تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۷۳۸۹۶

شکستن دیوار بسیار قطور انزوای فکری که غرب خود را در میان آن حبس کرده کار آسانی نیست. جهان غرب از زمان انقلاب صنعتی تاکنون کوشیده که سرنوشت جهان را مطابق با منافع، اصول و ارزش‌های اجتماعی خود رقم بزند. لذا از کلیه واژه های دینی تورات برای خلق اصطلاحاتی مانند«جنگ‌های مقدس»، «محور شرارت» و «ترویج تمدن»بهره می‌برد.
در این میان کارشناسان به خوبی رویکرد غرب به ویژه آمریکا در زمینه محوریت بخشیدن به قوانین بین‌المللی برای از میان برداشتن مخالفان را درک می‌کنند. بحث و بررسی رابطه میان یهود و مسیحیت پروتستانی بسیار دشوار است. زیرا صهیونیست‌ها، جست‌وجو گران، حق و حقیقت را پیوسته مورد تهدید قرار داده و آنها را ساعی ستیزی متهم می‌کنند.
«همین همفری» روحانی مسیحی در جریان تظاهراتی که در حمایت از اسراییل درواشنگتن برپا شد، اندیشه‌های توراتی خود را با این جمله بروز داد، به خاطر صهیون نباید سکوت کنیم. به خاطر اورشلیم هرگز آرام نخواهیم بود.
«راشل بارشال» سخنگوی شورای تحقیقات خانواده نیز در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران که نظرش را درباره عقب‌نشینی اسراییل در برابر صلح پرسید، گفت: این یعنی قطعه‌قطعه‌شدن اسراییل. ما هرگز جولان را پس نمی‌دهیم، تقسیم اوراشلیم را مطلقا نمی‌پذیریم و در حمایت خود از اسراییل هرگز تردید نخواهیم کرد.
درک این امر آسان است وقتی بدانیم«کالین پاول» وزیر امور خارجه پیشین‌آمریکا اسراییل و ایالات‌متحده را یکی خواند وگفت: آمریکا یک دولت مسیحی- یهودی است.
«جیمی کارتر» رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا نیز که به مناسبت انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین به عنوان دوستدار دموکراسی و عدالت راهی فلسطین اشغالی شده بود، درباره رابطه آمریکا و اسراییل گفت: رابطه آمریکا و اسراییل فراتر از یک رابطه صرف است. این رابطه‌ای منحصر به فرد بوده و نمی‌توان آن را از بین برد، زیرا ریشه در ضمیر و اندیشه ملت آمریکا دارد.
«رونالد ریگان» و «لیندون جانسون» از دیگر رؤسای جمهور آمریکا نیز از مفاهیم و اندیشه‌های تورات بسیار تاثیر پذیرفتند. «ویلسون» صدور اعلامیه بالفور را به خام‌خام یهودی «استیون وایز» تبریگ گفت و نقش جنبش مشترک صهیونیستی- آمریکایی و کشورهای هم‌پیمان را ستود و «هری ترومن» فقط 7 دقیقه پس از اعلام تشکیل اسراییل درسال 1948 میلادی آن را به رسمیت شناخت.
برخی ممکن است این‌گونه گمان کنند که رابطه میان یهود و مسیحیت درغرب بویژه در آمریکا رابطه‌ای زودگذر است که با زوال محافظه‌کاران جدید از میان می‌رود. اما این گمان کاملا نادرست است. واقعیت آن است که این رابطه‌ای چند قرن پیش از ظهور این جریان سیاسی وجود داشته و دارای ریشه‌های عمیقی بوده است.
با نگاهی به شعار رسمی آمریکا و سمبولهای این کشور می‌توان به رابطه میان این شعار و سمبل‌ها با اندیشه و اسطوره‌های صهیونیسم یعنی سرزمین موعود و همچنین عمق و ریشه آن در جامعه آمریکا پی برد.
این شعاری است که بر بالای تمام اوراق رسمی فدرال و موسسات و ادارات مختلف آن و همچنین دفتر رئیس‌جمهور، وزارت امورخارجه و ادارات و دستگاه‌های امنیتی مشاهده می‌شود.
«کریستوفر کولومبوس» یا همان«کریستوف کلمب» قهرمان ملی آمریکا نیز گفته بود: قدس و جبل صهیون باید به دست مسیحیان ساخته شود همانگونه که در «مزامیر14» بر زبان پیامبرش جاری شد. ماموریت من کشف سرزمین‌ها وشهرها برای الحاق آن به امپراطوری اسپانیا و هدایت ملت‌های آن به سوی مسیحیت و سپس بسیج این ملت‌ها برای جنگ زندگی یا مرگ علیه امپراطوری( حضرت محمد(ص) و بازگرداندن قدس و سرزمین مقدس در راستای آمادگی برای ایجاد مملکت پروردگار می‌باشد!
جشن‌هایی که آمریکایی‌ها هر سال در روز استقلال کشورشان برگزار می‌کنند همراه با پیش‌بینی‌های دانیال نبی، رویای یوحنای قدیس، بشارت به نبر آرماگدون، اندیشه پایان هستی و بازگشت مسیح است.
رژیم صهیونیستی که ما آن را رژیمی غاصب می‌دانیم و معتقدیم باید از روی نقشه محو شود، همان رژیمی است که جهان غرب مسیحی به ویژه آمریکا آن را نظامی مقدس و الهی می‌دانند که نباید هیچ خدشه و صدمه‌ای به آن وارد شود. بنابراین اگر کسی از دشمن انتظار انصاف و عدالت داشته باشد به راستی دچار توهم شده و باید از این خواب بیدار شود. در این آشفته بازار سیاسی و عقیدتی، هوشیار کسی است که به امور نه بر اساس منافع شخصی بلکه براساس منافع اسلامی، عربی و  ملی بنگرد.