تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۷۵۱۹۶
سعید صفاتیان، مدیر کل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر:
آزاده اکبری مقدمه: پیش از آن که شروع به حرف زدن کنم، روابط عمومی ستاد برای او توضیح می‌دهد که من پیش از این مقاله‌ای نوشته‌ام که در آن برخورد انتظامی با معتادان را محکوم کرده‌ام. به نظر می‌رسد سعید صفاتیان، مدیر کل امور درمان و بازپروری و حرفه‌آموزی ستاد مبارزه با مواد مخدر چندان از این حرف ناراحت نمی‌شود. زیرا خود او نیز با امکانات موجود چندان موافق طرح نبوده است: «طرح ضربتی جمع‌آوری معتادان خطرناک». طرحی که عده‌ای آن را بازگشت به گذشته می‌دانند و تکرار آن را تکرار تجربه تلخ شورآبادها و ... هر چند صفاتیان نهایت تلاش خود را کرده است تا طرح با امکانات خوب درمانی و نگهداری آغاز شود اما وقتی از سرانجام طرح می‌پرسم و بر طولانی شدن دوره نگهداری و ناکافی بودن تسهیلات کمیته امداد و بهزیستی تأکید می‌کنم، تنها یک جواب دارد: من فقط مسوول درمانم. اجرای این طرح «ضربتی» مشکلات و فشار کار زیادی بر او وارد کرده است. به همین دلیل مصاحبه کوتاه می‌شود تا او به جلسه با استاندار برسد. [در زمان انجام مصاحبه تنها چند روز به اجرای طرح مانده بود] به قول خودش این اولین باری است که در ستاد مبارزه با مواد مخدر، طرحی اجرا می‌شود که به واقع همه نهادها را درگیر کرده است.

*باز هم که معتادها را به شورآباد بردید؟
**127 نفر پرسنل بهداشتی برایشان تدارک دیده‌ایم.
*پیش‌بینی‌تان که 3000 نفر بود؟
**ما 700 نفر بیشتر جا نداریم.
*اینها کدام بیمارستان می‌روند؟
**بیمارستان نیست مرکزی را که می‌بریم مثل بیمارستان درست کرده‌ایم. 127 نفر پرسنل برایشان تدارک دیده‌ایم: پزشک، روانپزشک، پرستار، تکنسین تغذیه، تکنسین آزمایشگاه، تکنسین دارو، متخصص عفونی، مددکار و بهیار.
*هزینه اینها را چه کسی می‌دهد؟
**دولت مصوب کرده که پرداخت کند، از سازمان مدیریت می‌گیریم.
*اینها درمانشان به چه صورت است؟ چه مدت می‌مانند؟ کی مرخص می‌شوند؟
**ما با نیروی انتظامی صحبت کرده‌ایم. در اوج پذیرش‌مان 700 نفر را می‌توانیم در آن مرکز پذیرش کنیم. از شنبه که طرح شروع می‌شود روزی 50 نفر را به مرکزی که خودشان دارند می‌برند در آنجا یک گروه 4 نفره از روانپزشک و پزشک و پرستار و روانشناس هستند. البته قبل از این ما آموزش‌هایی به مأموران انتظامی می‌دهیم که البته از طریق خود بهداری ناجا انجام می‌شود و یک شاخص‌هایی را برای اینها در نظر گرفته‌ایم. اول اینکه شخص خانواده نداشته باشد، دوم حتما تزریقی باشد، سوم بیماری روانی نداشته باشد، چهارم حتما بین 20 تا 55 سال باشد. بعد از اینکه کسی که این شاخصه‌ها را داشت گرفتند آن گروه 4 نفره تشخیص می‌دهند که آیا او شرایط درمان را دارد یا نه. ممکن است همان جا او را برگردانند. بعد از آن ما آنها را می‌فرستیم به مرکز تا برای یک دوره سه ماهه آنجا بمانند. همه امکانات درمانی مثل متادون که داروی اصلی درمان آنهاست، آنجاست. برنامه اصلی آنجا هم TC است که برمبنای آموزش است. یعنی 5/7 صبح که از خواب بلند می‌شوند برنامه ورزش دارند، بعد تفریح و بعد صبحانه و بعد کلاس‌هایشان شروع می‌شود. کلاس مهارت زندگی، آموزش مقابله با مصرف مجدد، آموزش مقابله با اعتیاد، آموزش عوارض بیماری ایدز، استفاده از سرنگ و ایدز، این که چگونه رفتار سالمی داشته باشند. بعد اینها تقسیم می‌شوند، گروه‌های مختلف یک سری می‌روند گروه آشپزی و ... بنابراین چون مرتب کار دارند و برنامه‌هایشان براساس برنامه‌های TC سازمان بهزیستی است، وقتی آزاد ندارند. ما آنجا یک آمبولانس اورژانس مستقر کرده‌ایم و با دو تا از بیمارستان‌های دانشگاه تهران هماهنگ کردیم که در مواقع اورژانس اینها را ببینند. یک دوره سه ماهه آنجا می‌مانند و بعد وزارت بهداشت و بهزیستی موظف شده‌اند که مراکز DIC یا اقامتی کوتاه مدت را برای این 700 نفر تهیه کنند.
