علی دوستی- سمیه صیادیفر
توجه و حرکت به سمت و سوی اهداف بزرگ مکتب عاشورا و آموزههای آن و غافل نشدن از علل و انگیزههای قیام سالار شهیدان (ع)، از جمله موضوعاتی است که در حیطه مباحث آسیب شناسی فرهنگ عاشورا مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. اینکه آیا محافل سوگواری و مراسم عزاداری کنونی تا چه اندازه در مسیر آن اهداف قرار دارند و از چه ضعفهای و کاستیهایی رنج میبرند، پرسشی است که پاسخ آن نیازمند تأمل جدی است. اهداف عاشورا را باید ترسیم و تعیین کرد، آنگاه آیین نکوداشت کنونی را با آن سنجید و حدود انطباق با آن اهداف را به دست آورد.
علل و انگیزههای حماسه کربلا را میتوان در سه محور عمده طبقهبندی کرد:
1- احیای ارزشهای انسانی و اخلاقی
2- احیای ارزشهای دینی و اسلامی
3- احیای ارزشهای عرفانی و معنوی
بررسی و تحلیل فشرده این سه محور را پی میگیریم تا میزان انطباق آنچه در مراسم عزاداری اکنون هست با آنچه باید باشد، مشخص شود.
احیای ارزشهای انسانی - اخلاقی
منظور از ارزشهای انسانی - اخلاقی، گروهی از خصلتها و محاسن اخلاقی است که به حکم عقل و فارغ از دین خاصی، هر انسانی ملزم به رعایت آنهاست. هر انسانی با صرف نظر از عقیده و مذهب و اندیشه باید نسبت به آنها حساس باشد؛ خصلتهایی که تمامی انسانها در هر سرزمینی زیست کنند و در هر زمانی به سر برند، آن را بزرگ میشمارند و زبان به مدح و ثنای کسانی که آنها را مراعات میکنند و برای احیا و توسعه آنها میکوشند، گشوده و آنان را که چنین ارزشهایی را لگدمال میکنند، مورد نکوهش و شماتت قرار میدهند. عدالتطلبی، آزادی، حقجویی، عزتخواهی و ذلتگریزی از جمله این خلصتهاست که همه انسانها بدان ارج مینهند. به گواهی مستندات تاریخی و روایی، از جمله علل و انگیزههای شکلگیری نهضت عاشورا، احیای همین ارزشها بود و از این رو، هر انسان منصفی - هر چند غیرشیعه و غیر مسلمان - در برابر عظمت حماسه خونین کربلا سر تعظیم فرود میآورد و آفریندگان آن را تحسین میکند. در عاشورا، ارزشهای انسانی موجی میزند و هر قطعهای از آن، گواه عظمت روحی و شخصیت عظیم پدیدآورندگان آن است. عاشورا ملاک و معیار انسانیت را آشکار میکند و مرز میان آدم و دیگر جانداران را مشخص میکند.
«یا شیعه آل ابوسفیان، ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم»
«ای پیروان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از قیامت هراسی به دل راه نمیدهید، در دنیای خود آزاده باشید.» شعار سیدالشهدا (ع) در روز عاشورا این است: «الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النار؛ مرگ سزاوارتر از پذیرش ننگ است و ننگ سزوارتر از ورود در آتش». امام حسین(ع) در آن لحظات حساس و جانسوز، خطاب به لشکر دشمن میفرماید: «الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیات منا الذله». اینها شعارهای بزرگی است که تا ابدیت میتواند شعار و پرچم حرکت هر جامعهای باشد.
