تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۷۳۸۸۰

علی ماجدی ـ سفیر سابق ایران در ژاپن
دلار 895 تومانی بر مبنای کدامین نظریه ارزی و یا بر مبنای چه سیاست اقتصادی؟ کشورهایی که پول ملی آنها نقش بین‌المللی در بازار جهانی ندارد، ارزش پول خود را به یک ارز عمده نظیر دلار یا یورو و یا مجموعه‌ای از ارزها با توجه به سبد هزینه‌ها و یا درآمدهای ارزی خود تثبیت می‌کنند و یا از شناوری ارزش پول ملی به ارزهای عمده پیروی می‌کنند.
مجال بحث علمی پیرامون هر یک از این دو نوع تعیین ارزش پول ملی و آثار و پیامدهای آن نیست و تنها به این نکته اساسی بسنده می‌شود که تثبیت پول ملی به یک ارز عمده و یا مجموعه‌ای از ارزها این است که دولتی تصمیم می‌گیرد یک متغیر واقعی اقتصاد را در سطح ملی و جهانی با اهداف مشخصی تثبیت کند، در حالی که در سیستم شناوری نرخ‌های ارز، ارزش پول ملی نسبت به ارزش سایر پول‌های جهانی متغیر بوده و دچار نوسان شده و با دخالت‌های بانک مرکزی از نوسانات شدید نرخ پول ملی به سایر ارزها جلوگیری می‌شود؛
سیستمی که در حال حاضر در بازار پول دنیا جاری است، مضافاً باید توجه کرد که نمی‌توان سیاست تثبیت نرخ ارز را برای مدت طولانی بدون توجه به مقایسه متغیرهای واقعی اقتصاد داخلی و جهانی نظیر تورم و نرخ‌های بهره، تثبیت کرد، مگر آنکه اهداف اساسی اقتصاد ملی نظیر رشد تولید ناخالص داخلی، تراز پرداخت‌ها و کنترل نرخ تورم با تثبیت ارز حاصل شده باشد، در غیر این صورت کشورهایی که سیاست تثبیت ارزش پول ملی خود را پیگیری کرده‌اند در بلندمدت با کاهش ارزش پول ملی مواجه شده و یا به چند نرخی ارز تن در داده‌اند؛ تجربه‌ای که کشور ما در بعد از انقلاب اسلامی آن را در چند نوبت آزموده است.
حال با این مقدمه کوتاه می‌توان این سئوال را با سیاستگزاران اقتصادی کشور مطرح کرد. تعیین ارزش پول ملی به دلار و بر مبنای 895 تومان یعنی تثبیت ارزش پول ملی به دلار و بر مبنای 895 تومان یعنی تثبیت ارزش پول ملی به دلار و با نگرش درآمدهای ارزی و نه سبد هزینه‌ها زیرا مبنای درآمد ارزی کشور نفت و آن هم دلار است؟ و یا به معنای دقیق‌تر با توجه به اینکه نرخ ریال به دلار در حال حاضر حدود 912 تومان است یعنی تقویت ریال به دلار به میزان تقریبی 2 درصد؟
تفسیر این تقویت و سپس تثبیت این نرخ یعنی:
1- تغییرات ارزش ریال نسبت به ارزهای عمده نظیر یورو، لیر و ین از تغییرات دلار نسبت به این ارزها تبعیت می‌کند یعنی اگر دلار نسبت به ارزهای دیگر تقویت شود، ریال هم تقویت می‌شود و اگر تضعیف شود، ریال هم به همان نسبت تضعیف می‌شود و لذا از نظر بُعد هزینه‌های ارزی که سهم یورو در سبد هزینه‌ها در کشور بالا است، نادیده انگاشته می‌شود.
2- تعیین منبای قیمت‌گذاری نفت خام به یورو و یا ارزهای دیگر غیر از دلار حداقل در طول سال آتی مطرح نیست، درحالی که این موضوع چندین سال است که مورد بحث است و نویسنده از این موضوع که در حال حاضر آیا فروش نفت به یورو و یا ارز دیگری صورت گرفته، بی‌اطلاع است و اگر صورت گرفته و ادامه داشته باشد، تثبیت ریال به دلار بیشتر سئوال‌برانگیز خواهد شد.
