احمد رزاقی
پس از جنگ جهانی دوم، و پس از دستیابی ابرقدرتها به صنعت و تکنولوژی پیشرفته و توسعه و گسترش روزافزون کارخانجات مختلف، صاحبان صنایع و سرمایهداران و تولیدکنندگان استعماری پس از پر شدن انبار تولیدات و کمبود بازار مصرف داخلی درصدد بازاریابی برآمدند، ولی تحقق این امر دو شرط اساسی داشت:
اول: اینکه مخطورات سیاسی وجود نداشته باشد و صاحبان صنایع بتوانند بدون هیچ مانعی کالاهای خود را در بازارهای کشف شده به فروش برسانند.
دوم: تقاضا وجود داشته باشد. یعنی کالاهای تولید شده در کارخانجات و صنایع تولید شده غرب در کشورهای مربوطه (جهان سوم) خریدار داشته باشد قدرتهای استعماری و بدنبال آن صاحبان صنایع برای تحقق شرط اول، به قدرت نظامی، سیاسی متوسل شده و با از میان برداشتن موانع سیاسی شرایط لازم را جهت سرازیر شدن کالاهای بنجل خود و به یغما بردن مواد اولیه و منابع طبیعی و زیرزمینی کشورهای یاد شده فراهم ساختند و بمنظور تحقق شرط دوم، هجوم فرهنگی، وابستگی فرهنگی و غربزدگی را در کشورهای مورد نظر تعمیق نموده و با تحمیل عادات و طرز تفکر و طرز زندگی و قالبهای غربی کوشیدند برای تولیدات و مصنوعات کارخانجات خود تقاضا ایجاد نمایند.
در این میان اعتقادات ملی و مذهبی و ارزشها و گرایشهای مذهبی این کشورها بویژه ممالک اسلامی سد و مانع بزرگی برای غارتگران و سوداگران استعماری محسوب میشد، زیرا مسلمین با اعتقاداتی که داشتند به آسانی مظاهر فریبنده فرهنگ غرب را نمیپذیرفتند. از این رو استعمارگران و تولیدکنندگان غربی چاره را در تغییر رویکرد ملتها به دین و مقدسات مذهبی و از بین بردن تعصبات و اعتقادات وحیانی مسلمانان دیدند.
برای تحقق اهداف شوم فوق، ایجاد و گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی از موثرترین و کمهزینهترین راهها بشمار آمد. این فرآیند خطرناک در ایران از زمان فتحعلی شاه قاجار آغاز، در عصر مشروطه شدید و در دوره پهلوی به اوج خود رسید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم وابسته پهلوی و جایگزینی ارزشهای اسلامی و انقلابی بجای معیارهای منحط پهلوی، تقریباً تمامی آثار و مفاسد اجتماعی از عرصههای مختلف کشور زدوده شد. و در تمامی دوران جنگ تحمیلی فرهنگ جهاد و ایثار و تقوا در زندگی فردی و اجتماعی مردم حاکم گردید. اما بعد از جنگ و آغاز دوران سازندگی و جوشش ثروتهای زیرزمینی و تراکم آن در دست عدهای معدود و در نتیجه فراهم شدن بستر پیدایی و تکوین مفاسد اجتماعی، بار دیگر فرآیند فسادگستری در جامعه چهره نمایاند.
اما سازوکارها و عوامل متعددی در تشدید فرآیند فوق دخالت داشتند که شناخت دقیق آنها ما را در بازیابی راهکارهای مقابله با آثار و مظاهر مفاسد اجتماعی یاری خواهد نمود. لذا در این اجمال فهرستی از عوامل زمینهساز مفاسد اجتماعی و سپس راههای مقابله با آنها را مرور میکنیم:
به منظور سهولت بحث عوامل ایجادکننده و توسعهدهنده مفاسد اجتماعی را به دو بخش درونمرزی و برونمرزی تقسیم میکنیم:
عوامل و زمینههای برونمرزی:
1- سفارتخانههای دول خارجی:
سفارتخانههای کشورهای بیگانه بویژه کشورهای استعماری از دیرباز یکی از روزنههای نفوذ فرهنگ ضد دینی و گسترش مفاسد اجتماعی بودهاند.
