تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۷۵۱۴۱

پیروزی اخوان المسلمین در انتخابات اخیر مصر گرچه قابل انتظار بود، اما این پیروزی را می‌توان به حرکت آرام تاریخی این جنبش که دارای چالش‌های مختلف و دشواری بوده نسبت داد که جنبش در چند دهه گذشته از زمان شکل‌گیری ایده و سپس تاسیس با آن رو‌به رو بوده است.
تلاش برای تشکیل یک دولت اسلامی در مصر،‌آن هم تنها با استفاده از نیروی اسلامی سیاسی موجود در این کشور تلاشی است که ریشه‌های آن به دهه بیست میلادی باز می‌گردد.
در آن زمان مصر تحت زمامداری «‌ملک فواد» توانسته بود استقلال خود را بازدید، اما با این وجود همچنان تحت‌الحمایه انگلستان بود.
در این دوران که می‌توان آن را دوره‌ای منحصر به فرد در تاریخ مصر نامید، این کشور حرکتی نو را آغاز کرده و به سمت مدرنیسم گام برمی‌داشت. نیروهای پیشگام مصری که در این دوران به دو دسته تقسیم می‌شدند: دسته‌ای تحت تاثیر غرب بودند و دسته دیگر همانگونه که نویسنده مشهورطه‌ حسین ذکر کرده، گروهی بودند که قصد داشتند با ارایه تلفیقی از سنت‌های بسیار قدیمی مصر یعنی سنتهای دوران فراعنه و سنتهای عربی و اسلامی، پنجره‌ای جدید به روی ملت مصر بگشایند.
به گزارش مهر، ‌هر دوی این گروهها در عرصه‌های گوناگون، از قبیل عرصه هنر، ادبیات، سیستم آموزشی کشور و احقاق آزادی زنان تلاشها و تحرکات نوینی از خود نشان می‌دادند. پیش از این نیز « محمد عبده» یکی از اصلاح طلبان اسلامی مصر توانسته بود اصلاحاتی در دانشگاه الازهر صورت دهد که رشید رضا شاگردش این اصلاحات را پس از وی ادامه داد.
اما در همین دهه در سال 1928، حسن البناء یکی از علمای مصر، توانست در شهر اسماعیلیه، در کنار کانال سوئز جنبش اخوان المسلمین را بنیان نهد، جنبشی که از همان ابتدا با دو جریان نوگرای فوق مخالفت کرده و بعضاً با استفاده از زور علیه آنها وارد عمل می‌شد و از آنجایی که فعالیتهای گسترده و استعمار ستیزانه این جنبش، کم‌کم در خاورمیانه نیز گسترش یافت، این سازمان توانست حمایت‌های گسترده گروههای ملی‌گرای عرب را جلب کرده و با آنها پیمانی هدفمند ببندد.
ملی گرایان گروههای بودند که از یک سو به شدت با استعمارگران بریتانیایی مخالف بوده و با آنها مبارزه می‌کردند، حرکتی که اخوان المسلمین نیز به شدت آن را پیگیری می‌کرد و از سوی دیگر حکومتهای مصری را به علت سر سپردگی آنها بریتانیا به شدت مورد حمله قرار داده و قصد براندازی آنها را داشتند. گروه ملی‌گرای «‌افسران آزاد» در جنگ علیه ملک فاروق جانشین ملک فواد، پابه‌پای جنبش اخوان المسلمین جنگید. اتحاد میان این دو گروه حتی پس از مرگ حسن البناء در سال 1949 و اعلام انحلال جنبش اخوان المسلمین نیز قطع نشد.
در سال 1952، ‌افسران آزاد توانستند ضربه نهایی را وارد کنند، آنها پادشاه را سرنگون کرده و حکومت پادشاهی مصر را به حکومت جمهوری تبدیل کردند. پس از این رویداد هر دو گروه پس از سالها تلاش نتیجه زحمات خود را به چشم دیدند، سلسله پادشاهی سرنگون شده بود و با سرنگونی آن بساط استعمار انگلیس که از سال 1882 نقش تعیین‌کننده‌ای در مصر ایفا می‌کرد، برچیده شده بود.