در سخن دیگر امام فرمود: «موت فی عز خیر من حیاء فی ذل» ؛ «مرگ در عزت بهتر از زندگی در ذلت است» و با این وسیله عزت و ذلت را ملاک انتخاب حیات و موت اعلام کرد. امام حسین(ع) در بیان شرایط حاکمیت سیاسی و رهبری جامعه، «القام بالقسط» (قیام به قط و عدالتخواهی) را مطرح کرد. لذا در زیارت اول ماه رجب در برابر ضریح شریف آن بزرگوار که قرار میگیری، گواهی میدهی: «اشهد انک قد امرت بالقسط و العدل و دعوت الیهما»؛ «شهادت میدهم که تو به دادگری و عدالت فرمان دادی و دعوت کردی.»
این است که میتوان گفت: «اساس عاشورا بر عدالت و آزادی و احیای کرامت انسانی استوار است و فرهنگ عاشورا برای پاسداری و انتقال این پیام به نسلهای آتی است. به گفته شهید مطهری «کلید شخصیت امام حسین(ع) حماسه، شور، عظمت، صلابت و ایستادگی است.»
این رمز شخصیت باید در مراسم عزاداری متبلور باشد تا در درون جامعه، احساس شخصیت و بزرگواری ایشان تزریق گردد. امروزه با توجه به بحران رسانهای و جنگ نرمافرازی، یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی را مساله هویت تشکیل میدهد و حل آن در گروه احیای واقعی شعارهای عاشوراست. هیاتهای عزاداری در کنار مرثیه و احساس حزن و اندوه، باید بزرگی شخصیت امام حسین(ع) را به یاد آورند و با آموختن این درس از عاشورا، احساس خودباوری را در خود تقویت کنند. بزرگترین سرمایه یک جامعه آن است که در خود، احساس شخصیت و خودباوری کند و نسبت به اجتماعهای دیگر، حس استغنا و بینیازی داشته باشد. اگر ملتی همه چیز داشته باشد ولی شخصیت خود را ببازد، هیچ نخواهد داشت و خواه ناخواه در ملتهای دیگر جذب خواهد شد. این خودباختگی است که به قول مرحوم مطهری در جامعه ما وجود دارد. عیب بزرگ جامعه ایرانی آن است که به حماسهها و ارکان شخصیت ملی و دینی خود پایبند نیستیم و در مقابل عادات، رسوم، فرهنگ، لباس، زبان و خط دیگران تسلیم میشویم.
فرهنگ عاشورا، باید هویت بخش جامعه باشد. رثاء و مرثیه باید به شکلی باشد که حس قهرمانی را در جوانان این مرز و بوم احیا کند. در این صورت است که جامعه میتواند به راحتی بحران هویت را پشت سر گذارد.
احیای ارزشهای دینی- اسلامی
از دیگر علل و انگیزههای حماسه خونین کربلا که در سیره حسینی موج میزند، احیای سنت های دینی است که در عصر امویان به ویژه یزیدبنمعاویه به تاراج رفته بود. یزید فردی فاسق، شرابخوار و قاتل انسانها بود و شخصیتی چون سیدالشهدا(ع) که پرورده دامنهای پاک و پرورش یافته بیت رسالت و توحید بود، نمیتوانست با او سازش کد.
هدف قیام و دعوت امام حسین(ع) بازگشت به اسلام زمان امیرمومنان(ع) و احیای سیره و روش حکومت پیامبر اکرم(ص) بود. عدالتطلبی و آزادیخواهی آن حضرت نیز که در بخش پیش با عنوان احیای ارزشهای انسانی- اخلاقی از آن یاد شد، در پرتو احیای ارزشهای دینی و اسلامی متجلی میشود. در واقع ارزشهای انسانی و اخلاقی در دامن آموزههای دینی و معارف کتاب و احکام سنت است که به شکل صحیح و مطلوب در مسیر سعادت انسانی رشد میکنند و بارور میشود.
