تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۷۴۹۹۲

امیرعلی ابوالفتح
در واشینگتن نام جک آبرامف با قدرت، ثروت و اکنون با رسوایی عجین شده است. لابی‌گر سابق کنگره ایالات متحده آمریکا در مقابل دادگاه شهر واشینگتن به گناه خود مبنی بر کلاهبرداری از چند قبیله سرخ‌پوست اعتراف کرد تا راه برای تحقیقات بیشتر درباره فساد در کنگره هموار شود. آبرامف و همکارش که زمانی به نمایندگی از سوی اشخاص و موسسات خصوصی نزد نمایندگان کنگره لابی می‌کردند، میلیون‌ها دلار از چندین قبیله سرخ‌پوستان بومی کلاهبرداری کرده‌اند. این پول‌ها در اختیار حداقل 20 تن از نمایندگان کنگره آمریکا قرار گرفت که برخی از این افراد جزء سرشناس‌ترین رهبران قوه قانونگذاری ایالات متحده به‌شمار می‌آیند.
ماجرای آبرامف بزرگترین رسوایی مالی پس از واترگیت را رقم زده است. از یک‌سو ستاد انتخاباتی جورج بوش در سال 2004 به دریافت کمک‌های غیرقانونی از تیم آبرامف متهم شده و از سوی دیگر هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات درگیر این رسوایی شدند. این مسئله سبب شده است که هیچ‌یک از دو حزب عمده آمریکا نتواند دیگری را به رشوه‌گیری متهم کند و به اتهامات مشابه متهم نشود.
افشای پرداخت رشوه به نمایندگان کنگره در آغاز سالی صورت گرفت که قرار است در اوایل ماه نوامبر همین سال انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره برگزار شود. از آنجا که جمهوریخواهان بیش از دموکرات‌ها در این ماجرا درگیر هستند، چنین به‌نظر می‌رسد که نامزدهای این حزب بیش از رقیب در نوامبر دچار مشکل شوند. به‌ویژه اینکه پیش از این کاخ سفید تام دیلی رهبر اکثریت جمهوریخواه مجلس نمایندگان را به اتهام مشابه از دست داده است. در حقیقت همین دیلی بود که با زدوبندهای غیرقانونی در جریان انتخابات سال 2004 ایالت تگزاس، جمهوریخواهان را با مشکل مواجه کرد. تاریخچه فعالیت لابی‌ها به نخستین سال‌های تاسیس کشور ایالات متحده و آمریکا و تشکیل نخستین کنگره این کشور بازمی‌گردد.
ریشه لغوی این واژه از کلمه Lobbying به معنای راهرو و دالان نشات گرفته است. وجه تسمیه آن در وجود راهروهای ساختمان کاپتال هیل Copetal Hill مکان تشکیل جلسه کنگره ایالات متحده آمریکا است. در سال‌های اولیه استقلال ایالات متحده در زمان تشکیل جلسات مجالس نمایندگان و سنا، افرادی به نمایندگی از گروه‌ها و تشکل‌های خاص در راهروهای ساختمان کاپتال‌هیل حاضر می‌شدند و با بحث و گفت‌وگو و سخنرانی تلاش می‌کردند دیدگاه نمایندگان را آن‌گونه که منافع آنان اقتضا می‌کرد، تغییر دهند. این افراد بعدها به لابی‌کنندگان Lobbyer یا Lobbyist معروف شدند و از آن هنگام تاکنون موثرترین گروه‌های تاثیرگذار در روند تصمیم‌گیری ایالات متحده آمریکا بوده‌اند.
این افراد که در ابتدا بدون تشکل و انفرادی عمل می‌کردند، در طول زمان سازماندهی خاص پیدا کردند و از مکانیسم‌های کاملاً مؤثر بهره‌مند شدند. در طول قرن نوزدهم، این گروه‌ها و افراد به شکل تقریباً غیررسمی و بعضاً پنهانی عمل می‌کردند. اما از آنجا که پول کلانی در راه رسیدن به اهداف خود هزینه می‌کردند از سوی مقامات دولتی به‌عنوان یکی از واقعیت‌های ساختار سیاسی اجتماعی متکثر و پلورالیست ایالات متحده تلقی شدند.
