تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۷۴۴۸۹

مسأله مربوط به دیروز و امروز نیست، مادام که فراغتی پیش آید و از فکر درگیری با دشمنی مشترک بیرون آیند، تیرها را به سوی خود نشانه می روند و آب پاکی روی دستان همدیگر می ریزند. رویای رعایت حقوق و منافع دوستان و هم پیمانان در میان جماعت روشنفکرنما که هر روزه قاموس آدمیت و بشر بودن را با پیمانه های دنیاطلبی و خودپسندی و فحشاخواهی پر می کنند، در تاریخ و حیات این قشر تعبیری کابوس وار یافته و خواهد یافت.
طیف خودباخته علامه تحکیم وحدت، اکنون با چالشی بزرگ دست به گریبان است که آن را می توان در اعتراضات بخش هایی از بدنه اپوزیسیون نسبت به عملکرد فریب کارانه و خفقان آمیز تحکیم علامه در طی سال های گذشته مشاهده نمود، که نتیجه آن واکنشی جز تخریب و حذف و سانسور را در طول سال های گذشته در پی نداشته است.
ماجرا از شهر شیراز و بحران سازی های انجمن اسلامی در دانشگاه شروع می شود. سال تحصیلی جدید در دانشگاه شیراز حال و هوای جدیدی به خود گرفته بود. عناصری از فعالین اپوزیسیون رویکرد جدیدی را توأم با هتاکی علنی و توهین مستقیم به مقامات عالی رتبه و مسئولان کشور ایجاد کردند. این دانشجویان در جلسه سخنرانی دکتر لاریجانی در دانشگاه شیراز همان اهانت هایی را مرتکب شدند که تحکیمی های طیف علامه تا روزهای متوالی بعد، از آن به عنوان برگی افتخارآمیز برای خود یاد می کردند.
اما این بار و بعد از مراسم 16 آذر و توهین های غیرمعمول صورت گرفته در آن که تحصن دانشجویان ارزشی را در اعتراض به این اقدامات صورت گرفته در پی داشت، دانشجویان سوسیالیست دانشگاه امیرکبیر با صدور بیانیه ای شدیداللحن با عنوان «بیانیه دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک در دفاع از مبارزات دانشجویان دانشگاه شیراز» به تحکیمی های طیف وابسته علامه تاخته و سوءاستفاده های این طیف، از بدنه دانشجویی را به شدت محکوم می کنند.
گرچه در بیانیه مذکور نیز به سیاق سایر بیانیه های گروه های اپوزیسیون، از نظام و مسئولان کشور بدگویی شده است، اما آنچه آن را متمایز می کند، قدعلم کردن در برابر خودمحوری های تحکیم طیف علامه و سوءاستفاده آن از بدنه دانشجویی است. در بیانیه دانشجویان سوسیالیست از «دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه که در جایگاه ابزاری کنترلی در دست دولت همواره و بویژه در دوران دولت خاتمی مأموریت مهار اعتراضات رادیکال و ریشه های دانشجویان را با موفقیت به انجام می رسانده» نام برده شده و یا آنها را طیفی معرفی کرده است که در آن «روح دغلکاری وارفته و سیاست بازی های زیرکانه» موج می زند. سوسیالیست ها از این مسأله گلایه دارند که چرا فعالیت های آنها در دانشگاه شیراز سانسور می شود و اینکه چرا در 18 تیر 1378 «دفتر تحکیم وحدت با ریاکاری اعتراضات ریشه ای و انقلابی توده دانشجویان خشمگین را که در حالت حرکت به قصد تصرف درآوردن نهادهای حکومتی بودند[!!] مهار و باهنرمندی فریب کارانه ای آنها را منصرف ساخت.» و در آخر حرکت های اعتراضی طیف به اصطلاح لیبرال علامه را «نمایشی» قلمداد و حرکت های دانشجویان سوسیالیست را یک مبارزه واقعی بر علیه نظام توصیف می کند. فارغ از مواضع تند و رادیکال منعکس شده در این بیانیه بر علیه نظام جمهوری اسلامی، می توان به علل صدور این گونه بیانیه ها و واقعیت های نهفته درون آن اشاره کرد:
1- جنگ زرگری و دو روی یک سکه: تئوری پردازان اپوزیسیون دانشجویی مدت هاست که دنباله روی ایجاد تابلوهای مختلف به نمایندگی از اقشار اجتماعی هستند که در عین نمایش کثرت، بتوانند در وقت مناسب تحت مدیریت واحد قرارگرفته و نیروی لازم را برای یک حرکت براندازانه (سخت-نرم) مهیا کنند. این ایده نیز برخاسته از طبع به شدت خیال پرداز و متوهم آنان است.
