علی دارابی
پس از حماس سوم تیرماه 84 که منجر به موفقیت اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری دوره نهم شد و طی یک رقابت بینظیر در میان جناحهای عمده سیاسی کشور. دکتر محمود احمدینژاد از نامزدهای اصولگرایان موفق به اخذ رای اعتماد مردم شد؛ با این پیروزی حاکمیت یکپارچه شد و برخی این یکدستی و یکپارچگی را فرصتی مناسب و تاریخی برای کشور و مردم برشمردند.
موافقان بر این باور بودند که جنجالها و تنشهای بیحاصل سیاسی کنار زده میشود و تمام وقت مسئولان کشور صرف خدمت به مردم خواهد شد اما بودند منتقدان و مخالفانی که این یکدستی را برنتابیدند و آن را نقطه عزیمت نظام برای خاموش کردن صدای منتقدان برشمردند. اما جریان اصولگرایی فارغ از اشخاص و برخی رفتارها توانست در عمل اثبات کند که به مشخصههای جریان اصولگرایی وفادار است. به رای مردم احترام میگذارد.
حقوق منتقدان را به رسمیت میشناسند همچنان خدمت صادقانه به مردم و پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی را شعار خود میداند و عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد را به مثابه گفتمان غالب خود می پندارد.
اما در درون خود جریان اصولگرا نیز سعه صدر و بردباری در برابر نقدها مدنظر است. قانون را فصل الخطاب میداند. اصل تفکیک قوا را به رسمیت میشناسد. قلمروی کارها را محترم میشمارد و گوش شنوایی برای شنیدن نقدها دارد و بدینسان « نقد درون گفتمانی» را به مثابه راهبردی برای حیات و بالندگی این جریان میداند. افکار عمومی مشاهده کرده است که مجلس شورای اسلامی و دولت که هر دو به جریان اصولگرا تعلق دارند. چگونه تلاش کردهاند. تعامل دو جانبه را با حفظ همه موازین مراعات کنند. از جمله نکات آموزنده و در خور برای جریانات سیاسی و صاحبنظران بحث بودجه سال 85 و رویکرد مجلس و مواضع دولت در این خصوص بود. با توجه به استدلال قوی که مجلس برای کسر 10 هزار میلیارد تومان از لایحه بودجه دولت داشت و از سوی دیگر دلایل قوی که دولت در نقد این اقدام مجلس اقامه کرد.
پس از بحث و بررسیهای کارشناسانه بیگمان سخنان رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و نیز سخنان رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که هر دو از موضع دو قوه سخن گفتند و رای نمایندگان را به صواب نزدیکتر دانستند را میتواند « نماد تعامل دو قوه» بر شمرد.
واقعیت آن است که هر گاه مجلس و دولت متعلق به یک جریان خاص بودند. این نگرانی وجود داشته است که نظارت پرسشگری پاسخگویی و قانونگرانیی در پای مصالح بیمورد و زودگذر ذبح شود. درست همانگونه که در مجلس چهارم و دولت سازندگی و مجلس ششم و دولت اصلاحات مشاهده کردیم. اما جریان اصولگرا گامی بس فراتر از اینها به پیش نهاد و الگویی کارآمد و فعال از تعامل دو قوه همگرا و همفکر را ارایه کرد امید آن که این همکاریها توسعه و همگراییها افزایش یابد.