*در هیچ یک از این مراحل رضایت طرف شرط نیست. یعنی دولت تشخیص می‌دهد این معتاد خطرناک است و بعد بستری‌اش می‌کنند.
**سوال من از شما این است برای چی از او رضایت بگیریم؟
*بالاخره انسان حق اختیار دارد ...
**می‌دانید 700 نفری که ما می‌خواهیم بگیریم در چه شرایطی هستند؟ از لحاظ اجتماعی چه شخصیتی دارند؟
*این را یک کم بازش کنید. همین تزریقی 20 تا 55 ساله کافی است؟
**یک موقعی آدم‌ها نه براساس تجربه و براساس شنیده‌ها حرف می‌زنند و می‌گویند بین شنیده‌ها و دیده‌های خیلی فاصله است و می‌گویند بروید از آنهایی بپرسید که شنیده‌ها را دیده‌اند. من دیروز یک جلسه‌ای بودم در سازمان ملل. مشاورین ارشد سازمان بهداشت جهانی، UNAIDS و ... داشتند مرا بابت این طرح بازخواست می‌کردند. من موافق با این طرح نیستم، من پیش رئیس‌جمهور هم در جلسه ستاد مخالف بودم، خیلی هم حرف زدم اسنادش هم هست.
اما چون دیدم دستور رئیس‌جمهور است انجامش دادم. حالا این جوری بازش می‌کنم: ما در کشور دو میلیون معتاد داریم، یک میلیون و نهصد و نو و نه هزار تایش را هر جور می‌خواهید درمان کنید این هزار تا را بگذارید برای ما. ما قرار نیست برویم توی دانشگاه تهران، هفتصد تا دانشجو را برداریم بیاوریم آنجا که شما از من می‌پرسید باید برای اینها قانون داشته باشیم. شما با چند تا از خانواده‌ها صحبت کرده‌اید؟
*من 5/1 سال شوش کار کرده‌ام.
**با خانواده‌هایشان چقدر صحبت کرده‌اید؟
*من با آنها زندگی کرده‌ام.
**با زن‌هایشان چقدر صحبت کرده‌اید؟
*زن‌هایشان تن‌فروشی می‌کنند. مجبورشان می‌کنند برای خرج مواد، خودفروشی کنند.
**چقدر مادران گفته‌اند که اینها زندگی‌مان را به باد داده‌اند؟
*اینها درست، اما من می‌خواهم بپرسم، عملکرد انجمن‌های غیردولتی که در آن مناطق بوده‌اند آنقدر عالی بوده که برخورد انتظامی دیگر جواب نمی‌دهد...
**آهان، اصلا اینها ارتباطی با هم ندارند. یکی از شرایط ما این است که کسی که به یک DICها کارت‌هایی دارند می‌نویسند که در خط است: بدینوسیله گواهی می‌گردد فلانی تحت درمان ماست دیگر نیروی انتظامی او را نمی‌گیرد.
هر کس می‌گوید معتاد را زندان نمی‌اندازند دروغ می‌گوید. من 13 کشور دنیا را دیده‌ام. اطلاعات من از آن اینترنت خیلی بیشتر است. هر جای دنیا را به من بگویید اطلاع دارم.
من همه جا معتاد خیابانی دیده‌ام. اگر به من بگویند ما 100 میلیارد تومان به تو می‌دهیم می‌توانی همه معتادها را درمان کنی؛ می‌گویم نه. چون اصلا معتاد به سیستم درمانی نمی‌آید. اگر بهترین شرایط درمانی را هم بگذاریم اینها نخواهند آمد. اینهایی که ما الان می‌رویم سراغشان هر کدام 10 تا سابقه جرم دارند. جرم‌هایی که نمی‌شود اسم‌هایش را گفت. من اعتیاد را پشت میز یاد نگرفته‌ام. اعتیاد را در خیابان و در مطبم یاد گرفته‌ام. حرفه‌ام همین است.
