به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) رابین رایت در مطلبی در روزنامهی واشنگتنپست با عنوان «جنگ استوارت لوی» نوشت: ایران احتمالا نگران کنندهترین چالش استراتژیک رییسجمهور جدید آمریکا خواهد بود.
در ادامهی این مطلب با اشاره به مشکلات آمریکا در عراق، افغانستان، پاکستان و مناقشهی اسراییل و فلسطین آمده است: اما مسالهی ایران متفاوت است. ایران در منطقهای به ابرقدرت تبدیل شده است که آمریکا بیشترین نیروی انسانی، پول، خون و پرستیژ را در آن سرمایهگذاری کرده است. واشنگتن نمیتواند بدون گرهگشایی در رویارویی بلندمدت با ایران در خاورمیانه یا آفریقای جنوبی پیشرفتی حاصل کند.
این گزارش میافزاید: اما واشنگتن چه ابزارهایی را در اختیار دارد؟ از 1979 تاکنون پنج رییسجمهور آمریکا در نفوذ، تعامل یا زرنگی کردن در برابر ایران شکست خوردهاند. دولت کارتر انقلاب را پذیرفت و سپس شاه را پذیرفت که این باعث شد ایرانیها گمان کنند واشنگتن قصد دارد دوباره مانند 1952 سلطنت را احیا کند. وقتی سفارت آمریکا در تهران تسخیر شد، واشنگتن سرمایههای ایران را مسدود و روابط با تهران را قطع کرد. دولت ریگان ایران را پس از انفجارهایی در لبنان که به کشتن دو مسوول دیپلماتیک آمریکایی منجر شد، در فهرست تروریستها قرار داد و سپس نمایندگانی را به تهران فرستاد تا سلاح را با آزادی گروگانها در لبنان معاوضه کنند.
در ادامه این مطلب آمده است: دولت بوش پدر قول «حسن نیت در ازای حسن نیت» را داد و بعد تهران را درست وقتی که به آزادی آخرین گروگانها در بیروت کمک کرد، منزوی کرد. وقتی ایران به یک شرکت آمریکایی یک پیشنهاد جذاب پتروشیمی را داد، دولت کلینتون، واردات نفت از ایران را منع کرد اما بعد تحریم را از خاویار، فرش و پسته ایران برداشت تا نشانگر گشایش احتمالی باشد.
واشنگتن پست همچنین نوشت: دولت بوش پسر پس از 11 سپتامبر با ایران درخصوص افغانستان همکاری نزدیکی داشت اما سپس آن را بخشی از «محور شرارت» خواند. این دولت چهار قطعنامهی تحریم سازمان ملل را علیه ایران رهبری کرد و سپس گفتوگو و تجارت با ایران در صورتی که تهران غنیسازی اورانیوم را متوقف کند، پیشنهاد کرد.
در ادامه این مطلب آمده است: به طور خلاصه، همهی دولتهای آمریکایی پس از 1979 مدام مجبور به تغییر سیاستهایشان در قبال ایران بودهاند، اما آیا رییسجمهور جدید میتواند کار بهتری نسبت به دیگران انجام دهد؟ رییسجمهور بعدی ابزارهای موثر محدودی را به میراث میبرد. دیپلماسی در حال حاضر راه به جایی ندارد. تلاشها در سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در جلوگیری از نزدیک شدن یا رسیدن ایران به قابلیت تولید سوخت هستهیی کار اندکی انجام دادهاند. در عین حال امروز اشتیاق بسیار اندکی در واشنگتن برای گزینههای نظامی در قبال ایران وجود دارد. تلاشهای دیگر هم تاثیر محدودی داشته است. کنگره سال گذشته اختصاص 400 میلیون دلار برای عملیاتهای جاسوسی علیه ایران را تصویب کرد، اما مقامات عالیرتبه اذعان کردند که اقدامات پنهان فقط تحریککنندهی سرویسهای امنیتی است.
این گزارش میافزاید: آنچه باقی میماند نوعی از تحریمهاست. واشنگتن در دهههای گذشته واردات از ایران را تحریم و صدور ویزا برای مقامات را منع کرده است و حتی سپاه پاسداران را به طور کامل تحریم کرده است. این اولین بار بود که آمریکا یک بخشی از نیروی نظامی یک کشور را تحت تحریم قرار داد. اما این تلاشها به هدف نرسیدند. چین گرسنهی انرژی در حال حاضر نفت ایران را در مقادیر بسیار بالایی میخرد. تهران راههای دیگری را برای تجارت و سفر پیدا کرده است و تحریمها برای موثر بودن بسیار آهسته عمل میکنند.
در ادامهی این مطلب به تلاشهای استوارت لوی، معاون وزیر خزانهداری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات جاسوسی مالی علیه ایران اشاره شده و آمده است که وی در سفری به بحرین در سال 2006 با خواندن مقالهای در یک روزنامه درخصوص قطع روابط یک بانک بزرگ سوییس، به فکر بسیج کردن بخش خصوصی علیه ایران افتاد و تلاشهایش را در این زمینه بهویژه در دوبی آغاز کرد.
نویسندهی این مطلب با اشاره به حضور و فعالیت اقتصادی و بازرگانی ایرانیها در امارات و بهویژه در دوبی نوشته است: وقتی در تابستان با منوچهر متکی، وزیر امور خارجهی ایران در نیویورک سیتی ملاقات کردم به من گفت سادهترین کار در جهان امروز تجارت است.
