تالیف و ترجمه: نادر مازوجی
منطقه اوستیا در طول تاریخ سیاسی خود شاهد فراز و نشیبهای زیادی بوده است. به دنبال انقلاب اکتبر 1917 روسیه، تحولات این منطقه بهویژه جنوب آن بیشتر رنگ خون به خود گرفت چرا که در اوستیای جنوبی ذخایر نفت و گاز مناسبی وجود دارد که میتواند مورد توجه برخی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای باشد.
اوستیا (جنوبی و شمالی) یکی از ایالتهای کوچک قفقاز است که در تاریخ به نام آلانیا شناخته میشود.
این منطقه در سال 1774 به امپراتوری روسیه پیوست و تا انقلاب اکتبر 1917 بخشی از خاک روسیه بود.
به دنبال این انقلاب، درگیریهای خونینی میان بلشویکها و بورزواها در اوستیا به وجود آمد.
شورای رهبری حزب کمونیست گرجستان 21 دسامبر 1921 قانونی درباره تاسیس اوسیتا در مناطقی که اوستیها ساکن آنجا بودند تصویب کرد و در پی آن کمیته انقلابی که وابسته به بلشویکها بود، مرزهای مناطق اوستیا را مشخص کرد؛ یعنی مناطق شمالی اوستیا به خاک روسیه پیوست و بورژواهای گرجستان نیز حاکمیت خود را بر مناطق جنوبی اوستیا تحکیم کردند.
این تقسیمبندی سبب شد بذر اختلافات و درگیریهای آینده در اوستیا کاشته شود. گرجستان در سال 1922 همراه با جمهوریهای ماورای قفقاز به اتحاد جماهیر شوروی پیوست و در 1936 به طور رسمی، یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی محسوب شد. در همان زمان گرجستان اعلام کرد اوستیای جنوبی یکی از ایالتهای این جمهوری است و به آن خود مختاری اعطا میکند.
از سوی دیگر در پی طرح پروسترویکای میخاییل گورباچوف آخرین رهبر شوروی سابق در سال 1985، شخصیتها و رهبران دموکرات در اوستیای جنوبی پا به عرصه تحولات داخلی این منطقه گذاشتند.
پس از این رخداد، مجلس نمایندگان اوستیای جنوبی در نوامبر 1989 به جمهوری مستقل اوستیا رای مثبت داد.
بنابراین جمهوری مستقل اوستای جنوبی در سپتامبر 1990 اعلام موجودیت کرد. واکنش گرجستان به این اقدام، این بود که قانون خودمختاری اوستیای جنوبی، آبخازیا و آجاریا را در سال 1990 لغو کرد و این اقدام مقدمهای برای درگیرهای خونین در این مناطق شد.
ادوارد شوارد نادزه رییسجمهوری سابق گرجستان در سال 1994 پیمان داگومیس را با بوریس یلتیسن رییسجمهوری اسبق روسیه امضا کرد تا به جنگ داخلی پایان داده شود. و نیروهای حافظ صلح روسیه به طور قانونی به آبخازیا و سایر مناطق درگیر اعزام شوند. اما مردم اوستیا در دسامبر 2001، ادوارد کوکوتیه قهرمان سابق کشتی را در انتخابات غیر رسمی به عنوان رییس جمهوری خود انتخاب کردند.
در پی این انتخابات و اتخاذ مواضع جداییطلبانه از سوی کوکوتیه، در سال 2001 تنش در روابط این جمهوری خودمختار و گرجستان شدت گرفت اما چون در آن زمان، دولت گرجستان به روسیه نزدیک بود تحرکات نظامی جداییطلبان اوستیایی با برخوردهای جدی گرجستان مواجه نمیشد.
انقلاب رز و امیدهای تازه
در دوران تصدی ادوارد شوارد نادزه تا سال 2003 اوضاع منطقه اوستیا نسبتا آرام بود و اختلاف میان گرجستان و این جمهوری خودمختار در سطح سیاسی دنبال میشد اما با وقوع انقلاب گل رز در گرجستان به رهبری میخاییل ساکاشویلی در 23 نوامبر 2003، اوضاع در این منطقه بحرانی شد. دولت جدید گرجستان با چراغ سبزی که از غرب و آمریکا دریافت کرد در صدد اشغال نظامی این منطقه برآمد. این اقدام تحریکآمیز پیش از این به دلیل مخالفت روسها هرگز از سوی شوارد نادزه صورت نگرفته بود.
