تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۷۴۷۰۴
البیان:
اشاره: پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نه تنها مردم آمریکا بلکه تمامی جهانیان به ویژه مردم منطقه را که قربانیان اصلی هشت سال سیاست‌های جنگ طلبانه و اغتشاش برانگیز جمهوری خواهان بودند، به این امر واداشته است که دل به سیاست‌های جدید دولت آتی آمریکا ببندند و با توجه به وعده‌های اوباما مبنی بر "آمدن تغییر به آمریکا" مردم این کشور به تحولات گسترده‌ی داخلی و مردم جهان و منطقه به تغییر سیاست‌های خارجی آمریکا دلخوش کنند؛ اما آنچه که همواره در دولت‌های آمریکا محسوس بوده این است که سیاست‌های این کشور توسط موسساتی ترسیم می‌شوند که تحت سیطره‌ی لابی صهیونیست‌ها هستند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه البیان - چاپ امارات متحده‌ی عربی - در تحلیلی به قلم احمد عمرابی، تحلیل‌گر این روزنامه، به ارزیابی وعده‌های باراک اوباما، رییس جمهور منتخب آمریکا در خصوص تغییراتی که قرار است در سیاست‌های آمریکا و اوضاع داخلی آن ایجاد کند، می‌پردازد.
این تحلیل‌گر می‌نویسد: آیا تغییری که اوباما از آن سخن گفته است، یک تغییر حقیقی است یا باید آن‌ را تنها تغییری نمادین دانست؟ رییس جمهور جدید آمریکا توضیح واضحی در خصوص این وعده‌ها نداده است، چه در مبارزات انتخاباتی و چه در سخنرانی پس از پیروزی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری به صورت مبهم از این تغییرات سخن گفته است.
در ادامه‌ی این تحلیل آمده است: اما اصل و مبدا ثابتی که تمامی رییسان جمهور آمریکا بدون استثنا از جنگ جهانی دوم تا همین امروز از هری ترومن تا جورج بوش پسر از آن پیروی کرده‌اند، اصل دوستی و هم پیمانی مطلق با اسراییل است و این مبدا، مرجعی اساسی برای سیاست گذاری‌های خارجی آمریکا در تمامی دولت‌های جمهوری خواه و دموکرات این کشور و همواره امنیت دولت یهودی در اولویت امور بین‌المللی هر یک از دولت‌های آمریکا بوده است، به طوری که حتی اگر نیاز بود در این راه، منافع آمریکا نیز قربانی شود.
این تحلیلگر عرب می‌افزاید: این همان اصل و قاعده‌ای است که اوباما باید در جدول کاری‌اش بگنجاند و با این اصل، کیفیت تغییر و تحولی را که شعار اصلی مبارزات انتخاباتی‌اش بود به آزمون بگذارد و سوالی که در این جا مطرح می‌شود، این است که آیا طی هفته‌ها و یا ماه‌های آتی یعنی تا 20 ژانویه که اوباما رسما رهبری کاخ سفید را بر عهده می‌گیرد، او از اصل گرایش کامل به اسراییل پیروی می‌کند یا با ایجاد تغییری اساسی آمریکا را از اسارت یهودی‌های صهیونیست آزاد خواهد کرد.
در ادامه این تحلیل می‌خوانیم: پاسخ به این سوال به ویژه‌ در عرصه‌ی عملی و میدانی آشکار است. رییس جمهور جدید، تمامی مواضع و رویکرد‌های آمریکا را در قبال هر مساله به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع امنیت اسراییل و ایجاد تضمینی برای تداوم برتری آن به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در خاورمیانه مرتبط خواهد ساخت. همان‌طور که در مبارزات انتخاباتی‌اش بارها تاکید کرد، به دفاع از اسراییل پایبند است و قدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت می‌شناسد و پس از این اظهارات ضمن قطع موقت مبارزات انتخاباتی‌اش به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد تا عملا دوستی‌اش را با اسراییل به اثبات رساند.
به گفته‌ی کارشناسان زمانی که او خارج از چارچوب قدرت چنین موضع جانبدارانه‌ای از اسراییل اتخاذ می‌کند، چه بسا با روی کار آمدن و حضور در عرصه‌ی قدرت آمریکا، حمایت‌ها و جانبداری‌ او از دولت عبری دو چندان شود.
در پایان این تحلیل آمده است: بر همین اساس ما اکنون انتظار داریم که ببینیم اولا رییس جمهور جدید آمریکا در قبال بحران فلسطین و اسراییل چه موضعی اتخاذ می‌کند. آیا با چشمانی باز و دیدی عادلانه به این موضوع خواهد نگریست و یا این که هم چنان با چشم جانبداری مطلق از یک طرف علیه طرف دیگر این مساله را ارزیابی خواهد کرد. دیگر آنکه دریابیم موضع‌گیری رییس جمهور جدید آمریکا در قبال مقاومت عربی علیه اشغالگران به چه شکلی خواهد بود. ‌آیا هم چنان حماس، حزب‌الله و دیگر گروه‌های مقاومت را جزو سازمان‌های تروریستی به حساب می‌آورد؟ و سرانجام این که باید دید موضع رییس جمهور جدید آمریکا در قبال برنامه‌ی هسته‌یی ایران از یک سو و برنامه‌ی هسته‌یی اسراییل از سوی دیگر چگونه خواهد بود.