این 700 نفر به شما قول می‌دهم همه‌شان جرم دارند. جرم‌هایی که اگر هر کدامشان را بنویسید، مردم واکنش نشان می‌دهند. اگر نگفتند بکنیدش 7000 تا؟ اینها کسانی هستند که 4 نفرشان با همدیگر دختر جوان دانشجو را در خیابان می‌گیرند، سرنگ ایدز را می‌کنند در بدنش. من از شما می‌پرسم شما چه مسوولیتی در برابر اینها دارید؟ من بگویم این بیمار است؟ این دختر روانی شود برود گوشه بیمارستان؟ من می‌گویم این یک درصد را هیچ کاری نمی‌شود کرد. یک جایی مثل سوئد با تأمین اجتماعی خاص خودش، او هم در این کار مانده. از آنهایی که در زندان‌های سوئد بودند بپرسید به جرم حمل ذره‌ای تریاک و هروئین به زندان افتاده‌اند، دو سال، یک سال.
*تخمین شما از تعداد معتادانی که در تهران در وضعیت خطرناک هستند چقدر است؟
**به نظر من 5000 نفر هستند که از این تعداد 1500-1000 نفر تحت سیستم ما قرار می‌گیرند.
*من می‌خواهم بگویم برای همین 1500 نفر به غیر از آن برخورد انتظامی اولیه، برای بعد از درمان هم برنامه‌ای نیست؟
**خب من چی عرض کردم؟
*گفتید وزارت بهداشت و بهزیستی اینها را تقسیم می‌کنند. اما این تا کی طول می‌کشد؟
**تا همیشه. سوال همین جاست. درمان یعنی همین. اصلا کسی که می‌گوید من یک ساله کسی را درمان می‌کنم معنا ندارد.
*مساله این است که بعد تعداد اینها زیاد می‌شود و دیگر نهادهای مسوول پاسخگو نیستند ...
**دقیقا همین است. به همین دلیل است که درمان و کاهش آسیب ستون‌های اصلی مبارزه هستند.
*خب، این نگرش وجود دارد؟
**اما بودجه‌ای که مجلس به ما داد ببینید چقدر است. اصلا ما بودجه نمی‌گذاریم برای درمان. اما من می‌گویم الان نسبت به سه سال پیش و سال پیش خیلی بهتر است. همین که رئیس‌جمهور یک کشور در یک جلسه ستاد مدیر کل درمان را یک ساعت سین جیم می‌کند که متادون چیست؟ چرا متادون؟ چرا سرنگ؟ و آخرش به نیروی انتظامی می‌گوید شما معتادان خطرناک را بگیرید اما کسانی را که در طرح سرنگ هستند و مراکز DIC می‌روند را نگیرید.
با همین توضیحات قانع می‌شوند متادون داروی خوبی است. همین خیلی خوب است. دوره قبل این طور نبود. اصلا نمی‌شد بحث به جایی کشیده شود. اما ایشان در همان دو جلسه اول این بحث را مطرح کردند. این یعنی دیدگاه مسوولان. رئیس قوه قضائیه آن بخشنامه‌ای که صادر کرده هیچ جای دنیا وجود ندارد، من بعد از آن رفتم ایرلند. 85 کشور دنیا آنجا بودند نماینده دادستان فرانسه می‌گفت شما روی چه حسابی این بخشنامه را زده‌اید؟ در آنجا اجازه توزیع سرنگ نمی‌دهند. در آمریکا فقط دو ایالت متادون می‌دهند.
وظیفه من اینجا این است که اعتیاد را به سمت درست ببرم. خبرنگاری پرسید نیروی انتظامی اینها را می‌زنند. بزنند. من چه کار کنم؟ من باید در همین موضوع کار کنم. من اگر هنر کنم باید طرحی را تهیه کنم که مشکلات مردم را حل کند. من بگویم مسائل اقتصادی هست پس کار نکنم. با اینکه پول نمی‌دهند ما 9000 خانواده را آوردیم در سیستم درمان.
