* حضور کشورهای عربی و گفتو گوی کشورهای گروه 1+5 با اعراب خاورمیانه را با توجه به روند رو به رشد اظهار نگرانی کشورهای این منطقه از فعالیتهای ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
** بخشی از افزایش اظهار نگرانیها در مورد ایران و برنامه هستهای این کشور طبیعی است چراکه مدتی موضوع ایران تحتالشعاع رقابتهای انتخاباتی آمریکا و اخبارهای مهمتر بود و بهطور جدی به ایران پرداخته نشد و تا حدی نیز کشورهای منطقه فرصت دادند تا نتیجه انتخابات آمریکا مشخص شود.حال با آمدن آقای اوباما به نظر میرسد یکی از زمینههای رشد بحثهایی از قبیل مذاکره کشورهای عربی منطقه و گروه 1+5 این است که آنها استنباط میکنند که شاید آقای اوباما به نوعی رهیافتی مثبتتر یا تعاملگرایانهتری نسبت به ایران داشته باشد و این خود دغدغههایی برای کشورهای ذی نفع و گروههای طرفدار مقابله با ایران ایجاد میکند، بر این اساس این کشورها و گروهها تلاش دارند که موضع ایران و نگرانی از این کشور را در صدر اخبار نگه دارند. از طرف دیگر موضوع هستهای ایران به نوعی باید در زمانی حل شود و در این خصوص کشورها به دنبال راهحل جدی و قابل تکیه هستند، این موضوع نمیتواند به صورت نامعلوم و نامحدودی ادامه داشته و هیچ اقدامی صورت نگیرد، لذا طبیعی بود که اصل دیپلماسی در این خصوص مجددا احیا شود. بر این اساس هم به دلیل زمینههای سیاسی و تبلیغاتی موضوع هستهای ایران و هم به دلیل ضرورتهای محتوایی این موضوع، طرح مجدد آن به نظر اجتنابناپذیر میرسد. با وجود این طبیعی است که توافق امنیتی عراق و آمریکا به همراه رهیافتهای مثبت احتمالی آقای اوباما در برابر ایران موجب نگرانی کشورهای منطقه و برخی کشورها که تمایل به ادامه سردی روابط ایران و آمریکا دارند، شود و سبب افزایش تلاشهای این کشور در این میان گردد.
* گفتوگوی کشورهای 1+5 با کشورهای عربی خاورمیانه پیرامون برنامه هستهای ایران در بر دارنده چه پیامهایی است؟
** روابط ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و خاورمیانه طی سالهای اخیر تا حدودی سردتر شده است، از سوی دیگر این برداشت وجود دارد که دیپلماسی آمریکا و اتحادیه اروپا برای حل مسئله هستهای ایران موفقیتآمیز نبوده است، ضمن آنکه مقامات آمریکایی در سفرهای اخیر خود به منطقه، اذعان داشتهاند که دیپلماسی نقش محوری در دولت آینده ایالات متحده خواهد داشت و بخش عمدهای از این دیپلماسی، شامل کشورهای منطقه خواهد بود که توانایی و ابزارهای مهمی را در اختیار دارند. طبیعی است که طرفهای غربی توان کشورهای منطقه را در راستای دیپلماسی خود بسیج کنند، پیشتر نیز اعلام کرده بودند که به این کار اقدام خواهند کرد، لذا گفتوگوهایی از این قبیل چندان غیرعادی نیست.
* آیا اشتراک دیدگاه مشخصی میان کشورهای عربی منطقه و کشورهای عضو گروه 1+5 در مورد ایران وجود دارد؟
** مسئله تهدید امنیتی بودن ایران را آمریکا به نوعی در منطقه تعریف کرده و همه کشورهای منطقه نیز به نوعی آن را پذیرفتهاند، تنها در نگاه اولویتها و شیوههای برخورد طرفهای غربی و کشورهای عربی ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد.
آمریکا بر تهدید بودن ایران در منطقه تبلیغات گستردهای انجام داده است و کشورهای منطقه نیز بخشی به طور طبیعی از ایران ترس دارند و بخشی دیگر نیز تحت القای جریانات غربی هستند، لذا اشتراک نظر میان کشورهای غربی و کشورهای عربی منطقه بخشی طبیعی است و بخشی نیز ساخته شده است و شاید با شکل گرفتن دیپلماسی جدید و تهاجمی از طرف آمریکا و اتحادیه اروپا، غرب باید به سوی دخالت دادن جدیتر و علنیتر کشورهای عربی خاورمیانه در دیپلماسیهای خود حرکت کند، البته اعراب منطقه بهطور معمول در این پروسه حضور داشتهاند اما این حضور چندان شفاف و علنی نبود.
* پیشبینی شما از مذاکرات و گفتوگوهایی از قبیل آنچه قرار است میان کشورهای خاورمیانه و گروه 1+5 در مورد ایران انجام شود، چیست؟
** موضوع هستهای ایران موضوعی نیست که حل آن از دید آمریکاییان و اروپاییها چندان راحت باشد، این کشورها همواره معتقد به افزایش فشارها بر ایران بودهاند اما این افزایش فشار، جواب مطلوبی نداده است. به نظر میرسد که این دست گفتوگوها در راستای تقویت و افزایش فشارها بر تهران است و احتمالا این گونه میاندیشند که با افزودن کشورهای عربی به صحنه دیپلماسی، فشارها نیز چندین برابر شود و ممکن است ایران در این خصوص به نوعی مناسبات و معادلات خود را تغییر دهد. با این حال تصور میکنم که ایجاد یک وفاق جدی بینالمللی که بخواهد ایران را بار دیگر به شورای امنیت بکشاند تا چند ماه آینده ساده نیست اما پس از استقرار آقای اوباما در کاخ سفید امکانپذیر است. اما اکنون مهمتر از طرح مجدد موضوع ایران در شورای امنیت، شکلگیری رفتارهایی چون گفتوگوی اعراب و غرب بر سر ایران است که نشان میدهد آمریکا قصد دارد دیپلماسی چندجانبه خود را خارج از مکانیسم شورای امنیت هدایت کند، در واقع هدف آمریکا این است که در کنار مکانیسم شورای امنیت، حلقههای فشار را بر ایران مستحکمتر کند.
* به هر حال معضل جدی غرب این است که تا کنون فشارها بر ایران جوابی نداده و سوال این است که اگر با ادامه این سیاست باز هم جوابی گرفته نشود، چه خواهد شد؟
** به نظر میرسد که تنها ادامه فشارها کافی نیست و لذا نتیجه این خواهد شد که موضوع حل شود، این امر نیازمند تنظیم کار در طول مسیر حل مسئله هستهای ایران است و بعید است که طرفهای غربی نیز چندان امید داشته باشند که در کوتاهمدت این کار جواب دهد. حداقل پیشبینی که میتوان ارائه داد این است که مسیر غربیها مسیر دیپلماسی همراه با افزایش فشارها بر ایران است.