هنگامه شهیدی
گروه سیاسی: «باراک حسین اوباما» که از روز 20 ژانویه 2009 به طور رسمی ریاست جمهوری ایالات متحده را برعهده گرفت، روز دوشنبه اول دسامبر 2008 مصادف با یازدهم آذرماه 1387 طی کنفرانس خبری در شیکاگو اعضای تیم امنیتی خود را معرفی کرد. اوباما در این کنفرانس از «هیلاری کلینتون»، سناتور دموکرات ایالت نیویورک و رقیب سابق خود در مبارزات مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری، به عنوان شصت و هفتمین وزیر امور خارجه ایالات متحده نام برد. انتصاب رقیب انتخاباتی و منتقد سیاست های اوباما، اقدامی بی سابقه در بیش از یک قرن گذشته است. سال 1881 آخرین باری بود که رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، «جیمز گارفیلد»، یک رقیب انتخاباتی، «جیمز بلین»، را به عنوان وزیر خارجه کابینه اش انتخاب کرد. «هیلاری کلینتون» نخستین بانوی اول امریکاست که به مقام وزیر امور خارجه دست می یابد. گفته می شود او موافقت اوباما را درباره برخورداری از آزادی عمل کافی برای انتخاب گروه دیپلماتیک خویش در وزارت خارجه کسب کرده است.
«باراک اوباما» در شیکاگو «هیلاری کلینتون» را فردی معتبر و دارای جایگاه عالی خواند و از او به عنوان «یک امریکایی برخوردار از حیثیتی عظیم که مورد اعتماد کامل من است، و کسی است که بسیاری از رهبران جهان را می شناسد: او کسی است که در هر کنگره یی از احترام برخوردار بوده و کسی است که آشکارا توانایی پیشبرد منافع مان را در سرتاسر جهان خواهد داشت» یاد کرد. اوباما همچنین گفت: «کلینتون در صورت تایید، یک «برنامه سیاست خارجی بلندپروازانه» را شامل جلوگیری از گسترش سلاح های هسته یی به ایران و کره شمالی، استقرار صلح پایدار بین اسرائیل و فلسطین و تقویت نهادهای بین المللی در پیش خواهد داشت. انتصاب هیلاری برای دوستان و دشمنان، نشانه یی است که بیانگر جدیت تعهد من به تجدید دیپلماسی امریکا و روابط مان با متحدان مان است. هیچ تردیدی ندارم که هیلاری کلینتون شایسته ترین شخص برای رهبری وزارت خارجه و همکاری با من در برعهده گرفتن این دستور کار سیاست خارجی جاه طلبانه است. » کلینتون نیز در سخنرانی خود در شیکاگو به اوباما گفت: «اگر این انتخاب در مجلس سنا تائید شود، من تمام توان خود را در خدمت این وظیفه، دولت شما و کشورمان خواهم گذاشت... می دانیم که مسائل امنیتی، ارزش ها و منافع ما صرفاً با زور یا در واقع، تنها توسط امریکایی ها محافظت نمی شود و توسعه نمی یابد. ما باید دیپلماسی نیرومندی را با استفاده از تمامی ابزارهایی که می توانیم در اختیار داشته باشیم برای ساختن آینده یی با دوستان بیشتر و مخالفان کمتر، فرصت های بیشتر و خطرات کمتر، برای تمام کسانی که به دنبال آزادی، صلح و خوشبختی هستند، پیش بریم.»
