تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۷۵۱۹۱
گزارشی از مراسم سالگرد ترور حجاریان در جبهه مشارکت

گروه سیاسی، حسین رضوی: شاید در میان زندگان سعید حجاریان از معدود کسانی باشد که بتواند جمعی گسترده از نیروهای اصلاح‌طلب را برای مراسمی گردهم آرد. این همان کاری است که یکشنبه شب برای چندمین بار توسط او انجام شد. چرا که او شش سال پیش در زمانی که هنگام خروج از ساختمان شورای شهر تهران گلوله‌ای به شقیقه‌اش نشست و یک ماهی ورد زبان کسانی بود که برای زنده ماندنش دعا می‌کردند، توانسته بود عجیب‌ترین همگرایی را میان نیروهای سیاسی شکل دهد. همگرایی در «نفی خشونت و بیزاری از ترور».
آن همگرایی البته تنها در سطح نیروهای سیاسی و روشنفکران نبود. از روزی که تیتر «حجاریان ترور شد» بر صفحه اول شماره فوق‌العاده «صبح امروز» نشست تا آن روز که تیترهای «سعید خندید» و «سعید چشم گشود» جایگزین تیتر خشن نخست شد، بسیار بودند شهروندان دل سپرده به اصلاحاتی که برای سلامت مدیر مسئول روزنامه پرتیراژ آن روزها، «صبح امروز»، دست به دعا برداشته بودند و سفره هفت‌سین عیدشان را پشت دیوارهای بیمارستان سینا پهن کردند. 6 سال پس از آن روزها، همبستگی شکل گرفته علیه عوامل ترور حجاریان در آخرین روزهای سال 78 به یک نوستالژی تبدیل شده است.
نوستالژی برای اصلاح‌طلبان و دموکراسی‌خواهانی که مجموعه عوامل مختلف، آنها را به ناامیدی و چند پارگی کشانده است. اصلاح‌طلبانی که از پی حوادث این 6 سال نه تنها از پیشبرد اهداف اصلاحی‌شان، چشم‌اندازی روشن ندارند، بلکه اینک و در بستر سرنوشت پیش روی کشور در پرونده هسته‌ای «صلح و امنیت» را نیز در خطر می‌بینند. «برای صلح» عنوانی که شاخه جوانان جبهه مشارکت برای مراسم ششمین سالگرد ترور حجاریان برگزیده بود، از این زاویه اهمیت داشت و شاید سالروز ترور حجاریان مناسب‌ترین بهانه‌ای بود که می‌شد در آن از «صلح» و «نفی خشونت» گفت.
حجاریان: برای از دست رفتگان مراسم بگیریم
حجاریان خود سخنران اول نشست یکشنبه شب بود. او که محور سلام و احوالپرسی‌های چهره‌های سیاسی و فرهنگی متعدد حاضر در مراسم بود، در ابتدای سخنش مثل سال‌های پیش یادآور شد که «بارها گفته‌ام که لایق این نیستم که به خاطر من چنین مراسمی برگزار شود. چرا که قبل از من نسل‌هایی از میان ما رفته‌اند که باید برای آنها گریست و مراسم گرفت.» با این مقدمه، حجاریان خود را «بقیه‌السیف خیل عظیمی» تعریف کرد که «دیگر دستشان از دنیا کوتاه است و نمی‌توانند از خود دفاع کنند. کسانی چون پوینده‌ها و مختاری‌ها، فروهرها و شریف‌ها، دوانی‌ها و خیلی‌های دیگر که امروز در میان ما نیستند و ما شاهد این هستیم که آنها را از دست داده‌ایم.»
وی افزود: «ترور آنها باعث شده است پرونده مفتوح بماند و بسته نشود و متاسفانه ما مجبوریم سالانه اینجا جمع شویم تا وقتی از این جمع گروهی حقیقت‌یاب تشکیل شود و به ماجرا بپردازد، نه به قصد انتقام بلکه به قصد عبرت.»