ایجاد تابلوهایی فراوان از سازمان ها و دسته جات مختلف در موضوعاتی چون حقوق زنان و کودکان، جنبش دانشجویی، تشکل های صنفی و کارگری، حرکت های قوم گرایانه و غیره در طول سه سال گذشته در این راستا ارزیابی می شود. با نگاهی به عملکرد خبری و رسانه ای این گروهک ها، بی شک می توان به هدایت و مدیریت پشت پرده و واحد تمامی این جریانات و تابلوهای خالی پی برد. هدف از راهکار یاد شده القای این مطلب است که نارضایتی از نظام در بین اقشار گوناگون و نه در طیفی خاص انتشار یافته است. ایجاد تشکل های سوسیالیست و مارکسیست در این راستا قابل باز تعریف است. شبکه های در هم تنیده از وبلاگ های مجازی و نشریات چپ ها و لیبرال های دانشجویی حاکی از پوشش وسیع موضوعات و اخبار یکدیگر است. بطور مثال می توان به دو نمونه سایت یعنی خبرنامه امیر کبیر و سلام دموکرات اشاره کرد. این دو نه تنها در استراتژی مقابله با نظام هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند بلکه حتی در جزیی ترین عناوین خبری و موضوعات مورد اشاره روز، به اشتراکی صددرصدی رسیده اند. طیف علامه تحکیم وحدت نه تنها در همکاری با منویات و خواسته های براندازانه اپوزیسیون های چپ دانشجویی از هیچ کمکی دریغ ننموده است بلکه خود در این راستا سردمدار هدایت فکری و رسانه ای چپ های آمریکایی در عین اختلاف ظاهری مرام ها شده است.
2- بازگشت نتیجه اعمال، به خود: در این اوضاع و احوال تحکیم طیف علامه مصداق این گفتار حکیمانه پارسی است: «چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی.» آنانی که بدون هیچ واهمه ی اخلاقی به ترویج مکتب تخریب، فحاشی، توهین، هوچی گری در بین عناصر معدودی از دانشجویان مبادرت نمودند خود نیز باید دست پخت شور، تلخ و تهوع آور شان را نظاره کرده و از آن نیز میل نمایند. نابخردانی که به جان آرمان های مقدس و ارزش های دینی، ثبات نظام جمهوری اسلامی، استقلال و عدم وابستگی به بیگانگان، صهیونیسم ستیزی و تعالی فرهنگی و علمی در دانشگاه ها افتاده اند اگر هار شوند خود را نیز خواهند درید.
3- سهم خواهی و باج گیری: بی شک در درون این نمایش خسته کننده از وحدت استراتژیک و تابلوهای خالی از محتوا، نیروهایی پیدا می شوند که این جریان یک سویه را برنتابیده و برعلیه جو خفقان زده و یک جانبه درون گروهکی که خود را اتحادیه ای از دانشجویان دموکراسی خواه می داند، فریاد بزنند. سابقه ای نزدیک و نه چندان دور از تصفیه عناصر به اصطلاح چپ در درون تشکیلات تحکیم طیف علامه هنوز بر یادها مانده است- تصفیه نیروهای ارزشی که جای خود را دارد- نیروهای معترض و رادیکال درون گروهی هر آینه خطری برای این نمایش وحدت خسته کننده هستند و به ناچار این سهم خواهی، باج گیری تعبیر شده و به شدت توسط این گروهک سرکوب و یا بایکوت خواهند شد.