*تابناک: به عنوان پرسش نخست، سیستم انتخاباتی ایالات متحده آمریکا را تشریح کرده و با بیان نقاط ضعف و قوت آن، بفرمایید که آیا اساساً این شیوه انتخاباتی با روح دمکراسی سازگاری دارید یا خیر؟
**سیدامامی: رأی دادن و شرکت در انتخابات، یکی از ارکان هر نوع نظام دمکراتیک است و به طور کلی در نظامهای دمکراتیک دولتها این فرصت را به مردم میدهند که ضمن برخورداری از فرصتهای برابر، در تعیین حاکمان جامعه شرکت کنند، به گونهای که هر فرد با یک رأی و نه بیشتر و به طور برابر با دیگر شهروندان در انتخابات شرکت کرده و نظر خود را اعلام میکند و این مسأله اهمیت بسیاری دار
نظامهای انتخاباتی در کشورهای گوناگون با توجه به تاریخ گوناگون شکلگیریشان با یکدیگر تفاوتهایی دارند، اما پایه آن همین قانون یک شخص ـ یک رأی است. در آمریکا با توجه به اینکه در جریان مبارزه با استعمار و کلونیالیسم انگلیس در وهله نخست، چند کلونینشین با هم تشکیل یک اتحادیه داده و بعداً دیگر کلونیها به آن پیوستند، نظام رأیگیری در آن شکل خاصی پیدا کرد؛ به این معنا که در هر ایالتی، آرای مردم برای انتخابات ریاستجمهوری جداگانه شمارش میشود و در آخر نمایندگان آن ایالت در مجمع گزینندگان باید به آن شخص برگزیده مردم رأی دهند. به عبارت دیگر، نمایندگان هر ایالت حتی اگر بر خلاف نظرشان باشد، باید مطابق نظر مردم ایالت متبوع خود در رأیگیری مجمع گزینندگان شرکت کنند، اما اینکه چرا از آغاز چنین تصمیمی در آمریکا گرفته شد، به این دلیل بود که به برخی از اعتراضات ایالتهای کوچکتر پاسخ داده شده و این تضمین به آنها داده شود که اگر به این مجموعه بپیوندند، حقشان در انتخابات محفوظ خواهد ماند و نظرشان تحتالشعاع ایالتهای پرجمعیتتر قرار نخواهد گرفت، بنابراین، به برخی مناطق کمجمعیتتر با این روش، وزن و بهای بیشتری داده شد. برای همین، این روش، روشی است که کاملاً بر پایه پیشینه شکلگیری ایالات متحده آمریکا در پیش گرفته شده است.
اما امروزه هم همین سیستم اعمال میشود، با این تفاوت که مخالفان بسیاری دارد، چرا که آنها بر این باورند که این نظام انتخاباتی با اصل یک نفرـ یک رأی متعارض است و در برخی از موارد که رأی مردم (opular vote) با رأی مجمع گزینندگان (الکترال کالج) تفاوت پیدا میکند، عموماً رأی مردم نادیده گرفته میشود. مثلاً اگر رأی یک کاندیدا در نظر مردم بیش از رقیب بوده، ولی در رأی مجمع گزینندگان کمتر از رقیب باشد، در چنین حالتی، بنا بر قانون اساسی آمریکا، رأی مجمع گزینندگان ملاک قرار خواهد گرفت و برای همین، نظر مردم تأثیر خاصی در این تصمیم نهایی نخواهد گذاشت. بر این مبنا منتقدان میگویند که قانون اساسی آمریکا به دلیل این تعارضش با دمکراسی باید تغییر کند، ولی موافقان برآنند که قانون اساسی باید به همان شکل کنونی خود حفظ شود، چرا که در واقع همان گونه که میدانید، قانون اساسی آمریکا از جمله معدود قوانین اساسی در جهان است که تاکنون تغییری نکرده و تنها یک متمم به آن اضافه شده است. برای همین، این مسأله برای سیاستمداران آمریکایی بسیار مهم است که چنین تغییری رخ ندهد و قانون اساسی همچنان بدون تغییر باقی بماند. در واقع آنان بر این باورند که این قانون از همان آغاز، آنقدر خوب نوشته شده است که تاکنون نیازی به تغییر نداشته و بر همین پایه، به شدت با هرگونه تغییری در آن مخالفت میکنند. در هر صورت، اگر بخواهم خلاصه کنم، باید بگویم که انتخابات آمریکا، مبتنی بر رأی عموم مردم است؛ اما رأی و نظری که از سوی ایالتها و نه به طور مستقیم از سوی مردم، اعلام میشود و نتیجه نهایی را نمایندگان ایالتها در مجمع گزینندگان مشخص میکنند.
