علی دهقان
باور کنید تازه بازی آغاز شده است. هر چند که شورای امنیت طی چند سال گذشته هرگاه نام خود را روی کشوری سنجاق کرده است. بسیاری خندیدن در پشت میزهای بزرگ مدیریتی را فراموش کردهاند اما در اینجا به کلی این داستان، هم آغاز دیگری دارد و هم در پی این است که سرانجام دیگری را نیز برای اعضای چاق و به قول نویسنده یک روزنامه انگلیسی ساکنین سرخ شورای امنیت به تصویر بکشد. خبر خیلی تلخ است. البته باز هم باور کنید که ما چنین اعتقادی نداریم. روزنامهنویسهای بیرون از مرزهای ایران دیروز همگی نوشتند که این یک خبر تلخ است اما ما در اینجا میگوییم این فقط یک خبر است. روز گذشته گزارش پرونده هستهای ایران راهی شورای امنیت شد. جایی که تا به حال کارت تبریک برای هیچ کشوری پست نکرده، ماموران آنها فقط سفیران تحریم اقتصادی و یا در شکلهای کاملاً زشت پاپانوئلهای دموکراسی هستند که از گلوله به جای کادوهای ژانویه استفاده میکنند. این واقعیت دارد حالا میخواهد چنین خبری، روایتی خوب باشد یا روایتی تلخ، باید پذیرفت که حالا شورای امنیت چند قدمی خود را به ایران نزدیک کرده است. شاید کسی گمان نمیبرد که حق طبیعی ایران برای استفاده از انرژی هستهای روزگاری پای شورای امنیت را تا به این حد جلو بکشد. پیش از این بسیاری از نیروهای داخلی ایران بر این باور بودند که میشود از انرژی هستهای هم استفاده کرد اما کمی دیرتر از زمستان امسال، یعنی دورانی که دیگر بتوان به راحتی راهی از پشت شورای امنیت برای عبور از کنار تمام دغدغههای غیرواقعی دیپلماتیک پیدا کرد. بالاخره این اتفاق رخ نداد و ما حالا تا حدی میهمان ساکنین شورای امنیت هستیم.
جایی در سازمان ملل که از همه جهان فقط میخواهد پسرهای خوبی باشند تا فرزندان آنها بتوانند با خیالی آسوده تفریحات اقتصادی را تجربه کنند. اگر کار به همین صورت جلو رود به نظر میرسد به زودی بازیهای اقتصادی نیز آغاز شود. یعنی «پرتقال اقتصاد» نخستین میوهای است که در چنین شرایطی پوست از تن آن بیرون کشیده خواهد شد. این جمله عجیب، درست عین تحلیلی است که یکی از کارشناسان ارشد «بیانپیپاریباس» فرانسه ارائه داده است. او اقتصاد جهانی را پرتقالی میبیند که به اقتصاد همیشه سرماخورده جهانی ویتامین تزریق میکند. با این حال از نگاه او جریان هستهای ایران میتواند این گروه ویتامینی را به مشکل مواجه کند.
