قاسم غفوری
پس از دیدار «مان موهان سینگ» از آمریکا، فصل جدیدی در روابط آمریکا با هند ، آغاز گردید. در ادامه عملکردهای دو کشور برای ارتقا روابط، جرج بوش، رئیسجمهور آمریکا، برای دیداری چند روز وارد دهلینو گردیده است با توجه به دیدگاههای متفاوتی که در هند در زمینه روابط با واشنگتن وجود دارد و نیز تحولات منطقهای و جهانی رویکرد دو کشور به یکدیگر که عمدتاً حول محورهای هستهای و نظامی صورت میگیرد از چند منظر قابل تامل است.
الف) اهداف هند
1- حفظ برتری در برابر پاکستان با توجه به استقرار پایگاهها و نیروهای آمریکایی در پاکستان و نیز گرایش اسلامآباد به چین و در نهایت برخورداری پاکستان از حمایت کشورهای اسلامی، دهلینو که توازن قوا را به نفع خود نمیبیند، برای تغییر در این موازنه سعی در حضور آمریکا در جبهه خود دارد، که میتواند تاثیر بسیاری بر حامیان منطقهای و فرامنطقهای پاکستان داشته باشد. (هند امیدوار است با حمایت آمریکا از همکاری جهان اسلام و چین با اسلامآباد بکاهد).
2- ارتقا توان هستهای: از مهمترین اولویتها و سیاستهای داخلی هند، ارتقا توان هستهای و کاهش وابستگی به منابع انرژی وارداتی است. هندیها به خوبی میدانند که بدون حمایت آمریکا و غرب نمیتوانند به ارتقا هستهای دست یابند. لذا آنها با بهرهگیری از تجربه کشورهایی نظیر مصر، کره جنوبی، برزیل که با حمایت غرب به فنآوری هستهای دست یافتهاند، با گرایش به آمریکا و بعضا اروپا، برای تحقق این مهم تلاش میکنند هر چند که در این راه با چالشهایی مواجه میباشند.
3- حضور در عرصه جهانی: دهلینو با عنایت به جمعیت و رشد اقتصادی خواهان حضور در معادلات جهانی است. در این چارچوب آنها دو هدف را پیگیری میکنند اولا حضور اقتصادی در جهان ثانیاً عضویت دائم در شورای امنیت. بر این اساس در شرایط کنونی آنها تحقق این دو مهم را در همسویی با غرب میبینند.
ب) اهداف آمریکا
1- ایجاد پایگاه جدید: آنچه در روند هژمونی آمریکا در آسیا مشهود است، افزایش نهضت ضدآمریکایی و ناکامی این کشور در حفظ پایگاههای خود در آسیای میانه و قفقاز، کره جنوبی، ژاپن، فیلیپین و.... است با عنایت به نیاز واشنگتن به حفظ حضور نظامی در شرق آسیا، این کشور تلاش دارد تا با ایجاد پایگاه نظامی از هند به عنوان مرکز جدید نظامیان خود استفاده کند (این خواسته تاکنون با مخالفت شدید مردم و احزاب چپ هند مواجه گردیده است)
2- مقابله با سایر بازیگران: در سیر تحولات شرق آسیا، هم اکنون شاهد گرایشات بازیگران جدید از جمله اروپا، روسیه به منطقه میباشیم. این رویکرد در حالی صورت میگیرد که آمریکا این منطقه را جزء مناطق استراتژیک خود دانسته و پذیرای بازیگران جدید نیست. بر این اساس از اهداف دیدارهای مکرر مقامات کاخ سفید از شرق را میتوان تاکید بر جایگاه آنها در این مناطق و کاهش نفوذ سایر کشورها دانست (چندی پیش مقامات روسیه، اتحادیه اروپا، انگلیس و فرانسه از هند دیدار و بر ارتقاء روابط با این کشور تاکید کردند).
3- جلوگیری از انتقال گاز ایران: از مهمترین طرحهای منطقهای، انتقال گاز ایران به پاکستان، هند و احتمالا چین است. این طرح که میتواند از یک سو اقتصاد منطقه را متحول نماید و از سوی دیگر آرامش و ثبات را در میان مشترکین این پروژه برقرار سازد. چندان مورد رضایت غرب و آمریکا نمیباشد. لذا از سیاستها و اهداف آنها در سالهای اخیر جلوگیری از تحقق این مهم میباشد که عموما با وعدههای اقتصادی و احداث نیروگاه هستهای همراه بوده است.
در کنار آنچه ذکر شد، باید به این امر توجه داشت که از دیگر اهداف آمریکا برای گرایش به هند، تحریک پاکستان برای پذیرش حضور نظامیان آمریکایی در کشورشان (جلوگیری از بر هم خوردن موازنه قوا) و نیز استمرار همسو نمودن سایر کشورها با اهداف غرب در قبال فعالیتهای هستهای ایران میباشد.
ج) چالشها و موانع
1- مردم و احزاب چپگرای هند با دیدی منفی به آمریکا مینگرند و خواستار کاهش روابط با آن هستند. چنانکه دیدارهای مقامات آمریکایی از هند همواره با تظاهراتهای گسترده مردمی همراه بوده است.
2- آمریکاییها به خوبی میدانند که اولا برای حضور در شرق آسیا، نیازمند حفظ مناسبات با چین و روسیه میباشند ثانیا برای حفظ موقعیت در افغانستان به پاکستان نیاز دارند ثالثا در عرصه جهانی بدون ژاپن، روسیه و چین، نمیتوانند چندان فعال باشند، لذا با توجه به چالش بسیاری از این کشورها با هند، دولتمردان کاخ سفید اجبارا در روابط با هند باید حد و مرزی قائل شوند تا همچنان منافع خود را در سایر بازیگران منطقه حفظ نمایند.
3- در سالهای اخیر هند برای مبدل شدن به قدرت استعماری تلاش میکند، این رویکرد که در آینده تهدیدی برای هژمونی آمریکا قلمداد میشود، سبب شده تا واشنگتن با احتیاط بیشتری به روابط با دهلینو بپردازد، چنانکه امروز در زمینه نظامی و هستهای با یکدیگر دچار اختلافاتی گردیدهاند که نشات گرفته از آیندهنگری آمریکا است. در نهایت باید گفت که هر چند واشنگتن- دهلینو برای ارتقا روابط تلاش میکنند اما واقعیتهای حاکم بر منطقه و اهداف متضاد این کشورها، مانع از استمرار این روند میگذرد و صرفا در حد ایجاد جنگ روانی در برابر سایر کشورهای منطقه باقی خواهد ماند.