این کتاب و سنت است که محدوده و مصداقهای عدل و آزادی و آزادگی را تعیین میکند و عدالت و آزادگی واقعی را آموزش میدهد. لذا در سخنان حضرت اباعبدالله(ع)، ارزشهای انسانی در کنار آموزههای دین مطرح میشود. در نامهای به برادر خود محمد حنیفه تاکید کرد: «من از روی تکبر و خودخواهی و برای افساد و ستم خروج نکردم؛ قیام من برای امر به معروف و نهی از منکر است. من به عنوان یک مصلح در امت جدم قیام کردم. قصدم آن است که سیره رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع) را احیا کنم.»
امام (ع) بر این باور بود: «در شرایطی که به حق عمل نمیشود و کسی از باطل رویگردان نیست، مومن باید لقای پروردگارش را بر چنین زندگیای ترجیح دهد» و در روز عاشورا عملا این ضرورت را به همگان نشان داد. از این رو، در زیارت مخصوص اربعین گفته میشود: «فاعذر فی الدعاء و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله.»
«پروردگارا گواهی میدهم که اباعبدالله(ع) در دعوت خویش جایی برای عذر و بهانه باقی نگذاشت و از خیرخواهی دریغ نکرد. جان خود را در راه تو هدیه کرد تا آنکه بندگانت از نادانی و سرگردانی گمراهی رهایی یابند.»
فرهنگ عاشورا و زنده نگاه داشتن مکتب خونین حسین(ع) برای احیای همین اهداف است. در زیارت و سوگواری و در مرثبه و روضه، عاشقان سیدالشهدا(ع) باید با این آرمانهای بلند آشنا شوند و هر ساله تجدید بیعت کنند. سر آنکه این اهداف در زیارتنامههای آن حضرت- که از زبان اولیای معصوم الهی(ع) نقل شده است- تکرار میشود، یادآوری و تاکید پیروان بر این خط سیر و این شاخصهاست. در زیارتنامهای که جابر جعفری از امام صادق (ع) روایت میکند، چنین نقل شده است:
«اشهدا انک قد اقمت الصلوه و آتیت لازکوه و امرت بالمعروف و نهیت عنالمنکر و جاهدات الملحدین و عبدت الله حتی ایتک الیقین.»
جملاتی با مضامین بالا که همگی تاکید بر جنبههای احیای احکام و فرایض اسلامی در سایه قیام حسین(ع) دارند، در بسیاری از زیارتنامههای مستند و معتبر وجود دارد و نشانگر اهمیت توجه به این ابعاد در قیام کربلاست. حالا اگر قرائتکننده زیارت، تنها الفاظ را زمزمه کند، ولی از این مفاهیم عاری باشد، همچون کالبد بیروحی میشود که نمیتوان از او حرکت و تلاشی را انتظار داشت. هر رفتار کاری که به نام سیدالشهدا(ع) زینت مییابد و در مسیر گرامیداشت عزیزان خونین کربلاست، باید در کنار گریه، مرثیه و روضه، این اهداف امام حسین(ع) را آموزش دهد و مردم- به خصوص جوانان- را با آموزههای کتاب و سنت آشنا کند. مجالس مذهبی سوگواری باید دانشگاهی باشد که پیام وحی را به شکلی گویا و رسا در اختیار عموم مردم قرار دهد. چگونه میتوان جامعهای را که بیگانه با مفاهیمی دینی است و فرایض دین همچون نماز، زکات، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، حیا و پاکدامنی، انفاق و دستگیری از فقرا در آن کم رنگ است، جامعهای پیرو امام حسین(ع) نامید؟ در حالی که حسینبنعلی(ع) برای اقامه این فرایض و عینیت اجتماعی آنها جان خود را تقدیم کرد و با اهدای خون خود و عزیزانش و اسارت اهل بینش و گرفتار شدن به بزرگترین مصیبتها ، نشان داد که آنچه از جان شخصیتی معصوم و ولیالله، مهمتر است، اساس اسلام و ارکان است. محافل سوگ و انس شیعیان نیز در مسیر این اهداف باید قرار گیرد تا تمامی عزاداران بر این نکته واقف شوند که عزاداری و گریه و اشک، مقدمهای است برای تحقق عملی اسلام در ارکان نظام اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و در نظام شخصیتی و خانوادگی تمامی مردم، این فلسفه اساسی نهضت عاشوراست. جامه تعبیضآلود، جامعه فاسد، جامعهای که در آن مردم به دو گروه فقیر و غنی تقسیم میشوند و حق فقیران به آنان داده نمیشود، آیا میتواند خود را حسینی بنامد؟ در حالی که شعیببنعبدالرحمان گوید: روز عاشورا بر پشت حسینبنعلی(ع) اثری مشاهده شد. از زینالعابدین(ع) پرسیدند: «این نشانه چیست؟»، امام(ع) فرمود: «هذا ما کان ینتقل الجراب علی ظهره الی منازل الارامل و الیتامی و المساکین»؛ «این اثر انبانهایی است که بر پشت حمل میکرد و به خانههای زنان بیشوهر و یتیمان و مسکینان میرساند.»
