جولان فرهادی
دانشگاه تهران زمینی مابین قریه امیرآباد و خندق شمالی تهران را آن روزها باغ جلالیه میگفتند. هر گوشه از این زمین یادآور حکایتهای تلخ و شیرینی است که بر اصحاب آن رفته حکایتهای گاه تلخ تلخ که حتی حاکمان آن را فاجعه نامیدند و حکایتهای شیرینی که اغلب دیری نپاییدند.
در بهمن ماه سال 1312 در جلسهای از جلسات هیات دولت که تمامی بزرگان نشسته بودند موضوعی مطرح شد که سبب شکلگیری دانشگاه تهران گردید آن روز بحث بر سر (آبادی تهران و زیبایی و شکوه ابنیه) بود.
هر کس از حاضرین در زبان مدح چیزی از زیبایی شهر میگفتند اما آنکه لب به نقصان گشود، علیاصغر حکمت وزیر معاف وقت بود. او در انزوایی که با مرحوم دکتر حسابی داشت شنیده بود میتوان مانند غربیها به جای آنکه مدارس جداگانه طب و پزشکی، سیاست و ادبیات و الهیات و فنون داشت همه را در یک جا جمع کرد و یک شهرک علمی برای تحصیل دانشآموختگان دورههای مقدماتی ساخت. این اندیشه که در سال 1307 بین دو نفر رد و بدل شده بود را حکمت در آن جلسه این چنین بیان کرد:
البته که در عمران و آبادی پایتخت شکی نیست ولی نقص آشکار این است که تهران یونیورسیته ندارد و حیف است این شهر نوین از حیث دیگر بر بلاد بزرگ واپس ماند و قرار بر این شد با اختصاص بودجهای معادل 250000 ریال و با مشاورت آندرهگدار معمار فرانسوی کار تاسیس و راهاندازی دانشگاه تهران شروع شود.
آن روزها که ساختن دانشگاه تهران شروع شده بود بزرگانی همچون نصرالله تقوی مدرس مدرسه سیاسی سپهسالار، بدیعالزمان فروزانفر، غلامحسین رهنما استاد ریاضیات دارلفنون، علیاکبر دهخدا رئیس دانشکده حقوق ، رضا شفق دانشآموخته دانشگاه برلین، علی صدیق دانشآموخته دانشگاههای آمریکا و اروپا، امیراعلم دانشآموخته لیون و علیاکبر سیاسی به همراه وزیر و تنی چند مشغول تدوین قانون تشکیل و کار دانشگاه در ایران بودند تا اینکه بالاخره در سال 1313 با تصویب قانون دانشگاه در مجلس شورای ملی اولین نهاد آموزش مدرن در ایران گشایش یافت.
در ماده اول این قانون چنین آمده است مجلس شورای ملی به وزیر معارف اجازه می دهد موسسهای به نام (دانشگاه) برای تعلیم علوم فنون و ادبیات و فلسفه در تهران تاسیس کند.
کار تاسیس ساختمانی نیز به همراه تدوین قانون پیش میرفت. اولین ساختمان دانشکده پزشکی بود (دانشکده طب شعب و فروع) یعنی همان دانشکدهای که سالها بعد به همراه چند دانشکده که همگی از جمله شعب و فروع بودند (نظیر دانشکده بهداشت، پیراپزشکی، دندانپزشکی، ...) در سال 1370 از دانشگاه تهران جدا و دانشگاه علوم پزشکی تهران را به وجود آوردند اما به رغم این مساله هنوز دانشگاه تهران با 32 هزار نفر دانشجو در 11 رشته کارشناسی و 177 رشته کارشناسی ارشد و 156 رشته دکتری و 1500 نفر عضو هیات علمی بزرگترین و قدیمیترین نهاد آموزشی مدرن در خاورمیانه است و دانشکدههای نظیر دانشکده هنرهای زیبای آن شهرت جهانی دارد.