حجاریان با بیان اینکه «اگر جلوی چنین اقداماتی گرفته نشود، ممکن است نسل آینده با خطرهای گسترده‌ای مواجه شود»، تصریح کرد: «ممکن است فردا با ترورهای گسترده‌ای مطرح هستند.» حجاریان با این هراس بود که بار دیگر از پرونده قتل‌های زنجیره‌ای گفت. پرونده‌ای که نمی‌توان آن را از ترور حجاریان جدا دانست. چه، او مدیر مسئول روزنامه‌ای بود که بیشترین پیگیری را در این باره انجام داد. حجاریان با مقاله «ترور به قصد ترور» خود بازگشتی به آن پرونده کرد.
آقاجری: شکست اصلاحات با ترور ممکن نشد
غیر از حجاریان، «هاشم آقاجری» هم کسی بود که در این سال‌ها بسیاری (به ویژه در دانشگاه‌ها) به دفاع از او برخاستند. زمانی که حکم اعداد برایش صادر شد، اعتراض‌ها به خشونت علیه این استاد دانشگاه برخاست. خشونتی که برخلاف ترور حجاریان «قانونی» بود. آقاجری هم بحث خود را از انحصار خشونت برای دولت آغاز کرد: «اگر امروز گفته می‌شود تنها نهادی که مشروعیت اعلام خشونت دارد، دولت است، برای این است که عرصه عمومی از خشونت‌های لجام گسیخته پاک شود لذا در همین نهاد نیز بشر ترقی‌خواه و متمدن، کوشیده است که خشونت‌زدایی کند.»
آقاجری با یادآوری همبستگی شهروندان پس از ترور حجاریان گفت: «همه قلب‌های ایرانیان تحول‌خواه در نوروز سال 79 با خبرهای بیمارستان سینا می‌تپید. احساسات، دعاها، اشک‌ها و دغدغه‌های مردم و ابراز تنفر از ضاربان و تروریست‌ها همان موقع نشان داد که آنها به هدف‌شان نرسیده‌اند.
عبدی: اگر ساکت باشیم، دست به خشونت نمی‌برند
مراسم یکشنبه شب جبهه مشارکت اما سخنرانی دیگر داشت که مدت‌ها بود در این مکان سخنرانی نکرده بود. «عباس عبدی» از پایه‌گذاران جبهه مشارکت که پس از آزادی از زندان در سال 83 به دلیل گلایه‌ها و نقدهایش از جبهه مشارکت تاکنون در دفتر مرکزی این حزب حاضر نشده بود و سخن نگفته بود، ظاهراً سالروز ترور دوست دیرین و هم محلی نازی‌آباداش را بهانه مناسب برای سخن گفتن در دفتر مرکزی حزب دید. عبدی سخنانش درباره رفیق قدیمی را چنین آغاز کرد: «همه ما از وضعیتی که الان وجود دارد هم ناراحتیم و هم خوشحال؛ ناراحتیم از اینکه شش سال قبل سعید خوشحال و سرحال بود و امروز با کمی صحبت کردن خسته می‌شود و خوشحالیم که سعید هنوز برخلاف خواست آنهایی که دست به ترور زدند، زنده است و با فعالیت قلمی به پیشبرد روند فضای سیاسی کمک می‌کند.»
عبدی که مقاله‌ای با عنوان «خشونت نهادی» تهیه کرده بود، گفت: «صاحبان قدرت تلاش می‌کنند خشونت را به عنوان آخرین راه‌حل انتخاب کنند زیرا خشونت بدنامی‌های خاص خود را دارد و انگیزه اصلی در اعمال آن به سکوت واداشتن افراد به لحاظ بیان و عمل سیاسی است و بهترین راه مقابله با آن هم شکستن سکوت است.» وی با بیان اینکه «اگر کسی حرفی نزند و اقدامی نکند، عامل قدرت کاری با او ندارد و علیه او خشونت اعمال نمی‌کند»، تصریح کرد: «مسئله اصلی در خشونت این است که افراد را در هر سطحی و هر انگیزه‌ای به سکوت وادار کنند و اگر علیه کسانی خشونت به کار نمی‌برند، برای این است که ابزار آن را ندارند یا برایشان هزینه دارد.»
