ایسنا ـ "چندی پس از پیروزی حزب کارگر انگلیس با اکثریت قاطع آراء در انتخابات عمومی سال 1997، روی جنکینز، سیاستمدار برجسته هوادار اروپا و عضو پارلمان وقت به تونی بلر جوان که به تازگی به مقام نخستوزیری رسیده بود توصیه کرد که فرصت را مغتنم شمرده و بر اوضاع و رویدادها تأثیر گذارد تا اینکه تحت تأثیر آنها قرار گیرد."
هفتهنامه اکونومیست در گزارشی در خصوص وضعیت اتحادیه اروپا تحت ریاست دورهای تونی بلر، نخستوزیر انگلیس آورده است: "همانطور که جنکینز پیشبینی میکرد، بلر میان دو انتخاب گرفتار آمده بود مبنی بر اینکه یا سکان هدایت اروپا را در دست گیرد که لازمهاش پیوستن به واحد پول اروپا یعنی یورو بود، یا خود را از حمایت مطبوعات تحت سلطه روپرت مورداک(1) برخوردار سازد. همچنان که انتظار میرفت بلر از مواجهه با مسایل به دور از هرگونه محافظهکاری رویگردان شد.
وی اگرچه پیوستن انگلیس به جرگه کشورهای اروپایی دارای واحد پول یورو را از مهمترین تصمیمات فراروی کشورش میدانست، اما در عین حال بر این باور بود که در راستای مهیا شدن بستر تحقق این مهم چه از لحاظ سیاسی و چه از حیث اقتصادی باید تا قبل از برگزاری همهپرسی مربوط به آن اقدامات به مراتب بیشتری صورت پذیرد. حال این سوال پیش میآید که اساساً چرا بلر آقای مورداک را که از وی حمایت میکرد به دشمن خود بدل ساخت و یا با این کار چه سودی عاید بلر میشد؟
همانگونه که لرد جنکینز پیشبینی میکرد فرصت مغتنم از دست رفت و آن دسته از شیفتگان سینه چاک اروپا که معتقد بودند نخستوزیر بنا به وعده خود سرانجام به موضع دیرپای متزلزل و دووجهی انگلیس در قبال اروپا پایان خواهد داد هیچگاه به آرزوی خود نرسیدند، از سوی دیگر تا آنجا که به شکاندیشان اروپا مربوط میشد، هیچیک از اقدامات بلر نمیتوانست آنها را قانع کند که وی به عنوان یک تمامیتخواه متعصب که بیتابانه منتظر اطلاعات از فرمایشات بروکسل بوده، مطرح نیست.
در حال حاضر همچنان که بلر جهت یافتن راهحل بحران بودجه اتحادیه اروپا بهشدت تلاش میکند به خوبی آگاه است که حاصل کار هرچه باشد به احتمال زیادی به جای این که مورد ستایش همگان قرار گیرد، مقصر شناخته خواهد شد."
اکونومیست در ادامه مینویسد: "بلر حتی با معوق گذاشتن بخشی از پیشنهاد بازپرداخت بودجه انگلیس در اتحادیه اروپا آن هم در شرایطی که اصلاحات بنیادین در سیستم سیاست کشاورزی مشترک اروپا (CAP) صورت نگرفت باز هم از سوی مطبوعات انگلیسی عمدتاً مخالف سیاستهای جامعه اقتصادی اروپا متهم شناخته شده است به این دلیل که وی به دستاوردهای بیست سال پیش مارگارت تاچر(2) خیانت کرده است.
چنانچه از طرف دیگر بلر ضمن چشم فروبستن از برخی بلندپروازیهایش باز هم در راه تصویب قرارداد بودجه اتحادیه اروپا ناکام میماند، آنگاه تنها شخص نخستوزیر و نه ژاک شیراک (رییسجمهور فرانسه) به عنوان مایه دردسر اروپا به شدت زیر منگنه انتقادات 24 کشور خانواده اروپایی قرار میگرفت.
با این وجود تقریباً همه بر این مطلب صحه میگذارند که ریاست شش ماهه انگلیس بر اتحادیه اروپا ناامیدکننده بود و شاید بجاست که بگوییم نتیجه هشت سالونیم نخستوزیری بلر چنین ناامیدی را در پی داشت.
بخش عمدهای از مشکل تونی بلر چه در اروپا یا چه در انگلیس در این موضوع خلاصه میشود که وی همواره سطح انتظارات را به طرز فزایندهای افزایش میدهد.
