تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۷۴۴۳۶
قطار «تغییر» به واشنگتن رسید

مجتبی فتحی: رئیس جمهوری جدید ایالات متحده آمریکا با به پایان رساندن سفر تاریخی خود در حالی قدم به واشنگتن گذاشت تا از امروز به طور رسمی سکان هدایت کشورش را برعهده بگیرد که با چالش های متعددی در حوزه سیاست خارجی و در راس آن مساله ایران روبه رو است.
باراک اوباما شنبه شب تحت تدابیر شدید امنیتی سفرش با قطار از مسیر تاریخی پنسیلوانیا به واشنگتن، پایتخت آمریکا را آغاز کرد تا با ادای سوگند در مراسم تحلیف رسماً به عنوان چهل وچهارمین رئیس جمهوری این کشور آغاز به کار کند.
سفر اوباما که از ایستگاه قطاری در شهر فیلادلفیای ایالت پنسیلوانیا شروع شد به نوعی تکرار سفر حدود یک و نیم قرن پیش آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهوری آمریکا به واشنگتن بود.
لینکلن همیشه الگویی برای باراک اوباما بوده است. او رئیس جمهوری بود که نظام برده داری آفریقایی تبارها در آمریکا را ساقط کرد.
اوباما قبل از ترک فیلادلفیا در ایستگاه قطار درباره مشکلات پیش روی آمریکا صحبت کرد. او در این سخنرانی کوتاه گفت: «در تاریخ ما معدود نسلی با این عظمت روبه رو بوده است. اقتصاد ما با رکود مواجه است. با دو جنگ روبه رو هستیم که باید به یکی از آنها به طور مسوولانه خاتمه دهیم و دیگری را باید به شکل خردمندانه دنبال کنیم.»
همانطور که رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده آمریکا هم به آن اشاره کرد واشنگتن در دوران جدید خود با دو مشکل عمده مواجه است؛ نخست در حوزه اقتصادی و از آن مهم تر در حوزه سیاست خارجی.
برخی ناظران معتقدند مشکلات آمریکا در حوزه اقتصادی به اندازه ای وقت رئیس جمهوری جدید آمریکا را به خود معطوف خواهد کرد که فعلاً دست به تغییر اساسی در حوزه سیاست خارجی آن هم به طور جدی نزند.
جورج بوش که از سال 2000 با شعار تمرکز بر سیاست های داخلی سکان هدایت دستگاه اجرایی آمریکا را بر عهده گرفت در طول دوران هشت ساله خود بیشترین دخالت ها را در مناطق مختلف از خاورمیانه تا آفریقا و آمریکای لاتین داشت و دو جنگ نیمه کاره را در عراق و افغانستان به جا گذاشت. از این روی اوباما وارث برنامه های نیمه تمام این دولت در مناطق مختلف جهان به خصوص دو کشور جنگ زده خاورمیانه است و چاره ای ندارد جز اینکه تلاش آنها را به گونه ای مطلوب به سرانجام برساند. جدا از این مسائل اوباما با چالش جدی دیگری نیز روبه رو است که آن نیز تلاش برای پایان دادن به مناقشات هسته ای ایران و کره شمالی است.
نگاهی گذرا به بحران های پیش روی باراک اوباما به خصوص در حوزه سیاست خارجی حکایت از آن دارد که نقطه عزیمت حل و فصل آنها ایران خواهد بود چراکه به عقیده ناظران حل و فصل و خاتمه دادن به جنگ های نیمه تمام در عراق و افغانستان بی تردید با کمک ایران امکان پذیر خواهد بود.
ایران جدا از موقعیت استراتژیک خود در منطقه خاورمیانه در همسایگی عراق و افغانستان به دلیل اشترکات مذهبی و فرهنگی از نفوذ معنوی بالایی در این کشور برخوردار است.