علوی‌تبار: در هر تروری ردپای بنیادگرایی هست
«علیرضا علوی‌تبار» که سردبیر روزنامه «صبح امروز» بود، در این مراسم از نسبت ترور با «بنیادگرایی» گفت: «هر جا خشونتی از جنس ترور صورت گیرد، به نوعی ردپایی از بنیادگرایی در آن دیده می‌شود.» وی افزود: «اگرچه بنیادگرایی با سنت نسبت دارد، اما با آن یکی نیست.» وی با تشریح مسئله بنیادگرایی در جوامع مختلف گفت: «بنیادگرایی به معنای دفاع سنتی از سنت در شرایطی است که دیگر نمی‌توان به دلیل شرایط حاکم در جامعه از آن به شکل سنتی دفاع کرد.» علوی‌تبار راه درمان بنیادگرایی را نه نفی سنت بلکه باز کردن راهی برای دفاع غیرسنتی از آن دانست و افزود: «گذر از بنیادگرایی مستلزم آموزش صحیح به پیروان سنت برای دفاع غیرسنتی از سنت است.»
این فعال سیاسی با اشاره به ترور حجاریان در شش سال پیش گفت: «در قضیه ترور حجاریان کسانی که فکر می‌کردند سنتی در خطر است، بازیچه دست کسانی قرار گرفتند که به هیچ سنتی معتقد نبودند.» وی در پایان تصریح کرد: «می‌توان بدون اینکه سنت‌گرایان واقعی را نگران کرد، جامعه را از خطر بنیادگرایی نجات داد.»
خانیکی: حجاریان از جمهور تا رئیس‌جمهور ارتباط داشت
«حجاریان به عنوان یک متفکر، زمانی ترور شد که اصلاحات نیازمند خردورزی و تفکر بود و این نشان می‌دهد که خشونت در درجه اول تفکر را بیشتر از هر چیزی مورد هدف قرار می‌دهد که این مسئله باید پند و تجربه‌ای برای ما باشد.» این خلاصه تحلیلی است که «هادی خانیکی» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و سخنران بعدی مراسم جبهه مشارکت آن را بیان کرد. خانیکی در سخنان خود پنج ویژگی شخصی حجاریان را برشمرد و بر مبنای آن به تحلیل ترور وی پرداخت.
این ویژگی‌ها چنین بود: «به شهادت همه کسانی که با حجاریان ارتباط دارند، او در میان روشنفکران به مدارا معروف بوده و هست و من فکر نمی‌کنم کسی عصبانیت او را در نشست‌ها و گفت‌وگوهای مختلف دیده باشد. اینکه فردی خویشتندار باشد و باز هم مورد خشونت قرار گیرد، نشان‌دهنده این است که زشتی و تلخی خشونت در بسیاری مواقع اهل صبر و خویشتنداری را هدف می‌گیرد»، «حجاریان دارای ارتباطات گسترده و مصداقی از گفت‌وگو بود، او از جمهور تا رئیس‌جمهور ارتباط می‌گرفت؛
ویژگی‌ای که امروز جایش در جامعه ما خالی است»، «حجاریان مراحل مختلف انقلاب تا اصلاحات را چه در حاشیه حکومت، چه در درون و چه در بیرون تجربه کرده بود و ابایی نداشت از اینکه به عنوان روشنفکر در مسئولیت‌های سیاسی و اطلاعاتی برای اصلاح امور وارد شود در حالی که در جامعه ما این اقدام سخت است»، «حجاریان اهل عمل و یک روشنفکر عملگرا بود، این در حالی است که از نقیصه‌های جامعه ما این است که صاحب‌نظران در بسیاری از حوزه‌ها به نظرورزی وارد نمی‌شوند اما حجاریان اینگونه نبود.»