در تمام آن سال‌ها، لابی کردن به‌عنوان یک ضدارزش در سطح جامعه به‌ویژه در میان طبقات متوسط در نظر گرفته می‌شد، چرا که همواره لابی کردن را مترادف با خریداری کردن منافع ملی و جمعی به قیمت منافع فردی می‌دانستند. بسیاری معتقد بودند که لابی‌ها در جریان انتخابات با پرداخت پول‌های کلان، نامزدهای موردنظر خود را وارد کنگره و یا حتی دستگاه دولتی می‌کنند و در ازای این کمک‌های سخاوتمندانه، قوانین را به نفع خود و یا گروه‌های موردنظر تغییر می‌دهند.
اما به‌تدریج با قانونمند شدن فعالیت لابی‌ها در کنگره، نگرش منفی نسبت به این گروه‌ها تغییر کرد. در سال 1946 در پی یک‌سری رسوایی‌های مالی در میان نمایندگان کنگره که از دریافت رشوه‌های کلان از سوی لابی‌ها پرده برداشت، «قانون تنظیم فعالیت لابی‌ها» به تصویب رسید. براساس این قانون کلیه لابی‌های کنگره ملزم به ثبت قانونی شدند. همچنین مقرر شد لابی‌ها فعالیت مالی خود را طی سال گزارش دهند و میزان پول‌های هزینه شده برای تایید و یا رد یک قانون را اعلام کنند. بدین‌طریق مقدمات رسمی می‌توانستند از میزان دریافت پول از سوی نمایندگان برای رأی دادن آگاه شوند. با این قانون، دریافت پول توسط نمایندگان کنگره قانونی شد و تاحدود بسیار زیادی در نگرش منفی نسبت به عملکرد لابی‌ها تجدیدنظر حاصل شد.
رسوایی واترگیت در سال 1974 که رئیس‌جمهوری ریچارد نیکسون را به دلیل شنود غیرقانونی مقر حزب دموکرات و همچنین دریافت اعانات کلان در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری مجبور به استعفا کرد،‌ یک‌بار دیگر خشم عمومی را نسبت به شیوه‌های غیرقانونی لابی‌ها برانگیخت. به‌دنبال اوج‌گیری اعتراض افکار عمومی علیه روابط پشت‌پرده سیاستمداران با محافل قدرت و ثروت، کنگره قانون جدیدی را در خصوص فعالیت لابی‌ها به تصویب رساند. قانون رقابت‌های انتخاباتی فدرال (FECA) در سال 1974 تصویب شد و نظم جدیدی را در مورد فعالیت لابی‌ها ایجاد کرد.
این قانون سه هدف را دنبال می‌کرد:
اول اینکه نهادهای عمومی را برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایجاد کند. دوم، محدودیت محکمی برای میزان کمک گروه‌ها و افراد نامزدهای انتخاباتی مقرر سازد و نهایتاً میزان هزینه‌های انتخاباتی توسط نامزدها را محدود کند. در فصل مربوط به انتخابات، میزان و محدودیت‌های مالی اعانه‌دهندگان و حجم کمک دولت فدرال به نامزدهای انتخابات به تفصیل عنوان شد. اما آنچه که این قانون در خصوص فعالیت لابی‌ها تصویب کرد، تاسیس سازمان‌هایی به‌نام «کمیته‌های اقدام سیاسی» (PAC) بود که به‌طور قانونی جانشین لابی‌های کنگره شدند. تا پیش از تصویب قانون FECA تنها 113 لابی در کنگره فعالیت داشت اما بلافاصله پس از تصویب این قانون و تشکیل کمیته اقدام سیاسی،‌ تعداد لابی در سال 1974 تقریباً 6 برابر افزایش یافت و به رقم 608 عدد رسید. در دهه 1990 با مطرح شدن موضوعات جدید اجتماعی از جمله مسائل حقوق‌بشر و محیط‌زیست، تعداد PACها به بیش از 4000 گروه افزایش یافت.