3- وقتی نرخ تورم در ایران به مراتب بالاتر از متوسط نر‌خ‌های جهانی است تقویت ریال به دلار یعنی:
- واردات تشویق و صادرات غیرنفتی محدود شود.
- درآمد ریالی دولت از نفت نسبت به نرخ‌های موجود 2 درصد کاهش یابد.
- هزنیه خروج سرمایه از کشور که در چند ماهه اخیر به صورت پیاپی در روزنامه‌ها انتشار یافته با هزینه کمتر صورت خواهد گرفت و این نرخ مشوقی است برای خروج بیشتر سرمایه.
- بانک مرکزی مجبور است با تزریق بیشتر دلار نسبت به سال‌های جاری در بازار، از این نرخ غیرواقعی دفاع نماید.
- تنش‌های احتمالی ایران با جهان غرب و به ویژه آمریکا که این روزها درحال اوج گرفتن است و یا به عبارت کلی‌تر عوامل سیاسی که می‌تواند در نرخ‌های ارز اثرگذار باشد، نادیده گرفته شده است.
- به منظور کاهش درآمدهای ریالی بالاجبار قیمت صادرات نفت خام معادل 40دلار محاسبه شده است که اکثر کارشناسان نفتی این قیمت را بالا توصیف کرده‌اند.
واگر با دید مثبت به این سیاست نگریسته می‌شود:
تورم ناشی از واردات کالا به علت کاهش ارز ریال نسبت به دلار منتفی می‌شود، لیکن اگر دلار نسبت به ارزهای دیگر تضعیف شود، ریال هم به همان نسبت تضعیف شده و عملاً این سیاست در کالاهای وارداتی غیردلاری پاسخگو نیست.
پس‌اندازکردن به دلار و یا به ارزهای دیگر صرفه نداشته و نگهداری ارز سودی عاید دارنده آن نمی‌کند، به ویژه آنکه نرخ سود پیش‌بینی شده بانکی در ایران به مراتب بالاتر از نرخ‌های بهره‌های خارجی است، معذالک پیش‌بینی‌های ناشی از تنش‌های سیاسی شدید بین ایران و غرب، به ویژه آمریکا می‌تواند این اثر را خنثی کند. تعیین این نرخ، پیش‌بینی‌های صورت گرفته در مورد کاهش ارزش ریال را که ناشی از عوامل سیاسی و اقتصادی است منتفی می‌نماید و اثر روانی مثبتی به جا می‌گذارد، که این عامل شاید انگیزه اصلی برای تعیین این نرخ بوده است.
معذالک باید توجه داشت که واقعیت‌های اقتصادی خود را بر جامعه تحمیل می‌کند و دولت ممکن است هزینه‌های بسیاری را برای دفاع از این نرخ بپردازد و یا عملاً به دو نرخی‌شدن ارز رضایت دهد.
نتیجه:
اکنون با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان توصیه کرد سیاست ارزی کشور طی چندسال گذشته موفق عمل کرده است، به طوری که توانسته است سیاست تک‌نرخی ارز را جاری و آن را حفظ کند، همچنین از نوسانات شدید ریال به ارزهای عمده جلوگیری نماید، گرچه باید اذعان داشت که دلار پایه و مبنا بوده است، معذالک بالنسبه این سیاست موفق عملکرده است و با متغیرهای اقتصادی سازگاری داشته و هزینه‌های بانک مرکزی برای حفظ ارزش پولی ملی قابل قبول بوده است، لذا مناسب است سیاست‌های پیشین تعقیب شود و اگر بتوان مبنای دلار را با سبدی از ارزها جایگزین کرده و تثبیت نسبی ارزش ریال را تعقیب کرد اولی است، در غیر این صورت این احتمال را می‌توان داد که مجدداً زمینه دو نرخی شدن ارز فراهم شده وآثار مخرب آن دوباره ظهور کند که آزموده را چند بار آزمون خطاست.