تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۷۵۴۷۷

6- فرقه قرائون؛ این فرقه در سال 767 میلادی به وسیله مردی به نام «عانان بن داود» ساخته شد. «قرائون» طایفه‌ای از «یهود» هستند که جز به «عهد عتیق» اقرار ندارند و روایات شفاهی و «تلمود» را معتبر نمی‌دانند و تنها به «تورات» باور دارند. این فرقه را عبری «قرائم» گویند. «ابولفدا» مورخ اسلامی این فرقه را به مجبره و مشبهه در اسلام تشبیه کرده است. عبدالکریم شهرستان صاحب کتاب «ملل و نحل» در رابطه با این فرقه می‌گوید: «قرائیان یا قرائین یا قاریان» از فرقه‌های کلامی قوم یهوداند که در اسپانیا پیدا شدند. مؤسس این فرقه «عانان بن داود بغدادی» است ک تحت تاءثیر برخی از متکلمان اسلامی از نصوص و ظواهر کتب‌الحاقی دوره‌های بعد به ویژه تلمود عدول کرد. به عقیده او در مبادی نباید از حدود تورات تجاوز کرد و لذا به اصالت شک کرد. پیروانش در اسپانیا فراوان شدند. سعد یا بن یوسف این نهضت را تجدید کرد و آداب جدید ابداع نمود، از جمله: روشن کردن شمع در شب و روز شنبه را منسوخ کرد، خوردن گوشت را مطلقا ممنوع ساخت، و مراجعه به طبیب را به قصد کسب درمان مکروه دانست، زیرا این یهوه است که شفابخش است. این فرقه دچار انشعاب شد و به چند فرقه تقسیم گردید. گویا امروزه عده بسیار اندکی از این فرقه در شوروی سابق زندگی می‌کنند.
7- فرقه عنانیه؛ منسوب به «عنان بن داود» ملقب به «راس الجات». بر خلاف فرقه‌های دیگر یهودی، این فرقه در روز شنبه و دیگر اعیاد از خوردن مرغ و ماهی و آهو و ملخ خودداری می‌کردند. این فرقه نبوت عیسی را تصدیق می‌نمودند و گفته‌های او را مخالف تورات نمی‌دانستند. آنان عیسی را از پیروان موسی می‌دانستند و معتقد بودند که او مردم را به تورات دعوت می‌کند. آنان صریحا اعتراف به نبوت عیسی نمی‌کردند.
گروهی از این فرقه معتقد بودند که: عیسی ادعای نبوت نکرده و نیز مدعی نبوده که شریعت او ناسخ دین موسی است، عیسی از اولیاءالله و عارف به تورات می‌باشد و انجیل وحی منزل نیست، بلکه سرگذشت عیسی است که توسط چهار نفر از یاران او تدوین شده است. قوم یهود به او ظلم کردند، چون که او را تکذیب نمودند و باعث قتل او شدند، حال آنکه در تورات نام «مشیحا» زیاد آمده است و او همین «مسیح» است. هر چند که تورات او را نبی یا رسول یا کسی که دارای شریعت خاصه‌ای است، معرفی نکرده است. لازم است بدانیم که در تورات نام مسیح نیامده، بلکه فارقلیطا آمده است.
8- فرقه کاتبان؛ این فرقه جنبه مذهبی ندارند. کاتبان کارشان نسخه‌برداری از کتاب مقدس بوده است. آنان با این کار تجارت می‌کردند. برخی از این گروه را «رابی» و اب می‌خواندند.
9- فرقه عیسویه؛ منسوب به عیسی بن یعقوب اصفهانی. برخی گویند او عوقیدالوهیم یعنی عبدالله بود که در زمان منصور عباسی می‌زیسته و در آن عصر دعوت خود را آغاز کرده است. گویا در عصر مروان حمار گروه فراوانی از یهود به پیروی از او قیام کردند. ابوعیسی یاران خود را در دایره‌ای قرار می‌داد و می‌گفت : تا زمانی که در داخل این دایره باشید، سلاح دشمن در شما کارگر نیست. ابوعیسی در شهر ری کشته شد و یاران او به هلاکت رسیدند. ابوعیسی بر این باور بود که پیامبر است و فرستاده حضرت مسیح است. او می‌گفت که: عیسی دارای پنج رسول است که پس از او خواهند آمد. او مدعی بود که پروردگار با او سخن می‌گوید و به او فرمان داده که قوم بنی‌اسرائیل را از شر غاصبان و طاغیان نجات دهد. او معتقد بود که عیسی افضل اولاد آدم است و مقام او از همه انبیاء برتر است. او گوشت حیوان ذبح شده را تحریم کرد.
10- فرقه ربانیون؛ این فرقه را روحانیون یهود تشکیل دادند که کارشان ترجمه و تفسیر تورات و دیگر کتب مقدس یهود بود. آنان وظیفه داشتند در کنیسه مردم را موعظه کنند، لذا به آنان معلم نیز می‌گفتند.