به گفته وی، متکی افزود: مزایای اقتصادی شرکا را جذب میکند. در حال حاضر تعدادی شرکت آمریکایی در ایران فعالیت میکنند، اما به دلیل شرایط آنها به نامشان اشارهای نمیکنم.
در ادامهی این گزارش آمده است: بنا به گفتهی تحلیلگران محلی دوبی و ایران به لحاظ اقتصادی به یکدیگر وابستهاند و رابطهی دوبی با ایران شبیه به هنگکنگ و چین است و تحریمها فقط این روابط را تقویت میکند.
بنابراین گزارش، لوی که معتقد به موفقیت ایدهاش بود به همراه کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجهی آمریکا در فوریه 2006 به کشورهای خاورمیانه سفر میکند و در نهایت در پایان سفر رایس در کابین خصوصیاش با وی ملاقات میکند تا درخصوص پیشنهاد هفت مرحلهایاش با او صحبت کند. لوی بانکهای ایرانی را نشانه میگیرد.
به گزارش ایسـنا، نویسندهی این گزارش افزود: رایس به من گفت که «این دایرهی لوی» اهرمی را در اختیار ما قرار میدهد (ایدهی او) تحریم به شکل سنتی آن نیست.
لوی پس از آن به 80 سفر خارجی میرود تا به طور شخصی با چندین بانک مذاکره کند و برخی کشورها به سفرهای متعددی نیاز داشتهاند.
بنابراین گزارش، وزارت خزانهداری آمریکا سپس تحریم بانکهای ایرانی را آغاز میکند و از دیگر کشورها میخواهد این مسیر را طی کنند و در سال 2006 بانک صادرات، 2007 بانک سپه، و سپس بانک ملی ایران را با ایراد اتهاماتی تحریم میکند. ایران هرگونه فعالیت غیرقانونی این بانکها را رد و به صندوق بینالمللی پول شکایت کرد. برخی بانکها حتی نامههایی در اعتراض به وزارت خزانهداری ارسال کردند و سخنگوی بانک مرکزی ایران از «تروریسم مالی» صحبت کردند.
در ادامه این گزارش به اقدامات شورای امنیت و اتحادیهی اروپا و استرالیا علیه برخی بانکهای ایرانی و تحریم بانک توسعهی صادرات ایران از سوی آمریکا اشاره شده و با ذکر اینکه «بانکهای بزرگ انگلیس، فرانسه، آلمان، ژاپن و ایتالیا تجارت با ایران حتی با مشتریان قدیمیشان را محدود کردند» آمده است: یک دیپلمات اروپایی به من گفت: آنها از این اتفاق خوشحال نیستند و از فشار آمریکا شکایت دارند اما آن را میپذیرند و امیدوارند که به زودی به پایان برسد.
این گزارش میافزاید که این برنامهای است که احتمالا دولت بعدی آمریکا به علت حمایت هر دو حزب از آن به آن ادامه خواهد داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، این گزارش با اشاره به تلاشهای ضدایرانی لوی میافزاید: اتفاقی نیست که لوی هشت بار به دوبی رفت یا جورج بوش و دیک چنی، معاونش هر دو در 18 ماه گذشته در آنجا توقفهایی داشتهاند یا اینکه بوش تابستان گذشته در کمپ دیوید میزبان شیخ محمد بن رشید آل مکتوم، امیر دوبی بود. موفقیت نهایی طرح لوی – و طرحهای متعاقب آن – به شدت به دوبی بستگی دارد.
نویسندهی این مطلب در جای دیگری از گزارش ادامه داد: پاشنهی آشیل استراتژی آمریکا نفت است. نفت ضربهگیر بزرگی در برابر شوکهای مالی برای ایران است.
در این گزارش به نقل از گری هوفبائر، عضو موسسهی اقتصادهای بینالمللی پترسون آمده است که تحریم بانکها موثر است، اما تهران را به تغییر رفتار یا همکاری درخصوص برنامهی هستهییاش متقاعد نکرده است.
وی میگوید: مشکل میتوان با اقدامات اقتصادی در برابر یک قلدر، قلدری کرد.
در ادامهی این گزارش آمده است که «حتی ممکن است استراتژی لوی نتیجهی عکس بدهد» و باعث جمع شدن بسیاری از ایرانیها در اطراف دولت شود.
این گزارش میافزاید که «ساعت برنامهی هستهیی ایران به سرعت میگذرد» اما «ساعت تحریمها بسیار آهسته میگذرد» و «لوی به موانع بزرگ بر سر راهش آگاه است».
در پایان این گزارش آمده است: به دلیل اینکه جنگ استوارت لوی ممکن است فقط به پیروزیهای محدودی منجر شود، صداهای رو به رشدی – از ژنرال سابق فرماندهی مرکزی نیروی نظامی آمریکا گرفته تا اعضای سابق دولت بوش – از رییسجمهور بعدی میخواهند به گفتوگوی مستقیم با ایران وارد شود. برخی از «چانهزنی بزرگ» معروف حمایت کنند؛ یعنی مذاکره درخصوص همهی مسایل دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی و در نهایت برقراری دوباره روابط میان آمریکا و ایران. نزدیک شدن به ایران در آیندهای نزدیک هنوز بعید به نظر میرسد اما برای پیشبرد منافع آمریکا در منطقه، رییسجمهور بعدی باید خلاقانهتر از پنج رییسجمهور گذشته که سیاستهایشان در طول سه دهه به نتیجهای نرسیده است، فکر کند.