تا قبل از پیروزی انقلاب سفرا، دیپلماتها و مستشاران و همسرانشان (با همنوایی و همصدایی رژیم پهلوی) به انحاء مختلف به اشاعه فساد و بیبند و باری میپرداختند. اگر چه بعد از پیروزی انقلاب از اقدامات علنی آنان تا حد زیادی جلوگیری بعمل آمد، لیکن بطور پنهان و حساب شده از طریق برگزاری مجالس مختلط و مفسدهانگیز، دعوت از خوانندگان، هنرپیشهها و زنان و مردان بوالهوس، تهیه و تکثیر و توزیع فیلمها، عکسها، مجلات مبتذل به اشاعه فساد و فحشا و بیبند و باری پرداختهاند.
2- رسانههای جمعی بیگانه:
در اثبات انحصار تبلیغی و فرهنگی جهان (در دست چند خبرگزاری و بنگاه تبلیغاتی) همین بس که حدود 80 درصد از فیلمها، برنامهها و گزارشهای رسانههای گروهی جهان سوم از فیلترهای تبلیغاتی غرب عبور میکند. لذا بخش مهمی از شیوههای رفتار اجتماعی ملل جهان سوم از فیلترهای تبلیغاتی غرب عبور میکند. لذا بخش مهمی از شیوههای رفتار اجتماعی ملل جهان سوم تحت تاثیر پیامهای صادر شده از سوی غرب قرار میگیرد.
وسایل ارتباط جمعی بیگانه (خصوصاً آمریکا و انگلیس) پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بطور چشمگیری بر حجم، بودجه و امکانات تبلیغاتی خود (علیه اسلام و انقلاب) افزوده و به طرق مختلف (از پخش شایعه، تحریف واقعیات و ترور شخصیتها گرفته تا پخش فیلمها و برنامههای به اصطلاح تفریحی و...) سعی در تضعیف اعتقادات و انگیزههای ملی و مذهبی و همچنین تزریق گرایشات فاسد اخلاقی در مخاطبین خود (خصوصاً جوانان) نمودهاند (بطور مثال آمریکا و رادیو بیبیسی بعد از سقوط رژیم پهلوی برنامههای زبان فارسی خود را تا 3 برابر افزایش دادند.)
3- مجامع و نهادهای بینالمللی
بدون تردید فلسفه وجودی نهادها و مجامع بینالمللی نظیر شورای امنیت سازمان ملل، سازمان تجارت جهانی (WTO)، سازمان منع گسترش سلاحهای هستهای، بانک جهانی و... چیزی نیست جز تامین منافع و مطامع قدرتهای بوجود آورنده و تقویتکننده آن نهادها. لذا فرآیند فعالیتهای تصمیمگیران و تصمیمسازان آنها بیش و پیش از هر چیز جهانی کردن فرهنگی و رویکردهای حاکم بر مجامع مذکور و در نتیجه از بین بردن موانع عمده پروژه جهانیسازی میباشد.
در این میان تضعیف و تحقیر افتخارات ملی و به حاشیه راندن ارزشها و معیارهای دینی و آلوده نمودن ذهن و ضمیر و زندگی مردم جهان از جبهه ایران اسلامی به فرنگیمابی و سطحیگرایی فرهنگی و پذیرش روش و منش و گرایشات غربی از عمدهترین محورها و مدارهای فعالیت گردانندگان نهادها و مراکز یاد شده میباشد که در کشور ما به دلیل اسلامی بودن نظام بیش از سایر کشورها قابل لمس و مشاهده میباشد.
4- توریسم:
اغلب توریستها به دلیل اختلافات و حتی تضادهای فرهنگی با کشورهای میزبان بویژه کشورهای اسلامی، همواره مشکلات و معضلات فراوانی را برای این کشورها به ارمغان میآورند.
پوشش، آرایش، آداب معاشرت و طرز رفتار و حرکات آنها مورد تقلید و پیروی برخی افراد و طبقات ناآگاه و ضعیفالنفس قرار گرفته و موجبات گسترش و توسعه مفاسد اجتماعی و ابتذال فرهنگی را در کشورهای میزبان (از جمله کشور ما) فراهم میآورند.