البته این نکته را نباید فراموش کرد که به طور حتم در این بازی دوطرفه هستهای غربیها و پس از آن ایران بیشترین آسیبهای اقتصادی را متحمل میشوند، اما در این میان به نظر میرسد غربیها تا حد بیشتری دچار عطسههای اقتصادی شوند، باید تعاریف را کنار گذاشت همانطور که اقتصاد متمرکز و به دور از تعاریف نوین توسعه جهانی ایران میتواند در فضای تحریم ضعیف شود؛ اقتصاد غربیها نیز میتواند رد کش و قوس بازار جهانی انرژی تا حد نه چندان کوچکی دچار سرگیجههای بزرگ اقتصادی شود. تازه این تنها گوشهای از ماجراست. در اینجا و در چارچوب مرزهای ایران، تحریمهای اقتصادی در نهایت میتواند به اندازه 32 میلیارد دلار واردات ایران را تعطیل و 8 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی را سوراخ و یا باطل کند که اگر این اتفاق نیز رخ دهد غربیها به اندازه یک درصد بسیار کوچک دچار زیان میشوند اما از سوی دیگر باید نفت را در بهترین حالت با 80 دلار خریداری کنند. روز گذشته موسسه تحقیقات انرژی کانادا به عنوان مرکزی معتبر خبر داد که بزودی و در همین مرحله نسخت ورود گزارش هستهای ایران به شورای امنیت نفت 80 دلاری بغض غولهای نفتی را میشکند. البته به نظر میرسد خیلی نباید این تحلیلهای را تکان داد. بسیاری از نتیجههای تحریح اقتصادی از همین حالا مشخص است. اگر بدون عینکهای تعصبی نگاه کنیم میبینیم که سرزمین بدون اقتصاد ایران (به عبارتی هنوز در ایران، اقتصاد با تعاریف نوین جهانی بیگانه است) آنچنان در این بازی دچار فرتوتگی نمیشود چون فعالان اقتصادی ما به خوبی میدانند که چگونه به صورت حاشیهای در این جهان کوچک شده زندگی کنند تازه شاید این ماجرایی باشد که به قول یکی از مدیران بورس ایران موجب خوشحالی اهالی اقتصاد داخلی کشور نیز شود. چون در آن صورت به جز خودروسازان تمام فعالان صنعتی و اقتصادی صاحب بازار چندمیلیون نفری هستند که آن را تمام قد در انحصار خود دارند اما یانکیها و رفقای غربیشان بدون شک در مرحله نخست باید نفت بیش از 80 دلاری را در گلوی اقتصاد خود فرو کنند و در مرحله بعد نیز حضور در پروژههای صنعتی ـ انرژی ایران را فراموش کنند. در حال حاضر اقتصادیهای بریتانیا 104/1 میلیارد دلار، اتحادیه اروپا 11 میلیارد دلار و برخی شرکتهای آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی نیز معدل 3/4 میلیارد دلار هر سال کالاهای مختلف وارد ایران میکنند که تحریم اقتاصدی به طور حتم میتوان جمع این ارقام را به صفر برساند. البته به صور حتم این ارقام در مقابل گردش اقتصاد بینالمللی این کشورها و یا حتی فقط رقم کسری بودجه دولت یانکیها بسیار ناچیز است اما میتواند برای آن گروه از اقتصادهایی که با تحلیلهای دم دستی شکل نگرفتهاند پیامآور شادمانی نباشند.
در این میان باز هم باید حساب ایالات متحده را در داستان تحریم ایران با اروپاییها جدا کرد. ایرانیها با راهاندازی بورس نفت ومبادله نفت بر مبنای یورو چنگ روی چهره اقتصاد یانکیها کشیدند. چشمآبیهای نفتی خلیج مکزیک آمریکا، نز تحمل این حضور ایرانیها در بازار انرژی را ندارند. بورس نفت ایران قرار است در ماه مارس بازگشایی شود و اسرائیل نیز از حال ماه مارس را، ماه اتمی ایران و رودررویی با جریان هستهای ایران معرفی کرده است. این هماهنگی به طور حتم نمیتواند ناگهانی رخ داده باشد مخصوصاً این که وقتی پرونده ایالات متحده ورق میخورد به خوبی مشخص است که آنها مقابله یورو با پادشاهی دلار را از سمت عراقیها نیز تحمل نکردند. «جرومی کورسی» استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد به «ورلدنت ایلی» میگوید که اجازه سازمان ملل به عراق برای تبدیل 10 میلیارد دلار از داراییهای خود به یورو عامل اصلی یورش یه سرزمین دجله و فرات بود که اگر این تحلیل واقعیت داشته باشد میتوان گفت که بورس نفت ایران به همین راحتی از حافظه یانکیها پاک نمیشود مخصوصاً حالا که 70 درصد رنگ دالری شکل ذخایر ارزی جهان در حال تبدیل شدن به 60 درصد است.
بر همین اساس باور کنید تازه بازی آغاز شده است. آن هم یک بازی خطرناک که به طور حتم دست دو طرف این پوکر خطرناک را میسوزاند. ایران حالا میهمان ناخوانده شورای امنیت است و غربیها نیز میخواهند با نمایش رفتار قانونی، زمینه تحریم را فراهم کنند. فصل سرما، به اقتصاد جهانی رسیده است. گره نفتی تنها بخشی از این زمستان است. غربیها شمشیر را از رو بستهاند. آیا قلک جهانی به جایی میرسد که سکه تحریم را قورت دهد؟