کمیته‌های اقدام سیاسی مجاز هستند در ازای جلب موافقت نمایندگان کنگره و یا علیه لوایح و طرح‌ها، به آنان پول پرداخت نمایند. این مبلغ برای افراد اعانه‌دهنده حداکثر 1000 دلار در هر مرحله از انتخابات و برای سازمان‌ها و گروه‌های اعانه‌دهنده حداکثر 5000 دلار در نظر گرفته شده است. اما در خصوص اینکه چه تعداد PAC می‌توانند به یک نامزد و یا یک نماینده پول پرداخت کند، هیچ محدودیتی وجود ندارد. براساس آمارهای موجود، سناتورها تقریباً 25 درصد و نمایندگان مجلس نمایندگان تا 40 درصد هزینه‌های انتخاباتی خود را از طریق دریافت اعانه از سوی PACها تأمین می‌کنند. در انتخابات سال 1996، PACها مجموعاً بیش از 240 میلیون دلار برای رقابت‌های انتخاباتی پول به نامزدهای ریاست‌جمهوری و کنگره پرداخت کردند. این حجم عظیم اعانات بیانگر نقش و نفوذ غیرقابل انکار گروه‌های ذی‌نفوذ و لابی‌های کنگره در نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا است. آنان حتی بخشی از هزینه‌های انتخاباتی احزاب را نیز تأمین و نظرات خود را به‌عنوان شعارهایی انتخاباتی از سوی آنان مطرح می‌کنند.
در این میان بیشترین سهم در پرداخت اعانه به نامزدها و احزاب در جریان انتخابات را گروه‌های ذی‌نفوذ اقتصادی و صنعتی برعهده دارند که عمدتاً از طریق PACها عمل می‌کنند. توان مالی عظیم شرکت‌های تولیدی- صنعتی و یا حتی اتحادیه‌های کارگری موجب گشته که بخش وسیعی از تحولات سیاسی اجتماعی ایالات متحده آمریکا براساس سلایق و منافع خاص آنان شکل گیرد.
این وابستگی دوجانبه مستحکم و دیرینه، چهره واقعی نظام سیاسی ایالات متحده را به تصویر می‌کشد. سناتورها به نسبت نمایندگان مجلس اعانات بیشتری را از PACها دریافت می‌کنند چرا که نقش و نفوذ مجلس سنا در بسیاری از موضوعات و تصمیم‌گیری‌ها در مقایسه با مجلس نمایندگان بیشتر است و آرای یک سناتور چه‌بسا چند برابر آرای نمایندگان مجلس نمایندگان ارزش داشته باشد.
براساس تحقیقات و مطالعات گسترده در مورد عملکرد و شیوه تاثیرگذاری گروه‌های ذی‌نفوذ به‌ویژه PACها مشخص شده است که این گروه‌ها در سالیان اخیر چانه‌زنی، مذاکره و ارائه اطلاعات فنی را بیش از سایر روش‌ها مدنظر دارند و در این راه نیز هزینه‌های سنگینی متحمل می‌شوند. این امر بیانگر آن است که برپایی تظاهرات و تجمعات بعضاً خشونت‌آمیز، آن‌گونه که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توسط لابیست‌ها در بسیاری از شهرهای بزرگ ایالات متحده به مرحله اجرا درمی‌آمد، در اوایل قرن بیست‌ویکم تاثیرگذاری خود را تقریباً از دست داده است. به همین دلیل برگزاری مسابقات گلف برای نمایندگان کنگره و یا دعوت برخی از آنان به شام به‌عنوان اتهامات آبرامف تلقی می‌شود.