5- مستشاران
مستشاران (که کمتر کشوری از وجود آنان بینیاز بوده است) همواره همچون ارتش تبلیغاتی ممالک غربی و صنعتی عمل میکردهاند. اینان به دلیل برخورداری از تخصص و اطلاعات پیچیده علمی و صنعتی از یکسو و دارا بودن فرهنگ و آداب و رسوم غیر بومی از سوی دیگر نقش بسیار مهمی را در تحقیر و تحمیق ملتها و نیز تعمیق و توسعه مفاسد اجتماعی داشتهاند.
بعد از آغاز دوران سازندگی و نیاز مردم کشور به ورود مستشاران ممالک بیگانه زمینههای فساد گستری آنان بیش از پیش فراهم شده است که بدون نظارت و کنترل آنان فرآیند ابتذال آفرینی آنان تشدید خواهد شد. طبق گزارشات موثق برخی از مستشاران به بهانههای مختلف اقدام به تشکیل مجالس لهو و لعب و وارد نمودن فیلمها و عکسها و مجلات ضد اخلاقی و ایجاد روابط نامشروع با زنان فاسد ایرانی نمودهاند که نباید مورد غفلت متوالیان ذیربط قرار گیرد.
علل و زمینههای درون مرزی
الف ـ زمینههای فرهنگی مفاسد اجتماعی:
الف/1- عدم هماهنگی و عملکرد غلط برخی ارگانها و نهادهای فرهنگی تبلیغی
الف/2- گرایش و توجه برخی از مسئولان و کارگزاران بویژه روحانیون به تجملگرایی و تشریفات زائد.
این امر باعث بیاعتمادی مردم خصوصاً نسل جوان مسئولین و روحانیون و در نتیجه شکاف بین دولت (حاکمیت) و ملت شده و بسیاری از پیامها، ارشادات و دستورالعملهای آنان مورد بیاعتنایی مخاطبان گرفته است.
بجاست جملهای از امام فرزانهمان را تداعی کنیم که خطاب به روحانیون و مسئولان کشور فرمودند: «سرچشمه مصیبتهایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و اشراف... میباشند... وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیرمرفه است. و از خود این مردم تشکیل شده است این است که با مردم باشد و خدمت کند و تا وضع این طوری است حکومت اسلامی برقرار است و...»
الف/3- فقدان استراتژی مدون فرهنگی، اجتماعی و مجهول بودن دیدگاه رسمی اسلام فقاهتی در زمینههای مختلف از حیث احکام مربوط به هنر، فیلم، موسیقی، ورزش، میزان مالکیت و ثروت خصوصی و ... برای مردم و مسئولین، باعث رشد بیتفاوتی و در نتیجه بیبند و باری و مفاسد اجتماعی در سطح مختلف جامعه شده است.
الف/4- چاپ و انتشار مجلات و کتب مبتذل در داخل کشور، حتی از سوی ارگانها و وزارتخانههای رسمی
الف/5- فعالیت انحرافی اقلیتهای مذهبی
الف/6- افزایش بیرویه جمعیت
افزایش جمعیت (که بعد از انقلاب به پیش از دو برابر افزایش یافته) موجب افزایش بیکاری، فقر، کمبود، گرانی، تورم و... شده و همه اینها زمینههای گسترش مفاسد اخلاقی و اجتماعی را فراهم میسازد.
ب ـ علل سیاسی مفاسد اجتماعی
ب/7- جناحبندیهای سیاسی:
چالشهای شکننده و مستعمر بین جناحهای عمده کشور، اگر بعضاً موجب تعامل و تضارب آراء و اندیشه و در نتیجه رشد و تعالی علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میشود، اما بدلیل عدم سامانیافتگی و بیتجربگی مدیران و متولیان این جناحها در تعاملات سیاسی، اجتماعی، اغلب به تضعیف و تخریب و حتی تکفیر و تفسیق مخالفان خود پرداخته و به خنثیسازی اقدامات یکدیگر اقدام میکنند. لذا بسیاری از طرحها لوایح و برنامههای کلان و راهگشای کشور قربانی چالش جناحی شده و در فضای غبارآلود اختلاف سلیقهها و برخوردهای تخریبی جناحها گم میشوند.
