سعید سبحانی
انعقاد قرارداد موشکی میان واشنگتن و پراگ سبب خشم مقامات روسی شده است. کاخ کرملین هم اکنون در حیاط خلوت خود با تهدیدات زیادی دست و پنجه نرم میکند. وقوع دو انقلاب رنگین در اوکراین و گرجستان سبب شده است تا مسکو در محاصره متحدان غرب یعنی میخاییل ساکاشویلی و ویکتور یوشچنکو قرار گیرد. اما موافقت اخیر میروک توپولانک نخست وزیر جمهوری چک با انعقاد پیمان موشکی با آمریکا دغدغههای تازهای را برای پوتین و مدودف ایجاد نموده است.
روسیه در این خصوص سعی کرده است بار دیگر به همان روش کهنه خود، یعنی بازی با برگ برنده انرژی استناد نماید، اما این روش در دراز مدت نمیتواند دفع کننده تهدیدات پیش روی مسکو باشد. پس از امضای توافقنامه نظامی جمهوری چک با آمریکا درباره سپر موشکی، روسیه صادرات نفت خود به این جمهوری را بدون ارائه هرگونه توضیحی کاهش داد این اقدام سه روز پس از آن اعلام شد که پراگ یک توافقنامه نظامی را با واشنگتن امضا کرد که کرملین با آن مخالف است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا و کارل شوارزنبرگ وزیر امور خارجه چک قرارداد استقرار رادارهای مربوط به سپر دفاع موشکی را در چک امضا کردند.
آمریکا در ژانویه سال 2007 به دو کشور لهستان و جمهوری چک که پیشتر از اقمار شوروی بودند و در حال حاضر از اعضای اتحادیه اروپا و ناتو هستند، پیشنهاد داد تا یک سامانه دفاع ضد موشکی شامل 10 مشک رهگیر در لهستان و یک سیستم را داری را در خاک چک مستقر کند. واشنگتن توجیه خود را از این اقدام به زعم خود مقابله با تهدیدهای موشکی کشورهایی مانند ایران اعلام کرده، اما روسیه به عنوان مخالف اصلی استقرار چنین سامانهای بر این باور است که تهران فاقد چنان توان موشکی است که بتواند منافع واشنگتن را مورد هدف قرار دهد، بنابراین به باور کرملین هدف استقرار چنین سامانهای از سوی آمریکا در اروپای شرقی کنترل سیستمهای موشکی روسیه است.
روسیه بخش اعظم نیازهای نفتی چک را تامین میکند. اما "مارتین ریمان" وزیر بازرگانی این جمهوری اعلام کرد که کاهش این انتقال یک تهدید فوری نیست، زیرا این کشور برای 95 روز ذخیره نفتی دارد!
البته اظهارات مارتین ریمان تا حد زیادی معقولانه است، زیرا کاخ کرملین در رفتارهای خود نوسانات زیادی داشته و معمولا تحت تاثیر شرایط مختلف سریع تغییر فاز میدهد. بر این اساس ممکن است روسیه در آیندهای نه چندان دور امتیازاتی از چک گرفته و در قبال آنها تهدیدات خود علیه پراگ را متوقف سازد. اما از سوی دیگر، ممکن است به دلیل حساسیت مسئله استقرار سیستم دفاع ضد موشکی برای روسیه، کاخ کرملین حاضر نشود در این خصوص مصالحهای انجام دهد. در این صورت اروپای شرقی به صحنه تقابلی مزمن و پایدار میان مسکو و پراگ تبدیل خواهد شد. در هر صورت، استقرار سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا در خاک چک تمامیت دفاعی روسها را به طور مستقیم مورد تهدید قرار میدهد. این مسئلهای نیست که استراتژیستهای ایدهآلگرا و خوش باور کاخ کرملین بتوانند آن را انکار نمایند. اظهارات و به عبارت بهتر، اعتراف اخیر مقامات پنتاگون مهر تائیدی بر این مطلب است.
به گفته کارشناسان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، سپر موشکی این کشور که قرار است در اروپای شرقی مستقر شود؛ برای رهگیری موشکهای قاره پیمای روسیه طراحی شده و نه موشکهای میان برد و یا دور برد ساخت ایران.
