محمدباقر آیتاللهی
آشفتگی همه جای غرب را از آمریکا تا اروپا فرا گرفته است.
سران غرب، در مواضع خود برآشفته و عصبانی به نظر میآیند و سخنانی میگویند که حکایت از آشفتگی شدید روحی و روانی آنها دارد.
صدراعظم آلمان، میگوید ملت ایران لیاقت ندارد که فناوری هستهای داشته باشد!!
بعد دولت آلمان طرفدار حسن روابط با ایران است. نخستوزیر ایتالیا میگوید من مسیح سیاسی!! هستم و مثل ناپلئون میباشم و سپس جراید ایتالیا به او اتهامات مالی و اخلاقی میزنند و خودش از ثروتمندترین و پولدارهای دنیاست.
وزیر خارجه بریتانیا میگوید فناوری هستهای حق ایران است بعد میگوید ایران5 سال تا 10 سال آن را به تعویق بیاندازد چون ما هنوز اعتقاد لازم را نداریم!!
بوش در سخنرانی سالانه خود سخنرانی عادی او نیست میگوید: مستقیم به ملت ایران و گزینش راه آینده خودتان احترام میگذاریم!!
بعد میگوید اگر ایران تحقیقات هستهای خود رامتوقف نکند گزینه حمله نظامی به ایران را از نظر دور نمیداریم!!
سران غرب با تهدید و فشار و باجدهی و امتیازدهی کشورهای دیگر را وادار به رای برای گزارش پرونده ایران به شورای امنیت کردهاند اما در همین حال میگویند راه مذاکرات باز است!!
از یک طرف میگویند ما طرفدار دموکراسی و آزادی ملتها هستیم، و از طرف دیگر کشورها را اشغال نظامی میکنند و یا تهدید مینمایند. ملت ایران را در تحقیقات علمی هستهای دارای آزادی حق انتخاب نمیدانند.
آنها میگویند ما به اسلام احترام میگذاریم و در همان حال به محبوبترین شخصیت اسلام یعنی پیامبراکرم(ص) اهانت میکنند و این اهانت را تکرار میکنند.
میگویند گرچه اهانت به پیامبر اسلام صحیح نیست ولی ما طرفدار آزادی بیان هستیم!!
اما میگویند کسی آزاد نیست که درباره دروغ بزرگ هولوکاست، تشکیک کند و اگر تردید کرد باید محکوم و زندانی شود.
میگویند تحقیقات هستهای برای ایران ممنوع است ولی داشتن سلاحهستهای برای رژیم تروریست اشغالگر فلسطین اشکالی ندارد.
چرا آنها اینگونه آشفته میگویند و در تحلیلها و موضعگیریهای آنها اینطور آشفتگی هست؟
علت اصلی این است که سران غربی(آمریکایی و کشورهای قدرتمند اروپایی) منطق را از دست دادهاند؟ و در برابر آگاهی و بیداری ملتهای جهان نمیخواهند به حق مشروع آن ملتها خاضع شوند و فکر میکنند که هنوز میتوانند ناپلئون یا تزار روم باشند و یا دنیا را مانند قرن نوزدهم استعمار کنند.
آنچه در این وضعیت وظیفه ماست. بیان هرچه بیشتر منطقی خواستها و مطالبات بحق و قانونی است.
اگر آمریکا و سران چند کشور صنعتی و اروپا نمیتوانند حرفهای بیرون از منطق خود را با همه تبلیغات پرهزینه خود در بین ملت تبلیغات پرهزینه خود در بین ملتها جا بیاندازند. باید بدانیم ما نیز با بیان احساسی نمیتوانیم افکار عمومی ملتها را به نفع حق و عدالت و برابری کشور اقناع نماییم.
بیان احساسی و پرشور ما باید از شعور تمام و تدبیر و سه اصل عزت، حکمت و مصلحت کاملا سرشار باشد. منطق قوی، میداندهی به انسانها برای انتخاب آزاد و آگاهانه برای انتخاب آزاد و آگاهانه مواضع خود، آشکار کردن خردورزانه، خلافگوییها و زوزمداری سران استکبار غرب، و دعوت ملتها به اینکه حقوق خود را خودشان احیاء کنند و امیدهای کاذب به سازمانهای جهانی و ملل مدعی دموکراسی را کنار بگذارند، وظیفه بزرگ امروز شخصیتها و احزاب و ملتهای بیدار اسلامی است. ما هیچ نگرانی از تهدیدها و چهرههای اخموی سران آمریکا و اروپا نداریم. برای هر نوع گزینهای خود را آماده کرده و آماده خواهیم داشت. برای ارتقا سطح علمی و افزایش عزت و افتخار خود نیازی به اجازه غربیها نداریم آشفتگی و آشفته حالی آنها را نیز بخوبی درک کردهایم. بیش از 4 دهه است که در برابر اسلامستیزی آمریکا و انگلیس و زورگوییهای آنان و کشتارهای بیرحمانه مزدوران آنان در 15 خردادها و 17 شهریور و کاپیتولاسیون آمریکا و کودتای نظامی و حمله طبس وجنگ تحمیلی آنها ایستادگی کرده و از همه آنها پیروز بیرون آمدهایم.
در این نبرد آخرین نیز انشااله با عنایات خداوند همانطور که تاکنون پیروز بودهایم در نهایت پیروز خواهیم بود و لوکره المشرکون و لو کره الکافرون
ذلک من فضلاله، و الحمدالله