رضا خاتمی: می‌توانستیم مانع از تنفر شویم
«سیدمحمدرضا خاتمی» دبیر کل جبهه مشارکت هم در سخنانش این نکته را مورد انتقاد قرار داد که حجاریان چهره‌ای «تندرو» معرفی می‌شود. وی گفت: «در بسیاری از تحلیل‌ها و تبلیغاتی که امروز در مورد سعید حجاریان می‌شود، او را به عنوان انسان تندرو معرفی می‌کنند هر چند که سعید در منظر اندیشه با هیچ کس رودربایستی ندارد و منظر عمل یکی از واقع‌گراترین انسان‌های کشور ماست. این در حالی است که سعید نقش بی‌بدیلی در نزدیک کردن جناح‌های کشور به خاطر روابط عاطفی و انسانی داشت، او نه تنها احزاب و جبهه اصلاحات را به هم نزدیک می‌کرد بلکه این نقش را در جناح راست و محافظه‌کار نیز بر عهده داشت.»
وی سپس این پرسش نقدگونه را از اصلاح‌طلبان مطرح کرد: «آیا ما می‌توانستیم کاری کنیم که تنفر به جایی نرسد که به ترور منجر شود و آیا می‌توانستیم کارهایی نکنیم که تنفر و خشم به جایی برسد که سعید را قربانی خود کند؟» پاسخ خاتمی چنین بود: «حتماً می‌توانستیم و این تجربه و درس عبرتی برای سال‌های آینده خواهد بود.»
بسته‌نگار: تنها راه مسالمت‌جویی است
محمد بسته‌نگار فعال ملی ـ مذهبی نیز با نگاهی کوتاه اما تاریخی خشونت را رد کرد: «مردم ایران در مبارزات صد ساله اخیر خود برای نهادینه کردن حاکمیت مردم تلاش زیادی کرده‌اند و انواع راه‌ها را از مبارزات قانونی گرفته تا مبارزات قهرآمیز و مسلحانه آزموده‌اند و اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که تنها یک راه وجود دارد و آن راه مسالمت‌آمیز و قانونی است.» وی یادآور شد: «مسیر اصلاحات و آزادی از راه ترور و ارعاب نیست بلکه تنها راه روی آوردن به مردم از طریق صلح،‌ علم، سعه‌صدر و بردباری است و بس.»
میثمی: افشای قتل‌های زنجیره‌ای مهمتر از ملی شدن صنعت نفت بود
«لطف‌الله میثمی» مدیر مسئول نشریه «چشم‌انداز ایران» دیگر چهره ملی ـ مذهبی بود که در این مراسم سخن گفت. این بازمانده مجاهدین خلق اولیه در سخنانش در تجلیل اقدامات خاتمی و حجاریان گفت: «افشای قتل‌های زنجیره‌ای را که کار عاشقانه آقای خاتمی، سعید حجاریان و دوستان آنها بود، مهمتر از ملی شدن صنعت نفت می‌دانم. آقای خاتمی و حجاریان کاری انجام داده‌اند که در دیپلماسی به آن دیوانگی می‌گویند و آن هم افشار قتل‌های زنجیره‌ای بود.» میثمی افزود: «سعید حجاریان به خاطر عهدی که با خدا بسته بود، فنا شدن را ضدنابودی می‌دانست؛ درود بر سعید.»