با سفر پر حاشیه جرج بوش رییسجمهوری آمریکا به گرجستان و چراغ سبز آمریکاییها، گرجیها برای انجام اقدامات نظامی در منطقه جدی شدند. به اعتقاد ناظران مسایل قفقاز، منطقه اوستیا را میتوان صحنه برخورد سیاستها و اراده آمریکا و روسیه دانست. از یک سو آمریکا تلاش میکند گرجستان را به یکی از پایگاههای ناتو در همسایگی روسیه تبدیل و از سوی دیگر فشارهای گرجستان برای بستن پایگاههای نظامی روسیه در خاک گرجستان که از زمان شوروی سابق باقی مانده افزایش یافته است. ساکاشویلی پیش از این اعلام کرده بود که هدف وی بازگرداندن مناطق جداییطلب اوستیای جنوبی، آبخازیا و آجاریا به گرجستان است. در سال 2005 به رغم افزایش تنشها با دولت ساکاشویلی، مسکو با خروج پایگاههای نظامی دوران شوروی سابق از قلمرو گرجستان تا پایان سال 2008 موافقت کرد.
اما در سال 2006 گرجستان پس از انفجار لوله اصلی صدور گاز در روسیه، برای مدت کوتاهی از داشتن گاز وارداتی روسیه محروم شد.
در همان سال گرجستان چهار پرسنل ارتش روسیه را به اتهام جاسوسی دستگیر کرد و مسکو این اقدام تفلیس را با افزایش تحریمهای اقتصادی، قطع تمام مسافرتهای دو جانبه، اخراج هزاران تن از گرجیهای مقیم روسیه و توقف واردات از گرجستان پاسخ داد.
تلاش اوستیا
مردم اوستیا در سال 2006 با شرکت در یک همهپرسی خواستار استقلال از تفلیس شدند.
چند ماه قبل در اوایل سال جاری میلادی نیز به دنبال حمایت غرب از استقلال کوزوو، اوستیای جنوبی از جامعه بینالملل خواست استقلال این منطقه را از گرجستان به رسمیت بشناسد.
در ماه مارس سال جاری، گرجستان درخواست عضویت در ناتو را مطرح کرد و باعث شد پارلمان روسیه از دولت این کشور بخواهد استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت بشناسد.
دولت گرجستان در پی این تحولات، در آوریل 2008 پیشنهاد توافق سهیم شدن در قدرت را مطرح کرد که با مخالفت اوستیای جنوبی و پافشاری این منطقه جداییطلب بر استقلال کامل مواجه شد.
ادوارد کوکوتیه رییسجمهوری اوستیای جنوبی در دیدار با هیاتی از اوستیای شمالی اعلام کرد کشورش بدون حضور روسیه، با گرجستان مذاکره نخواهد کرد.
وی گفت: طرف گرجی با اعلام این که آماده مذاکرات مستقیم با اوستیای جنوبی است تلاش میکند موضع ما را در برابر جامعه جهانی بیاعتبار کند، اما ما به آسانی زیر بار این مساله نمیرویم و بدون حضور روسیه و اوستیای شمالی با هیچکس و در هیچ موردی توافق نخواهیم کرد.
رهبر جداییطلبان اوستیای جنوبی تهدید کرد اگر گرجستان در آینده نزدیک، نیروهای خود را از منطقه درگیری بر سر منطقه اوستیا، چند هفته قبل نیروهای گرجی حمله گستردهای را به اوستیای جنوبی آغاز و اعلام کردند کنترل تسخین والی مرکز این منطقه جداییطلب را به دست گرفتهاند.
در پی این مساله، روسیه صدها نیروی پیاده و زرهی خود را عازم این منطقه کرد و در زد و خورد با نیروهای گرجی، تلفات و خسارات زیادی را به این نیروها وارد کرد، اگر چه تعداد زیادی از ساکنان اوستیای جنوبی نیز کشته شدند.
تکیه به غرب
بسیاری از کارشناسان معتقدند گرجستان چه خود آغازگر جنگ اخیر باشد و چه به سوی جنگ سوق داده شده باشد، به هر حال غرب تکیه و پشتیبان آن است و تفلیس در بازی با روسیه بر ایالات، متحده و مجموعههای شرکای غربی تکیه کرده است.
در خصوص آغاز حمله گرجستان به اوستیای جنوبی هم بسیاری معتقدند همزمانی آن با آغاز بازیهای المپیک پکن به این دلیل بود که تفلیس فکر کرد غیاب ولادیمیر پوتین مرد اول روسیه و حضور او در مراسم افتتاحیه المپیک، زمانی مناسب برای حمله است.
در کنار اینها، گرجستان یک رویای دیگر را نیز برای خود متصور شده بود: در صورت حمله به اوستیای جنوبی مورد حمایت آمریکا و متحدان غربی خواهیم بود.
تفلیس پیش از این نیز با شور و اشتیاق فراوانی به ائتلاف مبارزه با تروریسم آمریکا پیوسته بود و در اشغال عراق با آمریکا همکاری کرد تا جایی که گرجستان پس از آمریکا و انگلیس بیشترین شمار نیرو را در عراق (یعنی حدود دو هزار نیرو) دارد. (البته در حمله به اوستیای جنوبی یک هزار تن از آنها را از عراق فرا خواند) از سوی دیگر روسیه در انتظار کوچکترین اشتباه گرجستان است تا آن را به فرصتی طلایی برای انتقام تبدیل کند زیرا گرجستان در گذشته از مناطق تابعه آن بوده است.
