تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۷۴۶۰۰

سارا معصومی
لحظه تاریخی فرا رسیده است. امریکایی ها روزهاست شمارش معکوس برای فرا رسیدن این روز را آغاز کرده اند. ماراتن ریاست جمهوری باراک اوباما به پایان خود نزدیک می شود؛ ماراتنی که دو سال پیش جرقه آن زده شد. اوباما نخستین رئیس جمهور سیه چرده امریکایی است که در ایستگاه آخر این ماراتن پیاده می شود.
مقصد هم جایی نیست جز کاخ سفید. رویای سیاهپوستان امریکایی به دست باراک اوباما محقق شد. مردی از تبار بردگان راهی کاخ سفید می شود تا نبض قدرت در این کشور را به دست بگیرد. پایتخت ایالات متحده سال ها است که در چنین روزهایی غرق در هیجان می شود و اضطراب. اکنون واشنگتن نقش سکوی پرتاب مردی را بازی می کند که با پیروزی خود بر تمامی تقسیم های نژادی در این کشور خط بطلانی کشید. ساختار سیاسی امریکا روزهای پر فراز و نشیبی را تجربه می کند. اوباما با شعار تغییر آمده است. پس پر بیراه نیست که امریکایی ها انتظار خانه تکانی عظیمی را داشته باشند.
رقابت انتخاباتی باراک اوباما چه آن زمان که با هم حزبی سرسخت خود دست و پنجه نرم می کرد و چه آن روز که نامش مقابل نام جان مک کین جمهوریخواه در لیست نهایی ثبت شد، همه ایالت های کوچک و بزرگ این کشور را درگیر کرد. دو سال است که نام او بیش از حتی جرج بوش بر زبان ها رانده می شود. اوباما به واشنگتن می آید تا ثمر دو سال بی خوابی های شبانه را در آغوش بگیرد، او به کاخ سفید قدم خواهد گذاشت.
امریکایی ها در مدح روز بیستم ژانویه می گویند؛ لحظه تغییر فرا رسیده است. عصر مصیبت بار جرج بوش به پایان خود رسید. دوره اوباما با تمامی آن وعده های خوش و آب رنگ آغاز می شود. امریکایی ها دوباره جامه خوش بینی بر تن کرده اند. اوباما هنوز نقش منجی را ایفا می کند که قرار است به روزهای سخت هموطنانش پایان دهد. گویا امریکا تحت فرمانبرداری اوباما قرار نیست دیگر رنگ گذشته را ببیند.
برای بسیاری تغییر از هم اکنون آغاز شده است. در واشنگتن که محل سکونت مهم ترین چهره های بین المللی و پرنفوذترین سیاستمداران است، سحر دولت اوباما فرا رسیده است. تغییر در سطح کلی و جزیی آغاز شده است. هنوز هیچ زنگی برای وداع جرج بوش با کاخ سفید نواخته نشده است اما فضای حاکم بر واشنگتن به مدد نزدیک شدن به مراسم تحلیف رئیس جمهوری جدید، ساکنان این شهر را از سایر هموطنان شان متمایز کرده است. قرار است باشکوه ترین مراسم تحلیف برای نخستین رئیس جمهوری سیه چرده امریکایی برگزار شود.
مراسم تحلیف تشریفاتی ترین سنتی است که به باور خود امریکایی ها نماد دموکراسی در این کشور است. اما همین مراسم باشکوه هرگز در طول تاریخ سیاسی امریکا جامه یی تا بدین اندازه مهم بر تن نکرده است. صدها هزار نفر از سرتاسر ایالات متحده به واشنگتن می آیند تا یا شاهد عینی برگزاری مراسم باشند یا در جشن هایی که در حاشیه این مراسم برگزار می شود، شرکت کنند. نزدیک به ۱۰ هزار اتوبوس مسوولیت حمل و نقل مشتاقان این مراسم در سطح شهر را برعهده گرفته اند. کنسرتی مجانی به مناسبت ورود اوباما به کاخ سفید در واشنگتن برگزار خواهد شد و البته شادمانی و پایکوبی چهار روز تمام ادامه دارد.
