تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۷۴۴۶۶
نگاهی از داخل به صهیونیست
اشاره: بعد از دو سال پر فراز و نشیبی که از جنگ دوم لبنان می‌گذرد و بعد از این همه مانورهای پی در پی سراسری، آموزشی و خرید سلاح و تجهیزات پیشرفته از آمریکا باید از خودمان بپرسیم که ارتش اسرائیل به کجا رسیده؟ از سویی دیگر با پایان گرفتن جنگ غفران تا کنون همواره هر دو سال و نیم با یک انتخابات پارلمانی در این عرصه روبه‌رو بوده‌ایم. هر گروه سیاسی با هر گرایش و طرز تفکری که روی کار آمد، بعد از دو سال و نیم دست به انتخابات پیش از موعد زد. هیچ پارلمانی نتوانسته است در این مدت تمام دوره چهارساله خود را تمام کند.

شاید بهترین جواب ناکامی‌های ارتش اسرائیل را در حوادثی که اخیرا در روستای کوچک نعلین رخ داد بیابیم. جواب کامل خود را می‌توان در تصاویر ویدیوئی که یک دختر کوچک روستایی با هندی کم خود گرفته دید. در این تصاویر یک سرباز ارتش اسرائیل از فاصله صفر با تیر فلزی و کاور پلاستیکی به پای یک فلسطینی که دستانش از پشت و چشمانش نیز بسته شده‌اند شلیک می‌کند در حالی که یک ستوان ارتش، اسیر فلسطینی را محکم گرفته است.
تا زمانی که این تصاویر منتشر نشده بود، مقام‌های ارتش اسرائیل هیچ اهمیتی به این موضوع نداده بودند. هیچ مجازاتی برای عاملان این حادثه در کار نبود. حتی هیچ توبیخی برای آنها هم مطرح نشده بود. البته علت آن نبود که از این ماجرا مطلع نبودند، یا اینکه این حادثه دور از چشمان آنها اتفاق افتاده است. به نظر می‌رسد که عکس این مورد صحیح باشد. اولا همه سربازانی که در آنجا حضور داشتند این ماجرا شاهد بودند. همچنین علاوه بر آن رستوران، درجه‌داران دیگری هم در آنجا حضور داشتند شاید درجه‌دارانی در حد سرتیپ و سرلشکر هم از این ماجراها مطلع باشند. هیچکدام از آنها عکس‌العملی در قبال این حادثه نداشتند. آنها حتی انگشت خود را برای توبیخ سربازی که تیراندازی کرده و افسری که دستور تیر داده را هم تکان ندادند. آیا احتمال وجود دارد که تکرار این حادثه‌ها باعث بی‌اهمیتی این افسران به چنین حوادثی شده باشد؟
چشم‌پوشی از جنایات
ما هم می‌توانیم چشمان خود را ببندیم و به چیزهایی که به ضررمان است توجه نکرده و از چنین اقدامات سربازان و افسران به این بهانه که لحظه‌ای غفلت بوده، چشم‌پوشی کنیم، زیرا خدای نا‌کرده نباید کسی فکر کند که این لحظه غفلت بک یک رویکرد و رفتار دائمی ارتش اسرائیل تبدیل شده است. بیشترین چیزی که می‌توان در مورد این لحظه غفلت گفت این است که این لحظه غفلت، در حقیقت یک لحظه حماقت بوده است که گاهی به علت تکرار و اصرار از شدت و مدت بیشتری برخوردار می‌شود. مشکل اینجاست که این اواخر لحظات غفلت و حماقت به بهانه‌ای از پیش آماده شده برای بسیاری از اقدامات افسران ارتش تبدیل شده است. همانند ماجرای سرگرد «چیکو تمیر» که فرزند نوجوانش بلدوزر نظامی ارتش را رانندگی کرده بود. در بازگشت به سؤال اول ما در مورد وضعیت کنونی که ارتش اسرائیل بعد از دو سال به آن رسیده است، آیا این بهانه بر فرض صحت آن، می‌تواند رضایت ما را در مورد وضعیت کنونی ارتش به دست آورد؟ آیا اینکه افسران و درجه‌داران، در لحظه‌های غفلت و حماقت خود، شرور و بلکه تنها احمق هستند، می‌تواند رضایت ما را از وضعیتی که ارتش اسرائیل به آن رسیده است کسب کند؟ از اینکه تصاویر ویدیوئی، اقدامات و وضعیت کنونی ارتش اسرائیل را رسوا کرد، آیا شاهد تغییرات و اصلاحاتی بوده‌ایم؟
