حمید بیآزار/از فعالان "اتحاد دموکراسیخواهان ایران"
1) عمدهترین دلیل روی آوردن بیشتـر کنشگران داخلی را به ادامه فعالیت در قالب تشکلها و سازمانهای سیاسی، به ویژه پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، رشد سطح مبارزات مردمی و غنیتر شدن تجارب مردم است که نیاز به تشکلها و سازمانهای سیاسی و صنفی را آشکارتر نموده است. پس از انتخابات ریاست جمهوری برخی از اصلاحطلبان متوجه این نقیصه گردیدهاند و در این رابطه دست اقداماتی هر چند بسیار ابتدایی زدهاند.
2) اولین شرط مهم، برای توفیق کار حزبی نهادینه شدن دموکراسی در جامعه است. در نبود چنین شرایطی، کار حزبی بسیار مشکل پیش میرود البته متناسب با شرایط، میتوان از سازماندهی حداقلی برخودار بود و کار تشکیلاتی را تعطیل نکرد. دومین شرط، افزایش تجربه و گسترش فرهنگ کار جمعی است.
3) سازمان و احزاب سیاسی بر اساس برنامه (استراتژی و تاکتیک) مدون خود، هویت طبقاتی مییابند و مشخص میسازند که از منافع کدام طبقه اجتماعی دفاع میکنند. شعارهای کلی و عوامفریبانه احزاب و سازمانها، در روند مقایسه و انطباق عینی آنها با منافع طبقاتی اقشار و طبقات مختلف مردم و بر اثر عملکرد و موضعگیریهای مشخص آنها در رابطه با قوانین و عملکردهای موجود است که در نزد تودههای مردم به تدریج رنگ میبازند و افشا خواهند شد.
ائتلافها معمولاً بین جریانات و افراد مختلف بر روی مسایل مشخص سیاسی که نیاز به اکسیونهای معین اجتماعی احساس میشود شکل میگیرند. به عنوان مثال حرکتی که در تاریخ 21 تیرماه 1384، توسط "اتحاد دموکراسیخواهان ایران"، "سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی" (ادوار تحکیم وحدت)"، "دفتر تحکیم وحدت" و چند نهاد مدنی دیگر برای گردهمایی در مقابل در اصلی دانشگاه تهران جهت آزادی اکبر گنجی روزنامهنگاری که احتمالا بیشتر به "جرم" افشار آمران و عاملان قتلهای سیاسی زندانی شده است سازماندهی شد، حرکتی مشترک و موفق بود که به آن میتوانیم ائتلاف اطلاق کنیم.
جبهه بر مبنای فصل مشترکهای برنامههای سازمانها و احزاب بر اساس تحلیل آنها از مرحله انقلاب، شکل میگیرد و در روند خود نیاز به سازماندهی خاص، پیدا میکند که در زمان مناسب باید به آن نیاز پاسخ مثبت داد و دست به سازماندهی مناسب و تقسیم کار لازم زد. تشکیل جبهه مسیری پیچیده و دشوار را طی میکند که گام به گام در راه برداشتن آن موانع باید حرکت کرد.
4) این که آیا میتوان بدون وجود احزاب قوی دست به تشکیل جبهه زد، به هیچ وجه! این سوال مثال معروف مرغ و تخممرغ را به خاطر میآورد که اول مرغ به وجود آمد با تخممرغ! اتفاقاً حرکتهای ائتلافی نه تنها سبب غفلت از تشکیل و یا گرفتن احزاب قوی نخواهد شد بلکه درست برعکس، این حرکتها، خود باعث ارتقا و نزدیکی سازمانهای سیاسی و نهادهای مدنی خواهد شد که در روند خود از یک سو منجر به ارتقای فرهنگ کار مشترک و رفع سوء تفاهمها و عدم شناختهای تاریخی جریانها از یکدیگر شده و از سوی دیگر باعث غنیتر شدن دانش سیاسی و تجربه مبارزاتی سازمانها، احزاب و فعالان آنها خواهد گردید. یعنی این حرکتها لازم و ملزوم یکدیگر بوده و سبب تکامل همدیگر میشوند و هیچ کدام بر دیگری الویت ندارند.