همه آنجا خواهند بود تا شاهد سوگند خوردن مردی سیاهپوست باشند؛ مردی که به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری ایالات متحده سوگند می خورد. باراک اوباما در محوطه یی سوگند می خورد که روزی هم نژادهای او در جامه برده یی و نه بیشتر سنگ روی سنگ گذاشتند تا در آینده این بنا را کاخ سفید بخوانند. ۲۰ هزار سرباز و نیروی نظامی هم تلاش می کنند شکوهی دیگر به این مراسم ببخشند. تاکنون خبری از حتی یک تظاهرات ساده هم در اعتراض به روی کار آمدن اوباما مخابره نشده است. گویا امریکا یکصدا اوباما را می خواهد.
امریکایی ها مطالبات خود را فراموش کرده اند. این روزها همه برای اوباما دعا می کنند. تا ۲۴ ساعت پس از پایان مراسم اوباما از جامه قهرمان خارج می شود و رئیس جمهوری می شود که باید علاوه بر خوب حرف زدن، عمل هم بکند.
صبح امروز، ساختار سیاسی ایالات متحده از دست جمهوریخواهان گرفته می شود و سکان آن برای مدت چهار سال به دموکرات هایی سپرده می شود که قرار است همه چیز را از بالاترین سطح تا پایین ترین آن تغییر دهند.
باراک اوباما از چند روز پیش ساختارشکنی در قامت رئیس جمهور آتی ایالات متحده را آغاز کرده است. روز دهم ژانویه بود که چند مرد کت و شلوار پوشیده با ورود به رستوران ساده یی در یکی از محلات مرکزی واشنگتن صاحب رستوران را از حضور میهمانی ویژه در رستورانش خبردار کردند. چند دقیقه بعد چهره آشنایی پا به داخل رستوران گذاشت؛ باراک اوباما بود که برای صرف ناهار رستورانی ساده را انتخاب کرده بود. اوباما گویا قصد دارد پا جای پای مارتین لوتر کینگ بگذارد.
اوباما می خواهد به هموطنان سفیدپوست خود بفهماند که مردی را برای تصدی مهم ترین پست مملکت برگزیده اند که قرار است نگاه آنها به سیاهپوستان را دگرگون کند. از سوی دیگر اوباما تاکنون به گونه یی گام برداشته است که گویا قرار است در تمامی مناسبات خاص شهروندان عادی حضور داشته باشد. او به رستورانی عادی می رود و ناهار را درست مثل روزهای جوانی پشت میزی ساده صرف می کند. این اقدام چه نمایشی سیاسی باشد و چه باوری که عملی می شود، تاکنون از رئیس جمهور فعلی امریکا جرج بوش سر نزده است. در طول یک هفته گذشته اوباما به رستوران های ساده یی سر زده است که بوش در طول یک سال گذشته از مقابل آنها هم با اسکورت عبور نکرده است.
 جان اف. کندی یا آبراهام لینکلن؟
باراک اوباما از نخستین روزهای آغاز این ماراتن سیاسی تمام تلاش خود را به کار گرفته بود تا به شباهت های میان خود و آبراهام لینکلن (شانزدهمین رئیس جمهور امریکا از ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵) عینیت ببخشد. آبراهام هم درست مانند باراک سناتوری بود گمنام از ایالت ایلینویز که سکوهای ترقی را پشت سر هم طی کرد و به کاخ سفید راه یافت. اوباما تمام تلاش خود را به کار گرفت تا در مسیری موازی با لینکلن قدم بردارد.
