مهرداد جمالیان داریانی
«منوچهر متکی» وزیر امور خارجه ایران به دعوت رسمی وزارت امور خارجه ژاپن، روز هشتم اسفند ماه برای دیداری سه روزه وارد «توکیو» میشود.
بحث فعالیتهای هستهای ایران، شاخصترین موضوع این دیدار سه روزه خواهد بود. دولت ژاپن با توجه به از سرگیری فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم از سوی ایران، تصمیم دارد برتهران در زمینه متوقف کردن این فعالیتها تاثیرگذار باشد. به عقیده دولتمردان ژاپنی، توکیو به دلیل روابط گرمی که با تهران دارد و نیز به عنوان یکی از متحدین آمریکا درجهان، میتواند به عنوان یک میانجی عمل کند. این درحالی است که از دید تهران، اتحادیه اروپا عدم حسن نیت خود را در پرونده هستهای ایران نشان داده است.
آمریکا و اروپا با سیاسی کردن مسأله فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، قصد ارجاع پرونده را به شورای امنیت دارند. این در حالی است که ایران عضو ان.پی.تی است و تمامی فعالیتهای خود را تحت نظر آژانس انجام میدهد. تهران اقدامات داوطلبانه و اعتمادساز بسیاری برای اثبات صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود انجام داده است.
سرنوشت پرونده هستهای ایران به نوعی میتواند تأثیرات مستقیمی بر ژاپن داشته باشد.ژاپن از متحدین آمریکا بوده و گذشته نشان داده، تقریباً در تمامی موارد(به جز بحث انرژی) دنبالهرو سیاستهای آمریکا است.
ژاپن از جمله کشورهای عضو شورای حکام بود که در تبعیت از خواستههای آمریکا به قطعنامه ضد ایرانی رأی داد. با توجه به وابستگی ژاپن به نفت خام وارداتی که بیش از 88 درصد آن از منطقه خاورمیانه تأمین میشود، ایران پس از عربستان سعودی و امارات، سومین تأمینکننده نفت ژاپن محسوب میشود. (حدود 15 درصد نفت وارداتی ژاپن) در همین حال، درصورتی که ایران از سوی شورای امنیت مورد تحریمهای اقتصادی و تجاری قرار گیرد، ژاپن مجبور به بازنگری «استراتژی انرژی» خود خواهد بود.
درحال حاضر، توکیو در میان دو موضوع «سیاست حفظ انرژی» و «سیاست هماهنگی با آمریکا» قرار گرفته است و بنا به دلایلی که در ادامه خواهد آمد، ژاپن در مسأله هستهای ایران در صورت اعمال تحریمها، بیشترین زیان و در صورتی که به واسطه میانجگیری این کشور، طرفین به توافق دست یابند و مسأله ارجاع پرونده به شورای امنیت منتفی شود، بیشترین سود را نسبت به آمریکا و اروپا خواهد برد. ژاپن نشان داده است از فرصتهای به وجود آمده میتواند بهترین استفاده را ببرد که البته باید به آن مقداری چاشنی شانس را نیز افزود. برای نمونه، پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم و اشغال این کشور توسط نیروهای متفقین به سرکردگی آمریکا، آغاز جنگ سرد و تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب باعث شد سیاست آمریکا نسبت به ژاپن تغییر کند و توکیو به واسطه چتر امنیتی که واشنگتن برایش به وجود آورد، به دومین اقتصاد جهان تبدیل شد و یا هنگامی که حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به آمریکا انجام گرفت، ژاپن از این مسأله درجهت تصویب قوانینی بهره برد که براساس آن، میتواند تصویب قوانینی بهره برد که براساس آن، میتواند حضور مستقیم در حل بحرانهای بینالمللی داشته باشد و بدین وسیله در راه رسیدن به جایگاه سیاسی هم شأن جایگاه اقتصادیاش در جهان گام بردارد. زیانهایی که میتوان برای ژاپن محتمل دانست:
ژاپن در تنگنای پرونده هستهای ایران و وابستگی فراوان به منابع نفت وگاز گرفتار شده است و از سویی، چشمپوشی از انرژی ایران، برایش کار سادهای نیست.
هم اکنون با تشدید بحران هستهای ایران،توکیو در تنگنای اتخاذ موضع علیه ایران و از دست دادن فرصت مناسب توسعه حوزه نفتی «آزادگان» قرار گرفته است. توسعه این حوزه نفتی به منزله استراتژی بلندمدت و آیندهنگرانه ژاپن محسوب میشود. توکیو شدیداً نگران تأثیرات برنامه هستهای تهران بر بازار جهانی نفت و اقتصاد جهانی است.