در همین حال چندی پیش ژنرال دیوید پترائوس رئیس فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده تاکید کرده بود: «جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا دارای منافع مشترک بسیاری در عراق و افغانستان است؛ از جمله اینکه هر دو حامی دولت های مرکزی عراق و افغانستان هستند، هر دو در پی ثبات اند و با تروریست های سنی چون القاعده و طالبان مخالف هستند.»
«هرالد تریبیون» نیز شنبه گذشته طی گزارشی در این باره نوشت: «اگر آمریکا می خواهد نیروهای خود را از عراق و افغانستان بیرون بکشد و ثبات را به این مناطق جنگ زده باز گرداند لازم است با ایران و دیگر بازیگران اصلی منطقه ای و بین المللی، از جمله سازمان ملل مشارکت مستقیم داشته باشد.»
در ادامه این گزارش آمده است: «رسیدن به تعهدات جدی از سوی دولت های عراق و افغانستان هم دشوار است و هم بسیار وقت گیر اما برای بازگرداندن ثبات به این مناطق لازم است و این کار نیز بدون مشارکت ایران غیرممکن است. همچنین مذاکرات دیپلماتیک در این دو زمینه باید بر محور چند نکته اصلی بچرخد: تمامیت ارضی عراق، آشتی ملی، پایان دادن به حمایت های نظامی از گروه های غیردولتی در عراق و افغانستان، بازگرداندن چندین میلیون آواره این کشورها و در پیش گرفتن اقداماتی برای اعتمادسازی که همسایه های ایران را نیز شامل می شود.»
از سوی دیگر، به عقیده ناظران مختومه کردن پرونده مناقشه برانگیز هسته ای ایران نیز که دولت جورج بوش در طول شش سال گذشته نتوانسته بود خط پایانی بر آن بکشد تنها با مساعدت تهران محقق خواهد شد.
در همین حال تحلیلگران آمریکایی به دولت جدید این کشور پیشنهاد کرده اند واشنگتن به اتفاق متحدان اروپایی اش طرحی جدید برای برنامه غنی سازی اورانیوم ایران ارائه کند که براساس آن «این برنامه به شکل چندملیتی و همراه با افزایش نظارت بین المللی مدیریت و اجرا شود.»
آنها معتقدند تحریم ها و تهدیدها تاکنون نتوانسته اند ایران را وادار به توقف برنامه غنی سازی کنند و حتی با وجود مشکلات اقتصادی که گریبانگیر ایران است بعید به نظر می رسد تحریم ها به تنهایی قادر به این کار باشند.
هرالد تریبیون در این باره می نویسد: «طرح غنی سازی چندملیتی هم در مورد فعالیت های هسته ای ایران به آمریکا اطمینان بیشتری خواهد داد و همه درها را برای مذاکرات جدی تر با ایران در مورد دیگر مسائل دارای اهمیت برای آمریکا باز خواهد کرد.»
با در نظر گرفتن این مسائل کارشناسان معتقدند او با ما برای فائق آمدن بر مشکلات پیش روی خود در حوزه سیاست خارجی چاره ای جز این ندارد که ایران را مهم ترین مساله خود به حساب آورد.
از این روی اوباما نیز با شناخت کافی از این مساله در کوران رقابت انتخاباتی تمرکز و اولویت خود در حوزه سیاست خارجی را ایران و مذاکره بدون قید و شرط با تهران اعلام کرده بود.
نماینده دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری که با شعار و وعده تغییر توانست گوی سبقت را از رقبا برباید در مبارزات انتخاباتی بارها اعلام کرده بود در صورت پیروزی حاضر است با کشورهای دشمن آمریکا از جمله ایران و کوبا بدون قید و شرط مذاکره کند.
با این حال با پیروزی اوباما در انتخابات خیلی زود این وعده ها و شعارها به دلیل انتصابات و اظهارات او دستخوش تردید شد.
انتصاب هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه و ابقای رابرت گیتس به عنوان وزیر دفاع بسیاری از کشورها از جمله ایران را از تغییرات کلی در عرصه سیاست خارجی ناامید کرد.