نکته دیگری که در این طرح هست این است که در این چند سال اولین بار است که هماهنگی بین بخش‌های درمانی مثل وزارت بهداشت و بهزیستی و زندان و سه قسمت از نیروی انتظامی، مرکز مبارزه با مواد مخدر ناجا، بهداری یگان ویژه و بهداری کل ناجا ایجاد شده است.
*در حال حاضر چند مرکز درمانی داریم؟ قیمت درمان‌ها چقدر است؟
**در حدود 700 مرکز داریم. در سم‌زدایی قیمت رسمی 25 هزار تومان، در درمان نگهدارنده 50 هزار تومان و در بستری هم چیزی حدود 250 هزار تومان.
*قرار نیست بحث درمان همه‌گیر شود و این قیمت‌ها کم شود؟
**ما چیزی به نام سیاست کلان داریم که بخشی به نام مبارزه با مواد مخدر دارد که یک بخش‌اش هم درمان است. پیشنهاد من هم درمان جامع و فراگیر است. من هم قبول دارم درمان گران است. اما مراکز مثلثی و کلینیک‌های مثلثی رایگان است. خوب است که بیمه و رایانه باشد اما بودجه می‌خواهد.
*بودجه بخش درمان چه تغییری کرده؟
**بودجه درمان 84، 3 میلیارد تومان بوده است و بودجه 83، 5/8 میلیارد تومان بوده.
*چرا؟
**نیروی انتظامی 50 درصدش را گرفته.
*چرا؟
**قصه زیادی دارد. (می‌خندد) ما پیش رئیس‌جمهور 26 میلیارد را برای دو سال تایید کرده‌ایم.
*همه‌گیری درمان چقدر است؟ چند نفر مراجعه کرده‌اند؟
**200 هزار نفر.
*ظرفیت مراکز چقدر است؟
**ظرفیت مراکز خیلی بیشتر است. ببینید میزان جهانی جهت پذیرش مراکز درمانی برای هر یک میلیون نفر، نزدیک 800 نفر است. در کشورهای آمریکای شمالی به 4000 نفر می‌رسد. در اروپا 3000 نفر است. در ایران تقریبا 2500 نفر است.
*درمان در زندان‌ها چگونه است؟
**در زندان، 120 هزار نفر را در بدو ورود به زندان سم‌زدایی کرده‌اند که تا 4 سال پیش انجام نمی‌شد. 3000 نفر را در درمان نگهدارنده با متادون گذاشته‌اند. 50 کلینیک مثلثی در زندان‌ها راه انداخته‌اند.
*در مورد برنامه دو ساله‌ای که رئیس‌جمهور را ارائه داده‌اید توضیح می‌دهید؟
**در دو قسمت درمان و ساماندهی معتادان خیابانی دیده‌ایم. برای هر کدام 30 تا برنامه دیده‌ایم. 10 تا 15 درصد این بودجه برای سازمان‌های غیردولتی است.
*چه تعداد معتاد را تحت پوشش قرار می‌دهد؟
**تا حدود 500 هزار نفر را در دو سال تحت پوشش قرار می‌دهد. اولویت‌های من کاهش آسیب، حرفه‌آموزی و بعد درمان است.
*در برنامه شما کاهش آسیب می‌رود در وظایف انجمن‌های غیردولتی؟ دیگر آن پاتوق تزریقی که شهرداری گفت وجود ندارد؟
**این برنامه‌های خود شهرداری بوده که اجرا نشده. من برنامه زده‌ام به معاون بهداشت سازمان بهداشت که آماده بشوند برای تأسیس DIC زنان در کشور و یا گفته‌ام من می‌خواهم DIC نوجوانان تشکیل شود.
بحث تمام می‌شود. اما مسوول روابط عمومی از صفاتیان می‌خواهد تا جمله‌ای را که در آن گفت با طرح موافق نیست دوباره اصلاح کند. او می‌خندد و تشکر می‌کند و می‌گوید: «من آن طرحی را که نیروی انتظامی آدم‌ها را بگیرد و ببرد یک جای دربسته قبول ندارم. هیچ کس قبول ندارد. خود آقای احمدی‌مقدم (فرمانده نیروی انتظامی) در جلسه ستاد (ستاد مبارزه با مواد مخدر) گفت من اینها را جمع می‌کنم یک جا می‌گذارم، بهداشت، ستاد، هر کس، هر کار علمی می‌خواهد روی اینها بکنند. چون وقتی شما از شورآباد می‌گویید همه این ذهنیت را دارند که آدم‌ها را آنجا می‌گذارید، می‌مانند.»