*تابناک: با توجه به آماری که نظرسنجیها تاکنون اعلام کردهاند، اوباما با یک اختلاف 8 تا 10 درصدی از مککین پیش افتاده است، از طرفی بنا بر خبرها در حدود 10 درصد رأیدهندگان اعلام کردهاند که هنوز تصمیم خویش را برای انتخاب نامزد مورد نظرشان نگرفتهاند. با این توضیحات، شرایط را چگونه ارزیابی میکنید و به نظر شما، آیا بحث رنگ پوست و اختلاف نژادی میتواند در روزهای آخر به سود مککین و به ضرر اوباما تمام شود؟
**سیدامامی: نخست این که احتمال بسیاری هست که در هفته آخر و به کمک برخی افشاگریها و برگهای برندهای که دو طرف رو میکنند، نتیجه انتخابات چیزی غیر از نظرسنجیها باشد، اما به طور کل، نظرسنجیها به طور قطعی نمیتوانند برنده نهایی را مشخص کنند. البته این نکته را هم مدنظر داشته باشید که در نظرسنجیهای هفتههای اخیر، از 7درصد تا 15درصد اختلاف دیده میشود که البته این نظرسنجیها معمولاً ضریب خطایی برابر 4 درصد دارند.
نکته دوم آن که ترکیب رأی الکترال با رأی مردم حتی اختلاف بیشتری را هم نشان میدهد و بنا بر آن، احتمال پیروزی اوباما بسیار بیشتر از مککین است و در این اوضاع، واقعاً باید اتفاق خاصی برای مککین بیفتد تا رأی او به ویژه در برخی از ایالتها که پیشبینی میشود رأی اوباما در آنها بیشتر است، ناگهان بیشتر شده و سرانجام پیروز شود. هماکنون هر دو کاندیدا بیش از هر چیز، تمام تلاش و امکانات خود را روی ایالتهای چرخشی(swing states) متمرکز کردهاند، چرا که این ایالتها قابلیت چرخشی آنی در هنگام رأیگیری را دارند؛ مانند «نیومکزیکو»،«اوهایو» و «نوادا». همچنان که در دو انتخابات گذشته که بوش پیروز شد، عملاً همین ایالتهای چرخشی بودند که اثرگذار شده و پیروزی بوش را رقم زدند، اما باز هم در این ایالتها پیشبینیها حکایت از برتری اوباما نسبت به مککین دارند؛ بنابراین، اگر ما مجموعهای از این عوامل را کنار یکدیگر بگذاریم، درخواهیم یافت که احتمال پیروزی اوباما بسیار بیشتر از مککین است. ضمن این که نباید خیلی اختلاف رأی چند درصدی آرای عمومی را مدنظر قرار داد، چرا که عملاً رأی نمایندگان ایالتها در مجمع گزینندگان به اوباما، بسیار بیشتر از مککین است. در مورد بحث نژادی هم که اشاره کردید، باید گفت که جالبترین اتفاقی که در این انتخابات افتاده، این است که بین دو نامزد کنونی آنقدر اختلاف از نظر