به عقیده ناظران در واقع این انتصاب ها نشانه این است که سیاست و رویکرد آمریکا در خاورمیانه در بسیاری از موارد براساس استمرار خواهد بود و نه تغییر.
بر این اساس این نظریه که امکان تغییرات گسترده در حوزه سیاست خارجی از اختیار اوباما و هر رئیس جمهور دیگری خارج است قوت خواهد گرفت.
کارشناسان تاکید می کنند حوزه سیاست خارجی آمریکا براساس یک استراتژی بلندمدت تدوین می شود و امکان تغییر در آن کم خواهد بود و تنها روسای جمهور می توانند در تاکتیک ها تغییراتی ایجاد کنند.
در همین حال دکتر ابراهیم متقی استاد دانشگاه و متخصص و تحلیلگر مسائل ایران و آمریکا می گوید: «تغییر در سیاست خارجی آمریکا براساس مولفه های مختلفی امکان پذیر است. یکی از این مولفه ها را هم باید شاخص های بحران در فضای نظام بین المللی دانست.»
وی می افزاید: «در وضعیت موجود محیط خاورمیانه کاملاً بحرانی است از همه مهم تر اینکه شاخص های بحران نیز در حال تصاعد است. در چنین شرایطی تغییر ناگهانی در روند سیاست خارجی امکان پذیر نخواهد بود.»
این تحلیلگر امور بین الملل با اشاره به تغییر و تحولات در آمریکا می گوید: «این ذهنیت که آمریکا نگرش جدیدی را در دوران ریاست جمهوری اوباما در پیش خواهد گرفت نمی توانیم به راحتی به مسائل آمریکا و ایران و همچنین سیاست خاورمیانه ای آمریکا تعمیم دهیم؛ مهم ترین دغدغه اوباما مسائل اقتصادی آمریکاست بنابراین نباید انتظار داشت مسائل مربوط به حوزه امنیت ملی آمریکا در زمان محدودی با تغییرات جدی روبه رو شود.»
متقی می افزاید: «در ارتباط با مسائل آمریکا و ایران همان قانون مربوط به موضوعات خاورمیانه قابل توجه است یعنی اینکه اوباما هیچ برگ جدیدی را برای متحول ساختن فضای ارتباطی ایران و آمریکا رو نخواهد کرد اما برگ های جدید را در فضای بازی به کار خواهد گرفت. اهمیت مساله ایران به گونه ای برای آمریکا جدی است که فردی به نام دنیس راس که پیشتر مسوولیت هایی در حوزه سیاست خارجی واشنگتن عهده دار بوده مجدداً در رابطه با کاخ سفید و ایران فعال خواهد شد.»
وی تصریح کرد: «بنابراین ما انتخاب دنیس راس را باید نشان دهنده اهمیت موضوع ایران برای امنیت و همچنین سیاست خارجی آمریکا بدانیم. به این ترتیب در دوران جدید امکان تعامل افزایش خواهد یافت یعنی اینکه آمریکایی ها گزینه مربوط به تعامل برای طرح اختلافات سیاسی و امنیتی خود با ایران را مورد استفاده قرار می دهند اما بهره گیری از ابزار تعامل به منظور تغییر در جهت گیری سیاست خارجی آمریکا در رابطه با تهران نخواهد بود.»
در هر حال با توجه به تناقض هایی که در رفتار و گفتار باراک اوباما در قبال ایران مشاهده شده است که همین امر سبب شده است تا تحلیل ها و نظرات متفاوتی درخصوص روابط تهران - واشنگتن در چهار سال آینده مطرح شود چاره ای جز این نیست که تا زمامداری اوباما صبر کرد و روابط دو کشور را از آن پس رصد و تحلیل کرد. با این حال آنچه تاکنون مسلم و مسجل شده این است که باراک اوباما هم همچون دیگر روسای جمهور آمریکا امکان تغییر در روابط دو کشوری که بیش از 30 سال تخاصم را در دستور کار یکدیگر قرار داده اند ندارد.