تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۵۲۱۱

یاشار هدایی
کلمات اطلاق شده بر پدیده‌های اجتماعی در بسیاری موارد معنای «بین الاذهانی» و قراردادی دارند. به نحوی که در هر دوره و در هر جامعه‌ای معنای به خصوصی از آنها به عنوان معنای غالب بروز می‌کند. واژه «فرصت‌سوزی» که پس از طرح در ادبیات اصلاح‌طلبانه، امروز با تواتر بیشتری و در معانی گوناگون بر لسان جریان‌های مختلف سیاسی جاریست، از این جمله است. اما این کاربرد متواتر هنوز در تنگنای مجادلات بین‌الاذهانی گرفتار است و معنای غالب خود را بروز نداده است.  مرحله‌ای که به طور بالقوه می‌تواند این آسیب را در پی داشته باشد که گاه یافتن مصداق اصیل و واقعی پدیده «فرصت‌سوزی» را دچار اختلال کند.
جریان اصلاح‌طلب به کرات عملکرد چند سال اخیر مخالفان اصلاحات را موجب فرصت‌سوزی دانست و در این راستا انگشت نشانه خویش را به سوی اقدامات ایذایی صورت گرفته در برابر روند اصلاحات چرخاند است. از منظر اصلاح‌طلبان تعمیق مجدد زخم «دولت‌– ملت»، پس از التیام آن در دوم خرداد و همچنین تنزل موقعیت ایران در عرصه جهانی، از نتایج محتوم این قبیل اقدامات و از مصادیق بارز فرصت‌سوزی بوده است. اما علاوه بر معنای یاد شده، امروز واژه فرصت‌سوزی در دو نوع ادبیات دیگر و از سوی دو جریان سیاسی به کار می‌رود. نخست در ادبیات جریان اصولگرا و دیگری در ادبیات جریانی که منتقد عملکرد اصلاح‌طلبان است:
1- جریان اصولگرا، اینک و در آستانه انتخابات دست به اتخاذ مواضعی بینابینی می‌زند. به نحوی که ضمن خودداری از رویارویی با پدیده دوم خرداد و با قرار دادن آن در داخل پرانتز، سراغ نقد اصلاح‌طلبان می‌رود. چندان که سرمقاله یک روزنامه وابسته به جریان اصولگرا پس از آن که دوم خرداد را «یک فرصت تاریخی» معرفی می‌کند، می‌نویسد: «اما دولت دوم خرداد... مطالبات اصلی جامعه، که دغدغه معاش و امنیت و رفاه و ... بود را رها کرد و به گفتمان‌های فرعی پرداخت». گفتارهایی با همین مضمون و شیوه را می‌توان از فعالان سیاسی منتسب به این جریان، خواند و شنید.
2- معنای دیگری از واژه فرصت‌سوزی از سوی جریانی نخبه‌گرا و بالنسبه نوبنیاد، که علی‌رغم جانبداری از مفاهیمی چون توسعه،‌ دموکراسی و... منتقد جریان اصلاح‌طلب تلقی می‌شود، به کار می‌رود. این جریان نیز واژه «فرصت‌سوزی» را بسان یک اتهام متوجه اصلاح‌طلبان می‌کند و معتقد است بسیاری از فرصت‌ها که در طول هشت سال گذشته از دست رفته، معلول عملکرد اصلاح‌طلبان موجود در ساخت قدرت بوده است. اما به راستی کدام‌یک از معانی فوق در باب فرصت‌سوزی منطبق با واقعیت است؟ و یا به تعبیر دکتر شریعتی از «جغرافیای حرف» برخوردار است؟ پاسخ این پرسش از آن رو حائز اهمیت خواهد بود که، غلبه هر یک از معانی یاد شده و به تعبیری گزینش هر یک از معانی از سوی افکار عمومی، در نوع رفتار ساخت اجتماعی در انتخابات آتی – انفعال یا مشارکت – موثر خواهد بود. از آنجا که فرصت‌سوزی مورد نظر جریان اصلاح طلب کماکان در عرصه سیاسی کشور مشهود است، بنابراین در خیل نشانه‌هایی که مؤید این معنا هستند، نمی‌توان به راحتی رأی به بطلان آن داد. اما آیا معنای فرصت‌سوزی در دو ادبیات دیگر نیز از چنین قوتی برخوردار است. آنچه مسلم است، کاربرد این دو واژه به رغم اشتراک در لفظ و مسبب خواندن اصلاح‌طلبان از سوی هر دو جریان، فاقد اشتراک معنویست. چه، نیت این دو جریان نیز یکی نیست.
اولی اصلاح‌طلبی در حد موجود را «زیادی» و دومی آن را «کم تلقی می‌کند. اولی فرصت‌سوزی مورد نظر خویش را معلول «افراط» و دومی محصول «تفریط» در اصلاح‌طلبی می‌پندارد. اولی آنگاه که انتقاد افکار عمومی به روند کند اصلاحات را بر طاق نسیان می‌کوبد، واقعیت ساخت اجتماعی را مغفول می‌نهد و دومی، زمانی که گذر قطار اصلاحات از گردنه‌های به غایت دشوار مسیر هشت‌ساله را فراموش می‌کند، علاوه بر ندیدن واقعیت‌های موجود در ساخت سیاسی، ردای «فاخر» ولی «فراخ» تئوری را بر تن «نحیف» جامعه مدنی ایران می‌کند. چندان که پس از توصیه خویش به اصلاح‌طلبان برای انصراف از پیگیری اصلاحات از طریق ابزار قدرت و به امید حمایت افکار عمومی، پاسخ این پرسش را فرو می‌گذارد که آیا در جامعه مدنی نحیفی چون جامعه ما، راهی جز حضور در پای صندوق‌های رأی برای این حمایت، متصور است؟
از این منظر عنصر غفلت از شرایط اجتماعی، تاریخی و سیاسی را می‌بایستی تنها وجه مشترک این دو نوع معنا از واژه «فرصت‌سوزی» دانست. اگر چه جریان اصولگرا در رفع این نقیصه خویش با قرار دادن سیاست در پناه معیشت، در پی جلب نظر افکار عمومی است اما جریان منتقد عملکرد اصلاح‌طلبان از این زحمت مضاعف فارغ است. زیرا شرایط تاریخی و اجتماعی باعث شده تا معنای موردنظر آنان این استعداد را داشته باشد که با اقبال افکار عمومی مواجه شود. در این صورت انفعال و استنکاف از حضور در پای صندوق‌های رأی و در نتیجه بروز یک «فرصت‌سوزی تاریخی» غیر محتمل نخواهد بود. چنین مباد.