در دفاع از شرکتهای ژاپنی در برابر شرکتهای فراملیتی که مقرشان در «نیویورک» است به این ترتیب، ارتش ژاپن تبدیل خواهد شد به ابزاری که نه تنها با منافع آمریکا رقابت نمیکند، بلکه به شرکتهایی که پایه در آمریکا دارند، یاری میرساند. گزارش روزنامهها میگویند که فکر تجدیدنظر در قانون اساسی ژاپن در آمریکا ایجاد شده است، نه در توکیو. تجدید نظر در قانون اساسی ژاپن اگر پذیرفته شود، توکیو را آزاد خواهد گذاشت که دوشادوش لندن، موقعیتی به عنوان بسط و دنباله ارتش آمریکا احزار کند. خطر برای آمریکا این است که ممکن است ژاپن روزی خود را از این مهار رها کند. در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم، لندن به دنبال این بود که نقشی شبیه به همین که اکنون در نظر است به ژاپن بدهد. یعنی حفاظت از منافع انگلیس در خاور دور به همین نحو، فرانسه و انگلیس با نادیده گرفتن پیمان (ورسای) و مجاز شمردن مسلح شدن دوباره آلمان و با هدیه دادن چکسلواکی به این کشور در قرارداد «مونیخ»، «هیتلر» را تحریک به ایجاد یک نیروی نظامی و گسترش آلمان از طرف شرق کردند. هدف این بود که آلمان نازی را برای به استعمال کشیدن شرق و حمله به اتحاد شوروی سوق دهند. منطقی که دولت را ترغیب میکند به اراده خود به خاطر تفوق رقبت خود و به خاطر سود آن دست به عمل بزند، تضمینی است بر این که این مناسبات نابرابر، موقتی است و کارهایی است که انجامش تنها برای اکنون است و نمیتواند مدت زیادی دوام داشته باشد.