امریکایی ها اما بیش از آنکه او را به لینکلن شبیه بدانند، مصرانه تاکید دارند که اوباما در انتخاب الگو دچار اشتباه شده است. او نسخه زنده جان اف. کندی (رئیس جمهور امریکا از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳) است. آنها که تنها مدح دوران ریاست جمهوری جان اف. کندی را در تاریخ امریکا خوانده اند، به دنبال تجربه عینی آن در طول چهار سال ریاست جمهوری اوباما هستند. امریکایی ها با نگاه کردن به اوباما، جان اف. کندی جوان را می بینند که با سخنرانی های پرشور خود آنها را به وجد می آورد. واشنگن تنها یک شهر معمولی و شاید بزرگ نیست. این شهر نماینده سیستمی است سیاسی. اوباما هم نخستین رئیس جمهوری نیست که با شعار تغییر در مراسم تحلیف سوگند یاد می کند. آنچه مهم است وعده های خوش و آب و رنگ اوباما است و نشانه هایی هرچند کمرنگ از عزم او برای ایجاد تغییراتی بنیادین.
 باراک، متفاوت از جرج
از چهارم نوامبر که زنگ ها در سرتاسر جهان برای باراک اوبامای جوان نواخته شد تا امروز که او در مسند رئیس جمهور سوگند یاد می کند، تفاوت های بنیادین میان بوش و اوباما نقل تمامی بحث های سیاسی بوده است. باراک نه تنها به دلیل دموکرات بودن از جرج متفاوت است که در ساختارشکنی هم ید طولایی دارد. بوش در طول هشت سال حضور در کاخ سفید دو بار اعضای کابینه خود را تغییر داد. هر بار اما در بر همان پاشنه چرخید. وفاداران سیاسی و همفکران ایدئولوژیک رئیس جمهور شانه به شانه او پست های کلیدی از معاونت تا وزارت را برعهده گرفتند. ریاست دادگستری، وزارت امور خارجه و پنتاگون به آن دست از سیاستمدارانی سپرده شد که سوگند وفاداری به بوش و اهدافش خورده بودند.
اوباما اما با انتخاب اعضای کابینه نشان داد که نه مانند بوش متعصب است و نه اهل بازی های سیاسی. رئیس جمهوری جوان ایالات متحده بیش از آنکه همفکری را مبنای انتخاب اعضای کابینه کند به لیاقت های فردی تکیه کرد و البته مهارت های تجربی. باراک اوباما با انتخاب هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه خود به همگان اثبات کرد که روزهای رقابت با هیلاری به پایان رسیده است. هیلاری حالا رفیقی سیاسی است که می تواند اوباما را در رسیدن به مقصد همراهی کند.
اوباما با این انتخاب ها نه تنها موافقان و مخالفان را در تعجبی شگرف فرو برد بلکه در راستای تغییر فرهنگ سیاسی ایالات متحده هم گام برداشت. باراک در کابینه خود تمامی سنت های پیشین مبنی بر انتخاب اعضا از نسلی خاص و الزاماً نه چندان جوان را زیر پا گذاشت. اوباما برخلاف کلینتون و بوش از نسل بعد از اتمام جنگ جهانی دوم نیست. اعضای کابینه او هم از این طیف نیستند. وزیر خزانه داری او مردی ا ست ۴۷ساله. سکان وزارت آموزش را مردی ۴۴ساله عهده دار شده است و البته نماینده ایالات متحده در سازمان ملل هم سوزان رایس ۴۴ساله است. برای نسل اوباما جنگ ویتنام درسی تاریخی است و نه انگیزه یی قوی.
