سیدکاظم اکرمی*
از روزی که روحانی دلسوز، مردمدوست و آزاده، آقای کروبی نامهای به آیتالله مشکینی در مورد مجلس خبرگان نوشتهاند، تعدادی از اعضای آن مجلس و صاحبنظران در واکنش به این پیشنهادها، دیدگاههای خود را در موافقت و یا مخالفت با بخشی از این پیشنهاد و یا همه آن برآمدند. نگارنده در بسیاری از آنچه گفته و نوشتهاند نکته قابل توجهی در رد حضور دانشگاهیان، خبرگان و صاحبنظران علوم گوناگون در آن مجلس ندیدم، جز این که به جای بحث از رهبری و لوازم آن به اجتهاد رهبر و آگاهی او از دانش فقه و اصول پرداخته و لزومی برای حضور دانشگاهیان ندیدهاند. این نکته پذیرفتنی است که در جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی رهبر باید دارای شرایط زیر باشد:
صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه و عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام را داشته باشد، اما پس از این دو نکته که در اصل یکصد و نهم آمده است نکته سومی هم اضافه شده است که رهبر براساس آن باید بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری داشته باشد.
با توجه به این نکته و عنوان کلی اصل یکصد و هفتم، رهبری، مدیریت کلان یک جامعه است. مدیریتی با توجه به همه نیازها، خواستها، مسایل و مشکلات درون جامعه و عنایت به سیاستها، موقعیتها، فرصتها و تهدیدهای جهانی.
علم مدیریت در دنیای کنونی یکی از رشتههای مهم دانشگاهی است با همه مقدمات، مبانی نظریات اصول، روشها و مطالب گوناگونی که در صدها کتاب علمی درباره آن نوشته شده است. سیاست، حقوق اساسی و سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، تحولات تاریخی در علم و عمل مربوط به سیاست و... نیز رشتهای است دانشگاهی که کتابهای بسیاری در این زمینهها به تفکیک توسط متخصصان به رشته تحریر درآمده است.
صاحب این قلم، اکنون به ذکر این دو رشته دانشگاهی بسنده میکند و قصد ندارد به دانشهای دیگری که در دنیای امروز لازمه مدیریت یک جامعه مدرن است، بپردازد.
گفتنی است که در نامه گرانسنگ و ژرف امام علی (ع) مطالبی در مورد مدیریت آمده است که هرچند مربوط به 1400 سال پیش است، اما به قول ژنرال دوگل، رئیسجمهور اسبق و نامدار فرانسه برای اداره یک کشور یا دنیا کافی است (درباره کشور یا دنیا تردید دارم)، افسوس که مدیران ما کمتر به آن عمل کردهاند. اکنون این پرسش مطرح است که حضور چند نفر استاد متدین، انقلابی و آگاه به علوم مدیریت، رهبری سیاسی و اجتماعی در مجلس خبرگان چه ضرورتی دارد؟ بهنظر اینجانب شاید پاسخهایی که در زیر میآید تاحدی مطلب را روشن کند.
1- حضور متخصصان دانشگاهی در دنیایی که همه چیز آن رو به پیچیدگی میرود، بیتردید کمک به اعضای مجلس خبرگان است، هرچند ممکن است بعضی از ایشان هم مطالعاتی در زمینه علوم مربوط به مدیریت داشته باشند، کمک به تصمیمگیری درست و تقویت این مجلس است.
2- با ورود دانشگاهیان به مجلس خبرگان رهبری، مشارکت بیشتر مردم بهویژه اعضای هیات علمی دانشگاهها در مجلس خبرگان رهبری، سبب تقویت این مجلس و جایگاه رهبری خواهد شد.
3- وحدت حوزه و دانشگاه که از خواستههای بهحق و مکرر امام راحل و مقام معظم رهبری است با ورود دانشگاهیان به مجلس خبرگان رهبری، تحقق بیشتری مییابد.
4- توجه بیشتر به دانشگاهیان، آثار مثبتی بر اقشار تحصیلکرده بهویژه دانشجویان خواهد داشت.
5- حضور دانشمندان، متخصصان علم مدیریت، سیاست و جامعهشناسی با تحقیقات کاربردی که میتوانند آن را به خوبی به انجام برسانند، بیتردید کمک به تصمیمسازیهای خرد و کلان کشور میباشد، تحقق این امر، تقویت منافع ملی و نفع مردم را در پی دارد.
6- تعامل این گروهها سبب آشنایی بیشتر با فرهنگ یکدیگر و انتقال دانش متقابل بین این دو گروه است.
انتظار میرود اعضای مجلس خبرگان رهبری با نگاه تاریخی به آنچه در جامعه ما و دنیای اسلام و کشورهای دیگر میگذرد، از رویدادهای تاریخی ایران و اروپا عبرت گرفته و به عواقب مثبت و منفی رفتار روحانیون با دانشگاهیان و روشنفکران، بیندیشند و پیشنهاد جناب آقای کروبی که نقش و شخصیت او در پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی بر هیچکس پوشیده نیست، جدی گرفته شود، نه آن که این پیشنهاد دلسوزانه به دست فراموشی سپرده شود.