کولایی: معرفی خشونت به نام اسلام تاسف‌بار است
«الهه کولایی» استاد دانشگاه تهران نیز در ادامه این مراسم گفت: «آمده‌ام که در کنار شما نفرت خود را از خشونت در هر لباسی و هر جایی که علیه کرامت انسان صورت می‌گیرد، بیان کنم و در کنار شما برای حجاریان جانباز اصلاحات و همه جانبازانی که در طول سال‌های گذشته با تقدیم سلامتی خود از این کشور دفاع کرده‌اند، اعلام کنم.» معاون دبیر کل جبهه مشارکت با اظهار تاسف از اینکه «به نام اسلام اعمال خشونت می‌شود و اسلام تروریستی به جهانیان عرضه می‌گردد»، گفت: «نیازمندیم با تحلیل و بررسی همه‌جانبه‌ترین بر کشورمان که از مهمترین کشورهای جهان است مسئولیت‌مان را انجام دهیم و اجازه ندهیم که دین صلح و رحمت و دین پاسداری از کرامت انسان‌ها با چنین چهره‌ای به جهانیان عرضه گردد.»
دیهیمی: تک‌تک ما مسئولیم
«خشایار دیهیمی» نویسنده و پژوهشگر که دغدغه‌اش در سال‌های اصلاحات نقد اخلاقی رفتارهای دوسویه منازعه بوده نیز در این مراسم گفت: «هنگامی که خشونت رخ می‌دهد، تنها گناه متوجه خشونت‌ورزان نیست، تک‌تک ما مسئولیم چرا که به اخلاق پایبند نبودیم و به مسئولیت خود عمل نکرده‌ایم.» دیهیمی با اشاره به زمان ترور و سعید حجاریان گفت: «عید بسیار نگران کننده‌ای بود اما ما همچنان امیدوار بودیم چرا که اصلاحات در آغاز راهش بود، اصلاحاتی که نفسش نفی خشونت بود و زخم‌های عمقی در پیکر داشت.»
وی با طرح این پرسش که «آیا نفی خشونت فقط به معنای محکوم کردن خشونت‌ورزان است»، گفت: «با وجود محکوم کردن خشونت‌ورزان همچنان شاهدیم که خشونت از بین نرفت. امروز جامعه در برابر رنجی که بر «اکبر گنجی» می‌رود بی‌اعتناست، چرا که زمانی که باید در برابر خشونت واکنش نشان می‌دادیم و مقاومت می‌کردیم، قصور کردیم.»
غلامعباس توسلی: خشونت امری اجتماعی است
در این مراسم «غلامعباس توسلی» از منظر اجتماعی پرداخت و آن را یک پدیده اجتماعی و ناشی از شرایط جامعه دانست. توسلی گفت: «خشونت یک مسئله اجتماعی است نه یک مسئله فردی، هر چند ترور از یک فرد صادر می‌شود اما پشت سر آن فرد،‌ یک فکر و ایدئولوژی نهفته است که برخی پشتوانه آن را دین می‌دانند. اینکه کسانی تصورشان این باشد که در اسلام چون هدف مقدس است، پس هدف وسیله را توجیه می‌کند و می‌توان از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف استفاده کرد، وحشتناک است زیرا در اسلام آمده است که اگر وقتی فردی را کشتید، مثل این است که تمام افراد را کشته باشید.»
توسلی تاکید کرد: «ایران از کشورهایی است که باید مسئله ترور را به طور قطعی تقبیح کند و از تز مدارا، آشتی، جامعه مدنی، اصلاحات و فرهنگ دفاع کند.»
جلایی‌پور: دولت پنهان عامل ترور بود
«حمیدرضا جلایی‌پور» دیگر استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نیز در این مراسم ترور سعید حجاریان و حمله به خوابگاه دانشجویی را مصداق خشونت سیاسی دانست و دولت پنهان را مهمترین عامل اعمال خشونت سیاسی در ایران خواند. وی توضیح داد: «از کارکردهای مهم دولت پنهان در ایران این است که قدرت را برای کسانی که به انتخابات منصفانه معتقد نیستند، فراهم می‌کند همچنان که در انتخابات گذشته کاری کردند که حتی صدای آقای هاشمی هم درآمد.» این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اشاره به خطرات موجود برای کشور تصریح کرد: «دولت پنهان می‌تواند کشور را به خطر بیندازد.»