 اوباما، قهرمانی برای تک‌تک آمریکایی‌ها
اوباما درست مانند جان اف. کندی محبوبیت و شکوه را به ساختمان مرده کاخ سفید بازگردانده است. او مانند کندی از محبوبیت و پشتیبانی سیاهان و سفیدان امریکا برخوردار است. درست است که اوباما میراث دار دو جنگ افغانستان و عراق خواهد بود اما رای بالای هموطنانش به او خود انگیزه یی است غیرقابل انکار. امریکایی هایی که در بحران اقتصادی بی سابقه دست و پا می زنند برای پیروزی باراک اوباما و راهیابی او به کاخ سفید دعا کردند. هموطنان اوباما او را دوست دارند چرا که باراک توانست در یک سال گذشته شکوه تخریب شده کاخ سفید را به آن بازگرداند. کاخ سفید برای بوش دژی بود عظیم. درست پس از ۱۱ سپتامبر بود که کاخ سفید در محاصره امنیتی فرورفت. بوش هم اما در همان قلعه دفن شد. بر هیچ کس پوشیده نیست که او گشت و گذار در تگزاس را به کاخ سفید ترجیح می داد. بوش از حضور در محافل عمومی سر باز زد و بدین ترتیب در جامه رئیس جمهوری فرورفت که داعیه دار ایجاد شکاف در امریکا شد.
اوباما نمی تواند بیش از این متفاوت باشد. او هنوز و با وجود پیروزی در انتخابات می تواند نقش موتور محرک جمعیتی میلیونی برای راهپیمایی را ایفا کند. او هم سیاستمدار است و هم ستاره یی محبوب. عکس اوباما تاکنون ۱۵ بار روی جلد تایم کار شده است. در مراسم تحلیف اوباما بیش از دو میلیون نفر شرکت خواهند کرد؛ آماری بی سابقه. هنرمندانی از هالیوود و خواننده های محبوب در این مراسم شرکت می کنند تا به اوباما این پیروزی را تبریک بگویند. لباس میشل اوباما بانوی اول امریکا را طراحانی خوش آوازه طراحی خواهند کرد، همان ها که لورا بوش رویای رویارویی با آنها را هم در خواب نمی دید. بسیاری امیدوارند اوباما با همان لبخند گرم، دولتش را تبدیل به مکانی عمومی برای تضارب آرا و دلپذیر برای پذیرایی از مخالفان کند.
اوباما در صورت موفقیت در بهره برداری مثبت از اعتماد هموطنانش می تواند خالق نسلی نو در عرصه سیاسی کشورش باشد. امریکا که زمانی مجسمه نابرابری نژادی بود اکنون پس از سال ها فرصت تبدیل شدن به نماد آزادی نژادی را بازیافته است. مراسم تحلیف اوباما در شهری برگزار می شود که تاریخچه نژادپرستی آن بر هیچ کس پوشیده نیست. اگر اوباما در دهه ۵۰ پا به این شهر می گذاشت به سختی می توانست رستورانی تمیز برای صرف ناهار پیدا کند. آن زمان سیاهپوستان حق ورود به بسیاری از مکان های عمومی را نداشتند. اوباما در دهه ۵۰ حتی حق پرو کرن یک لباس پیش از خرید آن را هم نداشت. در سال ۱۹۶۱باراک اوباما متولد شد. در همین سال هم سیاهان حق ورود به پارک اصلی پایتخت را نداشتند.
همزمان با آغاز مراسم تحلیف اوباما، تاریخ تبعیض نژادی نیز در صدای سوگند باراک منعکس خواهد شد. هنوز هم در واشنگتن سیاهان از وضعیت معیشتی پایین تری نسبت به سفیدپوستان برخوردار هستند. اوباما اما در این حوزه هم وعده تغییر داده است. سیاهان امیدوارند باراک دیوارهای تبعیض را در هم ریزد. اوباما برای بسیاری از امریکایی ها قهرمانی ا ست ملی. نه متعلق به نسلی خاص است و نه نژادی متمایز. او رئیس جمهور همه است. از سیاه تا سفید. از غنی تا فقیر. واژگان او حداقل این را می گویند.
