تیموتی گارتناش / او اخیراً به ایران سفر کرده بود
ترجمه: مصطفی قوانلو قاجار
جمهوری اسلامی اکنون امکان غنیسازی اورانیوم برخوردار است. بدین ترتیب ایران قادر خواهد بود تا مواد لازم برای تکنولوژی هستهای تولید کند. اکنون ما در اروپا و آمریکا چه واکنشی نسبت به این مسئله نشان میدهیم. با چه روشی؟اگر ما بحران را به سمتی سوق دادهایم که باعث شده تا راه دیگری به غیر از برخورد نظامی نماند، این به دلیل عملکرد بد ما بوده و گذشته از این، پس از عراق بحران دیگری برای غرب پدید آمده است. سیاست اروپا در مذاکره با ایران بازدارندگی بوده که بدگمانیهای آمریکا نسبت به نتایج آن و حرفهای دوپهلوی روسیه تاکنون به شکست انجامیده است. البته مذاکره با ایران تلاش با ارزشی بوده، اما کافی نبوده است. اقدامات اروپاییها به اندازه کافی قانعکننده و موثر نبوده و آمریکاییها نیز بین سیاست چماق و هویچ در نوسان بودهاند. به غیر از این دو در آن سوی اقیانوس اطلس یک کشور گرسنه نفت (چین) و یک کشور سرشار از منابع نفتی تاکنون موضعگیری شفافی در این بازی دیپلماتیک نداشتهاند. رئیسجمهور جدید ایران و مشاورانش خوب میدانند که چه ثروت با ارزشی در اختیار دارند، این ثروت باعث میشود تا آنها به راحتی ریسک کنند. ایران روی اقیانوسی از نفت شناور است و سود سرشار آن تنها در سال گذشته 36 میلیارد دلار بوده است. با این پول میتوان هرچیزی را حتی در دوران تحریم خرید. آنها به خوبی میدانند که با وجود سخنان تهدیدآمیز آمریکا، واشینگتن سخت در باتلاق عراق گرفتار شده و نتیجهگیری سیاسی مداخله غرب در عراق بیشتر به سود ایران و شیعیان عراقی تمام شده است. درعین حال رهبران ایران میدانند که چین به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت از ایران و روسیه منافع خود را با منافع غرب یکسان نمیبیند. آنها میدانند که ایتالیا و آلمان هم چندان با تحریم اقتصادی آمریکا همراه نیستند چرا که روابط تجاری پرسودی با ایران دارند. به نظر میرسد همه موافقند تا در گام بزرگ بعدی پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود. حتی دولت بوش که در بحران عراق نسبت به شورای امنیت بیاعتنا بود، این بار پیشقدم شده است. اما پس از آن چه میشود؟ شورای امنیت تهران را سرزنش میکند و دولت ایران هم نسبت به آن بیاعتنا خواهد بود. ممکن است شورای امنیت ایران را تحت محدودیت صدور انرژی قرار دهد که به ضرر منافع چین و روسیه خواهد بود و یا ایران تحت محدودیت اقتصادی قرار دهند که با منافع اقتصادی ایتالیا، فرانسه و آلمان جور در نمیآید. پس از این تحریمها، ایران به طور آشکارا چه بسا غنیسازی اورانیوم را دنبال کند. این اقدام روحیه عمومی ایرانیان را بالا میبرد. دولت ایران به مردم خود میگوید که عدالت آنها( غربیها) فریبکارانه است و آنها میخواهند جلوی استفاده صلحآمیز ما را از فناوری انرژی هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بگیرند. در مقایسه رفتار آمریکا با هند که دارای سلاحهای اتمی است، بسیاری معتقدند که بیشتر تبلیغات سیاسی در منازعه میان ایران و غرب نقش دارد و فشارهای خارجی ایرانیها را محکمتر میکند. پس از آن چه میشود؟ طرح C چه خواهد بود؟ من اخیراً در سفری که به ایران داشتم میخواستم خودم را درباره دو چیز متقاعد کنم. اول این که مردم ایران چندان از دولت راضی نیستند و میزان احساسات طرفدار غرب بالاست و دوم این که در صورت اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران کسانی که احساسات غربگرایانه دارند یک شبه احساسات ملیگرایانهشان تقویت میشود و به صورت نیرویی حامی حکومت در خواهند آمد. اروپاییها و آمریکاییها باید چیزهای زیادی درباره ایرانیان بدانند. اروپاییها باید بدانند که تهدیدهای غیرقابل پیشبینی باعث نابودی جمهوری اسلامی ایران نمیشود و حتی آنها را در دستیابی به انرژی هستهای جدیتر میکند و حتی میتواند کشورهای دیگر را نسبت دستیابی به توانایی هستهای امیدوارتر کند. دوم این که از اطلاعات و مسائلی که دستگاههای جاسوسی کشورهای اروپایی و آمریکا به دست میآورند، همه باید سهیم شوند تا تحلیلهای بیشتری پیرامون آن نوشته شود. ولی قبل ازآن احتیاج داریم تا دیپلماتهایمان به دو سئوال پاسخ دهند؟ چگونه میتوان بر دولت ایران اثر گذاشت و چگونه میتوان بر جامعه ایران تاثیر گذاشت؟ مهمتر از هر چیز مردم ایران هستند. من عمیقاً ناراحت شدم وقتی شنیدم فرانک گافنی نومحافظهکار آمریکایی صحبت از انقلاب در ایران کرد. ایرانیان استعداد بسیار زیادی بر هرگونه کار بزرگ را دارند، آنها را نباید دستکم گرفت.