تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۷۵۳۶۶

مهدی عامری
در بند اول از اصل اول قانون اساسی ایران – که مورد پذیرش امام راحل، مردم و گروههای سیاسی کشور می‌باشد – آمده است "جمهوری اسلامی" نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا (لااله‌الاالله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر او "براساس این اصل، در جامعه اسلامی، مشروعیت" همه چیز، اولا و بالذات از سوی خدای بی‌همتا است و زندگی در جامعه اسلامی براساس جلب رضایت خدا و عبودیت اوست. جز خداوند کسی حق حاکمیت و قانونگذاری ندارد، مگر آن که از طرف خدا چنین اجازه‌ای به او داده شده باشد. از این‌رو، در اصل 56 حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا دانسته شده و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و کسی حق سلب این "حق الهی" را ندارد.
در واقع، آنان که دغدغه جمهوریت دارند، اگر به احکام اسلامی رجوع کنند و خداوند را "شارع اصلی"، بدانند به این نتیجه می‌رسند "جمهوری اسلامی یعنی نظامی سیاسی‌ای که برای مردم، حق قائل است.... ولی با اتکا به اراده خدا و تشریع الهی".(1) بنابراین اگر کسی ادعا کند "مشروعیت رای مردم در نظام جمهوری اسلامی بالعرض است و طبق قاعده فلسفی باید به یک بالذاتی برسد که آن خداست"(2) مطابق قانون اساسی سخن گفته است و تهاجم به این نظر، خواسته با ناخواسته بر نتافتن این میثاق ملی است. بنابراین نظریه، "خداوند ما را موظف کرده است رای دادن مردم را معتبر بشماریم"(3) و بی‌تردید، این سخن، مطابق با نظر حضرت امام(ره)، به عنوان سیاستمداری فقیه و عارف می‌باشد.
در این دیدگاه، جایگاه و نقش مردم در اداره کشور اسلامی به خوبی تنقیح شده است. کسانی که امروزه به صراحت از این نظر دفاع نموده و آن را آشکارا فریاد می‌زنند، بدون آن که بخواهند برای پیروزی در انتخابات خبرگان، یا هر انتخابات دیگری، با هر قیمت ولو عوام فریبی، به ابهام‌گویی و کلی‌گویی نپرداخته و رایی کسب کنند، به وضوح و صراحت، حقیقت را می‌خواهند و ترویج می‌دهند.
برخوردی که با این نظریه‌پردازان شده و می‌شود و برخی از آنهایی که در مقام نقد و پاسخگویی به این نظرات برخاستند، از دایره انصاف خارج شده و به جای پرداختن به "ادعای طرف مقابل"، آنچه خود از سخنان طرف مقابل نتیجه گرفته‌اند را با اتهام آمیخته، به تخریب و انتقام‌جویی مشغول شده‌اند. این منتقدین به جای این که به "نقد سخن" همت گمارند به ایراد از لب و دهان پرداخته‌اند!
در اینجا به نقد و ارزیابی سخنان آقای سعید حجاریان(4) می‌پردازیم. ایشان در تحلیل آنچه که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید، جمهوریت را پاسخی به بحران مشروعیت دانسته و بیان داشته است: "شاه، خود را نماد خدا روی زمین و ظل‌الله می‌دانست و.... لذا مردم احساس می‌کردند نقشی در مشروعیت بخشی به نظام مستقر ندارند.... شعار جمهوری این بود که مقامات در ایران، وابسته به ملت باشند و این پاسخی به بحران مشروعیت بود".
به راستی باید گفت مردم به تبعیت از امام راحل نه تنها نقشی برای خود در برقراری حکومت نمی‌دیدند، بلکه حتی نظام شاهنشاهی را از طرف "خداوند" هم نامشروع می‌دانستند و از این رو، آن را "طاغوت" خطاب می‌کردند که در ادبیات دینی و اسلامی، همان حکومت غیرالهی است. آری جمهوریت، پاسخی به بحران مشروعیت می‌باشد ولی این بدان معنا نیست که نقش اصلی و ذاتی مشروعیت که از آن خداست نادیده گرفته شود.
آقای حجاریان در ادامه، به مظلومیت جمهوریت اشاره می‌کند و می‌گوید: "برخی به صراحت می‌گویند جمهوریت، محلی از اعراب ندارد". طبق سنت اصلاح‌طلبی افراطی، ابهام‌گویی، حلال بسیاری از مشکلات است! در اینجا نیز می‌بینیم که از کلمه "برخی" استفاده شده و معلوم نیست، منظور چه کسی یا کسانی هستند و آنان دقیقا چه گفته و می‌گویند.
اما اگر منظور، کسانی باشند که در صدر نوشتار، بدانها اشاره شد، مشخص است که چنین ادعایی "محلی از اعراب ندارد"، چرا که صاحبان آن نظریه از ابتدا تاکید کرده‌اند: "در مقام عمل، بدون مقبولیت مردمی، احکام اسلامی قابل اجرا نیست و شرط تحقق عینی ولایت و حکومت، مقبولیت اوست و اگر مردم قبول نکنند تاثیر عینی نمی‌تواند داشته باشد".(5)
آقای حجاریان در بخش دیگری از سخنان خود، راه انتقال پیام انقلاب و اسلام را زبان غیررسمی و غیرحکومتی دانسته و با توجه به خودجوش بودن و کاملا مردمی بودن اجرای مراسم اعیاد و وفیات در قبل از انقلاب، از دخالت شهرداری در این امور انتقاد کرده است. برخلاف ادعای آقای حجاریان، کماکان نیز مراسم اعیاد و شهادات، به طور وسیع و فزاینده، از سوی مردم در هیئات و تکایا و مساجد صورت می‌گیرد و مردم بدون هیچ فراخوانی در این مراسم شرکت می‌کنند. حتی علاوه بر مراسم مذهبی، مردم هر جا احساس کنند حضورشان ضروری است پا به عرصه می‌گذارند، چنانچه هنوز خاطره تبلیغات ریاست جمهوری در اذهان باقی است که چگونه علی‌رغم تکاپوی شدید احزاب و گروههای سیاسی، عده کثیری از مردم، به طور "خودجوش" به حمایت از یکی از کاندیداها پرداختند.
اضافه بر آن در همه جای دنیا فعالیت‌های شهرداری فقط در عمران و آبادانی خلاصه نمی‌شود و امور ورزشی – فرهنگی – اجتماعی و .... شهر نیز به عهده آن است در ایران نیز در سالهای گذشته، فرهنگسراها کمکهای فراوانی از شهرداریها دریافت می‌کردند. به علاوه در حکومت اسلامی که مسوولان آن نیز مسلمانان معتقدی هستند، عجیب نیست که در ادارات و سازمان‌ها مراسمی در اعیاد و شهادات برگزار شود. بی‌شک، نباید با این شعار که مراسم مذهبی باید خودجوش و مردمی بماند، به بی‌تفاوتی دستگاههای اجرایی و عدم همیاری آنان با مردم در این مراسم حکم شود.