 مراسم تحلیف یا نمایش اتحاد
مراسم تحلیف رئیس جمهور فرصتی ا ست که هر چهار سال یک بار از نو زاده می شود؛ فرصتی برای تغییر یا بازسازی. در چنین روزی مهم نیست که رقابت انتخاباتی تا چه اندازه بی رحمانه یا فرسایشی بوده است. امریکایی ها تنها می نشینند و نقش تماشاچی را ایفا می کنند. مخالفان رئیس جمهور منتخب عقب نشینی می کنند. نگاه ها به یک نفر ختم می شود؛ رئیس جمهور تازه نفسی که برای پیروزی اش دعا می کنند. در چنین روزی رئیس جمهور از گزند انتقادات به دور است. به او ۲۴ ساعت فرصت داده اند تا نفس تازه کند. انرژی همین محفل است که نخستین ماه های حضور رئیس جمهور در کاخ سفید را تبدبل به پرثمرترین آنها می کند.
در این مراسم است که امریکایی ها برای چند ساعت در رویا فرو می روند. در همین رویاست که همه چیز با ورود رئیس جمهوری جدید به کاخ سفید تازه می شود.
ثروتمندان امریکا از چند روز پیش اتاق های هتل های نزدیک به محل برگزاری مراسم را رزرو کرده اند. هتلی در واشنگتن باقی نمانده است که اتاق خالی برای چهار روز آینده داشته باشد. بلیت ورود به محل برگزاری مراسم تحلیف اوباما اما رکورددار شده است. هر بلیت ۴۰ هزار دلار در اینترنت به فروش می رسد.
در طول این سال ها سخنرانی رئیس جمهورانی در مراسم تحلیف به یاد مانده است که از فرصت خود برای خلق نوعی فضای تازه فکری استفاده کرده اند. سال ۱۸۶۱ میلادی بود که آبراهام لینکلن در مسند رئیس جمهور جدید از هموطنانش خواست اتحاد خود را حفظ کنند. در ۱۹۳۳ فرانکلین روزولت با یک جمله موجی از ناامیدی و افسردگی هموطنانش را به سیلابی از امید به آینده تبدیل کرد. جمله روزولت در تاریخ امریکا ثبت شد؛ از تنها چیزی که باید ترسید خود ترس است.
جان اف. کندی جوان در ۱۹۶۱ از هموطنانش خواست برای نخستین بار مشعل را به دست نسل جوان امریکا بسپارند. گذر تاریخ امروز مشعل مدنظر کندی را به دست باراک اوباما سپرده است؛ رئیس جمهوری چون کندی جوان و برخلاف او و تمامی رئیس جمهورهای ایالات متحده سفید پوست. بیستم ژانویه روز اوباما است. رئیس جمهور قرار است در این روز در جامه همان سناتور گمنامی فرو رود که دو سال پیش ماراتن حرکت به سمت کاخ سفید را آغاز کرد. او همان باراک اوبامایی می شود که با سخنرانی های پرشور خود اشک را در چشمان طرفدارانش جمع می کرد. بسیاری بر این باورند که اوباما سخنان خود را با یادآوری خاطره آبراهام لینکلن آغاز خواهد کرد. مشاوران اوباما بارها تاکید کرده اند که چهل و چهارمین رئیس جمهوری امریکا از چهارم نوامبر تاکنون بارها متن سخنرانی های لینکلن را مطالعه کرده است. پس لینکلن بی شک محور بی قید و شرط سخنرانی اوباما در مراسم تحلیف خواهد بود. مشاور ارشد اوباما بر این باور است که رئیس جمهور باید در این سخنرانی هموطنانش را به قربانی کردن مطالبات بی حد و حصر در راه رسیدن به امریکایی ایده آل دعوت کند. اوباما در روزهای سختی به کاخ سفید می رود پس باید بیش از همه چیز از امید سخن بگوید.
صبح بیست و یکم ژانویه که فرا برسد، همه چیز تمام می شود. اوباما رئیس جمهور می شود و امریکا نفس راحتی می کشد. تا هجده ماه پس از این تاریخ تب و تاب انتخاباتی امریکا را در بر نخواهد گرفت.