محمد محمدپور: آن حلقه سه نفره حلقه قدرتمندی بود. حلقهای که از سال 69 تا کنون قدرت را در باشگاه بزرگی مثل استقلال در اختیار داشته است. با این حال شواهدی حکایت از آن دارد که شیشه عمر مدیریتی مدیران با ثبات استقلال در حال شکستن است. شاید ایروانی، آقامحمدی و میرولد این را خوب میدانند.
زمانی که خبر رسید سازمان تربیت بدنی به عنوان متولی باشگاه استقلال با وزارت رفاه به توافق رسیده تا خود را از شر هزینههای آن خلاص کند و دم به ساعت مدیران آن جلوی در اتاق رئیس سازمان سبز نشوند، همه نگاهها به راس هرم چرخید. جایی که حلقه مدیران قدرتمند استقلال عنان کار را برای سالیان درازی در اختیار داشتند. آیا این تغییر و تحول باعث به هم خوردن چینش با ثبات استقلال میشود؟ به عقیده آنهایی که دستی بر آتش دارند پاسخ این سئوال تا اندازهای مثبت است. چه وزارت رفاه تنها پول نمیدهد که عدهای دیگر مدیریت کنند و تصمیمات کلان بگیرند.
* آغاز
استقلال بیصاحب را در سال 69 سه دوست صمیمی در اختیار گرفتند. سه دوستی که از ابتدای انقلاب در کنار هم بودند و هنگامی که سر و سامان دادن به باشگاه استقلال به آنان پیشنهاد شد درنگ نکردند. آن زمان البته علی آقامحمدی نقش پررنگتری داشت. استقلال تحت پوشش هیچ ارگان و نهادی نبود و به سازمان تربیتبدنی تعلق داشت. یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه میگوید: «همانطور که دکتر غفوریفرد، محلوجی را صدا کرد و به او گفت که بیا و پرسپولیس را تحویل بگیر، استقلال را هم داد دست آقای آقامحمدی.»
استقلال حدود چهار سال توسط همین سه نفر اداره شد. آقامحمدی هم رئیس هیات مدیره بود و هم مدیرعامل. اوایل باشگاه خرج زیادی نداشت اما کمی که گذشت هزینهها بالاتر رفت و حلقه سه نفره مدیران استقلال به این فکر افتادند که استقلال را تحت پوشش نهاد و ارگانی قرار دهند. دکتر ایروانی که قائممقام وزارت جهاد سازندگی و نفر دوم این وزارتخانه بعد از فروزش بود از نفوذ خود بهره برد. رایزنیهای نتیجه داد و جهاد پذیرفت تا استقلال را زیر پر و بال خود بگیرد.
وزارتخانه جهاد سازندگی البته بیگدار به آب نزد. دو تن از کارشناسان ورزش این وزارتخانه فرا خوانده شدند تا نظر خودشان را بدهند. دکتر قریب و آذربرزین در حالی به مسئولان وزارتخانه تاکید می کردند که این پروسه را پیش ببرد که به حضور خود در هیات مدیره امیدوار بودند.
آذربرزین میگوید: «تصمیمات مهم گرفته شد. اولیاش این بود که هیات مدیره از سه نفر به پنج نفر افزایش یابد. این طوری بودکه من و آقای قریب عضو هیات مدیره شدیم.»
* جهادیها
تغییر شکل در هیات مدیره تغییر ماهوی را هم به همراه داشت. آقامحمدی که تا پیش از این هم رئیس هیات مدیره بود و هم مدیرعامل باشگاه به ناگه هر دو پست را واگذار کرد. دکتر ایروانی که معامله را جوش داده بود ریاست هیات مدیره را بر عهده گرفت و پست مدیرعاملی به قریب واگذار شد. اینگونه بود که مدیران ارشد جهاد سازندگی زمام امور در باشگاه را در اختیار گرفتند. اتفاقی که ممکن است در روزهایی نزدیک با تحت پوشش قرار گرفتن باشگاه توسط وزارت رفاه یک بار دیگر به وقوع بپیوندد. گرچه جهاد موفق شد دو تن از افراد معتمد خود را به داخل هیات مدیره بفرستد و قائممقام خود را به ریاست هیات مدیره برساند اما ناگهان از پذیرش باشگاه منصرف شد.
«قرار بود شش ماه در جلسات هیات مدیره حضور پیدا کنیم و بعد از اینکه اوضاع را بررسی کردیم نتیجه را به وزارتخانه گزارش کنیم.»
گزارش هرچه بود نتیجه آن شد که جهاد سازندگی از پذیرش باشگاه سر باز بزند. این انصراف میتوانست این انصراف میتوانست موقعیت دو تن از اعضای جدید هیات مدیره را به خطر بیندازد، اما دکتر ایروانی از همکاران خود حمایت کرد این گونه شد که به رغم انصراف جها قریب و آذربرزین کرسی خود را حفظ کردند.
اگر چه این وزارتخانه متمول آن روزها استقلال را به فرزندی نپذیرفت اما ورود گروهی از مدیران این وزارتخانه به باشگاه بیمنفعت هم نبوده. هزینه 60 میلیونی باشگاه در سالهای میانی 70 را برخی اسپانسرها تامین میکردند که همگی شرکتهای زیرمجموعه جهاد بودند. «پیچک» یکی از اینها بود که مدتی نشان خود را روی پیراهن استقلال چسباند. این شرکت تولید کنند مواد غذایی تحت نظارت جهاد سازندگی فعالیت میکرد و به توصیه اعضای «جهادی» هیات مدیره پول تبلیغات خود را به باشگاه داد تا هم از این راه تبلیغ کرده و هم دست استقلال را گرفته باشد.