و در این میان بلاتکلیفی، بیبرنامگی و به هدر رفتن سرمایههای ملی و در نتیجه بروز و گسترش ناهنجاریها و معضلات اجتماعی از جمله پیامدهای مخرب فرآیند فوق بوده است که متاسفانه در سالهای اخیر به اوج خود رسیده است.
ب/2- عدم تغذیه صحیح سیاسی مردم خصوصاً جوانان و دانشجویان
جامعه جوان بویژه قشر دانشجو و دبیرستانی ما همواره دچار تب و لرزهای سیاسی شدهاند یا وادار به سکوت و رکود سیاسی و به نوعی سیاستزدایی و سکولاریزم دعوت شده و یا به سیاست بازی و ابزار دست سیاستبازان تشویق گردیدهاند... و این امر همواره خروج از اعتدال در شئون مختلف اجتماعی و سیاسی را برای اقشار مذکور بدنبال داشته است.
ب/3- ناکارآمدی سیاسی حاکمیت در تعامل با مخالفان قانونی و منتقدان دلسوز و متعهد بویژه در سالهای اخیر، بخشی از حاکمیت به فضایی کاملاً باز و مشابه به آنچه در ممالک غربی حاکم است معتقدند و بخشی دیگر از حاکمیت به فضایی نوتالیتروتک صدایی و هر دو همچون لبههای یک قیچی علیه اعتدالگرایی و تعامل مطلوب عمل کردهاند. محصول این فرآیند اشاعه نوعی بلاتکلیفی و لاقیدی سیاسی و در نتیجه بروز و گسترش ناهنجاریها و مفاسد اجتماعی و سیاسی در کشور بوده است.
عدم پاسخگویی صریح و صحیح به مطالبات سیاسی و اجتماعی پرسشگر اجتماع باعث رویکرد منفعل به مراکز خارج نظام و پذیرش فرهنگ و رفتار فردی و اجتماعی اغیار نگردیده است.
ب/4- عدم تعیین و تبیین حدود آزادیهای اجتماعی
ب/5- فقدان نهادها و تشکلهای سیاسی برآمده از مردم بمنظور کنترل و نظارت بر مراکز قدرت و ثروت
ج ـ عوامل اقتصادی مفاسد اجتماعی
ج/1- عدم تحقق عدالت اجتماعی و وعدههای داده شده
آنچه مسلم است، عدالت هر چیز و هر کسی را در جای خود قرار داده و حق را به ذیحق میرساند و ثروت و امکانات مادی معنوی جامعه را همچون خون در کلیه سطوح آن توزیع میکند و مانع بروز هر نوع فساد و تباهی و نفوذ هر نوع بیماری و عفونت در پیکر اجتماع میشود.
توزیع ناعادلانه ثروت و برزو بیعدالتیهای اجتماعی بنا به گفته استاد شهید مطهری «روح یک عده را که محروم شدهاند فشرده و آزرده و کینهجو، و روح یک عده دیگر و بصورت عزیز بلاجهت درآمدهاند را لودی و منزو کمحوصله و زودرنج و بیکار و اسرافکن بار میآورد.
لذا عدم تحقق عدالت اجتماعی و وعدههای داده شده به مردم، علاوه بر بیاعتمادی مردم نسبت به کارآیی و عملکرد مسئولین باعث شکاف شدید طبقاتی و مغرور شدن گروهی ثروتاندوز، و محروم شدن عده کثیری از مردم و بدنبال آن تشدید روند فسادگری و رشد مفاسد اجتماعی در کشور شده است.
ج/2- رانتخواری
این پدیده شوم بعد از پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی و دسترسی بخشی از مدیران و کارگزاران به منابع سرشار مالی و اقتصادی رشدی فزاینده یافت و زمینههای تراکم ثروتهای نامشروع و بادآورده در دست لایههایی از مسئولان نظام و در نتیجه رفتار اجتماعی ناهنجار در جامعه را فراهم ساخت.