زمانی که آقای نخستوزیر شیفتگان اروپا را متقاعد میساخت که برای اقناع خواستههایشان کاری خواهد کرد در حالیکه باید میدانست که نه خزانهداری و نه مردم انگلیس به وی اجازه چنین کارهایی را نخواهند داد، در پارلمان اتحادیه اروپا در ماه ژوئن به ایراد سخنرانی تحریککنندهای پرداخت اما براستی حاصل آن چیزی جز یأس و ناامیدی مجدد نبود. توضیح پرحرارت بلر مبنی بر اینکه چگونه اروپایی پویا از لحاظ اقتصادی خواهد توانست در مسیر تأمین منافع شهروندان خود گام بردارد هیچگاه مورد ایراد نبود اما این نظریه که انگلیس در میان دیگر کشورهای اروپایی تنها ظرف شش ماه بتواند فرانسه را وادار به دست کشیدن از قرارداد سیاست کشاورزی مشترک اروپا(3) کند بسیار خوشبینانه مینماید.
این درحالیست که قرارداد مذکور سه سال پیش با همکاری آلمان منعقد شد و تا سال 2013 نیز قابل اجرا است."
در ادامه این گزارش آمده است: "بهرغم آنچه بیان شد اینکه سیاستهای بلر در قبال اروپا یک شکست محض قلمداد شود برداشتی کاملاً ابلهانه است، چرا که در فرازونشیبهای اتحادیه اروپا تحت ریاست ششماهه انگلیس گاه روزنههای امیدی نیز دیده میشد. بلر با برخورداری از حس جهتیابی دقیق، سختکوشی و فریبندگی خاص خود (شانس نیز نقش مهمی را ایفا کرد) ماهیت جایگاه انگلیس در اروپا را تغییر داد. لندن که در زمان ریاستش بر اروپا همواره مورد تمسخر قرار میگرفت توفیق یافت به تعهدات خود درخصوص از سرگیری مذاکرات الحاقی برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا جامه عمل بپوشاند.
مقولهای که از اهمیت استراتژیک بسیار برخوردار بود و پیشتر هیچ کشوری نه خواسته بود و نه قادر بود آن را برآورده سازد. مهمتر از همه اینکه استراتژی بلندمدت انگلیس درخصوص گسترش اتحادیه اروپا به قیمت ایجاد انسجام بیشتر، درحقیقت موفقیتی ناشی از صبر و مقاومت این کشور بود. درحالی که مناقشات بر سر بودجه اتحادیه اروپا موقتاً موجب تیرگی مناسبات لندن با کشورهای شرقی اروپا که بهتازگی به جمع خانواده اروپا پیوستهاند شده است اما تازهواردها نیک آگاهند که تاکنون هیچ کشوری چون انگلیس برای عضویتشان در اتحادیه اروپا و اعطای حقوق تام به آنها اینقدر تلاش به خرج نداده است.
همچنان ذکر این نکته ضروریست که تصورات در این راستا که آلمان و فرانسه موتورهای یکپارچگی اتحادیه اروپا هستند ضربهای دیرپای بر پیکره این نهاد اروپایی وارد آورد. از سوی دیگر شاهد بودیم که رد قانون اساسی این اتحادیه توسط مردم فرانسه درحقیقت فریاد شکایت اتحادیه اروپایی بود که اساساً به کمک اندیشههای بلر پایهریزی شده بود.
بریتانیایی که بهواسطه خوداتکایی اقتصادیاش قوام یافته است مضاف بر این در زمینه دستیابی به حمایت برای اعضای لیبرال و رقابتجوی اروپا موفقیتهای نسبی را رقم زده است، بیتردید گرچه نمیتوان به پیشرفتهای حاصله از زمان اجلاس لیسبون در سال 2000 پی برد ولی کمیسیون اتحادیه اروپا به ریاست خوزه مانوئل باروسو با برنامههای انگلیس بسیار همسو و سازگارتر از دورههای پیشین است. این هماهنگی درواقع بازنمود توازن جدید قدرت در اتحادیه اروپا محسوب میشود. ـ سیاست دووجهی انگلیس به قوت خود باقی است.
در قیاس با وضعیت اسفناکی که در دوره دولت محافظهکار جان میجر در انگلیس جریان داشت، نخستوزیران حزب کارگر این کشور بهطور مؤثر و راهگشایی با همتایان خود در اتحادیه اروپا همکاری کرده و به نتایجی نیز دست یافتهاند. بهزودی چارلز کلارک، وزیر کشور انگلیس از توافقنامهای برای ثبت اطلاعات گوشیهای همراه جهت دستگیری عناصر تروریستی خبر خواهد داد حتی میتوان گفت که شکستهای تونی بلر دیگر چندان بد بهنظر نخواهد آمد."