جهادیها البته از نفوذ خود نیز بهره گرفتند. مذاکره با بیمه آسیا نیز نتیجهبخش شد و پول تبلیغات این شرکت نیز به استقلال تعلق گرفت. سعیدیکیا که با رفتن فروزش به وزارتخانه آمده بود گرچه نپذیرفت که استقلال را تحت پوشش این وزارتخانه قرار گیرد اما از کمکهای غیرمستقیم به باشگاه دریغ نکرد. ایروانی هم که از وزارتخانه خارج شده بود به ستاد اجرایی فرمان امام(ره) رفت. او توانست موقعیت خود را در هیات مدیره حفظ کند و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام این موقعیت را تثبیت کرده است. آنگونه که این روزها و در پی تغییر و تحولات، همچنان نام او است که به عنوان تنها عضوی که باقی میماند، شنیده میشود.
در تمام این سالها «ائتلاف سه نفره» قدرت خود را در باشگاه حفظ کرد. حتی وقتی محسن مهرعلیزاده در دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی مقام عالی سازمان ورزش شد نتوانست ـ یا نخواست ـ در این ترکیب تغییر چندانی ایجاد کند. او فقط علی تاجرنیا دوست صمیمیاش از دوران استانداری خراسان را جای آذربرزین قرار داد. نگاهی به موقعیت اعضای هیات مدیره استقلال در آن زمان نشان میدهد که آذربرزین تنها عضوی بود که میشد او را جابجا کرد.
دکتر ایروانی به واسطه ریاست بر ستاد اجرایی فرمان امام(ره) و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت از پشتوانه مناسبی برخوردار بود، دکتر آقامحمدی قائممقامی صدا و سیما را داشت و به واسطه همین پست توانسته بود کمکهایی را از تلویزیون برای باشگاه بگیرد، میرولد بر دیوان محاسبات کشور ریاست میکرد و دکتر قریب نیز با ریاست بر شرکت «فراگیر» از شرکتهای زیرمجموعه 1 0 و ریاست بر شرکت سرمایهگذاری امید که به نوعی معاونت عمرانی ستاد اجرایی فرمان امام(ره) به شمار میرفت از موقعیتی ممتاز برخوردار بود. مهرعلیزاده تنها کاری که توانست انجام دهد برکنار کردن آذربرزین بود.
جالب اینکه وقتی او بعد از اتفاقاتی که در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری افتاد، دکتر قریب را نیز از هیات مدیره خارج کرد تا آن ترکیب قدرتمند سه نفره دست نخورد. انگار او میدانست که چه کسانی را از دور خارج کرده و چه کسانی باید حفظ شوند. کنار گذاشتن آذربرزین و ورود تاجرنیا البته بدون حرف و حدیث نبود. آذربرزین که بعد از هشت سال کرسی خود را از دست میداد لب به اعتراض گشود و از نحوع تغییر و تحول گله کرد: «حتی یک تشکر خشک و خالی هم نکردند. دکتر تاجرنیا جای من را گرفت بدون اینکه بگویند دستت درد نکند.»
در دوران اصلاحات، حضور تاجرنیا تنها اصلاحیه هیات مدیره استقلال بود. حضوری که خود او میگوید باعث شده تا اتفاقاتی در هیات مدیره بیفتد.
«من که آمدم اوضاع شفافتر شد. تا آن موقع جلساتی تشکیل میشد و کسی نمیدانست در این جلسات چه میگذرد. اما من اتفاقات هیات مدیره را در اختیار افکار عمومی قرار میدادم. در این سه سال از فعالیت خودم راضیام. فکر کنم توانستم مثمرثمر باشم، اما از عملکرد کل مجموعه نه، راضی نیستم فکر میکنم بیشتر میشد تاثیرگذار بود و حضوری پرقدرتتر داشت. در جاهایی هیات مدیره قوی عمل نکرد.»
اما دومین تغییر زمانی رخ داد که مهرعلیزاده آخرین روزهای کاری خود را در سازمان سپری میکرد. او که از حمایت قریب از هاشمی رفسنجانی در دوران انتخاب چندان خشنود نبود با کنار گذاشتن او از استقلال این نارضایتی را بروز داد. مهرعلیزاده بعدها در گفتوگو با شرق گفت که قریب را به این علت کنار گذاشته که او مدام از سازمان کمک مالی میخواسته است: «وقتی دیدم مدیر قبلی پولی از سازمان نمیگرفت و باشگاه را اداره میکرد و مدیر جدید برای اداره کردن باشگاه پولش را از سازمان میخواهد، گفتم خب همان مدیر قبلی را به هیات مدیره اضافه کنم.»
قریب که کرسی خود را در هیات مدیره از دست داده بود، صندلی مدیرعامل را نیز واگذار کرد تا دو عضوی که سال 73 به هیات مدیره اضافه شده بودند در دوران ریاست مهر علیزاده از آن کنار گذاشته شوند. اما حالا اعضای پنج نفره هیات مدیره (ایروانی، آقامحمدی، میرولد، تاجرنیا و اولیایی) در انتظار تغییراتی دیگر هستند. آقامحمدی پست قائممقامی سیما و سخنگویی شورای عالی امنیت ملی را از دست داده، میرولد دیگر رئیس دیوان محاسبات نیست و تاجرنیا هم که دو سه سالی میشود کرسی پارلمان را از کف داده است.
به نظر میرسد بعد از 15 سال آن ائتلاف سه نفره دستخوش تغییر شود. وزارت رفاه افراد معتمد خود را به هیات مدیره باشگاه تزریق خواهد کرد. تاجرنیا میگوید: «خب، شاید رفتنی شدهایم. البته این طبیعی است آنها همفکران خودشان را میآورند. من هم کنجکاو نیستم که چه کسی قرار است بیاید و چه کسی قرار است برود».