سیدمحمدعلی غروی
مکتب تشیع را از یک مثلث سه زوایه باید بررسی نمود:
1- تشیع مکتب استدلال
2- تشیع مکتب مسئولیت
3- تشیع مکتب مبارزه
وقتی واژه و کلمه تشیع، یا شیعه به زبان جاری میشود، باید این سه موضوع و سه مطلب استدلال، مسئولیت و مبارزه برای آدمی تداعی شود. اجازه بفرمایید بسیار مختصر که در حوصله این مقاله باشد به نگارش درآورم.
اولاً مکتب تشیع مکتب استدلال است، یعنی همه احکام او، بایدها و نبایدهای او براساس استدلال و مبتنی بر عقل است. فرهنگ تشیع برای شیعه و مسلمان از ساعتی که میخواهد از بستر استراحت برخیزد و به سوی تلاش روزانه برود، برنامه دارد و نظارت تا لحظهای که وارد بستر میشود و میخواهد استراحت کند و همه این دستورات و احکام و اعتقادات بر این اساس یعنی استدلال است.
ثانیاً تشیع مکتب مسئولیت است، یعنی به ما، امامان تشیع آموختهاند نباید در زندگی در عرصههای مختلف در حوزه خانواده، درحوزه اجتماع بیتفاوت بود. لذا فرهنگ تشیع بر چهار مسئولیت پایهریزی شده است. مسئولیتهای فردی شیعه، مسئولیتهای خانوادگی، مسئولیتهای اجتماعی و مسئولیتهای جهانی.
ثالثاً مکتب تشیع یعنی مکتب مبارزه
از زمانی که شیعه شکل گرفت، یعنی براساس روایات فراوان که پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود «یا علی انت وشیعتک» مکتب تشیع جایگاه پیدا کرد و حرکت شیعه شروع شد تا زمان ما، همیشه شیعه مبارزه کرده است. لذا میبینیم تلاش برخی از رسانههای بیگانه و سایتهای اینترنتی و روزنامههای آنها بر این اساس بود که مسلمانان را به عنوان عامل انفجارهای سامرا معرفی کرده و یک جنگ مذهبی و درگیری فرقهای را در عراق و دیگر کشورهای اسلامی راهاندازی کنند. اما خوشبختانه هدف دشمنان لو رفت. شیعه و سنی از گذشته متحدتر شدهاند.
به گزارش خبرگزاریها، تظاهرات مسلمانان کشورهای مختلف جهان (اعم از شیعه و سنی) همانند مردم شهرهای عراق با وحدت ملی و همدلی کم سابقه و صفوف به هم فشرده علیه انفجارهای سامرا و توهین به ساحت پیامبر اکرم(ص) توسط روزنامههای غربی ابعاد جدیدی به خود گرفته است.
حتی در خبرها خواندیم جوانان شیعه برای حفظ وحدت و تحکیم بین مسلمانان از مساجد اهل تسنن مواظبت و مراقبت مینمایند تا دشمن بداند که مسلمانان در کنار هم و با هم و یکدل حرکت مینمایند.
فرصتی پیش روی مؤمنان و مسلمانان
آنچه اکنون رخ داده، جهانیان را متوجه بحث قداست و معنویت در اسلام کرده و این خود فرصتی است و همچنین مسلمانان را متحدتر از قبل کرده است.
رهبران شیعه به یک اصل توجه داشتند و آن هم احترام به مذاهب و مسلمانان و تفکرات دیگر مذاهب و ادیان است لذا بخاطر این سه اصل یعنی استدلال و مسئولیت و مبارز بودن همیشه در طول تاریخ عناصر زبون و کسانی که با تقویت این فرهنگ منافع خود را به خطر میدیدند سعی مینمودند به اشکال مختلف با فرهنگ اسلامی و شیعی مبارزه کنند اگر به دوران پیروزی انقلاب اسلامی ایران یک نگاه اجمالی بنماییم متوجه میشویم چقدر دشمنان و امپریالیزم و صهیونیسم و ایادی اینها نقشه کشیدند و تبلیغات مختلف و برنامهریزیهای شیطانی متفاوت نمودند تا این تفکر در کنار برداران مسلمان در سایه اتحاد و وحدت شکل نگیرد.
الآن مهمترین مقطع و امتحان برای ما مسلمانان هست که دست در دست هم بدهیم و در سایه برداری و تفاهم اختلافات را کنار گذاشته و دشمنان اسلام را به زانو درآوریم.
به فرمایش علی(ع) اختلاف بین مسلمانان مانند آب متعفن و بدبویی است (که گوارا نیست) و لقمهای است که در گلوی خورنده آن گرفته میشود(در این موقع سزاوار است که از حق خود چشم پوشیده و صبر کنیم) زیرا آنکه میوه را در غیروقت رسیدن بچیند مانند کسی است که در زمین غیر زراعت کند یعنی هر چه فعالیت کند سود آن را دشمنان میبرند.