رامین محمدزاده
ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی همانطور که از پیش اعلام کرده بود روز یکشنبه 31 شهریور، 21 سپتامبر در جلسه هفتگی کابینه این رژیم رسما از مقام خود کنارهگیری کرد.
نخستوزیر مستعفی رژیم صهیونیستی چند ساعت پس از اعلام تصمیم خود برای کنارهگیری از مقام نخست وزیری در نشست هفتگی کابینه نزد شیمون پرز، رییس رژیم صهیونیستی رفت و استعفانامه خود را تسلیم کرد. شیمون پرز نیز پس از یک روز و نیم مشورت با رهبران فراکسیونهای مجلس اسراییل کنیست لیونی را مامور تشکیل کابینه جدید کرد.
لیونی کمتر از 30 روز فرصت دارد تا کابینه خود را تشکیل دهد، در غیر این صورت یا باید فرد دیگری به نخست وزیری معرفی شود یا انتخابات زودهنگام برگزار شود.
در جریان برگزاری انتخابات داخلی حزب حاکم کادیما، تسیپی لیونی با پیروزی بر رقبای خود که مهمترین آنها شائول موفاز وزیر حمل و نقل رژیم صهیونیستی بود به عنوان رییس جدید حزب کادیما و جانشین اولمرت معرفی شد در این انتخابات که نیمی از هفتاد هزار عضو حزب کادیما در آن شرکت داشتند لیونی تنها 1/1 درصد رای بیشتر از موفاز آورد. او 1/43 درصد آرای شرکت کنندگان در انتخابات درون حزبی کادیما را کسب کرد در حالی که موفاز 42 درصد آرا را به خود اختصاص داد. در این انتخابات مثیر شتریت، وزیر امور داخلی و آدی دیختر، وزیر امنیت عمومی این رژیم به ترتیب 5/8 و 5/6 درصد آرا به دست آوردند.
فراز و فرود اولمرت
ایهود اولمرت دیماه 1384 پس از آنکه آوریل شارون نخستوزیر پیشین این رژیم در پی سکته مغزی به اغما فرو رفت اختیارات نخستوزیر را بر عهده گرفت.
در پی شکست در جنگ لبنان بود که مخالفتها با اولمرت بالا گرفت و از میزان محبوبیت وی کاسته شد. در حالی که وی همچنان بر ماندن در قدرت اصرار داشت ولی سرانجام به دلیل فشارهای فزاینده داخلی مجبور شد به کنارهگیری از قدرت تن دهد. ایهود اولمرت تیرماه گذشته پس از اینکه از سوی پلیس رژیم صهیونیستی به اتهام فساد مالی بازجویی شد و درخواست برای کنارهگیری وی بالا گرفت اعلام کرد برای دوره بعد انتخابات ریاست حزب کادیما نامزد نمیشود و بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات حزب کادیما استعفا میدهد.
مسیر مشکل لیونی در تشکیل ائتلاف
انتظار میرود نخستوزیر جدید رژیم صهیونیستی دوره زمامداری خود را در میان یک رشته مشکلات سیاسی ناشی از اختلاف بین اعضای کابینه ائتلافی و شکاف در میان اعضای حزب آغاز کند. هنوز بیاعتمادی نسبت به اینکه آیا لیونی واقعا قادر به تشکیل دولتی که بتواند کارایی لازم را داشته باشد، وجود دارد. لیونی اکنون با دو چالش ناشی از فشار منتقدین که کمتجربگیهای وی در عرصه سیاسی ـ نظامی را زیر سؤال میبرند و نیز ترمیم جایگاه تضعیف شده و پریشان حزب حاکم دست و پنجه نرم میکند.
وی حزبی را تحویل گرفته است که جایگاه خود را در رقابت با سایر احزاب از جمله لیکود و حزب کار از دست داده است و از این رو او با چالشهایی برای ترمیم اعتبار حزب حاکم دست به گریبان خواهد بود. از سوی دیگر وی موقعیت چندان ممتازی در حزب خود ندارد و همین امر ممکن است بعدها منجر به فشارهای بیشتری بر وی شود.
لیونی اعلام کرده است که ترجیح نخست وی، تشکیل دولت وحدت ملی با حضور حزب راستگرای لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو است. حزب لیکود که دارای گرایشهای راست و افراطی است از مخالفان جدی سیاستهای دولت اولمرت و حزب کادیماست. برخی نظرسنجیها نیز دال بر پیروزی نتانیاهو و حزب وی در انتخابات زودهنگام است. از این رو به نظر میرسد لیکود به رهبری نتانیاهو وارد ائتلاف با دولت لیونی نخواهد شد و به مخالفتهای خود با دولت ادامه خواهد داد.