رجایی: سمینار ترور برگزار شود
«علیرضا رجایی» فعال ملی ـ مذهبی نیز در این مراسم گفت: «همه ما می‌دانیم چرا سعید ترور شد، اما چرا هیچ کس از عاملان و علت ترور سخن نمی‌گوید.» وی ترور را در ایران از نوع ماموریتی و یا خودسرانه ندانست و با اشاره به جریانی که فاطمی را ترور کرد و یا حتی جریانی که از دل سازمان مجاهدین خلق برخاست و شریف واقفی را ترور کرد، پرسید: «چرا هنوز با ترور مواجهیم؟» وی پیشنهاد کرد که برای پاسخگویی این پرسش، هر سال در همین مناسبت سمینار یک روزه برای بررسی ترور در ایران برگزار شود.
بختیارنژاد: صلح را باید به درون خانه‌ها برد
«پروین بختیارنژاد» روزنامه‌نگار نیز در این مراسم بخش‌هایی از مقاله‌ای درباره خشونت علیه زنان را ارائه داد.
پروین بختیارنژاد با اشاره به خشونت‌های اعمال شده علیه زنان گفت: «خشونت به هر شکل و شیوه‌ای مذموم است و برای ریشه‌کن کردن آن به ترویج صلح و دوستی در درون خانواده‌ها نیاز داریم.»
حاجی‌بابایی: باید به اصلاح از درون امیدوار ماند
آخرین سخنران مراسم یکشنبه شب جبهه مشارکت، «مجید حاجی‌بابایی» عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود. او در سخنانش از ضرورت دفاع از «اصلاحات درونزا» در شرایط کنونی سخت گفت: «اصلاح‌طلبان چه آنهایی که هزینه کرده‌اند و چه آنهایی که شاهد این هزینه دادن‌ها بوده‌اند، باید به اصلاح از درون امیدوار باشند و به جامعه بگویند راه اصلاح و دموکراسی هر چند که سخت است اما با ایستادگی می‌توان از آن عبور کرد.» وی افزود: «ما در این جا گرد آمده‌ایم که از صلح بگوییم و خشونت را نفی کنیم، حجاریان زنده مانده است تا زشتی خشونت را یادآوری کنیم و بدانیم که کشتن افراد به جرم داشتن عقیده دیگر جنایتی است که در قاموس اندیشه بشری و ادیان آسمان نمی‌گنجد و محکوم و ناپسند است.»
این فعال دانشجویی ادامه داد: «حجاریان ترور شد تا به اصلاح‌طلبان گفته شود پایان ایستادگی و مقاومت‌تان گلوله خواهد بود.» حاجی‌بابایی با بیان اینکه برای «اصلاح‌طلبان اصولی‌ترین رفتار، پافشاری بر خواسته‌های بحق خود است»، گفت: «ما نباید بر طبق ناامیدی بکوبیم تا جامعه آماده حرکت و دفاع باشد، بخشی از کسانی که با جریان اصلاحات همراه بودند، تا رنجی بر آنها وارد شد عبور از اصلاحات را در سرلوحه کار خود قرار دادند که نتیجه آن ناامیدی جامعه بود.»
مقاله‌ای از خسرو ناقد
«خسرو ناقد» نویسنده مقیم خارج از کشور هم مقاله‌ای با عنوان «جنگ و صلح و ما ایرانیان» به این مراسم ارائه کرد که توسط «عیسی سحرخیز» قرائت شد. او در بخشی از مقاله خود با اشاره به تاکید حجاریان بر ضرورت تشکیل «جبهه صلح‌طلبی» به ریشه‌های تاریخی این حرکت در جهان و به ویژه اروپا اشاره کرده و وضعیت کنونی کشور را بازخوانده است. متن کامل این مقاله در روزهای آینده درج می‌شود.