سردر دانشگاه که نماد آزادی، علم اندوزی و مقاومت در مقابل دیکتاتوری داخلی و خارجی است در سال 46-1345 به دستور رئیس وقت و در جریان مسابقهای در طراحی بهترین طرح سر در توسط کورش فرزامی دانشجوی هنرهای زیبای این دانشگاه طراحی و توسط شرکتایرانی آرمه عملیاتی شد اما تا 1348 هیچ سندی در مورد سر در دانشگاه تهران در دست نیست.
دانشگاه تهران تاکنون سیبار رئیس خود را تغییر داده است و چهرههای جدید همواره در این دانشگاه آمدهاند و رفتهاند. روزگاری حتی کتابداری در آنجا را زنی مثل پروین اعتصامی برعهده میگرفت و سنگربانی از علم کار خطیر و دشواری قلمداد میشد تا جایی که تا سال 1321 وزیر وقت که خود را افراد ذیفکر بود مسوول اداره دانشگاه بود. چنان به نظر میرسد با گذشت زمان وجاهت علمی آنان چیره گرداند و این هنگام حتی فریاد دانشجویان نیز بلند میشود و به انتقاد از آن میپردازند.
عمید زنجانی آیتاللهی رئیس جدید دانشگاه تهران که اکنون بیش از یک ماه است که رئیس دانشگاه تهران شد و مدرس نیز بوده است اگر چه دانشگاه نرفته و از میان بدنه دانشجویی و کارشناسی آن بالا نیامده است اما آنچنانکه گفته شده تالیفات بسیاری دارد که یکی از آنها کتاب ریشههای انقلاب اسلامی است که دانشجویان باید آن را برای درس عمومی که از دوران انقلاب فرهنگی به بعد جزو مواد درسی شده خریداری و مطالعه نمایند. این کتاب که توسط انتشارات نهاد نمایندگی رهبری منتشر شده حاوی نقدهایی به نظریات دیگر پیرامون انقلاب اسلامی و ارائه تئوری جدیدی در این حوزه است.
روحانی 57 ساله را اگرچه عدهای خوش استقبال نکردند اما او با آغوش باز آمد تا به گفته خویش یکی از آرزوهایش که ارتقای علم و پژوهش است، دست یابد. او که از دانشگاه تهران به عنوان مدینهالعلم و ما در دانشگاههای ایران یاد میکند، دانشگاه را خانه خود میداند و میگوید مدینهالعلم باید مدینه فاضله نیز باشد اگر چه میخواست بدنه مدیریت دانشگاه را دستکاری نکند ولی ناگزیر دکتر امید را از سمت معاونت فرهنگی به معاونت مالی و اداری رهنمون ساخت و قمصری استادیار دانشکده دامپزشکی را در سمت معاونت فرهنگی و دانشجویی جایگزین کرد و حالا زنجانی معتقد است که نزدیک شدن دانشگاه به دانشگاه اسلامی به معنایی که امام راحل نیز در انتظار آن بود از رئوس برنامههایش است . رئیس که در گیر و دار یک آتشسوزی و در مدت یک هفته انتخاب شد اکنون برنامههای زیادی را در سر دارد و جالب است که همه این فکرها در طول یک هفته و درست بعد از برکناری فرجی دانا از ریاست طراحی شده باشند.