کارشناسان انرژی ژاپن تأکید دارند: پروژه میدان نفتی آزادگان از اهمیت زیادی برای توکیو برخوردار است و این پروژه منافع اقتصادی بسیاری برای شرکتهای ژاپنی در برخواهد داشت، احتمال اعمال تحریمهای تجاری علیه ایران، مقامهای توکیو را برای تصمیمگیری نهایی در خصوص مشارکت در این پروژه با تردید روبرو کرده است. این درحالی است که شرکت«اینپکس» ژاپن طی ماه فوریه 2004 میلادی، بیش از 75 درصد سهام پروژه آزادگان را به خود اختصاص داده، ولی تاکنون نظر نهایی خود را در خصوص مشارکت در این پروژه اعلام نکرده است.
گفتنی است 36 درصد سهام این شرکت در اختیار دولت ژاپن قراردارد. از سوی دیگر، طرف ایرانی تأکید کرده است: شرکت«اینپکس» باید تکلیف توسعه میدان آزادگان را تا پایان سال جاری ایرانی(هجری شمسی) مشخص کند و این آخرین مهلت برای طرف ژاپنی است. ذخایر نفتی میدان آزادگان بیش از 26 میلیارد بشکه برآورده شده است. مرحله نخست طرح توسعه میدان نفتی آزادگان در دو فاز و با هدف تولید روزانه 50 هزار بشکه و 150 هزار بشکه نفت خام انجام میگیرد. همچنین تولید روزانه 110 هزار بشکه نفت در مدت 35 ماه پس از شروع مرحله دوم این طرح نیز، هدف دوم توسعه میدان نفتی آزادگان تعیین شده است.
نکته قابل توجه اینکه، ایران و چین بزودی توافقنامه نفتی در خصوص توسعه میدان نفتی«یادآوران» در جنوب غرب ایران امضا خواهند کرد. ارزش این قرارداد برای توسعه میدان نفتی و فروش گاز و نفت.... میلیارد دلار اعلام شده است. طبق برآوردهای انجام شده، با امضای این توافقنامه،حداکثر میزان تولید این میدان به 300 هزار بشکه نفت در روز میرسد که معادل حجم واردات نفت چین از ایران است.
همچنین براساس یادداشت تفاهمی که بین ایران و چین در سال2004 میلادی امضا شد، چین قصد دارد برای مدت 25 سال، سالانه 10 میلیون تن گاز طبیعی مایع از ایران خریداری کند و این خرید احتمالاً از سال 2009 میلادی آغاز خواهد شد.
بنابراین به نظر میرسد چین میتواند جانشینی مناسب به جای ژاپن برای توسعه میدانهای نفتی ایران باشد. به طور قطع در صورت اعمال تحریم علیه ایران و قطع صدور نفت این کشور به ژاپن، توکیو متحمل زیان زیادی خواهد شد، آنچه مسلم است نه آمریکا و نه اروپا قادر به تأمین انرژی مورد نیاز ژاپن نیستند و سؤال این است که آیا کشورهای منطقه (خاورمیانه بخصوص خلیجفارس) که تا به حال چنین تجربه دشواری را نداشتهاند، میتوانند انرژی مورد نیاز ژاپن را تأمین کنند و به عبارتی، خواهند توانست شرایطی ناشی از بحران احتمالی را تحمل کنند؟
هرگونه کاهش در صادرات نفتی ایران به افزایش قیمت جهانی نفت خواهد انجامید و هرگونه اعمال فشار علیه ایران مشکلاتی را در بازار بورس و بانکهای جهانی ایجاد خواهد کرد، که در نهایت، شرکتهای بینالمللی نفت وگاز زیان خواهند دید.
تجربیات ایران در طول 8 سال جنگ تحمیلی، تهران را برای رویارویی با مجازاتهای احتمالی یا تحریمهای اقتصادی آماده کرده است.
سودهها و امتیازاتی که میتوان برای ژاپن در نظر گرفت:
در صورتی که ژاپن موفق به تأثیرگذاری مثبتی در حل پرونده هستهای ایران شود، این عمل در دو زمینه اقتصادی و سیاسی، دستاوردهای مهمی برای این کشور به دنبال خواهد داشت.
اقتصادی: ژاپن در زمینه تأمین انرژی نگرانیهایی را که در قبل به آنها اشاره شد نخواهد داشت در نتیجه دیگر نیازی به بازنگری استراتژی انرژی خود نخواهد داشت و تأمین انرژی برای این کشور روال عادی خود را طی خواهد کرد.