احیای ارزشهای معنوی- عرفانی
سومین لایه از انگیزهها و فلسفه قیام عاشورا که مراسم عزاداری باید با عطر آن معطر شود و در بحث آسیبشناسی، توجهی جدی را میطلبد، هسته مرکزی این نهضت را تشکیل میدهد و سنگ بنای آن شمرده میشود. عشق به معبود و نزدیکی به خدا، اساس عاشوراست؛ همه چیز را فدای دوست کردن و در تماشای جمال محبوب ازل و ابد غرق شدن و خود را ندیدن. عاشورا دریای مواج عشقبازی حسین است با محبوبش؛ در بیابان تفتیده نینوا، در میان دریای خون و برق شمشیرها و شبهه اسبان و ناله کودکان و در آن گردو غبار آنچه بیشتر خودنمایی میکند، ابتهال، دعا، تلاوت قرآن، نماز و شبزندهداری است.
عصر عاشورا، آن هنگام که لشکر عمر سعد به سمت خیمههای امام حسین(ع) حملهور شد، سیدالشهدا(ع) برادر خود عباسبنعلی(ع) را فرستاد تا به عمر سعد پیغام دهد: «امشب را به ما مهلت دهید و جنگ را به فردا موکول کنید، باشد که شبی دیگر را برای پروردگار خویش نماز گزاریم و دعا و استغفار کنیم. تنها خدا میداند که من چقدر عاشق خواندن نماز برای او و تلاوت کتاب او و زیادی دعا و استغفار هستم.»
خطبه آن حضرت در شب عاشورا در میان تعدادی اندک از یاران و هزاران نفر دشمن نیز، مملو از گوهرهای معنوی و دلرباست که تابلویی عظیم از بزرگی روح و معرفت را به تصویر میکشد.
عاشوراییان ما، باید عاشورا را این چنین بشناسند و تلاش کنند در حد توان- هر چند اندک- به این اهداف خود را نزدیک کنند.
خلاصه سخن آن است که اگر نظام سیاسی جامعه، پیام خود را از عاشورا میگیرد و اگر مدیریت سیاسی، برگرفته از اهداف حسینی است، نمیتواند نسبت به اهداف بالا، بیتوجه باشد. امام حسین(ع) اگر موفق به تشکیل دولت میشد، قطعا احیای ارزشهای انسانی و اسلامی و معنوی را به عنوان سه برنامه راهبردی و هدفمند تدریجی خود برمیگزید و هر حکومت که با شعارهای عاشورایی به قدرت میرسد، وظیفهاش دنبال کردن همان اهداف است.
پیروزی انقلاب اسلامی برای حرکت بیداری اسلامی، نقطه عطفی محسوب میشد. از آن پس توجه به ابعاد سیاسی اسلام و درسآموزی از وقایعی چون عاشورا، در میان مسلمانان جهان که یک الگوی موفق را نیز در برابر دیدگان خود مشاهده میکردند مورد توجه ویژه قرار گرفت.