اولین عکس‌العمل‌ها نشان می‌داد که تغییراتی در پیش است. سرباز مزبور بیان کرد که فرمانده گروهان دستور شلیک را به وی داده است و فرمانده گروهان ادعا کرد که فقط دستور تهدید با سلاح را به سربازان مذکور داده است. تهدید به سلاح برای کسی که چشمانش بسته است، چه تهدیدی می‌تواند باشد؟ دستگاه دروغ سنج به سادگی توانست، دروغ این درجه‌دار را ثابت کند. آیا با این حال کسی شنیده است که وی توبیخ شده است یا قرار در آینده دور و نزدیک محاکمه شود؟ آیا از ارتش اخراج شده است؟ تنها چیزی که اتفاق افتاد، این بود که برای مدت کوتاهی به زندان رفته و بعد از آن هم چند روز مرخصی می‌گیرد که ممکن است مرخصی وی هم اکنون تمام شده باشد. در مقابل این ارتش، پدر دختر بچه‌ای که از این حادثه با هندی‌‌کم خود تصویر گرفته بود را به علل نامعلومی بازداشت کرد و ممکن است وی به زودی محاکمه شده و حتی ممکن است برای چند سالی هم به اتهام تبلیغ علیه ارتش اسرائیل زندانی شود. ارتش اسرائیل به این مقدار بسنده نکرده و تدابیر امنیتی خود را علیه این روستای در اشغال، بیشتر کرده و هفته پیش هم یک کودک 10 ساله را کشته است. در گزارش‌ها بیان شده بود که این کودک جان سربازان اسرائیلی را در خطر قرار داده بود.
این چه ارتشی است که یک کودک 10 ساله با چوب و سنگ خود جان سربازانش را در معرض خطر قرار می‌دهد؟ در هر حال مجازات ارتش اسرائیل علیه این روستا همچنان ادامه دارد و شبانه روز ساکنان این روستا در معرض خطر قرار می‌دهد. اکنون هر کسی می‌داند که وضعیت ارتش آن بعد از 41 سال به کجا رسیده است.
دموکراسی بیمار
اما بگذاریم کمی به ساختار سیاسی اسرائیل بپردازیم که در آن همواره نخست‌وزیرها مجبور می‌شدند که رقابت انتخاباتی را زود برگزار کنند. البته هیچگاه علت این انتخابات پیش از موعد تحقیق و تفحص نبوده و همواره علت این بوده است که مردم اعتماد و اطمینان خود را به نمایندگان و طبقه سیاسی از دست می‌دادند. سیاستمداران تحلیلگران و متخصصان علوم سیاسی این پدیده که در آن انتخابات قبل از موعد برگزار می‌شود را نشانه ضعف و بیماری ساختار دموکراسی یک نظام سیاسی می‌دانند.
آنها این مسمومیت در معده را باعث اختلال در حکومتداری می‌دانند. این امر را به بیماری یا به نقص عضو تشبیه کرده‌اند ولی در واقع باید گفت که هیچ قداستی در چهار ساله بودن دوره پارلمان نیست و آنچه که مهم است این است که تسلیم اراده ملت باشیم. نباید این تغییر و تحولاتی که از سال 1973 در انتخابات زودرس پارلمانی رخ داده است را ناشی از ناامیدی و بی‌اعتمادی زودرس توده‌های مردم به نمایندگان خود بدانیم؛ بلکه این امر را باید ناشی از احساس نیاز آنها به تغییر و تحولی در صحنه سیاسی بدانیم.
