تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۷۴۷۱۷

سعد‌الله زارعی کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
حملات اخیر رژیم صهیونیستی بی‌سابقه بوده است و بسیاری از جنایات را با نسل‌کشی‌های سابق صهیونیست‌ها در جنین، صبرا و شتیلا مقایسه می‌‌کنند.
اقدام اسرائیلی‌ها در حمله به منطقه بسته غزه می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد که یکی از دلایل تلاش برای تاثیرگذاری بر انتخابات بهمن ماه پارلمان رژیم صهیونیستی است.
همانطور که بسیاری از نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در شرایط فعلی حزب لیکود به رهبری نتانیاهو از وضعیت بهتری در انتخابات بهمن ماه برخوردار است و دولت ائتلافی اولمرت که ترکیبی از احزاب کادیما، کارو شاس است،‌ اقبال کمتری در انتخابات دارد به این دلیل که شهروندان صهیونیست معتقدند دولت اولمرت در قبال تحرکات جنبش حماس قاطعیت کافی نداشته است.
بر همین اساس اولمرت و کابینه ائتلافی او می‌‌‌کوشند که با اعمال فشار شدید به مبارزان حماس، قاطعیتی همسان با حزب لیکود را به نمایش بگذارند. با این حال باید گفت که مساله تاثیرگذاری بر انتخابات جزو اهداف اصلی به حساب نمی‌آید، هدف اصلی را باید در متن بیانیه اجلاس آناپولیس که در آذر ماه سال گذشته در ایالت مریلند آمریکا توسط جورج بوش قرائت شد، جست‌وجو کرد. روند کنونی تحولات فلسطین و طرح‌هایی که از سوی آمریکایی‌ها و کشورهای عربی با عنوان طرح صلح عربی دنبال می‌شود، بیانگر این است که جبهه مشترک آمریکا، ‌اروپا،‌ رژیم صهیونیستی برخی از کشورهای عربی منطقه و تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس درصددهستند که بر مبنای آزادسازی مناطق اشغالی سال 1967 که مجموعا 22 درصد از خاک مقدس کشور فلسطین را شامل می‌شود برای همیشه مساله فلسطین و نزاعی که در این‌باره بین مسلمین و رژیم صهیونیستی و آمریکا در جریان است را خاتمه بدهند. اما در میان این گروه‌ها یک نگرانی عمده وجود دارد مبنی بر اینکه با توجه به محبوبیت گسترده جریان انتفاضه و حماس، جهاد اسلامی و گروه‌های دیگر مرتبط با انتفاضه، ‌اختیار مناطق اشغالی سال 1967 را در دست بگیرند.
این در حالی است که اگر جنبش حماس و جهاد اسلامی در منطقه 1967 به لحاظ سیاسی و اداری مسلط شوند قطعاً رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت و از مناطق اشغالی 1967 به عنوان پایه آزادسازی سایر مناطق اشغال شده فلسطین یعنی مناطق اشغالی 1948 استفاده خواهند کرد. لذت اسرائیلی‌ها برای اطمینان از اینکه با اجرای بیانیه آناپولیس وضعیت منطقه 1967 تبدیل به یک جبهه فعال علیه اسرائیل نمی‌شود، وارد عمل شدند و انهدام زیرساخت‌های منطقه غزه، یعنی منطقه تحت کنترل دولت مردمی اسماعیل هنیه و همین‌طور تضعیف شدید مبارزان در آن منطقه را در دستور کار خود قرار دادند. به همین دلیل هم شاهد یک همگرایی میان آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، اسرائیلی‌ها، تشکیلات خودگردان فلسطین سران دولت‌هایی نظیر عربستان، مصر،‌ اردن و برخی از شیخ‌نشین‌های کوچک خلیج‌ فارس هستیم. اسرائیلی‌ها تاریخی را برای پایان حملات به غزه مشخص نکرده‌اند اما حجم سنگین حملات به غزه در دو روز گذشته نشان می‌دهد که اسرائیلی‌ها وارد کردن ضربه قاطع را مدنظر دارند نه اجرای عملیات فرسایشی و طولانی‌مدت. لذا به نظر می‌رسد که این عملیات بین 7 تا 10 روز به درازا خواهد کشید و بعد از چند روز نیز اسرائیلی‌ها به ارزیابی و تحلیل نتایج می‌پردازند و براساس این نتایج تصمیم می‌گیرند که این عملیات را متوقف کنند یا آن را ادامه دهند. البته نباید فراموش شود که مقاومت فلسطین امروز در بهترین موقعیت تاریخی به سر می‌برد.
ما باید سال‌های 2005 ـ 2000 و همین‌طور سال‌های قبل از آن را به خاطر بیاوریم که حماس دولت و سلاحی در اختیار نداشت و غزه نیز تحت کنترلش نبود و از نظر تسلیحاتی در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برد و در آن شرایط جنبش حماس و جهاد اسلامی و گردان‌های عزالدین قسام والاقصب نیازمند تسلیحاتی وارداتی بودند اما در شرایط فعلی آنها سلاح‌های مبارزاتی را خودشان تولید می‌کنند و به موشک‌هایی یا برد بیش از 20 کیلومتر سطح هستند. بعضی از صهیونیست‌ها از جمله رئیس سیستم امنیتی «شینیت» حتی از موشک‌هایی با برد 40 کیلومتر که به وفور در اختیار حماس است، خبر می‌دهند. بنابراین موقعیت حماس برای مقاومت موقعیت ضعیفی نیست. این در حالی است که اسرائیلی‌ها از نظر امنیتی به نسبت 2005 ـ 1995 در شرایطی به مراتب ضعیف‌تر قرار دارند. اما فارغ از این مسائل همکاری بی‌دریغ اعراب با صهیونیست‌ها بسیار دردناک است.