در دوران ریاست‌جمهوری نجیب به ویژه در دوران ریاست‌جمهوری ناصر، سیاست حاکم بر کشور، سیاسی کاملا ملی‌گرایانه بود و در این دوران اخوان‌‌المسلمین توانست آزادانه به تبلیغ اندیشه‌های اسلام‌گرایانه خود پرداخته و بر تشکیل یک حکومت اسلامی در مصر پافشاری کند اما ناصر، خود برداشتی دیگر گونه از اسلام داشت،برداشتی که می‌توان آنرا اسلام سوسیالیسم نامید. این اسلام تنها برخی از اصول ظاهری اسلام سنتی را درخواست داشت.
اتحاد میان جنبش اخوان المسلمین و ملی‌گرایانه پس از انجام یک ترور نافرجام علیه ناصر در سال 1954 که به حساب اخوان‌المسلمین گذاشته شد،‌ از هم پاشید. بنا بر دستور ناصر، اعضای سازمان اخوان‌المسلمین به بدترین وضع ممکن دستگیر شده و به زندان افکنده شدند.
ناصر دستور داد سید قطب، مغز متفکر و یکی از روشنفکران برجسته مصر که در آمریکا تحصلیکرده بود را دستگیر کرده و به دارآویزند، این حادثه در سال 1966 رخ داد و پس از آن روابط میان ناصر و اخوان‌المسلمین به شدت تیره شد. این جنبش تا زمان حیات ناصر به فعالیت‌های زیرزمینی پرداخت.
پس از مرگ ناصر و به قدرت رسیدن انورسادات، اعضای اخوان المسلمین بار دیگر اجازه فعالیت یافتند و سادات نه تنها دست‌ آنها را باز گذاشت بلکه به آنها کمک نیز نمود، علت این امر هم در این بود که سادات می‌خواست از نفوذ جنبش، علیه فعالیت گسترده کمونیسیم که در آن زمان قدرت زیادی یافته بودند، استفاده کند. اما سادات نیز جان خود را بر سر این سیاست گذاشت، ‌زیرا اسلا‌گرایان معتقد و بنیادگرای مصر مانند حاکمان آن زمان باور نداشتند که پیمان صلح« کمپ دیوید» خیانتی به مسلمانان نبوده است. از این پس گروهها از جنبش اخوان‌المسلمین با متهم کردن « برادران » به سستی و کاهلی از این حزب جدا شدند.
سازمان « جهاد اسلامی» و یا دیگر گروهها که تحت عنوان التفکیر و الهجره فعالیت می‌کردند، از جمله همین گروهها هستند. این گروهها به تدریج زمینه تشکیل سازمان «‌جماعت اسلامی» را فراهم نمودند.
سادات که حدود بیست سال پیش با ملاقات تاریخی خود از شهر بیت‌المقدس نام خود را بر سر زبانها انداخت، در 6 اکتبر 1981 در قاهره و به دست نظامیان اسلامگرایی که مخالف سیاستهای وی بودند، ترور شد. از آن پس اسلامگرایانی همچون عبدالحمید کیشک،‌ عبدالرحمن ( از اعضای جماعت اسلامی) و یوسف البدری، ‌کنترل و هدایت مساجد کشور را به دست گرفتند.
به گزارش مهر، پس از مدتی سازمان اخوان المسلمین،‌ دست از جهاد مسلحانه برداشت، خود را از زمره گروههای غیرقانونی خارج کرد و محدوده پیروان خود را از میان اقشار فقیر و متوسط جامعه مصر به طبقات متوسط و بالا هم افزایش داد گرچه در ابتدای امر با مشکل مجوز سیاسی دست به گریبان بود و فقط فعالیت‌های آن منحصر به مسائل اجتماعی بود،‌ اما با تداوم تلاش از طریق راههای مسالمت‌آمیز برای تحقق اهداف خود سرانجام، با وجودی که هنوز « کمیسیون احزاب وابسته به دولت» آن را حزب غیرقانونی می‌دانست مجوز فعالیت سیاسی را از قوه قضاییه کشور هم دریافت کرد و در چند دوره به فعالیت‌های سیاسی دست زد و انتخابات جاری را می‌توان پیروزی بزرگ برای این جنبش به حساب آورد.
گرچه تاسیس حکومت اسلامی از اندیشه‌های بنیادین این حزب به شمار می‌رود،‌به نظر می‌رسد تحولات کنونی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به سمتی است که جنبش به شیوه‌ای حرفه‌ای با حفظ برخی از اصول درصدد پیگیری اهداف به نظر منعطف شده خود می‌باشد.