تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۷۵۰۶۴

وحید میرزاده ، از فعالان ملی – مذهبی
«دموکراسی و حقوق بشر» در شرایط فعلی سیاسی ایران، یک نیاز ملی است جامعه ایران در طول دوران پس از انقلاب شعارها و نیاز‌های سیاسی متعددی داشته است که در پس از فراز و نشیب‌های فراوان و گذر از مراحل متعدد از قبیل انقلابی‌گری، صدور انقلاب، ‌مبارزه ضدامپرالیستی، جامعه بی‌طبقه توحیدی، راه رشد غیرسرمایه‌داری،‌ برخوردهای ایدئولوژیک و مکتبی»، ... به این مرحله تاریخی رسیده است که دموکراسی باید در سرلوحه برنامه سیاسی قرار بگیرد. این موضوع را می‌توان در رفتار گروه‌های سیاسی و برنامه‌ نامزدهای انتخاباتی به خوبی مشاهده کرد. اگر شعارهای انتخاباتی این دوره را با دوره‌های قبل مقایسه کنیم میزان همه‌گیر شدن گرایش دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر به وضوح دیده می‌شود. این تغییر شوراهای انتخاباتی قبل از آنکه بیانگر تغییر دیدگاه‌های افراد باشد نشان دهنده تغییر نیازهای سیاسی جامعه ایران است.
حوزه تغییر نیازهای جدید، ‌حتی در انتخابات نوع طرح و رنگ پوسترهای تبلیغاتی و استفاده از واژه‌های فارسی و روان در شعارها خود را نشان داده است. «هوای تازه»، «نگاه نو»، «می‌آید از جور دیگر»، «می‌سازمت وطن»،... نمونه‌هایی از این تغییر ادبیات است. این نوع شعارها حتی اعتراض یکی از نامزدهای دوره قبل را برانگیخت و از عدم استفاده از شعارهای قدیمی گله‌مند شد.
باید قبول کرد که در شرایط فعلی، یکی از تغییر نیازهای جامعه ایران میل و گرایش به سوی «دموکراسی و حقوق بشر» است. اگر از استثناها که در هر قاعده‌ای وجود دارد بگذریم. شاهدیم در موضعگیری‌ها و ادعاهای گروه‌های سیاسی، اعم از داخل حکومت و یا خارج از ساختار حکومت و همچنین گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور، علیرغم اختلاف فاحش دیدگاه سعی می‌کنند اصول دموکراسی را در ادبیات و گفتمان سیاسی خود لحاظ نموده و حداقل در بیان، ‌خود را مقید به آن نشان دهند. اگر چه امکان انگیزه‌یابی و نیت‌یابی دقیقی وجود ندارد ولی در هر حال این تغییر ادبیات نشان دهنده تغییر میل و گرایش جامعه به روند دموکراسی است. بدیهی است این واقعیت،‌ نوعی توجه خاص را برای حکومت می‌طلبد. به این معناست که نسبت به رعایت و لحاظ نمودن قواعد دموکراتیک متناسب با نیاز ملی از خود تمکین و ظرفیت بیشتری نشان دهد. تا از تبدیل جنبش دموکراسی خواه،‌ در شکل اصلاح‌گرایانه منطقی به حرکت‌های رادیکالی و غیرمنطقی جلوگیری شود. زیرا در صورت بروز غلبه حرکت‌های احساسی و کور،‌ نه تنها سودی عاید حکومت نخواهد شد بلکه کشور و منافع ملی هم به مخاطره جدی می‌افتد.
از طرفی این تکلیف برعهده فعالان سیاسی است که چنانچه دموکراسی‌خواهی دارند پیوسته خودی و غیرخودی را بشکنند و برای پاسخگویی به نیاز ملی با دیگر نیروهای سیاسی در جهت ارتقا فرهنگ دموکراسی‌خواهی و تلاش‌ برای همکاری و اقدام علمی گامی به پیش بردارند. زیرا باید این واقعیت را پذیرفت که هواخواهان دموکراسی همگامی زیست سیاسی دارند که امکان حیات سیاسی برای دیگر گروه‌های دموکراسی‌خواه حتی در جبهه رقیب فراهم باشد. زیرا در اتمسفر دموکراسی می‌یابد همه نیروهای دموکراتیک امکان تنفس سیاسی داشته باشند و اگر کسانی پیدا شوند که علیرغم تنگی نفس دیگران، خود به راحتی تنفس کنند، ‌باید به دموکراسی‌خواهی آنان شک جدی کرد و از آنان خواست تا ادعای خود را پس گیرند.