11- فرقه تناسخیه؛ این فرقه قائل به تناسخ بودند. به گمان آنان در کتاب دانیال نبی آمده است که خداوند بخت نصر را مسخ کرده و به صورت هفت حیوان درنده درآورده تا او را بدین وسیله عذاب داده باشد.
12- فرقه راعیه؛ منسوب به یکی از یهودیان که دعاوی بزرگی داشت.
13- فرقه سامره؛ این فرقه از دیگر فرقه‌ها به آداب و احکام دین یهود متعبدتر است. اینان رسالت موسی و هارون و یوشع را قبول دارند و به دیگر رسولان ایمان ندارند. آنان در انتظار پیامبری هستند که تورات بشار ظهور او را داده است. فردی سامری ادعای نبوت کرد و مدعی بود که وی همان موعود تورات است. این فرد صد سال قبل از عیسی ظاهر شد.
14- فرقه دوستانیه؛ شاخه‌ای از فرقه سامره، معتقد به عذاب و عقاب در دنیا، که گناهکار در همین دنیا مجازات می‌شود.
15- فرقه کوستانیه؛ منشعب از فرقه سامره این فرقه نیز عقایدی مشابه با فرقه دوستانیه داشت بین این دو فرقه، اختلاف در احکام است. فرقه سامره کوهی در بیت‌المقدس (جبل نابلس) را قبله خود قرار داد: «خداوند به داود دستور داده بود که بیت‌المقدس را در جبل نابلس بنا کند، ولی داود در «ایلنا» بنا کرد و این بر خلاف امر پروردگار است. پس حضرت داود ظلم کرد.» این فرقه مدعی است که تورات اصلی به زبان آنان است. لغت این فرقه نزدیک به زبان عبری است. گویا از این فرقه 72 فرقه پیدا شده است.
مورّخان می‌گویند این فرقه از یهودیان سامره هستند که می‌گویند همین دنیا محل ثواب و عقاب است و دسته‌ای می‌گویند آخرت دار ثواب و عقاب است.
ابوریحان بیرونی می‌گوید: قوم سامره از بابل به شام هجرت کردند. مذهبی این فرقه ترکیبی از دین یهود و دین مجوس است. اکثر آنها در فلسطین زندگی می‌کنند و کنیسه‌های آنان در همان حدود است.
برخی می‌گویند که این فرقه همان فرقه صدوقیان و فریسیان می‌باشند. یعنی دوستانیه فرقه صدوقیان و کوسانیه فرقه فریسیان است. ضبط اسم این فرقه در منابع مختلف است: سامریه، سمره، سامره، و....
16- فرقه مقاربه؛ به گمان آنان: خداوند با رسولان خود توسط فرشته سخن می‌گفت. پروردگار نباید وصف شود. اوصاف خداوند، اوصاف فرشته است. خداوند برتر و بالاتر از آن است که به وصف درآید.
17- فرقه یورغانیه؛ منسوب به یورغان از همدان که برخی نام او را یهودا گفته‌اند. این مرد پیروان خود را به زهد و نماز فراوان دعوت کرد و از خوردن گوشت کلیه حیوانات بازداشت. او فشره میوه‌ها را ممنوع کرد. وی معتقد بود که تورات دارای ظاهر و باطن است و تاءویل و تنزیل دارد. او از نظر تاءویل با یهودیان دیگر اختلاف داشت. به تقدیر ثواب و عقاید قائل بود در این عقیده مبالغه بسیار نشان می‌داد.
18- فرقه موشکاتیه؛ منشعب از فرقه مقاربه. گروهی از این فرقه به نبوت پیامبر اسلام اعتراف نموده‌اند.
آنان می‌گفتند: پیامبر اسلام بر همه مردم جهان مبعوث است و تنها بر قوم یهود رسالت ندارد. چرا که یهودیان دارای کتاب هستند. رهبر این گروه در قم به همراه یارانش کشته شد.
19- فرقه الکسائیه؛ فرقه‌ای از یهود که در حدود سال صد میلادی در ماوراء اردن ظاهر شدند. عقاید این فرقه تحت تاءثیر ثنویت و تقدیس. کواکب و فلسفه یونان بود. این فرقه دچار انشعاب شد.
20- اسنی‌ها،
21- سمپسی‌ها،
22- ابیونیها،
23- ماسبونی‌ها،
24- اوسی‌ها،
25- نزاریها،
26- ناصورائی‌ها،
27- همور و باتیست‌ها.
مؤلف بیان‌الادیان بطور فشرده در رابطه با قوم یهود و مذاهب آنان چنین می‌گوید: یهودیان معتقدند که: صانع جهان یکی است (اگر چه گروهی از آنان مشبه‌اند، و گروهی نیستند) و نبوت موسی و هارون پیامبران سلف را ایمان داند و به نبوت پیامبران بعد از موسی نیز اعتقاد دارند. به نبوت عیسی و پیامبر اسلام ایمان ندارند. به تورات و زبور و کتب دیگر انبیاء بنی اسرائیل باور ندارند.