کارشناسان مسائل نظامی آمریکا معتقدند این کشور در حالی سعی دارد در سال میلادی جاری موفقیت نهایی جمهوری چک و لهستان را برای استقرار سپر موشکی خود در خاک آنها جلب کند که براساس بررسیهای پنتاگون، ایران در سال 2005 میلادی به دانش ساخت موشکهای قارهپیما دست مییابد و این در حالی است که سپر موشکی برای رهگیری موشکهای قاره پیما طراحی شده یعنی تا سال 2015 این سپر موشکی عملا به کار نخواهد آمد؛ پس در نتیجه گفتههای مقامهای کرملین که میگویند سپر موشکی آمریکا برای مقابله با روسیه است و نه ایران و کره شمالی درست به نظر میرسد.
از سوی دیگر سال گذشته روسیه از پیمان نیروهای متعارف اروپا خارج شد تا قدرت عمل آن در برابر تهدیدات آمریکا و اتحادیه اروپا افزایش یابد. همین مسئله سبب شده است تا مسکو در انتخاب گزینههای مختلف در برابر تهدیدات اخیر واشنگتن قدرت مانور بیشتری داشته باشد. اگر روسیه سال گذشته از پیمان نیروهای متعارف اروپا خارج نمیشد امروزه بیش از پیش در مقابل اقدامات موشکی آمریکا و همپیمانان اروپایی آن احساس ضعف میکرد.
مسکو دلایل فراوانی را برای خروجش از پیمان نیروهای متعارف اروپا اعلام کرد. مسکو معتقد بود که ارتباط ایجاد شده میان تائید نسخه جدید پیمان نیروهای متعارف اروپا و خروج نیروهای روسی از گرجستان و مولداوی مشروعیت ندارد.
این در حالی است که اکثر اعضای این پیمان اعلام کردهاند در صورتی نسخه جدید پیمان نیروهای متعارف اروپا را امضا میکنند که روسیه نیروهایش را از مولداوی و گرجستان خارج کند. مسکو معتقد است که موضوع خروج نیروهایش را از این دو کشور یک موضوع دو جانبه با گرجستان و تفلیس است و هیچ ارتباطی به دخالت ناتو ندارد.
روسیه همچنین اعلام کرد که گسترش ناتو در سالهای 1999 و 2004 تجهیزات نظامی اعضای این پیمان را فراتر از محدودیت اعلام شده در این معاهده میکند.
به همین دلیل خواستار کاهش این تجهیزات شده که هیچ پاسخی مثبتی دریافت نکرد.
مسکو خاطر نشان کرده بود که استقرار یگانهای نظامی آمریکا در رومانی و بلغارستان تاثیرات منفی بر ائتلاف کشورهای عضو پیمان نیروهای متعارف اروپا میگذارد.
روسیه همچنین یکی از دلایل خروجش از پیمان نیروهای متعارف اروپا را عدم تلاش کشورهای عضو در ارائه نسخه جدید از این معاهده عنوان کرد.
روسیه هشدار داده بود که در صورت عدم تصویب نسخه جدید به طور یکجانبه از این پیمان خارج خواهد شد.
اما به گفته کارشناسان سیاسی دلیل اصلی خروج روسیه از پیمان نیروهای متعارف اروپا، پاسخ گوینده مسکو به طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا بوده است.
روسیه به شدت با طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا مخالفت کرده و این طرح را خطری برای امنیت ملی خود توصیف کرده است.
این کارشناسان معتقدند پوتین با اعلام حکم خروج یکجانبه روسیه از پیمان نیروهای متعارف اروپا تلاش کرد پاسخی قاطعانه به طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا بدهد.
هر چند اعتراف اخیر کارشناسان پنتاگون مبنی بر اینکه هدف اصلی استقرار موشکهای آمریکا مقابله با روسیه است، موجبات خشم کاخ کرملین را فراهم ساخته است. اما مهم این است که مسکو این خشم را در کدام مسیر هدایت میکند. اگر روسیه صرفا بخواهد با اسناد به برگ برنده انرژی خود پاسخ آمریکا را بدهد در درازمدت با چالشهای پایداری دست و پنجه نرم خواهد کرد. کاخ کرملین نباید فراموش کند که هماکنون کشورهای گرجستان، چک، اوکراین و لهستان جملگی کانونهای تهدیدآمیز محاط بر مسکو محسوب میشوند. از این رو پوتین به عنوان نخستوزیر و مدودف به عنوان رئیسجمهور جدید روسیه نباید همان خطاهای 8 سال ابتدایی هزاره سوم را تکرار نمایند.