ج/3- مهاجرت روز افزون روستاییان به شهرها، افزایش نرخ بیکاری، کاهش تولیدات و محصولات مورد نیاز، تعارضات فرهنگی، و رشد روزافزون مفاسد اجتماعی در سالهای بعد از انقلاب، خصوصاً در دوران سازندگی شده است.
عمدهترین عوامل مهاجرت از این قرارند:
1-3- پر سود بودن کارهای شهری از قبیل دلالی، واسطهگری و دستفروشی
2-3- بلاتکلیفی مسئله مالکیت زمین (در سالهای پس از پیروزی انقلاب)
3-3- حضور دوباره فئودالها و خوانین در برخی از روستاها
4-3- کمبود امکانات آموزشی، رفاهی و بهداشتی و... در روستاها در مقایسه با شهرها
5-3- ارزان بودن محصولات کشاورزی و گران بودن ابزار و امکانات مورد نیاز کشاورزان
6-3- توسعه شدید خدمات در شهرهای بزرگ
فقر حاکم بر جوامع روستایی
ج/4- عدم تدوین راهبردی مشخص در عرصه اقتصاد کشور
ج/5- مسافرت بیرویه به خارج از کشور، بمنظور تجارت، خدمات، تفریح و... و وارد ساختن کالاهایی که اصولاً با فرهنگ و نیازهای جامعه در تعارض میباشد
ج/6- بیکاری آشکار و پنهان و عدم وجود بازار کار مناسب
علل عمده بیکاری که از ریشههای اصلی مفاسد اجتماعی بشمار میآید بدین قرار است:
1-6- جنگ تحمیلی و خسارتهای اقتصادی ناشی از آن زمینه بیکاری بخش وسیعی از نیرو جوان کشورمان را فراهم ساخت.
2-6- تحریم اقتصادی از سوی قدرتهای بزرگ اقتصادی و کاهش شدید سرمایهگذاریهای اقتصادی در کشور
3-6- سیاستهای غلط اقتصادی
4-6- مهاجرت روستاییان به شهرها
5-6- مونتاژ بودن بخش مهمی از صنایع و نابودی کشاورزی و دامپروری
6-6- نقایص و نارسائیهای آموزشی کشور و عدم هماهنگی و تناسب آن با ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور
7-6- بالا بودن نرخ رشد جمعیت (بخصوص طی سالهای دهه 60)
8-6- مهاجرت افغانیان و راندهشدگان عراقی و... به ایران
ج/7- فعالیت گسترده جریانهای فاسد اقتصادی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خصوصاً در سالهای 8 ساله دفاع مقدس، باندهای بزرگ اقتصادی، بعد از هر حادثه و رویداد مهمی، نظیر موشکباران و بمباران شهرها و روستاها، پذیرش قطعنامه 598، توطئه چاپ و انتشار کتاب آیات شیطانی، ارتحال حضرت امام(ره)و... با ایجاد کمبودهای مصنوعی، گرانفروشی، احتکار کالاهای اساسی، جعل اسکناس، خروج غیرقانونی طلا و ارز، قاچاق کالاهای غیرمجاز، ... فضای حاکم بر کشور را مناسب اشاعه و ترویج هر نوع ابتذال و فساد اجتماعی و اخلاقی نمودهاند.
ج/8- نبود الگوی مصرف
مشخص نبودن کم و کیف مصرف و سطح زندگی و الگوی مصرف مردم و مسئولین موجب شده است که اغلب به رغم گرفتار آمدن در گرداب مصرفزدگی و اسراف و تبذیر، خود را مبرای از ابتدا به فرهنگ مصرف زدگی و اسراف بدانند در نتیجه مرز میان اسراف و اعتدال از میان رفته و مفاسد و انحرافات متعددی در جامعه اشاعه یافته است.
راههای برونرفت از مفاسد اجتماعی
بعد از شناخت دردها و ریشههای مفاسد اجتماعی، یافتن درمان و راههای مقابله آنها امر دشواری نخواهد بود.