برخی واکنشها در قبال انتخاب «هیلاری کلینتون»
انتخاب هیلاری به عنوان وزیر امور خارجه «دولت تغییرات» مورد استقبال جناح چپ حزب دموکرات و گروه های ضدجنگ واقع نشده است. بخشی از جناح چپ حزب دموکرات معتقدند اوباما با انتخاب «هیلاری کلینتون» به قماری بزرگ دست زده است. آنها به سخنان و اظهارات کلینتون در دوران رقابت های انتخاباتی اشاره می کنند و می گویند این انتخاب نمی تواند نشان دهنده شعار تغییری باشد که اوباما وعده آن را داده بود: به عنوان مثال در دوران رقابت های انتخاباتی، هنگامی که باراک اوباما سیاست خود را در قبال ایران تشریح کرد و گفت در صورتی که در انتخابات برنده شود، سیاست گفت وگوی مستقیم بدون پیش شرط را در قبال ایران در پیش می گیرد،کلینتون او را به شدت مورد انتقاد قرار داد و این سیاست اوباما را زیر سوال برد و وی را در عرصه سیاست خارجی کم تجربه معرفی کرد. برخی پا را از این فراتر گذاشته و می گویند انتخاب کلینتون از سوی باراک اوباما به منزله تایید حضور چهره های تندرو در دولت آتی امریکاست.
گروهی از کارشناسان امور امریکا می گویند: «اوباما در پی تکرار الگوی همکاری آرمانی بوش پدر با وزیر خارجه باتجربه و مورد اعتمادش «جیمز بیکر» است: و انتخاب کلینتون که چندان به او نزدیک نیست، می تواند یادآور رابطه نه چندان محکم «جرج بوش» با نخستین وزیر خارجه اش، «کالین پاول»، باشد. منتقدان او نیز بر این باورند که «هیلاری» تنها سابقه سناتوری دارد و هیچ گاه نقشی اجرایی نداشته است.» در مجموع انتخاب کلینتون مورد استقبال اعضای ارشد دو حزب جمهوریخواه و دموکرات که مسوولیت تایید صلاحیت وزیران را بر عهده دارند، قرار گرفته است. بنا بر نظرسنجی «ای بی سی» 66 درصد مردم امریکا از انتخاب خانم کلینتون برای ریاست بر وزارت امور خارجه حمایت کرده اند. «ایهود اولمرت» نخست وزیر اسرائیل نیز انتخاب «هیلاری کلینتون» از سوی اوباما به عنوان وزیر امور خارجه دولت آینده امریکا را موجب تقویت روابط اسرائیل و امریکا دانسته و گفته بود: «سناتور کلینتون دوست اسرائیل و مردم یهود است.»
«هیلاری دایان رودهام کلینتون» کیست
«هیلاری دایان رودهام کلینتون» 26 اکتبر 1947 میلادی در ایلینویز متولد شد. وی توانست در سال 1969 در رشته حقوق از «کالج ولسلی» فارغ التحصیل شود. هیلاری فعالیت حرفه یی خود را در سال 1973 در کالج حقوق «ییل» دنبال کرد: سپس به «آرکانزاس» رفت و در آنجا به عنوان یکی از فعال ترین اعضای سازمان های خیریه حمایت از کودکان ایفای نقش کرد. او در سال 1974 در کمیته قضایی مجلس نمایندگان ایالات متحده به کار اشتغال یافت و عضو گروهی از کارکنان شد که در زمینه امکان استیضاح پرزیدنت ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت به دلیل دست داشتن در رسوایی واترگیت تحقیق می کرد.
هیلاری روز یازدهم اکتبر 1975 با «بیل کلینتون» چهل و دومین رئیس جمهوری امریکا ازدواج کرد: و از سال 1993 تا 2001 ساکن کاخ سفید و بانوی اول امریکا شد. پیش از این هیلاری سمت بانوی اول ایالت آرکانزاس را نیز کسب کرده بود و یکی از مهم ترین و سرشناس ترین وکلای این ایالت به شمار می رفت. کلینتون در مقام بانوی اول ایالات متحده به 79 کشور سفر کرد: و از طرفداران جدی حقوق زنان در سراسر جهان و یکی از مخالفان فعال رفتار طالبان با زنان در افغانستان بود. وی همچنین به پیدایش برنامه صداهای حیاتی، که برای تشویق زنان به مشارکت در امور سیاسی در جهان طراحی شده بود، کمک کرد.