5) قانون موجود بر اساس مرزبندیهای غیر دموکراتیک سیاسی و ایدئولوژیک بسیاری نحلههای فکری را از تشکیل احزاب محروم ساخته است. به ویژه باید خاطرنشان ساخت احزاب سیاسی و به طور کلی نهادهای مدنی و تشکلهای غیر دولتی بر اساس استانداردهای پیشرفته دموکراسی و موازین حقوق بشر به هیچ عنوان مجبور نیستند مجوز فعالیت از هیچ ارگان حکومتی دریافت کنند بلکه آنها صرفاً باید تشکیل نهاد غیر دولتی با حزب خود را "اطلاع" دهند و به ثبت برسانند.
مثل این که کودکی به دنیا میآید و شناسنامه برای او صادر میشود و یا شرکتی تجارتی به ثبت میرسد و در روزنامههای رسمی تشکیل آن شرکت اعلام میشود. آن گاه در صورت تخلف از قوانین موجود (البته در شرایط کنونی ایران، قوانینی که در رفراندوم به تصویب نسل حاضر رسیده باشد) میتوان طبق مقرراتی که با قوانین و اصول مترقی و دموکراتیک و حقوق بشر انطباق دارد مانع فعالیت آن نهاد غیر دولتی یا حزب سیاسی شد.
6) به نظر من بدون تبعیض باید به همه نیروهایی که در راه اتحاد دموکراسیخواهان ایران گام بر میدارند پاسخ مثبت داد و در روند کار و در عمل میزان پایبندی آنها را با معیارهای شناخته شده دموکراتیک محک زد. این نکته اهمیت فراوان دارد که با مردم صادق و شفاف بود، اعمال غیر دموکراتیک و تنگنظرانه افراد و گروهها را از نظر دور نداشت و به موقع به مردم گزارش داد. تنها در این صورت است که مردم به ویژه نسل جوان به صداقت وجدی بودن حرکت ما ایمان میآورند. در چنین شرایطی این نیروها و بلوکبندیها توسط مردم شناخته شده و جایگاه هریک از آنها تعیین میشود.
7) آنها، با وجود تمام لفاظیها و سخن پراکنیهای فراوان که این روزها، درباره جبهههای گوناگون میشود، بسیاری هنوز خود را از مرزبندیهای ایدئولوژیک و سیاسی و جغرافیایی رها نکردهاند و نمیتوانند بدون لکنت زبان و صادقانه از دموکراسی و حقوق بشر دفاع کنند. امیدواریم در آینده از حرکات دموکراسی خواهانه موجود که توسط جنبش کارگری و دانشجویی و سایر اقشار زحمتکش میهمان تقویت و حمایت میشود، الهام بگیرند و با اعتماد به مردم و با صداقت وارد عرصه مبارزه جدی با اقتدارگرایان حاکم شوند. آنها باید "ببینند" که مقامت مدنی که فقط حرف آن را در این سالها تحویل مردم دادهاند در عمل توسط سند یکالیستها و مبارزانی که خواهان آزادی دکتر ناصر رزافشان و اکبر گنجی بودهاند تجربه میشود.
آنها باید برای تحریم کنندگان انتخابات حق رای و اظهار نظر قایل باشند و نوشتههای خود را جای ببماردمان ناعادلانه تحریمکنندگان انتخابات که توسط روزنامههای دولتی تشویق و تقویت میشوند، و ناجوانمردانه نوشتههای تحریمیان را سانسور میکنند، متوجه اقتدارگرایان و نیروهای مخالف دموکراسی کنند. عقل و منطق حکم میکند که آنها تاکنون دریافت باشند جریان "برنده مجازی" در انتخابات اخیر هیچ کدام از آنها را به بازی نگرفت و همانطور که با دگراندیشان و جبهه تحریم انتخابات برخورد کرد،از شرکت در رقابت سالم انتخاباتی با آنها نیز سرباز زد ابراهیم یزدی رد صلاحیت شد و مصطفی معین را هم تنها با حکم حکومتی و به صورتی تحقیر آمیز به عرصه رقابت انتخاباتی راه داد.
8) اقتدارگرایان نخواهند توانست به راحتی سیاست سرکوب را در پیش بگیرند چون شرایط داخلی و جهانی مهیا نیست. تبلیغات مسموم گروهها و تشکلهای محافظهکار، اثرگذاری چندانی بر هواداران آنها نخواهد داشت. آنها سعی خواهند کرد با انواع ترفندها، از نزدیک شدن "پوزیسیون" رانده شده از حاکمیت به نیروهای دموکراسیخواه جلوگیری کنند. در این رابطه دموکراسیخواهان بایستی ضمن حفظ اصول و پرنسیبهای سیاسی خود، تا حد امکان از در غلطیدن بیشتر نیروهای فوق به دامان ارتجاع جلوگیری کنند.