چه دانشگاه تهران کوچک باشد چه بزرگ، چه ریاست آن را روحانیون برعهده گیرند چه دیگران، از این نکته نباید غافل شد که دانشگاه تهران همان جایی است که پتانسیل آن را دارد که از نیکسون تا فیدل کاسترو را میزبانی کند و دانشجویانی دارد که گاهی تاریخ تفکر سیاسی و یا ادبیات سیاسی در ایران را عوض کرده است. حوالی سال هفتاد بود که بعضیها عناوین متفاوتی را از دانشجویان گرفتند و هنوز آن را یدک میکشند و حالا که مرکز ثقل فعالیتهای سیاسی از دانشکدههای فنی و پزشکی به دانشکدههای علوم انسانی منتقل شده است اوضاع چگونه خواهد شد؟
دوره، دوره دانشجویانی است که روزگاری انگیزه نیکسون کشی خود را تقویت میکردند اما اکنون اگر کتابی به دستشان میرسد آن را با دست میگیرند و با دستی دیگر نقدش میکنند. دانشگاه تهران همان جایی بین قریه امیرآباد و خندق شمالی تهران را روزگاری سه سال تعطیل کردند چه آنکه مدینهالاشوب بود. وامالقری فتنه. روزگاری سیاسیون خودی در آن بیتوته کردند، سیاسیونی که در جوانی با انگیزه نماز خواندن در آن تشکل به راه انداختند که نه تنها سلامت و بهداشت فکری روسا و اساتید که دانشجویان را نیز محاسبه میکردید.
حالا دانشجویان مودب در دانشگاه تهران کم نیستند و کمکم مدینهالعلم را اگر مدینه فاضله نکنیم تعجببرانگیز آیا نخواهد بود...
در همین راستا (ایجاد مدینه فاضله در مدینهالعلم دانشگاه تهران) که آیتالله عمید زنجانی میگوید ارتقای علمی پژوهشی و سرعت بخشیدن به تولید علم از رئوس برنامههایش است و اولین برنامهاش را نشست با اساتید دانشکدههای علوم انسانی قرار داده است.
به هر روی زنجانی رئیس شد و از متکی و آصفی مسوولین وزارت امور خارجه تا سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح و رئیس دانشگاه ایلام همه پیام تبریک فرستادند.
فارغ از حواشی و آن که آیا پاسخگو بودن رئیس به وزیر و وزیر به رئیسجمهور و همه به مردم استدلال خوبی برای برهم زدن قاعده انتخاب ریاست دانشگاه توسط هیات علمی هست یا نه فارغ از آنکه حداقل مصداق مردم در دانشگاه ابتدا به ساکن خود دانشجویان هستند یا نه به هرحال هنوز هم دانشگاه رئیس دارد و این اولین بار نیست که دانشجویان به قسمتی از فعالیت حوزه ریاستی معترض میشوند. در 14 اسفند 1339 دانشجویان معترض به دکتر اقبال رئیس دانشکده پزشکی، ماشین او را آتش زدند و اقبال حتی رئیس دانشگاه هم شد. تاریخ تحولات دانشگاه شمار زیادی از این اعتراضها را در پرونده دارد. درست دو سال بعد از تاسیس دانشگاه در سال 1315 دانشجویان مهندسی و فنی در اعتراض به کمبود وسایل آزمایشگاهی و استاد اولین تظاهرات صنفی به راه انداختند. هنوز سه سال از الحاق کوی به دانشگاه تهران (و تاسیس خوابگاه دانشجویی در مقر به جا مانده نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم) نگذشته بود که ادامه اعتراضهای خرداد ماه دانشجویان به انتخاب هژیر در سمت نخستوزیری منجر به تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران شد. 11 آذر سال 1349 اولین بار کلاسهای درس تحریم شدند و اولینباری که باتوم بهدستها به آنجا حملهور شدند را به سال 1350 روایت کردهاند و دیگر تا سال 1374 در سخنرانی دکتر سروش هیچ چماق به دستی با لباس شخصی به دانشگاه حمله نکرد.
با این همه که در سال 1378 و در حادثه کوی، 300 نفر از دانشجویان طبق آمار منتشره بازداشت شدند و البته اغلب آنها در مدت کوتاهی آزاد شدند، اما هنوز آمار 430 نفر بازداشتی طی دو روز در سال 1352 بالاترین آمار رسمی بازداشتی دانشجویان است و این همه گویای آن است که سیاسیترین دانشگاه جهان در یکی دو سال گذشته نیازمند مدیریتی است که تفاوتهای ریاست اداری با مدیریت، فضای دانشجویی را خوب بشناسد.