1- تدوین استراتژی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با الگو قرار دادن رویکرد فقاهتی امام راحل و رهبری و بهرهگیری از توان و تجربه کارشناسان لایق و با کفایت
2- ایجاد همسویی بین ارگان و نهادهای فرهنگی و تبلیغی
3- تکیه و تأکید بر اصل مهم تقوای معیشت در بین کارگزاران بویژه روحانیون.
امام راحل در مورد تاثیر این اصل مهم در ریشهکن نمودن انحرافات و مفاسد فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی میفرماید: «اگر عالم با تقوا و درستکاری در یک جامعه و استانی زندگی کند همان وجود او باعث تهذیب و هدایت مردم آن سامان میگردد، اگرچه لفظ تبلیغ و ارشاد نکند.»
معظم له خطاب به علمان دینی و فقها میفرماید: «اگر مردم از شما عملی که برخلاف انتظارات است مشاهده کنند از دین منحرف میشوند... آن چیزی که روحانیت را پیش برد تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی کردند...»
4- ایجاد تحول و تجدیدنظر در سیستم درسی و آموزشی حوزههای علمیه در جهت انطباق با نیازها و مقتضیات زمان و پاسخگو نمودن حوزههای علمیه در قبال انتظارات و توقعات مردم بویژه جوانان
5- انطباق متون درسی دانشگاهها با نیازهای جامعه
6- اجرای دقیق اصول 142 و 49 قانون اساسی
7- قاطعیت و همگونی دستگاههای قضایی، اجرایی و تقنینی با اتکاء به منافع و مصالح ملی (و نه جناحی و باندی و سلیقهای).
8- ترسیم الگوی مصرف
9- تاسیس و تقویت نهادهای مدنی برآمده از مردم بمنظور تئوریزه کردن مطالبات مطلوب و مشروع مردم و درخواست آن مطالبات از صاحب قدرت و نیز نظارت بر عملکرد مسئولین در جهت افشای کژیها و ناهنجاریهای موجود در قلمرو آنان
10- نهادی نمودن فرهنگ مردمسالاری دینی، از طریق آموزش و پرورش، دانشگاهها، صدا و سیما و مطبوعات
11- نظارت بر عملکرد سفارتخانههای ممالک بیگانه بویژه غربی
12- کنترل نرخ رشد جمعیت
13- تاسیس و تقویت مراکز مهم تفریحی برای اقشار مختلف مردم خصوصاً نسل جوانان
14- خارج نمودن مراکز مهم دینی، فرهنگی و هنری از سلطه جناحها و باندهای سیاسی
15- از بین بردن موانع و مشکلات ازدواج دائم و موقت
16- هدایت، تقویت و کنترل دقیق امور مساجد و نماز جمعه و جماعات (که متاسفانه بطور چشمگیری از میزان حضور جوانان در اینگونه محافل کاسته شده است.)
در این رابطه اعمال مراتب ذیل ضروریست:
تشکیل مجمعی دینی علمی جهت پاسخگویی به سئوالات و شبهات عقیدتی و سیاسی مردم بویژه جوانان
تشکیل نشستها و جلسات علمی، مذهبی با شرکت جوانان و برخی از صاحبنظران بمنظور تعامل و تعالی آراء و نظرات و رشد و بالندگی فکری و فرهنگی قشر جوان
پرهیز طرح مسائل تفرقهافکنانه و عدم بهرهبرداریهای جناحی و گروهی از مراکز مهم و مقدس فوقالذکر
تقویت پیوند هر چه بیشتر مدارس، دانشگاهها و مساجد، همکاری و همیاری متولیان مراکز مذکور
ایجاد هماهنگی و همسانسازی روشها در برنامهها و عملکرد این مراکز
رعایت زیطلبگی از سوی ائمه جمعه و جماعات
رفع مشکلات مادی و معنوی روستاییان بمنظور جلوگیری از مهاجرت آنان به شهرها
آموزش جوانان و نوجوانان در خصوص ارتباط و تعامل با گروههای غیرهمجنسی با عنایت به آموزههای دینی