شخصیتی، بینش سیاسی، تحصیلات، موضعگیریها و برنامههای سیاسی ـ اجتماعی وجود دارد که رأیدهنده عاقل آمریکایی، چارهای جز رأی به اوباما ندارند. تمام دنیا هم چنین نظری دارند؛ از اروپا گرفته تا آسیا و آفریقا؛ مضاف بر این که در خود جامعه آمریکا آنقدر محبوبیت آقای بوش کاهش پیدا کرده که قاعدتاً و بنا بر سنت انتخاب گذشته، مردم عملاً به حزب رقیب متمایل شدهاند، اما واقعاً چرا این اختلاف اینقدر کم است؟ به نظر من، تنها دلیل آن بحث نژادی است، یعنی اگر اوباما با همین شرایط کنونی فقط دورگه نبوده و سفید پوست بود، به یکباره اختلاف رأی وی با مک کین 80 به 20 میشد و هیچ تردیدی برای مردم آمریکا مبنی بر انتخاب اوباما باقی نمیماند، لکن تنها عامل ایجاد تردید نزد آنها، تنها مسأله نژادی است. مثلاً شما ببینید بیشترین آرای مککین مربوط به ایالتهایی است که جمعیت سفیدپوست بیشتری دارند؛ مانند ایالت آیوا که حتی در همین ایالت هم هنوز تردیدها جدی است. یا ایالتهای مرکزی (mid states) آمریکا که بیشتر جمعیت آنها سفیدپوستند؛ بنابراین، به نظر من، دلیلی باقی نمیماند مگر بحث نژادی که الان موجب شده تا به طور قطع، نتوان نتیجه انتخابات را به نفع اوباما دانست و در واقع، همین عامل نژاد، بسیار به ضرر اوباما بوده است، چرا که آنقدر تیم اوباما و جو بایدن در برابر تیم مککین و ساراپیلین صلاحیت بیشتری دارند که هر رأیدهنده عاقل آمریکایی (با فرض رشد نسبی عقلانیت در جامعه آمریکا) باید به اوباما رأی دهد.
*تابناک: به نظر شما تأثیرگذاری جامعه مذهبی و راستهای مسیحی افراطی (Evangelists) در این انتخابات به چه صورت و تا چه اندازه خواهد بود؟
**سیدامامی: البته باید توجه داشت که همه اعضای کلیساهای اونجلیست در آمریکا سفیدپوست نیستند و اقلیتهای قومی و نژادی دیگری هم دارند، اما بیشتر آنها سفیدپوستند و در بیشتر آنها اعتقاد و نگرش برتریطلبی سفیدپوست بر غیر سفیدپوست حاکم است و از سوی دیگر هم در این کلیساها به طور خیلی فعال علیه اوباما تبلیغات تخریبی و سوء انجام میشود که در بسیاری از موارد هم آمیخته با دروغهای بزرگ است، مانند شایعه مسلمان بودن اوباما و اینکه اگر او به قدرت برسد، برای مسیحیان بسیار خطرناک خواهد بود و ضد مسیحیان رفتار خواهد کرد که همین در ترغیب حجم زیادی از راستهای مسیحی به سوی مککین مؤثر واقع شده است.