در حال حاضر سعودی‌ها، اردنی‌ها و چند کشور کوچک خلیج فارس حتی از فاش شدن همکاری خود با رژیم صهیونیستی ابایی ندارند. دیدار اخیر مقامات عربی در نیویورک با رئیس‌جمهور و وزیر خارجه رژیم صهیونیستی و همین‌طور سفر زیپی لیونی به مصر و سفر محمود عباس به ریاض در آستانه حمله اسرائیل به منطقه بسته غزه نشان از هماهنگی آنها دارد.
نکته جالب آنکه یکی از وزرای دولت مصر 2 هفته پیش در مصاحبه با شبکه تلویزیونی الجزیره وقتی از او پرسیده شد که چرا شما حماس و دولت آن را به رسمیت نمی‌شناسید؟ رسماً اعلام کرد که دولت هنیه یک دولت عربی نیست و آنها ارتباطی با جهان عرب ندارد و بنابراین ما هیچ کمکی به آنها در منطقه غزه نخواهیم کرد، اینها مجموعاً بیان‌کننده عمق همراهی دولت مصر با صهیونیست‌هاست که البته بستن گذرگاه رفح که تنها گذرگاه ارتباطی غزه با جهان خارج و منطقه عربی است و عدم اعتنای دولت مصر به فقر شدید مردم در غزه و فقدان دارو مواد غذایی در این منطقه، همه و همه نقش مصر را در هماهنگی با صهیونیست‌ها کاملاً عیان می‌کند. از این رو باید صهیونیست‌ها و مصر را در یک جبهه کاملاً عیان می‌کند. از این رو باید صهیونیست‌ها و مصر را در یک جبهه کاملاً آشکار،‌ منسجم و دوشادوش یکدیگر دانست. اما فارغ از میزان تلفات جانی و مالی که صهیونیست‌ها به حماس و مردم غزه وارد کردند، جنبش حماس به هیچ‌وجه بازنده این درگیری نخواهد بود و رژیم صهیونیستی را هم نمی‌توان برنده این درگیری دانست، حتی اگر اسرائیلی‌ها موفق شوند کل منطقه غزه را به ویرانه تبدیل کنند، باز هم برنده جنگ نخواهد بود زیرا تخم کینه در دل فر‌د فرد فلسطینی‌ها در هر جای فلسطین یا خارج از آن و نیز ملت‌های دنیا کاشته می‌شود و موقعیت اسرائیل را در منطقه و داخل سرزمین‌های اشغالی به دشت متزلزل خواهد کرد.
اگر بخواهیم از بعد نظامی هم به این مساله بنگریم در دنیا سابقه ندارد که ارتش‌های کلاسیک توانسته باشند بر چریک‌هایی که می‌توانند از هر نقطه‌ای سربلند کرده و به یک ماده انفجاری علیه نیروهای متجاوز تبدیل شوند به پیروزی برسند. اما با وجود قدرت حماس، مسؤولیت از کشورهای عربی و اسلامی سلب نمی‌شود.
آنها باید از طریق باز کردن مرزهای خودشان روی مردم مظلوم سوریه و لبنان به فلسطین اشغالی مبارزان غزه را یاری دهند و البته کشورهای دیگر هم می‌توانند با اعزام ناوگان‌‌های خود به سمت منطقه غزه اعلام کنند که ساکنان مظلوم این منطقه تنها نیستند و ممکن است که درگیری اسرائیل با مردم غزه به یک جنگ بزرگ منطقه‌ای تبدیل شود. در این صورت رژیم صهیونیستی هیچ راهی جز دست برداشتن از تجاوزات نخواهد داشت. البته اسرائیل امروز بسیار ضعیف‌تر از آنی است که به یک حجم وسیع از ناوگان‌ها برای عقب‌نشینی احتیاج داشته باشد بلکه تنها کافی است تعدادی از کشورها وضعیت جنگی با رژیم صهیونیستی اعلام کنند تا این رژیم متوجه شود که فقط با 5/1 میلیون مردم محروم در جغرافیای کوچک غزه مواجه نیست.
تاریخ به خوبی نشان داده است که راه دستیابی به قدرت، سازش با صهیونیست‌ها نیست. چنانکه مصری‌ها که در یک جبه متحد با آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها قراردارند هنوز هم به شدت آسیب‌پذیرند. به این دلیل که جایگاه این رژیم در میان مردم مصر بسیار ضعیف است و مخالفان دولت حسنی مبارک موقعیت برجسته‌ای دارند و اگر چنانچه مردم مصر به دولت قاهره فشار وارد کنند، مسلماً دولت ناچار است در همکاری فعلی با رژیم صهیونیستی و آمریکا تجدیدنظر کند. چنانکه بیش از این هم 2 بار شاهد عقب‌نشینی مصری‌ها از موضع‌شان درباره محاصره مردم غزه‌ و بستن دروازه جنوبی این منطقه بوده‌ایم.