تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۷۵۰۶۵

محمد حیدری
این روزها، بی‌تردید روزهای سرنوشت‌سازی است برای ایران، این سخن نه به معنای اهمیت غیرواقعی و نادرست دادن به انتخابات،‌ بلکه به دلیل اهمیت انتخابی است که ملت ایران در پیش دارد و این انتخاب، نه فقط انتخاب یک رئیس جمهور، بلکه انتخاب یک روش برای پیاده کردن اندیشه‌ای مشترک است. به بیان دیگر این انتخاب یا عدم انتخاب دکتر مصطفی معین نسبت که اهمیت اساسی دارد، بلکه انتخاب روش تحول‌خواهی اینکه اصلاح‌طلب باشیم یا انقلابی، رفورمیست  باشیم یا راکالیست و اینکه اولترا چپ باشیم یا سوسیالیست. است که اهمیت دارد امروز نیروهای رفورمیست ایران با تمام قوا حاضر شده و مردم را به «روش تغییر آرام» در عرصه قدرت فرامی‌خوانند و از سوی دیگر رادیکالیست‌ها نیز با همه نیروی خود مردم را به «شیوه تغییر رادیکال» فرامی‌خوانند. در این میان باید توجه کرد که رقابت اصلی نه میان محافظه‌کاران و راست افراطی از یک طرف با رفورمیست‌ها، بلکه میان دو «روش» متخلف تغییر است. در واقع «راست افراطی» از سال‌ها قبل در این رقابت شکست خورده و توانایی رقابت با رفورمیست‌ها را از دست داده است. اما با توجه به وضعیت ایران در سال‌های اخیر و رشد اندیشه رادیکال در ذهن برخی از نیروهای آزادیخواه،‌ برخی از این نیروها به سوی روش رادیکال نیز کشیده شده‌اند.
مقاومت‌های کاملاً پیدای جناح محافظه‌کار حاکمیت در برابر هرگونه تحول سیاسی، کلیه ‌نیروهای آزادیخواه ایران،‌ میان اپوزیسیون و پوزیسیون در «اندیشه» تحول‌خواهی را مصرتر کرد. این اصرار که روز به روز بر شدت آن افزوده می‌شود،‌ نشان از تغییر در گفتمان مسلط بر اندیشه تحول‌خواهی ایران دارد. مواضع تندتر نیروهای اصلاح‌طلب در جبهه مشارکت،‌ نیروهای ملی،‌ مذهبی ملی و چپ ایران (نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارزه، جبهه ملی ایران، جمهوریخواهان، چپ‌های نو و روشنفکران لائیک) همه، نشان دهنده آن است که بدنه نیروهای آزادیخواه ایران، جملگی به اندیشه متحول روی آورده‌اند. امروز دیگر کسی درباره ضعف قانون اساسی و ساختارهای حقوق در تأمین خواسته‌های مردم، ‌امتناع حصول دموکراسی در ساختار حقوقی امروز ایران، لزوم تحول اساسی در ساختار قدرت، وجوب جلوگیری از فعالیت مافیای سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای که حتی از آدمکشی هم ابایی ندارد، نقد چارچوب‌های حکومت مطلقه، لزوم تن دادن به حقوق بشر و حقوق زنان،‌ آزادی کلیه زندانیان سیاسی و زندانیان اندیشه، آزادی بیان و... تردیدی ندارد. همه نیروهای آزادیخواهان ایران در «اندیشه» بر سر این مفاهیم توافق کرده‌اند، اما آنچه متفاوت است، شیوه و روشی است که برای رسیده به این آرمان‌‌ها در پیش گرفته‌اند. دکتر مصطفی معین، با توجه به مواضع سیاسی بی‌سابقه‌ای که در طول ماه‌های اخیر و خصوصاً هفته‌های اخیر داشته است به لحاظ «اندیشه»،‌ کاملاً در میان نیروهای تحول‌خواه ایران قرار گرفته است، ‌لیکن روشی که او و حامیانش برای پیگیری مطالبات خود پیشنهاد می‌کنند، «روش تغییر آرام» است. در واقع اختلاف این دو نیروی رقیب، بر سر روش است و نه اندیشه. لیکن باید تأمل کرد که کدام «‌روش» با توجه به شرایط ایران، واقعی‌تر و عملی‌تر است؟
روش اول در دوران معاصر نیز تجربه شده و نتایج جاودانه‌ای داشته است. مرحوم مصدق در تمام طول زندگی سیاسی خود کوشید تا از درون حکومت و البته با تکیه به مردم. با «روش تغییر آرام»‌ برنامه‌های خود را پیش ببرد. او دوباره در کابینه قوام‌السلطنه و مشیرالدوله به وزارت رسید و نیز سال‌ها در ایالت فارس و آذربایجان والی بود. چند دوره نمایندگی مجلس و کارهای مختلف دولتی از جمله معاونت وزیر را بر این موارد باید افزود و بالاخره اینکه مصدق زمانی که نخست‌وزیر حکومت استبدادی بود اسطوره شد. چنانچه میرزا تقی‌خان امیر کبیر و قائم مقام فراهانی نیز رئیس‌الوزرای مستبدترین پادشاه قاجار بودند. این یادآوری برای کسانی است که هر حضوری در حکومت را امری ناپسند می‌دانند و آن را امر مقدسی ساخته‌اند که هر کسی را با انتساب به حکومت فحش می‌دهند! با این وصف به نظر می‌رسد که روز جمعه 27 خرداد ماه انتخاب یا عدم انتخاب معین، به معنی انتخاب یا عدم انتخاب یکی «روش» برای تحول است. باید دید کدام روش انتخاب می‌شود.