*تابناک: با توجه به سخنان حضرتعالی درباره اینکه بیشتر کشورها و ملتهای جهان به دلیل عملکرد بد نومحافظهکاران و بوش در این هشت سال، امیدوار به پیروزی اوباما هستند، به نظر شما مجموعه حاکمیت در ایران بیشتر مایل به پیروزی کدام یک از این دو کاندیدا هستند؟ منظورم بیشتر معطوف به این است که استفاده بیشتر نومحافظهکاران و جمهوریخواهان از قدرت سخت علیه ایران و همپیمانانش، همواره ایران را در موقعیت بهتری برای دفاع از حقانیت خویش قرار داده، در حالی که عملکرد ظریف، هوشمندانه و مبتنی بر بهرهگیری از قدرت نرم از سوی دمکراتها، عموماً خطرات بیشتری برای ایران داشته است؟
**سیدامامی: اگر بخواهیم از نقطهنظر منافع ملی جمهوری اسلامی که منافع کل نظام را هم دربر میگیرد، به این مسأله نگاه کنیم، باید عرض کنم که طبیعتاً با حضور دمکراتها در قدرت، عملاً فشارها و تحریمها علیه کشور ما کمتر خواهد شد و بسیاری از مسائل از راههای دیپلماتیک و گفتوگو محور قابلیت حل و فصل پیدا خواهند کرد. چنانچه اوباما تا حدودی در تبلیغات خود به اینها اشاراتی داشته است و مهمتر از آن این که یک تیم سرسخت در سیاست خارجی آمریکا، یعنی نومحافظهکاران به کلی از کار برکنار میشوند، چرا که همان گونه که میدانید این گروه، هم اکنون پیرامون مککین را گرفته و امیدوارند تا با انتخاب مککین، همچنان در قدرت باقی بمانند. بر همین مبنا، در صورت حذف این گروه از قدرت در آمریکا، عملاً گزینه حمله به ایران هم تا اندازه بسیاری کم رنگتر خواهد شد، در حالی که در صورت انتخاب مککین این گزینه همچنان به عنوان یکی از اولویتها باقی خواهد ماند و حمایت قاطع از اسرائیل نیز همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و به طور کل، سیاستهای بوش در منطقه خاورمیانه ادامه پیدا خواهد کرد. اما در مقابل، هرچند اوباما در حمایت از اسرائیل کوتاهی نخواهد کرد، ولی منافع آمریکا را بیشتر در نظر گرفته و احتمالاً شروع به تغییر سیاستهای اسرائیل در منطقه خواهد نمود. ضمن اینکه زمینههای بسیار متنوعی برای حل مسالمتآمیز مسائل ایران در عرصه بینالملل با حضور اوباما فراهم خواهد شد. بنده با نکته دیگری هم که شما درباره برد تبلیغاتی بهتر ایران در صورت حضور جمهوریخواهان اشاره کردید، موافقم، اما مهم آن است که این برد تبلیغاتی به لحاظ دیپلماتیک و تأمین منافع ملی ایران، عملاً چه دستاوردی برای ما خواهد داشت و آیا صرف اینکه ما از برخورد خشن جمهوریخواهان نسبت به ایران در مجامع عمومی و بین کشورهای دیگر بهرهبرداری تبلیغاتی کنیم، قادر به تأمین منافع ملی و پیشبرد اهداف ما خواهد بود؟
در واقع تقابل این مسأله با فشارها و تحریمهای اعمال شده از سوی آنها، معمولاً به تأمین ملی ما منجر نخواهد شد. در حالی که حضور دمکراتها در قدرت، دستکم این فرصت را برای ما فراهم میآورد که در فضای کم تنشتر و آرامتری، اهداف و منافع ملی خود را پیگیری کنیم. به بیان بهتر، آن بهرهبرداری تبلیغاتی تا هنگامی که منجر به تأمین حقوق و منافع مادی ما نشود، عملاً خیلی به نفع سیاست خارجی و نظام جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
*تابناک: به عنوان پرسش آخر، اگر به فرض سرانجام، مککین به عنوان رئیسجمهور آمریکا در این دوره انتخاب شود، چه تفاوتهایی میان سیاستهای دولت وی با دولت بوش وجود خواهد داشت؟
**سیدامامی: ببینید، عملکرد بوش و نومحافظهکاران در این هشت سال، در حد بسیاری، چهره آمریکا را در اذهان عمومی دولتها و ملتهای جهان تغییر داده و به شدت نسبت به آن بدبین کرده است، برای همین، بیشتر متخصصان و متفکران آمریکا، برآنند که در هر صورت، چهره آمریکا در جهان باید تغییر اساسی پیدا کند. البته بر فرض انتخاب مککین هم چنین الزامی از سوی حاکمیت در آمریکا برای وی خواهد بود؛ یعنی مککین مجبور خواهد بود در بسیاری از موارد، سیاستهای آمریکا را تعدیل کرده و روشهای دیگری را اختیار کند. در واقع در اوضاع کنونی، به دلیل خدشهدار شدن چهره آمریکا از یک سو و تهدید منافع ملی آن از سوی دیگر، عملاً هر شخصی که قدرت را در دست بگیرد، بناچار باید در راستای بهبود این شرایط گام بردارد.