از همین رو، به نظر میرسد که لیونی به سرعت از امکان ائتلاف با حزب لیکود و در نتیجه تشکیل دولت وحدت ملی ناامید شود و در جهت تشکیل ائتلافی با اکثریت پارلمانی بکوشد.
بنابراین آسانترین را برای لیونی به منظور تشکیل دولت، حفظ ائتلاف کنونی حاکم بر اسراییل است، اما این ائتلاف نیز به شدت شکننده به نظر میرسد.
بهترین گزینه برای لیونی جهت تسهیل در تشکیل ائتلاف حکومتی، تشکیل فراکسیون ائتلافی در داخل کنیست شامل دست کم 61 نماینده است.
این تعداد نماینده میتواند از میان 29 نفر از حزب کادیما، 19 نماینده از حزب کار، 12 نماینده از حزب شاس، هفت نماینده از حزب بازنشستگان جمعاً 67 نماینده از مجموع 120 نماینده کنیست گلچین شود. تنها در این صورت است که لیونی میتواند به تشکیل حکومت جایگزین ایهود اولمرت امیدوار باشد.
محور این فراکسیون بدون شک نمایندگان کادیما و حزب کار است. لیونی در اقناع نمایندگان این دو حزب مشکل چندانی ندارد. معضل اصلی او چگونگی اقناع حزب شاس برای استمرار در ائتلاف با حزب کادیما است.
حزبی که از بیشترین مهارت در بکارگیری از وزن کوچک سیاسیاش در راستای افزایش سقف خواسته و شروطش برخوردار است و سران این حزب به موقعیت استراتژیکش در تعیین مسیر ائتلافهای حکومتی به خوبی واقفند. این وضع لیونی را در برابر دو راه قرار میدهد. یکی اینکه موافقت شاس برای ورود به ائتلاف به معنای استمرار ائتلاف کادیما ـ کار و شاس است و معنای دیگر آن اینکه لیونی میتواند کابینه جدید تشکیل دهد.
دوم اینکه مخالف شاس برای ورود به ائتلاف به معنای برگزاری انتخابات زود هنگام است که بیش و پیش از هرکسی بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود را که در نظر سنجیهای اخیر از بیشترین شانس برای نخست وزیری برخوردار است، خوشحال خواهد کرد.
بنابراین تنها گزینه پیش روی ائتلاف کادیما ـ کار پذیرش شروط حزب شاس است. شاس دو پیش شرط برای پیوستن به ائتلاف کادیما ـ کار تعیین کرده است. نخست، پایان دادن به مذاکرات با فلسطینیان پیرامون قدس.
دوم، تداوم حمایتهای دولتی از اعطای مقرری به کودکان شروط شاس ارتباط مستقیمی به ماهیت این حزب و ساختارش دارد. شاس از یهودیان افراطی شرقی تشکیل میشود و به موارد زیر به شدت پافشاری میکنند: نخست، تاکید بر ماهیت صرف یهودی قدس دوم، یهودیان شرقی برخلاف یهودیان غربی داری خانوادههای پرجمعیت هستند که اکثریت آنان را کودکان تشکیل میدهند بنابراین خواستار مقرریهای بیشتری هستند برای کودکان این خانوادهها که همواره از سوی حکومت مورد تبعیض با یهودیان غربی قرار میگیرند. با این وجود اگرچه ممکن است یهودیان غربی با دیدگاههای حزب شاس در مورد سرنوشت قدس موافق باشند اما آنها هرگز نمیپذیرند که این حزب با سوء استفاده از وضعیت موجود در موازنه همیشگی درآمد با گروکشی در مورد افزایش مقرریهای کودکان ایجاد اختلال کنند.
حزب شاس همچنین تمایل بیشتری به احزاب افراطی چون لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو و اسراییل بیتنا به رهبری افیگدور لیبرمن دارد. علاوه بر آن مشکل لیونی تنها در تشکیل حکومت ائتلافی نیست بلکه در استمرار و حفظ این ائتلاف احتمالی نیز نهفته است. زیرا احزاب کوچکی چون شاس و اسراییل بیتنا در صورت کاهش مقبولیت عمومی حکومت در مانورهای سیاسی به راحتی از ائتلاف خارج شده و برای سقوط کابینه میکوشند.