سیاسی: اگر ژاپن بتواند دیپلماسی موفقی را در زمینه حل بحران هستهای ایران از خود نشان دهد، جایگاهی ویژه در عرصه سیاست بینالملل به دست خواهد آورد. چراکه در رابطه با مسأله فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، اروپا نشان داد که توان و قدرت انجام کارهای بزرگ دیپلماتیک را ندارد. این عمل باعث خواهد شد در حل بحرانهای بینالمللی، حساب ویژهای برای ژاپن منظور شود و حتی میتواند به عنوان یک عامل مؤثر در عضویت دائم ژاپن در شورای امنیت محسوب شود. تا به امروز، بیشترین حضور ژاپن در بحرانهای بینالمللی به کمکهای اقتصادی محدود بوده است و سیاستمداران ژاپنی اگر واقعبینانه و بیطرفانه بتوانند در جهت حل پرونده هستهای ایران عمل کنند این عمل آنها، ویترینی خواهد بود که قدرت دیپلماسی و سیاسی توکیو را برای جهانیان به نمایش خواهد گذاشت.
موضعگیریهای ژاپن نسبت به ایران در بحرانهای مختلف
ژاپن و تسخیر سفارت آمریکا در ایران.
با اشغال لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358 (4 نوامبر 1979) روابط توکیو- تهران رو به تیرگی گذاشت که نمونهای از همراهی ژاپن با سیاستهای واشنگتن به شمار میرود.
آمریکا در 7 آوریل 1980 میلادی درصدد برآمد با اعمال تحریم همهجانبه ایران، روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کند و در یک اقدام موازی از تمامی همپیمانان خود خواست تا تحریمهای گسترده و همهجانبهای را علیه ایران اعمال کنند. ژاپن در اینجا با بنبست دشواری مواجه شد. توکیو در این خصوص ترجیح داد تا با کشورهای جامعه اروپا همگام شود، کاهش تعداد کارکنان سفارتخانهها در تهران، به تعلیق درآوردن در آوردن قراردادهای معافیت رویداد و متوقف ساختن طرحهای جاری از جمله سیاستهایی بود که جامعه اروپا و ژاپن نسبت به ایران اتخاذ کردند. به دنبال آزادی آمریکاییها در بهمن 1359، دولت ژاپن اعلام کرد: دیگر موردی برای ادامه تحریم اقتصادی علیه ایران وجود ندارد.
ژاپن و جنگ ایران و عراق:
در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به دلیل اهمیتی که خلیج فارس و تنگه هرمز در انتقال نفت منطقه داشت، توکیو میبایست تمام توجه خود را به خاورمیانه معطوف میکرد و ناگریز بود با اتخاذ یک دیپلماسی ماهرانه، خسارات ناشی از بحران را به حداقل برساند.
ژاپن در شورای امنیت برای برقراری آتشبس بین ایران و عراق فعالیت میکرد، ژاپنیها برای تهیه پیشنویس قطعنامه 598 با آمریکا همکاری نزدیکی کردند و نقش رابطه ایران را به عهده داشتند. پس از آن نیز آمادگی خود را برای میانجیگری بین ایران و آمریکا ابراز کردند. ژاپن برخلاف تمایل آمریکا، در تحریم نفتی ایران شرکت نکرد. توکیو حتی قبل از واقعه سرنگونی هوایپمای «ایرباس» توسط نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس، بر سر دو راهی رنجاندن ایران و آمریکا قرار داشت. چرا که آمریکا خواستار تحریم کلی نفت ایران شده بود. در این حال، پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران به بلاتکلیفی ژاپن پایان داد.
ژاپن به عنوان کشوری که وابسته به نفت وارداتی است، در چند دهه اخیر و در موقعیتهای مختلف، سیاستهای مستقلی را در مورد مسائل خاورمیانه اتخاذ کرده است. خاورمیانه در دیپلماسی پس از جنگ ژاپن تنها منطقهای است که این کشور را در موضع مخالف با آمریکا قرار داده است.
نقش و جایگاهی که ایران در تأمین نفت ژاپن و نیز ترانزیت نفت منطقه خلیج فارس از تنگه هرمز به جهان خارج ایفا میکند و نیز روابطی که توکیو با تهران و واشنگتن دارد، باعث شده است که ژاپن علاقهمند باشد تا ایران را از تیررس آمریکا دور نگه دارد و به عنوان یک کانال دیپلماتیک و میانجی میان ایران و آمریکا عمل کند و به این ترتیب، موجب حل تنشهای موجود بین دو کشور (ایران و آمریکا) از راههای صلحآمیز باشد.
هر چند، به دلیل اینکه نفت ایران در سیاست انرژی ژاپن نقش مهمی دارد، توکیو به آسانی نمیتواند خود را با بحث تحریم اقتصادی تهران هماهنگ کند، اما با توجه به پرونده هستهای کره شمالی و همچنین روابطی که بخصوص در دوره نخستوزیری «جونچیر و کوایزومی» بین توکیو و واشنگتن وجود دارد، به نظر میرسد دیپلماسی ژاپن در جهت متقاعد کردن ایران حرکت کند تا آمریکا و غرب.