بدین جهت ما باید تلاش کنیم که این دوره به دو سال و نیم کاهش یابد و به جای دوره‌های پارلمانی چهار ساله، پارلمانی با دو سال و نیم داشته باشیم. می‌بینیم در این 10 سال اخیر همواره شاهد انتخابات پیش از موعد بوده‌ایم و همچنین انتظار می‌رود در سال‌های آینده نیز تکرار شده و انتخابات همواره قبل از موعد آن برگزار شود. بدین جهت پیشنهاد می‌شود که این امر به طور رسمی در قانون درج شود که این انتخابات دو سال و نیمه جزء فرهنگ سیاسی اسرائیل شده و حاکی از ضعف و نقض در ساختار سیاسی به حساب نیاید. البته ممکن است برخی بگویند که این امر هزینه سرسام‌آوری را به دنبال خواهد داشت یا برخی‌ها می‌گویند که این امر با برنامه‌های سیاسی طولانی مدت در تعارض است.
باید در جواب گفت، خواسته یا ناخواسته انتخابات هر دو سال و نیم برگزار می‌شوند و این هزینه‌ها در هر حال صرف خواهد شد. اما در مورد برنامه‌ریزی طولانی مدت باید گفت که دوره‌های کوتاه مدت برای همه سیاستمداران شناخته شده است و هر کسی که روی کار می‌آید، خوب می‌داند که فقط برای مدت محدودی مهلت دارد و باید در این مدت محدود دیدگاه‌ها و نقطه نظرات خود را مطرح و اجرا کند. در این زمینه ترس سیاسی از آینده نامعلوم باعث تهور و اقدامات غیر موزون می‌شود. اسرائیل، با شهروندانی متغیر و متضاد و جنگ‌های دوره‌ای و توده انبوهی از مشکلات اجتماعی روبه‌رو است.
بدنی جهت است که شهروندان در سال اول و دوم پارلمان می‌توانند موفقیت و عدم موفقیت این طبقه سیاسی را شکف کرده و براساس آن خواهان تغییر یا ابقای آنها در یک دوره پارلمانی دیگر شوند.
بدون شک در صورتی که تشخیص بدهند یک طبقه سیاسی مضر است، نمی‌توانند چند سال صبر کنند تا دوره چهار ساله پارلمان تمام شده و یک طبقه دیگر را به جای آن انتخاب کنند. بدون شک سرنوشت اسرائیل از هر مهلت و دوره زمانی مهم‌تر است. ما (اسرائیل) چرا باید یک نخست‌وزیر دزد و ضعیف و فاسد را این همه مدت تحمل کنیم؟ ما چرا باید این همه مدت یک حکومت ضعیف لاابالی را تحمل کنیم؟
اگر به بخش عمومی اقتصاد کشور نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که همه مدیران کل و رؤسای اتحادیه‌ها اعتراف می‌کنند که اگر برنامه‌ریزی طولانی مدت نداشتند، نمی‌توانستند موفقیت‌هایی در این زمینه کسب کنند.
ولی عملا همه آنها براساس گزارش‌های اقتصادی فصل به فصل محاکمه می‌شوند و جمعیت‌های عمومی سهامداران هر لحظه می‌توانند آنها را کنار گذاشته و جانشینی را برای آنها تعیین کنند. انتخابات دو سال و نیمه به هیچ وجه ضرری به استقرار سیاسی نمی‌زند، بلکه مدت زمان استقرار سیاسی را افزایش می‌دهد. انتخابات زود هنگام امتحانی است که هر کسی باید همواره و همیشه به فکر آن بوده و برای آن آماده باشد و از ترس آن باید مواظب باشد، حتی اگر هنوز در اوائل دوره فعالیت خود باشد.