«هیلاری کلینتون» در انتخابات نوامبر 2000 به عنوان اولین سناتور ارشد ایالت نیویورک برگزیده شد و از سوم ژانویه 2001 به عنوان نخستین بانوی اول امریکا توانست به مجلس سنای این کشور راه پیدا کند. او از اصلی ترین حامیان آغاز جنگ عراق بود، و به همین خاطر نیز کابینه «جرج بوش» به شدت از وی حمایت می کرد: اما پس از مدتی در یک تغییر موضع آشکار، به یکی از مخالفان جدی ادامه جنگ عراق تبدیل شد. هیلاری کلینتون در کمیته های بودجه، نیروهای مسلح، کار و امور اجتماعی، بهداشت، آموزش، کار و بازنشستگی کار کرده است. خانم کلینتون در طول دوره هشت ساله فعالیت خود در مجلس سنای امریکا به کشورهای مختلفی سفر کرده است. در این میان می توان به سه سفر به عراق و افغانستان، دو سفر به اسرائیل و سفرهای متعدد به اروپا، آفریقا ، کانادا و... اشاره کرد. وی پس از یک مبارزه انتخاباتی درون حزبی که 18 ماه به طول انجامید، در تاریخ هفتم ژوئن 2008 اعلام کرد از ادامه مبارزه در مقابل «باراک اوباما» منصرف شده است. هیلاری سپس حمایت خود را از اوباما برای احراز پست ریاست جمهوری امریکا اعلام کرد: و سرانجام در اول دسامبر 2008 پس از رایزنی های مکرر، به عنوان وزیر امور خارجه کابینه 44 معرفی شد.
«هیلاری کلینتون» در مورد ایران چگونه می اندیشد؟
خانم هیلاری کلینتون، روز سیزدهم ژانویه 2009 مصادف با 24 دی ماه 1387 در جلسه رسیدگی به صلاحیت وی برای تصدی بر وزارت امور خارجه امریکا در کمیته روابط خارجی مجلس سنا، در مورد سیاست ها و دستور کار دولت آینده ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: «در برابر ایران همه گزینه ها مدنظر هستند. دولت اوباما برای مقابله با برنامه هسته یی ایران، سیاست های کنونی را مورد بررسی قرار خواهد داد. آنچه که ما تاکنون انجام داده ایم، نتیجه بخش نبوده است. ما هر آنچه را که بتوانیم از طریق دیپلماسی به کار خواهیم گرفت: از طریق تحریم ها، از طریق ایجاد ائتلاف های محکم تر با کشورهایی که منافع بزرگی در جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی دارند.» وی درباره احتمال آغاز به کار دفتر حافظ منافع امریکا در تهران گفت: «این مساله بخشی از ارزیابی سیاست های موجود خواهد بود. ما با دقت زیاد به این موضوعات توجه خواهیم کرد.» هیلاری کلینتون در این نشست در پاسخ به پرسشی درباره احتمال مذاکره مستقیم با ایران مدعی شد: «واشنگتن تمایل دارد پیش از اتخاذ هرگونه تصمیمی در این باره با متحدان خود مذاکره کند.»
در ژوئیه 2007 «هیلاری کلینتون» در یکی از برنامه های انتخاباتی خود مدعی شده بود: «ایران منبع خطر برای امریکا و یکی از بزرگ ترین تهدیدها برای اسرائیل محسوب می شود. هیچ گزینه یی برای مقابله با ایران نمی تواند از روی میز برداشته شود. سیاست خارجی امریکا در برابر ایران باید روشن و بدون ابهام باشد. نمی توانیم، نباید، و اجازه نمی دهیم ایران به ساختن یا در اختیار گرفتن بمب اتمی نائل شود.» او طی سخنرانی دیگری که در 22 ژانویه 2006 در دانشگاه پرینستون ایراد کرد، گفته بود: «دولت بوش به رغم تمامی شعارهایی که علیه ایران سر داده برای مقابله مستقیم با ایران شجاعت لازم را نداشته و در نتیجه گذشتن از کنار خطری که ایران به وجود آورده، به شکل گرفتن یک فاجعه استراتژیکی انجامیده است.»
