پرویز اسماعیلی
اول: تحولات اخیر در منطقه و بویژه پیروزی حماس در فلسطین و انتخابات ملت عراق که هر دو در مسیری دیپلماتیک و برخلاف خواست آمریکا صورت گرفت. موید هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب مبنی بر اشتباه استراتژیک غرب در نادیده گرفتن عمق و عقبه سیاسی ایران در منطقه و جهان اسلام بود؛ تحولاتی که قطعا نقطه پایان ماجرا نیست.
دوم: رویکردهای غیرمنطقی و تبعیضآمیز غرب در برخورد با فعالیتهای هستهای ایران که عملا همه رویکردهای حقوقی و صلحجویانه بینالمللی را زیر پا گذاشته است. کشورهای در حال توسعه و حتی برخی قدرتهای توسعه یافته جهان را هشیار ساخته است که ایران نقطه پایان زورگویی آمریکا نیست و چهبسا این شتر فردا بر در خانه آنها نیز بخوابد!
سوم: تاکید و اجماع نخبگان و سیاستمداران مستقل جهان در نقش محوری تولید و توزیع انرژی به عنوان مهمترین ابزار قدرت بینالمللی در دهههای آینده، و البته تاکید گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی درباره حاکمیت ایران بر حدود یک ششم کل منابع انرژی جهان (منابع نفت، گاز و مواد کانی هستهای) برخی رقبای سنتی آمریکا در جهان و نیز کشورهای پرتقاضا را متوجه ساخته که زمان فعلی نه تنها نقطه پایان بلکه نقطه آغاز نیاز آنان به ایران است.
3 نکته فوق در موقعیت کنونی این نکته را به اثبات رسانده است که ایران را باید نقطه آغاز جهان آینده نامید.
از این منظر توجه یک «مثلث شرقی» شامل روسیه، چین و هند به کشورمان را میتوان از جهات مختلف مورد ارزیابی قرار داد. به غیر از روسیه که دارای ملاحظات فراوانی است. چین و هند به تنهایی دو پنجم جمعیت دنیا را در اختیار دارند و در زمینه انرژی، ایران آنها را به دوراهی انتخاب امروز یا فردا کشانده است.
1. سرگئی کرینکو، رئیس فدرال اتمی روسیه به تهران آمده است. روسها بیتردید در جریان دومین دور مذاکرات با ایران در مسکو دریافتند که تصمیم آنها در اجلاس فوریه اقدامی شتابزده بود. پذیرش مهم بودن جزییات طرحی که روسیه شتابزده و مبهم ارائه کرد. از جمله فاصله 3000 کیلومتری بین تاسیسات فرآوری مواد ایران با غنیسازی در مرکز روسیه که با مقررات و پادمانهای مربوط به ایمنی انتقال مواد و سوخت هستهای آژانس هم مغایرت دارد. جزییات تامین مواد اولیه، مکان و سهام مالی و تکنولوژیک طرفین و... نشان داد که تشکیل یک بانک سوخت منطقهای با مشارکت ایران فرصت بیشتری از یک ماه را طلب میکند!
روسها اکنون هم قراردادی با ما در مورد تامین و ارسال سوخت نیروگاه اتمی بوشهر دارند که به تعهدات خود عمل نکردهاند، لذا مهمترین محک برای راستیآزمایی اهداف مسکو در همکاری مشترک با ایران در زمینه سوخت هستهای ایفای تعهدات کنونی و به عبارتی استارت نیروگاه بوشهر است.
روسها همچنین سیاست باثبات و مطمئنی را در طول طرح پرونده ایران در شورای حکام به نمایش نگذاشتهاند که این مساله، به همراه تبعیت از آمریکا در نشست 2 فوریه، نقطه ضعف بزرگی برای این کشور محسوب میشود.
حتی اگر ملاحظات و دلایل متعدد برای استقلال روسیه در تصمیمگیری برابر آمریکا را نادیده بگیریم. گویا سیاستمداران مسکو هنوز نفهمیدهاند جمع منابع انرژی آنها و ایران بیش از یک سوم کل انرژی دنیا را تشکیل میدهد و انتخاب ایران در برابر آمریکا پرسودترین رویکرد ممکن روسیه در حال حاضر و آینده خواهد بود.
2. معاون وزیر خارجه چین هم برای مذاکرات هستهای به تهران آمده است. به نظر میرسد پکن گرچه فعلا قصد بازیگری مستقل (بویژه مستقل از روسیه) را ندارد، اما افق منافع این کشور با وسعت و جمعیت پهناوری که به امنیت انرژی در دنیای آینده نیاز استراتژیک دارد، چین را به اهمیت منافع پایدار خود در دور نشدن از ایران حساستر کرده است.
پکن این را میفهمد که راه او در زمینه انرژی با مسکو و واشنگتن یکی نیست. روسیه از ایران انرژی فسیلی وارد نمیکند و رقیب تنگاتنگ ایران در این زمینه است، ولی پکن 17 درصد نفت خود را از ایران وارد میکند و حتی در شرایط فعلی از قرارداد یکصد میلیارد دلاری تامین گاز از ایران دل نمیکند. حتی اگر فاصله 20 هزار کیلومتری چین و آمریکا را هم نادیده بگیریم، تهران منتخب مطمئنتری در برابر واشنگتن خواهد بود.
چین البته نگران است که در تقسیم کیک قدرت از سوی 4 کشور دیگر عضو دایم شورای امنیت، اگر با آنها شریک هم شود خود را با بحران فزاینده انرژی در دهههای آینده مواجه کرده است.
3. هند نیز دارای موقعیت انتخاب است، به نحوی که درباره تامین انرژی گاز از ایران یا خشنودی آمریکا، «دیپلماسی یویو» را برگزیده است؛ گاهی به این سمت و گاهی به آن سمت از طرفی دهلینو در رقابتهای منطقهای با چین هرگز نمیتواند در برابر دالان انرژی پکن ـ تهران بیتفاوت بماند و دیر یا زود ناگزیر از انتخاب میان ایران و آمریکا خواهد بود؛ انتخابی میان آینده و حال.
مجموع آنچه گفته شد بصراحت بازگوکننده موقعیتی است که براساس آن ایران قلب و نقطه مطمئن دلتای قدرت در شرق جهان است. مسکو، پکن و دهلینو اگر راهی جز حفظ این نقطه مطمئن طی کنند، امروز و فردا را با هم خواهند باخت. ایران محور و ابرقدرت انرژی در دهههای آینده خواهد بود.