قاسم غفوری
با پیروزی جرجبوش در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 آمریکا، نومحافظهکاران توانستند جایگاه خود را در عرصه سیاست داخلی ارتقا بخشیده و بسیار از پستهای کلیدی را به دست آورند تا از هم اکنون خود را برای حضور فعالتر نسل جدید جمهوریخواهان در انتخابات آینده آماده سازند.
هر چند نومحافظهکاران در این دوره تلاش نمودند تا با شعارهایی نظیر حرکت زیر چتر سازمان ملل، تغییر سیاست «جنگ» به «صلح»، کاهش فعالیت در حوزه سیاست خارجی و معطوف شدن به امور داخلی، گرایش به همپیمانان سنتی در اروپا و ... رضایت افکار عمومی را به خود جلب کنند اما روند تحولات آمریکا در عرصه بینالمللی سرنوشت دیگری را برای آنها رقم زد، بگونهای که امروز پس از گذشت یک سال، آنها در بحرانهای عدیدهای گرفتار آمدهاند که به صراحت میتوان آن را زوالی بزرگ برای نومحافظهکاران و شاید شکست از پیش طراحی شده آنها در انتخابات آینده دانست. بر این اساس عوامل این ناکامیها در دو بعد قابل تبیین است:
الف ـ در عرصه داخلی:
هرچند در دوره جدید، دولتمردان کاخ سفید شعارهایی را در باب حل معضلات تورم، بیکاری، فقر و ... مطرح کردند اما در طول یک سال گذشته آنها نه تنها به این امور رسیدگی نکردند بلکه از بودجه عمرانی ده درصد کاسته و آن را در بخش جنگ هزینه نمودند (بودجه نظامی آنها چهارصد و چهل میلیارد دلار است). این امر سبب شد بیش از 12 درصد به جمعیت فقیر و بیکار ایالات متحده اضافه شود، در حالی که گرایش به نظامیگری همچنان ادامه دارد و حتی شرکتهای تولیدکننده سلاح تخفیف مالیاتی دریافت نمودند.
حوادث طبیعی نظیر طوفان کاترینا که از یک سو عمکرد بسیار ضعیف دولت در رسیدگی به این فاجعه، از سوی دیگر اعمال سیاستهای نژادپرستانه در امدادرسانی را به همراه داشت، موج تازهای از خشم مردمی را برانگیخت. گسترش دامنه مقابله با آزادیهای مدنی، کنترلهای شدید در امر ورود و خروج مسافران، محدودیتهای سکونتی و اجرای آداب مذهبی به ویژه در قبال مسلمانان که پس از تصویب قانون میهنپرستی تشدید گردید، افزایش انتقادهای مجالس سنا و کنگره به طرحهای نومحافظهکاران و عدم پایبندی بوش به خواست مجالس وانجام امور به ویژه انتصابات بدون آراء آنها، گرایش به توسعه توان تسلیحاتی در حالی که در عرصه جهانی با فعالیتهای صلحآمیز کشورها مخالفت میکند(مانند پرونده ایران) و ... از مهمترین عوامل شکست جایگاه نومحافظهکاران در عرصه داخلی میباشد.
ب ـ در عرصه بینالمللی:
1ـ در حالی که نومحافظهکاران در عرصه داخلی از کوچکترین محبوبیتی برخوردار نیستند در عرصه بینالمللی نیز نتوانستهاند طرح جامع برای حفظ هژمون آمریکا اجرا نمایند و در این بعد نیز با نارضایتی مردم مواجهند، از جمله مهمترین عوامل نارضایتی مردم از دستگاه سیاست خارجی آمریکا عبارتند از: انتشار اسناد جدیدی از دروغگوییهای مقامات کاخ سفید در زمینه دلایل جنگ عراق، افزایش آمار تلفات نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان، انتشار جنایات و وحشیگریهای سربازان اشغالگر در سراسر عراق و ... که نشانگر شکست آمریکا در جنگ عراق و مبارزه با تررویسم است.
2ـ عدم همسویی با سیاستها و اهداف سازمان ملل، چنانکه امروز شاهد چالشهای بسیاری میان طرفین میباشیم.
3ـ دور شدن آمریکا از همپیمانان سنتی در اروپا به ویژه پس از جنگ عراق در حالی که در کنار آن قدرتهای جدیدی نظیر چین، روسیه و غیر متعهدها ظهور کردهاند که میتوانند سرآغازی برای پایان هژمون آمریکایی باشند.
4ـ گسترش مخالفتهای جهان با سیاستهای آمریکا که نمود آن در تظاهراتهای ضد آمریکایی در سراسر جهان و مخالفت با طرحهای این کشور در اجلاسهایی نظیر آمریکای لاتین، گروه 8، آسیا، اقیانوسیه میتوان مشاهده کرد.
5ـ سیاستهای دوگانه در قبال حقوق بشر و تبلیغات کشتار جمعی، چنانکه در قبال فعالیتهای صلحآمیز ایران و برخی کشورها موضع خصمانه گرفته و در برابر عملکرد رژیم صهیونیستی، کره جنوبی و برخی همپیمانان خود راه سکوت در پیش گرفته است، که این امر وجهه آمریکا را به عنوان پشتیبان صلح تحتالشعاع قرار داده است.
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت برخلاف تصور نومحافظهکاران که برای آینده سایسی خوداز هم اکنون طرحهایی را در دست اجرا دارند، روند تحولات جهانی، سرنوشت دیگری را برای آنها رقم زده است که سراسر ناکامی و شکست است، به گونهای که امروز آنها نه تنها موقعیت خود بلکه هژمون آمریکا را تحتالشعاع سیاستهای توسعهطلبانه در عراق و سایر نقاط جهان قرار دادهاند که نمود واضح آن مساله زندانهای مخفی آنها در جهان است که میرود تا آمریکا را به عنوان بزرگترین ناقض حقوق بشر به ثبت رساند.
لذا نومحافظهکاران دوران سختی را سپری میکنند که شاید خروج از آن صرفاً با کنارهگیری از قدرت امکانپذیر باشد.