وی نوامبر 2006 (آبان 1385) ضمن درخواست برای اصلاح گسترده در سیاست خارجه امریکا، مذاکره دوجانبه واشنگتن با کشورهایی چون ایران و کوبا را خواستار شده بود. خبرگزاری فرانسه از نیویورک، به نقل از «هیلاری کلینتون» که در شورای روابط خارجی امریکا سخن می گفت، نوشت: «سناتور ارشد دموکرات ایالت نیویورک، خواستار آن شده که سیاست خارجه امریکا باید شامل همکاری بهتر با دیگر کشورها و گفت وگوی دوجانبه با دشمنان واشنگتن باشد. سیاست امریکا در جهان بالاخص در قبال ایران، کره شمالی، عراق و افغانستان، باید دارای رویکردی چندجانبه گرایانه باشد. ما باید در زبان و عمل، گرایش به جامعه بین الملل را در دستور کار خود در قرن جدید قرار دهیم. امریکا نمی تواند به تنهایی مسائل مهم جهانی را حل کند، همان طوری که جهان نیز نمی تواند بدون امریکا این گونه مشکلات را حل کند. ما باید برای دیپلماسی به علاوه داشتن ارتشی قوی ارزش قائل شویم. نباید از اینکه در مناقشات دشوار جهانی از طریق دیپلماسی وارد عمل شویم، تردید به خود راه دهیم. مذاکره مستقیم نشانه ضعف ما نیست، بلکه نشانه رهبری است.» هیلاری بر این باور است که می توان «رهبری امریکا را در جهان از طریق ترکیب «دیپلماسی» و «سیاست های دفاعی»، زنده کرد.» در اکتبر 2007 در هنگامه یی که گمانه زنی ها برای حمله نظامی امریکا به ایران شدت گرفته بود، سناتور دموکرات «هیلاری کلینتون» برای جلب نظر و حمایت گروه های ضدجنگ و ترمیم چهره جنگ طلب خود در موافقت با حمله نظامی به عراق، طرحی را به مجلس سنای امریکا ارائه کرد که طبق آن رئیس جمهور نومحافظه کار و جنگ طلب این کشور، بدون تصویب کنگره ایالات متحده حق تامین مالی جنگی دیگر را نداشته باشد. در همین حال وی در اقدامی متضاد به طرح قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی رای مثبت داد. در مجموع می توان گفت «هیلاری کلینتون» در رویکری نرم و دیپلماتیک، اما تقابل گرا، خواستار توقف غنی سازی اورانیوم در ایران و تعطیلی کامل چرخه سوخت اتمی، در عراق و افغانستان خواهان اجرای نقش مثبت و همکاری جمهوری اسلامی و قطع اقداماتی از سوی ایران است که او آنها را تحریک آمیز می داند. در خاورمیانه خواستار توقف حمایت ایران از حزب الله لبنان و جنبش مردمی حماس در فلسطین است. هیلاری از ایران می خواهد به جای پیگیری آنچه او سیاست های افراطی و تشنج زا و مقابله با کشورهای دوست امریکا در منطقه می نامد، به کشور متعارفی در خاورمیانه تبدیل شود. در نهایت به نظر می رسد خانم کلینتون جزء «بازهای لیبرالی» است که «مذاکره» با «پشتوانه نظامی» را برای به «تسلیم» کشاندن حریف یا «تقابل بیشتر» مفید می داند. در خاتمه آنچه که در زمینه سیاست خارجی تیم اوباما جلب نظر می کند، گرایش خاورمیانه یی آنها در مقایسه با گرایش روسیه و اروپای شرقی تیم سیاست خارجی بوش است. به عبارت دیگر تمرکز تخصص و توجه تیم اوباما در بعد منطقه یی، خاورمیانه خواهد بود. اکنون سوال اصلی این است که آیا تیم سیاست خارجی اوباما خواهد توانست او را در تغییری که ماموریت اصلی وی اعلام شده، کمک کنند و آیا سیاست خارجی امریکا در قبال ایران با این انتصاب دگرگون خواهد شد؟