این هدف روسیه بهویژه از آن جهت است که تفلیس تلاش کرد به ناتو بپیوندد و ناتو را به مرزهای روسیه برساند.
پوتین که از حمله گرجستان به اوستیای جنوبی، در المپیک پکن مطلع شد جرج بوش رییسجمهوری آمریکا که او نیز در المپیک حضور داشت گفت: اقدامات تجاوزکارانه گرجستان بیپاسخ نخواهد ماند و داوطلبان روسی آمادهاند برای جنگ با گرجستان و اوستیای جنوبی اعزام شوند.
روسیه با اعلام حمایت از امنیت منطقه و جان افراد روسی، تاکید کرد تامین امنیت و ثبات در منطقه قفقاز حق مسکو است و مسکو انتقام خون سربازان روسی را که در اوستیای جنوبی کشته شدند خواهد گرفت. واقعیت آن است آن است که روسیه نشان داد همچنان کنترل منطقه قفقاز را در اختیار دارد و به هیچ یک از جمهوریهای شوروی سابق اجازه نخواهد داد حتی با وجود متحدان غربی، در این منطقه عرض اندام کنند.
به نظر میرسد ساکاشویلی دست به حملهای (علیه اوستیای جنوبی) زده که نتیجه محتومآن مرگ و به تعبیر صحیحتر سرنگونی دولت اوست.
رییسجمهوری گرجستان به حمایت همهجانبه غرب و در راس آن ایالات متحده در صورت بروز درگیری مستقیم با روسیه، امیدوار بود اما در محاسبات خود دچار اشتباه شد، البته با بررسی شرایط از زاویه دیگر میتوان شانس پیروزی را برای ساکاشویلی متصور بود.
در واقع میتوان اینگونه فرض کرد که وی با آگاهی از قدرت نظامی برتر روسیه و شرایط مناسب دیپلماتیک برای مداخله مستقیم مسکو در درگیریها، این حملات را به هدف تبلیغاتی آغاز کرد.
تحلیلگران سیاسی میگویند ساکاشویلی میکوشد خاطره سرکوب قیام 1956 مجارستان، بهار خونین پراگ در سال 1968 و حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در سال 1979 را دوباره در اذهان عمومی جهانیان زنده کند و با پیوند دادن مشکلات خود با این رویدادهای تاریخی، مشکلات داخلی، خود را در مواجهه با حرکتهای تجزیهطلبانه اوستیای جنوبی و آبخازیا به عرصه به عرصه سیاست جهانی بکشاند. به بیان دیگر ساکاشویلی با آگاهی از حمایت همه جانبه روسیه از دولتهای استقلالطلب این دو استان و با علم به این که توان رویارویی مستقیم با روسیه را ندارد، از این طریق کوشیده است مساله اوستیای جنوبی و آبخازیا را از موضوع اختلاف مسکو ـ واشنگتن تبدیل کند و از این طریق با پرداخت هزینه کمتر، وعدههایی را که درباره برقراری یکپارچگی در گرجستان داده بود جامعه عمل بپوشاند.
اگر چه ساکاشویلی اعلام کرد حمله روسیه و گذر از مرزهای اوستیای جنوبی، تهدید و چالشی مستقیم برای اتمام جهان است و اگر روسیه امروز متوقف نشود تانکهای روسی فردا ممکن است به هر پایتخت اروپایی وارد شوند، با این حال به نظر میرسد دست کم تا این مقطع از تحولات جاری در اوستیای جنوبی، غرب بهویژه ایالات متحده گرفتار دامی نشدهاند که ساکاشویلی برای آنها گسترده بود.
حقیقت این است که اغلب رهبران اروپایی از برانگیختن خشم روسیه پرهیز میکنند و در رفتار و بیانات خود این واقعیت را لحاظ میکنند که شاهرگ تامین انرژی اروپا در دست روسیه است.
آمریکا نیز به عنوان متحد و حامی جدی ساکاشویلی، تنها به صدور بیانیههای شدیداللحن اکتفا کرده است.
از سوی دیگر این احساس وجود دارد که روسیه با اقدام نظامی، مقصود خود را بیان کرد و دیگر باید از هر نوع گسترش درگیری پرهیز شود.
در عین حال این نگرانی وجود دارد که حوادث مشابهی در آبخازیا دیگر منطقه جداییطلب گرجستان تکرار شود.
بحران اخیر میتواند به بازنگری روابط روسیه ـ آمریکا و روسیه، اتحادیه اروپا منجر شود، اما این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که اهمیت روسیه در زمینه تامین امنیت انرژی و همچنین وضعیت جغرافیایی منطقه نشان میدهد که آمریکا و اروپا گزینههای محدودی در برابر روسیه پیش رو دارند.